تکه هایی که من شدند
Kanalga Telegram’da o‘tish
دورافتاده از سیارهی زادگاه، در پی کشف خود، شیفته آواز http://t.me/HidenChat_Bot?start=1266160069
Ko'proq ko'rsatish398
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1930 kun
Postlar arxiv
غریبههایی که بدون دلیل خاصی باهام مهربونن واقعا یه جون به جونام اضافه میکنن.
Repost from بیگانه
حال عدهی زیادی از ما خوب نیست، اما با اینحال چه مسرانه و انسانی، زندگی را میخواهیم. دوام میآوریم و به هر دری برای زندگی کردن، میزنیم.
نمیدونم چه مرض عجیبیه که انگار همیشه باید نگران هزار تا چیز باشم؛ اگه اون هزار تا بشه ۹۹۹ تا هم خودم یهدونه جدید میسازم که مبادا یه وقت جای خالیش حس بشه!
میگن خوبیِ به ته چاه خوردن اینه که میدونی تنها راهی که برات مونده بالا رفتنه؛
اما یه نگاه به ما بنداز!
بعید میدونم این چاهی که توشیم اصلا انتهایی داشته باشه، که امیدوار باشیم شاید یه روزی به اون نقطه برسیم و بدونیم دیگه بدتر ازین نمیشه.
کاملا جدی بعد از کنکور به یه بدن جدید نیاز دارم، اینیکی دیگه داره اسقاط میشه.
اتفاقهای غیرقابل کنترل که توی زندگیم زیاد میشن خودبهخود فیوزم میپره و خاموش میشم دیگه.
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
خدایا حیفمون نکنی قربونت. با این کهکشانی که توی من ساختی، من نرسیده بمیرم، خودت شرمندهی خودت میشی.
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
خدایا حیفمون نکنی قربونت. با این کهکشانی که توی من ساختی، من نرسیده بمیرم، خودت شرمندهی خودت میشی.
سلام.
اینجا ننوشتن واسه خودمم عجیبه ولی دارم روزهایی رو میگذرونم که زیاد حرفی واسه گفتن ندارن؛ اگه داشته باشن هم خیلی وقتا خودم خاموششون میکنم که مسیرمو مختل نکنن. چند وقتی میشه که کمتر هستم و کمتر مینویسم و احتمالا تا چند ماه آینده شاید کمتر هم بشه. از اینکه تا اینجا بودید و خوندید من رو ازتون ممنونم. فعالیتِ نصفه و نیمهی من همچنان ادامه خواهد داشت و این انتخاب خودتونه که میخواید همچنان بمونید یا نه.
امیدوارم به روزی که شرایط بهتر بشه و بازم شماهارو کنارم داشته باشم.
