چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish447
Obunachilar
-524 soatlar
-67 kun
-130 kun
Postlar arxiv
چند روز قبل تلگرام را حذف کردم قصد داشتم کلاً دلیت اکانت بزنم خو نشد دگ...
فقط یک برای یک روز
اینکه ببینم چه تحولاتی در من خواهد آمد بدون تلگرام !
دیدم هیچی به هیچی
اصلاً تغییرات نیامد قبل تلگرام و بعد تلگرام همان گپ ها همان مصروفیت ها...
اصلاً قصد برگشت هم نداشتم تا یک مدت اما بنابر تهدید های بعضی عزیزان اجباری دوباره آمدم...
خب خلاصه فهمیدم که تلگرام هیچ نقش خاصی در زندگی ام ندارد چه باشد چه نباشد.
بود و نبودش مهم نیست...!
Repost from خــطهــای خــاکــســتــری
و ما، هرچه بزرگتر شدیم، حسرتهایمان هم بزرگتر و پررنگتر شدند…
#ونوس
وضعیت روحیم یه جوریه که فقط این حرف کافکا میتونه توصیفش کنه که گفته:
«همهی اعضایم، مانند خودم، خستهاند».
Repost from N/a
او را هراس اش نمیگذاشت تا جویای احوالم شود
و من را غرور و نجابت ام...
این روز ها عجیب،عجیب است!
درد خود را حتی خودم هم نمیدانم
بیحوصله گی های بیجا
اعصبانیت های بیجا
ضد کردن ها...
همه و همهش اذیت ام میکند.
حرفی با کسی ندارم.
در خود فرو رفته ام.
دیگر مجال زندگی کردن نیست!
روز و شب همهش یکسان و یکنواخت میگذرد!
هیچ چیزی جدیدی نیست.
واقعاً روز های حوصله سَربرِ هستند ای کاش زودتر تمام شوند ای کاش!
#دوشیزه_سادات"دوستی یعنی اینکه؛"من بی هیچ تردیدی تو را شایسته ی آن میدانم که امانت دار بخشی از آبروی من باشی.
