uz
Feedback
با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی

با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی

Kanalga Telegram’da o‘tish

این‌جا چیزهایی را می‌نویسم که یا آن‌قدر کوتاهند که مناسب متمم و روزنوشته‌ها نیستند یا قرار است بعدا درباره‌شان بیشتر بنویسم. اسمش را می‌شود گذاشت "هایلایت" motamem.org mrshabanali.com محمدرضا شعبانعلی

Ko'proq ko'rsatish
Eron13 234Toif belgilanmagan

📈 Telegram kanali با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی analitikasi

با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی (@bamotamem) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 25 929 obunachidan iborat bo'lib, Boshqa toifasida -o'rinni va Eron mintaqasida 13 234-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 25 929 obunachiga ega bo‘ldi.

25 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 425 ga, so‘nggi 24 soatda esa 22 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 77.73% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 30.52% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 20 153 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 7 913 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 726 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent مذاکره, کس, ناشر, وقت, اینه kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“این‌جا چیزهایی را می‌نویسم که یا آن‌قدر کوتاهند که مناسب متمم و روزنوشته‌ها نیستند یا قرار است بعدا درباره‌شان بیشتر بنویسم. اسمش را می‌شود گذاشت "هایلایت" motamem.org mrshabanali.com محمدرضا شعبانعلی”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 26 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Boshqa toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

25 929
Obunachilar
+2224 soatlar
+1137 kun
+42530 kun
Postlar arxiv
ادای احترام بر سر در ساختمان اصلی ادارهٔ پست آمریکا در نیویورک (ساختمان فارلی) جمله‌ای حک شده که شاید قبلاً در عکس‌ها دیده با
+2
ادای احترام بر سر در ساختمان اصلی ادارهٔ پست آمریکا در نیویورک (ساختمان فارلی) جمله‌ای حک شده که شاید قبلاً در عکس‌ها دیده باشید: «نه برف، نه باران، نه گرما، و نه تاریکی شب، هیچ‌یک این پیک‌ها را از انجام سریع مأموریت‌شان بازنمی‌دارد.» جمله در سال ۱۹۱۴ حک شده و آن‌قدر معروف است که بسیاری آن را شعار رسمی پست آمریکا می‌دانند. دیوید لئونارد در کتاب «نه برف و نه باران» که به تاریخچهٔ پست آمریکا اختصاص دارد،‌ داستان پشت این جمله را می‌گوید. این جمله را هرودوت در کتاب تاریخ معروف خود، در توصیف چاپارهای ایرانی در دوران داریوش کبیر به‌کار برده است. صنعت پست ایرانی در دوران هخامنشی با کوروش کبیر آغاز شد و در دوران داریوش کبیر به اوج رسید و سریع‌ترین پست سازمان‌یافته جهان شناخته می‌شد (مصری‌ها و چینی‌ها هم پست داشتند. اما نماد پست سریع و سازمان‌یافته، ایران بود). لئونارد داستان انتخاب این جمله و حک شدن آن را این‌گونه به پایان می‌برد که: بسیاری فکر می‌کنند این جمله شعار پست آمریکاست. اما این جمله، صرفاً ادای احترام بزرگ‌ترین پست جهان به یکی از نامدارترین نیاکانش است. #هایلایت

از امید به امید قدرت پرواز ذهن بشر آن‌جا می‌توان دید که از امیدی پر می‌گیرد و بر امیدی دیگر می‌نشیند. مضمون از ساموئل جانسون
از امید به امید قدرت پرواز ذهن بشر آن‌جا می‌توان دید که از امیدی پر می‌گیرد و بر امیدی دیگر می‌نشیند. مضمون از ساموئل جانسون #جمله‌های-روزانه-متمم

یه زمانی در جنگ ایران و عراق، یه جمله‌ای از کیسینجر نقل می‌شد که گفته بود: «کاش می‌شد توی این جنگ هر دوشون ببازن.» (احتمال بسیار زیاد خودش گفته. نگفته باشه هم تصمیم‌هاش کاملاً در این راستا بود. معتقد بود که توی جنگ باید از طرفی که خیلی ضعیف شده حمایت کرد تا استهلاک دو طرف بیشتر بشه). من حس می‌کنم احتمالاً چین در اوضاع فعلی چنین نگاهی داره. هم دوست داره آمریکا راحت به اهدافش نرسه (و این‌طوری مشخص بشه که در برابر چین و تایوان که پروژهٔ بزرگ‌تریه، قدرت جدی نداره) و هم ایران در آينده به استراتژی‌هایی که این بار انتخاب کرده استفاده نکنه.

برنامهٔ B&R - قسمت سوم برداشت من اینه که اون‌قدر که از B&R میشه ایده‌ها و استراتژی‌ها و جهت‌گیری چین رو فهمید، از بریکس و سازمان همکاری شانگهای نمی‌شه فهمید. می‌دونم مقایسهٔ یه برنامه با یک سازمان یا مجمع یا معاهده غلطه. اما از این نظر می‌گم که توی B&R دست چین بازه و گیر هماهنگی با دولت‌های متعدد نیست. از طرفی، مستقیماً باید منابع برای پروژه‌ها تخصیص بده. بنابراین شاید توی بریکس و شانگهای یه جاهایی تعارف تیکه‌پاره کنن و به تعبیری political flirting داشته باشن، اما توی B&R دیگه جای این بازی‌ها نیست. باید واقعاً صریح و شفاف تصمیم‌ها و سیاست‌هاشون رو نشون بدن و عملی کنن. اگرچه رسماً هیچ‌وقت صریح گفته نشده، اما به‌نظرم (برداشت شخصی) یکی از علل اصلی که یه زمانی چین، ایران و عربستان رو هم به مذاکره و رفع کدورت‌ها ترغیب کرد، احتمالاً به B&R برمی‌گرده. اگر از چیزهایی که روی کاغذ نوشته و امضا میشه و باهاش عکس می‌گیرن رو کنار بذاریم، در عمل چین بیشترین حجم همکاری B&R رو با عربستان، امارات و عراق داشته. با ایران هم همکاری کم نبوده. اما تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و ملاحظات دیگه باعث شده مقیاس همکاری متفاوت باشه. افقی که چین برای B&R داره چند دهه است. و قاعدتاً تصمیم‌ها، سیاست‌ها و منابعی رو که تخصیص می‌ده،‌ تا حد امکان با این پروژه همسو می‌کنه. یه‌جورایی میشه بهش گفت super-framework برای کارهای اقتصادی و سرمایه‌گذاری. راستی پاکستان هم یکی از همکاران نزدیک چین در این برنامه است. البته پاکستان فراتر از این‌ها، رابطهٔ خیلی عمیقی با چین داره. معمولاً توی رسانه‌ها ازش با عنوان رابطهٔ آهنین (ironclad) یاد می‌کنن (چین، راحت از این اصطلاحات و تعبیرها خرج نمی‌کنه). آخرین نکته‌ای که خوبه بهش توجه داشته باشیم اینه که چین به‌شدت اصرار داره تعاملات خودش رو چه در B&R و چه در همکاری‌های دیگه از جنس partnership (مشارکت) تعریف کنه و تأکید می‌کنه که ما اهل alliance (ائتلاف) نیستیم. منطقش هم اینه که مشارکت بین دو طرف معنا پیدا می‌کنه. اما ائتلاف معمولاً علیه یه کشور سوم شکل می‌گیره یا یه رقیب سوم رو فرض (یا خلق) می‌کنه. این استراتژی باعث می‌شه چین خیلی جاها، اون‌جوری که پارتنرهاش ازش انتظار دارن رفتار نکنه. بقیه‌اش رو خودتون بخونید یا با Gen AI حرف بزنید، هر چی براتون سوال باشه پیدا می‌کنید. 🩷

برنامهٔ B&R - قسمت دوم دولت چین از سال ۲۰۱۳ برنامهٔ Belt & Road Initiative رو شروع کرد. منظور از Belt یا کمربند، مسیر زمینه.
برنامهٔ B&R - قسمت دوم دولت چین از سال ۲۰۱۳ برنامهٔ Belt & Road Initiative رو شروع کرد. منظور از Belt یا کمربند، مسیر زمینه. Road هم این‌جا منظور جاده نیست، راهه؛ راه دریایی. ایدهٔ B&R توسعه مسیر زمینی و دریایی چین به غرب (مشخصاً اروپا) هست و حدوداً ۱۵۰ کشور درگیرش هستن. یعنی چین یک به یک با کشورها رفته حرف زده و با هر کدوم یه چارچوبی در آورده که چه همکاری‌هایی در این مسیر می‌تونه باهاشون داشته باشه. دو تا کتاب در این باره هست که دو تا جاناتان نوشته‌ان! جاناتان اول، جاناتان هیلمن هست که کتاب راه تازهٔ امپراطور رو نوشته (چین و پروژهٔ قرن). جاناتان دومی، جاناتان فالتون کتاب جمع‌و‌جور برنامهٔ B&R در جهان عرب رو نوشته که هنوز منتشر نشده. اما نوشته‌های قبلیش و کتابی که قبلاً به اسم رابطهٔ چین و کشورهای پادشاهی خلیج فارس (که اون رو هم با راتلج کار کرده) نشون می‌ده که این نوع مباحث رو خیلی دقیق و خوب بررسی می‌کنه. اگر هم حوصله ندارید کارهای این دو نفر یا مطالب مشابه رو بخونید، با یکی از همین سرویس‌های هوش مصنوعی حرف بزنید، یا وقتی سوال می‌پرسید بگید در کانتکست به B&R یا حرف این آدم‌ها هم توجه کنه، باز خوبه.

دولت چین و وضع امروز خاورمیانه برنامهٔ B&R - قسمت اول به‌نظرم میاد دوستانی که این روزها دنبال تحلیل وضعیت فعلی خاورمیانه و بررسی سناریوهای احتمالی آتی هستن، به‌طور ویژه‌ای به ایران، آمریکا و بازی بازیگران منطقه‌ای توجه می‌کنن و سهم کمتری رو به چین اختصاص می‌دن. در حالی که تصمیم‌های چین در سال‌های اخیر نقش مهمی در منطقه داشته. در حال حاضر هم که ارتباط ایران با دنیا محدودتر شده، بخش زیادی از بیم‌ها و امیدهای سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران کشور طبعاً به چین برمی‌گرده. اولین چیزی که معمولاً به ذهن‌ می‌رسه، اینه که چین تقریباً تنها خریدار نفت ایرانه و از زاویهٔ دیگه، ایران، تأمین‌کنندهٔ ارزان انرژی و دسترسی به معادن و منابع زیرزمینی برای چینه. به‌نظرم این نگاه برای درک تصمیم‌ها و سیاست‌های چین و اقدام‌هایی که در سال‌های گذشته در منطقه انجام داده و تصمیم‌هایی که الان می‌گیره و مواضعش در برابر اتفاق‌هایی که در آینده در منطقه می‌افته کافی نیست. پیشنهاد من به دوستانی که به این موضوع علاقه‌مند هستن، اینه که کمی دربارهٔ برنامهٔ Belt & Road چین مطالعه کنن. جدا از این‌که موضوع جذابیه، ذهن ما رو با شیوهٔ نگاه چین به بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی بازتر می‌کنه. توی یه پست جدا چند جمله بیشتر در این باره می‌نویسم. (البته من سواد خاصی توی این موضوع ندارم. در حد کنجکاوی شخصی چند تا کتاب و مقاله خوندم. خودتون بچرخید، اطلاعات بیشتری گیرتون میاد).

علت اصلی نوشتن بیشتر آن است که نویسنده نمی‌تواند ننویسد. حسن کامشاد منبع ‌

روشنفکر دینی پیش از این هم چند بار گفته‌ام. ترکیب «روشنفکر دینی» با بدسلیقگی ساخته شده. بهتره به جای این ترکیب از اصطلاح «نواندیش دینی» استفاده کنیم. ما در حوزهٔ دین و دینداری با دو دسته آدم روبه‌رو هستیم. یه عده که زندگی‌شون رو می‌کنن و کاری هم با فکر و اندیشه و اندیشه‌ورزی ندارن. اما در بین اون گروهی که در حوزهٔ دین فکر می‌کنن میشه یه طیف در نظر گرفت از کهنه‌اندیش دینی تا نواندیش دینی. واضحه که همهٔ کسانی هم که وقت‌شون رو به فکر کردن به دین و موضوعات دینی می‌گنجونن می‌شه در چنین طیفی جا داد. پی‌نوشت: روشنفکر دینی که از اول اصطلاح پرت و غلط و ترکیب ناهم‌نشین و ناهمخوانی بود. اما شاید لازم باشه کم‌کم خود کلمهٔ روشنفکر هم بازنشسته بشه چند اصطلاح مختلف (بسته به بافت و موضوع) جایگزینش بشه. به‌نظر میاد این روند در عمل هم داره اتفاق میفته.

توضیح تکمیلی دربارهٔ خاطرات آندره وی کتاب اصلی به زبان فرانسه است. ترجمهٔ انگلیسی (که من هایلایت‌هاش رو گذاشتم) با هماهنگی خود آندره وی انجام شده و عنوانش رو The Apprenticeship of a Mathematician گذاشته‌ان. الان سرچ کردم دیدم نشر نی هم ترجمهٔ فارسی کتاب رو به اسم «شاگردی یک ریاضیدان» ترجمه کرده‌ان. کیفیت ترجمه رو نمی‌دونم. خودتون باید نگاه کنید. اسم نویسنده روی جلد آندره ویل خورده که شاید بعداً آندره وی بشه بهتر باشه (چون خواهرش به اسم سیمون وی توی فارسی جا افتاده). اما مهم نیست. توی ترجمه‌های دهه‌های قبل زیاد پیش میومده. پی‌نوشت نامربوط: کتاب ۵۳ اصل در مذاکره Leigh Thompson (لی تامپسون) که در دوران جوانی ترجمه کردم، با اسم «لیگ تامپسون» منتشر شد. بعداً هم دیگه موند و فکر کنم هنوز هم عوضش نکردن (سال‌های زیادیه که خبری ندارم و پیگیری نمی‌کنم).

تمرین تایپ زندگی‌نامهٔ آندره وی (Andre Weil) جالبه. این ریاضیدان فرانسوی در سفری به فنلاند، در هتلی نزدیک مرز فنلاند و شوروی
+2
تمرین تایپ زندگی‌نامهٔ آندره وی (Andre Weil) جالبه. این ریاضیدان فرانسوی در سفری به فنلاند، در هتلی نزدیک مرز فنلاند و شوروی بوده. برای این‌که خانمش مهارت تایپ سریع رو فراموش نکنه، گاهی یه متن‌هایی رو براش می‌خونده و اون تایپ می‌کرده. این کار رو در سفر هم انجام می‌دن (و لابه‌لاش، متوقف می‌شدن و از منظره لذت می‌بردن). ظاهراً میزبان‌ مشکوک می‌شه (چرا یه نفر دوردست رو نگاه می‌کنه و به خانمش می‌گه مشاهداتش رو تایپ کنه؟). برای آندره وی پروندهٔ جاسوسی تشکیل می‌دن تا بیشتر مد نظر باشه همون روزها شوروی بمباران فنلاند رو هم شروع می‌کنه و باز این ریاضیدان نگون‌بخت نزدیک‌بین، از دور تشخیص نمیده پدافندهای فنلاندی دارن وسط میدون کار می‌کنن. خیره میشه و میره جلو ببینه چه خبره. دستگیرش می‌کنن. بعد می‌بینن پروندهٔ (جاسوسی) تایپ کردن هم داره. توی نامه‌هاش می‌بینن یه نامه هم به یه دوست روس داره که بهش می‌گه منتظرم ببینم چه‌جوری اثبات می‌کنی (منظورش قضیه‌های ریاضی بوده اما فکر می‌کنن مربوط به یه عملیاته). شبی که قرار بوده بامدادش اعدام شه به‌طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا می‌کنه. کتاب رو نشر نی ترجمه کرده که جداگانه می‌گم.

جسارت پذیرش نامحبوبیت اگر صرفاً در پی این باشی که دوستت داشته باشند، باید هر لحظه و هر جا آماده باشی که بر سر هر چیز کوتاه بی
جسارت پذیرش نامحبوبیت اگر صرفاً در پی این باشی که دوستت داشته باشند، باید هر لحظه و هر جا آماده باشی که بر سر هر چیز کوتاه بیایی. و در نهایت هم به هیچ چیز نخواهی رسید. مارگارت تاچر __ ده‌ها نفر به ده‌ها بیان این حرف رو گفته‌ان. اما به قول حافظ، از هر زبان که می‌شنوی نامکرر است. #جمله‌های_روزانه_متمم

یکی از دوستان متممی توی روزنوشته‌ها به بحث "هوش مصنوعی و خطر انقراض انسان" که اخیراً دوباره زیاد شنیده می‌شه اشاره کرده بود و نظر من رو هم پرسیده بود. طبیعتاً برای چنین بحث‌هایی، دانش و مطالعهٔ تخصصی لازمه که من به اندازهٔ کافی ندارم. اینه که یه جواب نسبتاً مختصر و شخصی نوشتم. اعتبار حرف‌هام رو که در حد گپ‌های مردم توی تاکسی (که گاهی تحلیل خاورمیانه و آمریکا و ... رو هم پوشش می‌ده) در نظر گرفت. برای بیان چیزی که توی ذهنم بود، از دو اصطلاح "اثر پهپادی" و "لحظهٔ کوویدی" استفاده کردم. احتمالاً اگر وقت و حوصلهٔ بیشتری بود، می‌تونستم اصطلاحات و تعبیرهای بهتری پیدا کنم. https://mrshabanali.com/ai-human-extinction/

یکی از قوانین امتیازدهی در مذاکره اینه که اگر به طرف مقابل امتیازی دادید که فکر می‌کردید ارزشمند و مناسبه و اون قبول نکرد، یا موافقت کرد و بعد زیرش زد، بعدا دوباره اون امتیاز رو راحت ندید (یا امتیاز کمتری بهش بدید یا امتیاز بیشتری ازش بگیرید). وگرنه ممکنه باز هم قدر امتیازی رو که گرفته ندونه. این رو مغازه‌دارها هم بلدن. مثلاً وقتی می‌گن برای فلان چیز ۲۰٪ تخفیف می‌دم، این تخفیف رو به شرطی می‌دن که طرف توی مغازه قبول کنه و بخره. اما اگر گفت حالا میرم دور می‌زنم برمی‌گردم، وقتی برگشت یا بهش میگن فروختیم تموم شد، یا میگن سیستم رو چک کردیم قیمت بالاتره یا میگن زنگ زدم به صاحب‌مغازه گفت اون تخفیف مال این جنس نبوده. توی پروژه گرفتن هم همینه. اگر به کارفرما پیشنهاد دادید یه کاری رو (بدون هزینهٔ اضافه) دو هفته زودتر از عرف می‌تونید انجام بدید، و دیدید قدر نمی‌دونه و راحت از کنارش گذشت، یه نگاه به تقویم‌تون بندازید و بگید اشتباه کردم. تا یاد بگیره وقتی امتیاز خوب می‌گیره قدر بدونه. شاید یه جاهایی ضرر کنید، اما در بلندمدت منافع زیادی داره. این قاعده در تمام سطوح مذاکره، از روابط معامله‌های روزمره تا معادلات بین‌المللی رعایت میشه و باید هم بشه.

چند کتاب (۱) برای این‌که روزنوشته بعد از هفت‌هشت ماه به‌روز بشه، گفتم شاید راحت‌ترین مطلبی که می‌تونم بنویسم فهرستی از چند تا
چند کتاب (۱) برای این‌که روزنوشته بعد از هفت‌هشت ماه به‌روز بشه، گفتم شاید راحت‌ترین مطلبی که می‌تونم بنویسم فهرستی از چند تا کتابه که در ماه‌های اخیر خوندم. چند تاش رو نوشتم و فعلاً منتشر کردم. بعداً بخش دومش رو هم منتشر می‌کنم (یا همین رو کامل می‌کنم). چیز خیلی خاصی نیست. حال‌و‌هواش کاملاً شخصیه. اما شاید دوست داشته باشید این فهرست و توضیحاتم رو ببینید: https://mrshabanali.com/books1/

توضیح در پاسخ به دوستان عزیزی که لطف دارن و پیام می‌دن و دربارهٔ این کانال - و این‌که چند ماهه که به‌‌روز نشده - سوال می‌پرسن، لازم دیدم توضیح بدم که من هنوز حال‌و‌هوام اون‌قدر به حالت عادی برنگشته که بتونم این‌جا حرف بزنم یا چیزی بنویسم. متمم رو، به‌علت تعهدی که به اعضا وجود داره و فراتر از یک تصمیم یا سلیقهٔ شخصیه، با سرعت، جدیت و کیفیت همیشه ادامه داده‌ایم و می‌دیم. اما ترجیحم اینه که به‌روزرسانی این‌ کانال و روزنوشته رو به زمانی که کمی حال‌ و روحیهٔ بهتری داشتم موکول کنم. امیدوارم در ماه‌های آینده، بتونم دوباره نوشتن در این‌جا و روزنوشته رو شروع کنم.

هر روز صبح، دوستان اصلاح‌طلب شروع می‌کنند به ما آموزش می‌دن که جنگ و جنگ‌طلبی بده. بله جنگ بده. اما من نمی‌فهمم چرا به ما می‌گن؟ ما نه ناو داریم نه موشک. حتی در زندگی روزمره هم عاملیت‌مون بسیار محدوده. جدا از این، حتی در سطح کلان هم این نوع اظهارنظرها (سلبی یا ایجابی) کارکرد چندانی نداره. تصمیم در مورد پدیده‌های بزرگی مثل جنگ و صلح، با تصمیم خریدن سیب‌زمینی و پیاز فرق داره. تصمیم‌گیری در مورد خریدهای روزمره در چند ثانیه انجام میشه‌. اما تصمیم‌گیری‌های کلان و در حوزهٔ سیاست‌گذاری طی چند سال و گاه چند دهه اتخاذ می‌شن. در سیاست‌گذاری چیزی به اسم "لحظهٔ" تصمیم‌گیری وجود نداره. #موقت

رویکرد چپ‌گراها به مسائل اجتماعی شبیه رویکرد نادان‌های قرون وسطی به موضوعات علمی است. هر جا واقعیت با تئوری‌هایشان جور در نیاید، به جای تردید در تئوری‌ها، واقعیت را انکار می‌کنند.

روزی تقویمی خواهیم نوشت هر روزش مناسبتی دیگر.

پارادوکس مذاکره بیست سال از زمانی که اولین بار سر کلاس مذاکره رفتم می‌گذره و تمام عزیزانی که در این دو دهه خدمت‌شون بوده‌ام، این قاعدهٔ مهم در مذاکره رو از من شنید‌ه‌ان: مذاکره آخرین راه‌حل نیست. بسیاری از ما فکر می‌کنیم وقتی هیچ راهکار دیگه‌ای جواب نداد، پس مذاکره می‌کنیم. در حالی که مذاکره وقتی موثره که اتفاقا انواع راهکارها روی میز باشه. من گاهی این نکته در در قالب "پارادوکس مذاکره" صورت‌بندی می‌کنم: مذاکره فقط تا زمانی موثره که شما فکر می‌کنی به مذاکره نیاز نداری. #مذاکره

یادآوری یک آموزهٔ کلاسیک در مذاکره هدف کسانی که به جای موضع‌گیری کوتاه، طولانی حرف می‌زنند، معمولاً شفاف‌سازی نیست؛ ابهام‌آفرینی و پنهانکاری است. پی‌نوشت: شامل "... اما ..." هم میشه.