ar
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
323
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-830 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+12
في 0 قنوات
أغسطس '26
+26
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+50
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+329
في 4 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
30 سبتمبر0
29 سبتمبر0
28 سبتمبر0
27 سبتمبر+1
26 سبتمبر+1
25 سبتمبر+1
24 سبتمبر+2
23 سبتمبر0
22 سبتمبر+1
21 سبتمبر0
20 سبتمبر0
19 سبتمبر0
18 سبتمبر0
17 سبتمبر+1
16 سبتمبر0
15 سبتمبر0
14 سبتمبر+1
13 سبتمبر0
12 سبتمبر0
11 سبتمبر+1
10 سبتمبر0
09 سبتمبر0
08 سبتمبر0
07 سبتمبر0
06 سبتمبر+1
05 سبتمبر0
04 سبتمبر0
03 سبتمبر0
02 سبتمبر+1
01 سبتمبر+1
منشورات القناة
تولدتتن مبارک داداش خالد🫠🎂

2
امروز یک گدایگر آمده البته جوگی برادرم دروازه را بست که خانه کسی نیست. میگه: برو بیار خواهرت خو پیسه دار 😐 درونش ما را کشته بیرونش مردم را
85
3
And this is the result ❤️‍🔥🥹
And this is the result ❤️‍🔥🥹
83
4
Support our business بیزنس کوچک ما را حمایت کنید.
77
5
Our first collection of Bukharay Corset 🫠❤️‍🔥
Our first collection of Bukharay Corset 🫠❤️‍🔥
66
6
Support our business بیزنس کوچک ما را حمایت کنید.
1
7
In der Fremde (Far From Home) 1975 @SohrabShahidSalessMovies
In der Fremde (Far From Home) 1975 @SohrabShahidSalessMovies
70
8
صبح بخیر
صبح بخیر
64
9
دردش بسیار است... پدر
71
10
اگر امشب چیزی شد مرا حقتان را حلال کنین 🥹
4
11
آنها رویاهای مان را می زیستن تولدت مبارک آرزو🫠
74
12
لا يوجد نص...
68
13
دیوانه گی تمام عیار کسی به جای من باشد به جای پیاده گردی شاید برود داکتر
79
14
رسالة فيديو
80
15
When you feel like dying, but your office says you still have to come to work. 😐
88
16
بهترست از بالکین خود را پایان بی اندازم که جا‌به‌جا نفس بند شود.
89
17
این هم از من🫠❤️‍🔥
این هم از من🫠❤️‍🔥
88
18
یک دو سه... نفس عمیق، عمیق‌تر؛ در جستجوی آکسیجن. گمش کرده‌ام عمیق عمیق نفس می کشم، با دو دست قفسه‌ی سینه ام را می فشارم... کفایت نمی کند دکمه های یقه‌ام را باز می کنم تا هوا درست برسد. دو دست نامرئی خفه‌ام می کند. هوا به سرم نمی رسد سردرد شدید گرفته‌ام آه شدیدتر می شود. در عین حال که درد می کشم؛ می نویسم تا نوشتن دردم را رها کند اما نه یک دو سه یک دو سه نفس نفس نفس وحشتناک است.‌.‌
86
19
مثل این می ماند که خدا بخواهد جان من را بگیرد، ولی منصرف می شود هر بار و هر چند ساعت بعد...
81
20
صفحه: ۳۴ کتاب کورسرخی از عالیه عطایی
صفحه: ۳۴ کتاب کورسرخی از عالیه عطایی
86