uz
Feedback
nobody's daughter

nobody's daughter

Kanalga Telegram’da o‘tish

queer they/them feminist

Ko'proq ko'rsatish
Eron112 856Toif belgilanmagan
730
Obunachilar
-224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+530 kun
Postlar arxiv
مثل برگی که رها تو دست باده می‌خونیم با هم آواز

"ovulation made me like this! oh it's the ovulation talk!" COWARDS! embrace being a fucked-up freaky horny bitch like the rest of us!

دخترک‌، من هر وقت خسته می‌شم و می‌خوام یک‌ذره پا پس بکشم یاد تو میفتم و روم نمی‌شه. چهار ساله که از تو خجالت می‌کشم اگر رها زندگی نکنم. هنوز که هنوزه برای هیچکس به اندازه‌ی تو گریه نکردم و هنوز هم نمی‌دونم چرا.

هی به خط شش فحش دادم تا اینکه امروز با پدیده‌ای به اسم خط هفت آشنا شدم.

همه می‌گن مردها و موی بلوند اما امان از طیف قرمز-بنفش، کله‌ی آدم رو کیری می‌کنن.

حتی یک ثانیه هم نمی‌تونم کونم رو بذارم زمین، هی یه کاری پیش میاد که من باید بابتش بدوبدو کنم.

photo content

photo content

Repost from N/a
photo content

واقعاً که کیرم‌به‌طاقی زندگی می‌کنم و سام‌هَو همیشه در نهایت همه‌چیز ورک‌اوت می‌کنه.

به همین خاطر از نویسنده‌های زنده هراس دارم. نویسنده‌ای که زیر خاکه، هر گُهی که بوده کاملاً مشخصه و با یه سرچ شجره‌نامه‌اش میاد بالا؛ "غلامحسین ساعدی کمونیست بود!" بله می‌دونم. آلسو یارو چون مُرده، خریدن آثارش سودی بهش نمی‌رسونه (مگر اینکه با اون پول خرما بخرن بذارن سر قبرش🤡).

تشکر از خانم ساناز اسدی بابت استوری گذاشتن راجع به جنبش مهسا که باعث شد بنده دیگه با خیال راحت آثارشون رو پروموت کنم🙏🏻

در تمام بازه‌های زندگیم همیشه حداقل یک نفر بهم گفته "من هم قبلاً مثل تو ذوق داشتم، مطمئنم تو هم چند وقت دیگه بی‌حوصله می‌شی" و تا الان این بی‌حوصله شدن هیچوقت سراغم نیومده. نمی‌گم خسته نمی‌شم، اما حوصله‌م همیشه هستش.

و ناگهان حتی کلاغِ کون‌دریده هم به تو می‌ریند🧚‍♀

شاهکارترین جمله‌ی‌ این ترند "و ناگهان چو دِ قین تو می‌شود" بود.

فقط دینا منظورم رو درست فهمید😔🤍

این بار این یکی ۵۰۵
این بار این یکی ۵۰۵

و ناگهان نوبت تو می‌شود (که پول به دعانویس بدی).