uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

خــط‌هــای خــاکــســتــری

خــط‌هــای خــاکــســتــری

Kanalga Telegram’da o‘tish

دل‌نوشته‌هایم را در تاریکی می‌کارم، شاید روزی به روشنایی برسند. "جایی میان تاریکی، جایی میان شعر و سکوت." لینک ناشناس https://t.me/BiChatBot?start=sc-e141993246

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
155
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-1130 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sen '26
Sentabr '260
0 kanalda
Avgust '260
0 kanalda
Get PRO
Iyul '260
0 kanalda
Get PRO
Iyun '260
0 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+2
1 kanalda
Get PRO
Mart '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+20
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+16
18 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+178
19 kanalda
Get PRO
Oktabr '250
19 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+5
1 kanalda
Kanal postlari
می‌پرسی چرا یادی از تو نمی‌کنم؟ چگونه بگویم که یادِ تو، تنها چیزی‌ست که در این ازدحامِ نفس‌گیر هنوز از من نرفته… اما خسته‌ام عزیز، آن‌قدر خسته که حتی توانِ دلتنگی هم در من فرو ریخته است. زندگی چنان بی‌امان بر شانه‌هایم سنگینی می‌کند که گاهی آرزو می‌کنم برای مدتی نه نامی داشته باشم،نه نقشی،نه مسئولیتی فقط نباشم؛ نه انسان، نه پاسخ‌گو، نه درگیرِ این همه باید. فکر نکن فراموشت کرده‌ام گاهی آدم آن‌قدر غرقِ دوام آوردن می‌شود که حتی دوست داشتن را هم باید میان کارهای نیمه‌تمامش پنهان کند.
#ونوس.
#دلنوشته

2
بهرحال اگر خواستید نامه‌‌ای از سوی بردین دریافت کنید همین پست را فور بزنید کانال‌تان. اگرم کانال ندارین در ربات بگین خواهیم نوشت... ظرفیت: پنج کانال
1
3
تو هرکاری که توانسته‌ای کرده‌ای. اگر در نیمه راه متوقف شده‌ای به این دلیل است که نیرو کافی نداشته‌ای، هیچکس حق ندارد تو را سرزنش کند. اندیشه‌ها و انسان - ژان پل سارتر
47
4
با اینکه پیش هیچ‌کس اعتراف نمی‌کرد، از دلتنگی تقریبا فلج شده بود. خاک غریب، جومپا لاهیری
57
5
واقعا نمی دانم به پوستم برسم، سلامت روانم را در نظر بگیرم، سلامت جسمانی را درمان کنم، مراقب دندان هایم باشم، زیبا بمانم، درس بخوانم کار کنم، دوست خوبی باشم، آدم خوبی باشم، عشق و حال کنم پس انداز کنم. اصلا نمی‌دانم کاش درخت بودم.
72
6
خداحافظ به تویی که زندگی‌ات تباه شد، بی آن که مقصر باشی. برادران کارامازوف - داستایفسکی
63
7
؟
؟
64
8
Matn yo'q...
68
9
شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. فکر و خیال‌های روز، دل مشغولی‌ها شب‌ها هم دست برنمی‌دارند. مثل کیسه، پُر خاک‌روبه که پاره شود، هر آشغالی تو سرم فرو می‌ریزد توی گودال سرم. بعضی وقت‌ها جریان خیالات مثل سیلاب گل‌آلودیست که تکه پاره‌های چیزهای زیادی را در خود دارد و بی‌مقصدی و هدفی، سر خود روان است. - شاهرخ مسکوب
56
10
می‌پرسی چرا یادی از تو نمی‌کنم؟ چگونه بگویم که یادِ تو، تنها چیزی‌ست که در این ازدحامِ نفس‌گیر هنوز از من نرفته… اما خسته‌ام عزیز، آن‌قدر خسته که حتی توانِ دلتنگی هم در من فرو ریخته است. زندگی چنان بی‌امان بر شانه‌هایم سنگینی می‌کند که گاهی آرزو می‌کنم برای مدتی نه نامی داشته باشم،نه نقشی،نه مسئولیتی فقط نباشم؛ نه انسان، نه پاسخ‌گو، نه درگیرِ این همه باید. فکر نکن فراموشت کرده‌ام گاهی آدم آن‌قدر غرقِ دوام آوردن می‌شود که حتی دوست داشتن را هم باید میان کارهای نیمه‌تمامش پنهان کند. #ونوس. #دلنوشته
69
11
Matn yo'q...
59
12
می‌گفت: «به دل نگیر.» چگونه به دل نگیرم؟ تو همان حرفی را زدی که خوب می‌دانستی می‌تواند مرا یک قرن در سایه‌ی اندوه، ملول و خاموش نگه دارد. #ونوس. #دلنوشته
67
13
Matn yo'q...
57
14
Matn yo'q...
60
15
دنیای درونی او دیگر نه شامل نور و تاریکی، بلکه یک دود خاکستریِ بی‌پایان بود‌. جنایت و مکافات، داستایفسکی
63
16
_از چی می‌ترسی؟ من از فردایی می‌ترسم که مجبور شوم نگاهم را از آینه بدزدم، از این‌که چشم‌هایم مرا به خیانت به آرزوهایم متهم کنند. می‌ترسم حسرت‌هایم از خاطره‌هایم بیشتر شوند، و ای کاش ها صف بکشند. می‌ترسم روزی برسد که بفهمم جرأتم فقط به فکر کردن قد داد، نه به زندگی کردن. از این می‌ترسم که زمان بگذرد و من هنوز در حال بعداً گفتن باشم. می‌ترسم فردا بیاید و من شرمندهٔ رؤیاهایی باشم که روزی با شوق صدایشان زدم اما نیمه‌راه تنهاشان گذاشتم. #ونوس.
74
17
Matn yo'q...
64
18
«سخن گفتن با تو، برایم پناه بود.» امیلی دیکینسون.
96
19
حرف بزنیم https://t.me/BiChatBot?start=sc-e141993246
106
20
مى‌گویند درد ‏آدم‌ها را به‌هم نزدیک مى‌کند ‏به من بگو ‏کدام‌مان شاد هستیم ‏که این همه از هم دور مانده‌ایم؟ اوغوز آتای
96