حِرمان
Kanalga Telegram’da o‘tish
955
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-167 kun
+4330 kun
Postlar arxiv
955
چرا ابتهاج؟
واقعن می پرسی چرا؟
چون ما میگیم خیلی زود دیر میشه ولی اون میگه: «امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست؛ فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست:)))!»
955
گاهی بیتوجهی از هزاران کلمه دردناکتر است. وقتی برای کسی وقت میگذاری، اهمیت قائل میشوی و حضورت را بیدریغ هدیه میدهی، اما در مقابل فقط سکوت و بیاعتنایی نصیبت میشود، کمکم میفهمی که ارزش آدمها را نباید از حرفهایشان سنجید، بلکه از رفتاری که با تو دارند. بعضی فاصلهها با کیلومترها ایجاد نمیشوند؛ با بیتوجهی، دیر جواب دادن، نادیده گرفتن احساسات و بیاهمیت جلوه دادن حضورت شکل میگیرند. گاهی تنها کاری که باید انجام داد، این است که از جایی که ارزشت دیده نمیشود، آرام و با احترام فاصله بگیری
955
من دیگ خودمو ب کسی ثابت نمیکنم هرکی میخواست چیزی راجبم بفهمه تا همین جاش فهمیده بود
با هرکسی هم مثل خودش برخورد میکنم مگ برا کسی مهم بود چی ب سر من میاد ک برا من مهم باشه
برا هیچکس مهم نیست ت با حرفاشون با کاراشون چی بهت میگذره پس مثل خودشون باش ک بفهمن ت هم میتونستی فقط برات عزیز بودن ک نکردی
955
هیچوقت آدمی که از زندگیتون رفتُ بنا به هر دلیلی، دلتنگی، دوست داشتن، برنگردونین تو زندگیتون؛ چون اگه دوسِت داشت رابطه رو تموم نمیکرد که الان بخواد برگرده، ولش کن، برو دنبال هدفات، آدم درست زندگیت خودش پیدا میشه.
955
درود به رفاقتهای خاموش، نه تماسهای مداوم، نه پیامهای هر روزه، فقط یه قول نانوشته که میگه هر وقت که بخوای من هستم.
955
شیفته ی شعر های خیام بودم.
شبیه یکی از شخصیت های داستان های کامو
به اندازه ی شوپنهاور بد بین بودم؛
و به اندازه ی کافکا تلخ!
تو
با من چه کردی
که حالا
حافظ و فروغ و نزار قبانی میخوانم...
955
دیدم که از دستت عصبانی نیستم، دلشکسته نیستم،
قهر نیستم، خلاصه من با تو دیگه “هیچ چیز” نیستم.
