فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
Kanalga Telegram’da o‘tish
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
Ko'proq ko'rsatishEron195 733Toif belgilanmagan
74
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Repost from سهم من از جهان
رُک بودن بنظرم همیشه یک جور تناقض بوده. از یه طرف آدم باید حرفشو بزنه، واضح و بیحاشیه. از اون طرف، بعضی وقتها بعد از یک جملهٔ صادقانه، سکوت سنگینی توی فضا میپیچه؛ نگاهها عوض میشه، یکی اخم میکنه، یکی لبخند مصنوعی میزنه، و شبیه اینها. دوستم میگفت: «یه مدت فکر کردم شاید باید خودم رو سانسور کنم. شاید رک بودن یک نقطه ضعفه، نه نقطه قوت». بهش گفتم: «مشکل از رک بودن نیست؛ از چگونگی رک بودنه». صراحت، اگه آغشته به احترام نباشه، شبیه پتکیه که بیهدف فرود میاد. اما همون صراحت، اگه با دلسوزی همراه باشه، میتونه یه چراغ بشه، روشنکنندهٔ راه کسی که شاید خودش رو نمیبینه. بعضیها میگن رُک بودن نشونهٔ اعتمادبهنفسه. شاید. ولی یک وقتهایی آدم اونقدر رک میشه که دیگه کسی جرأت نمیکنه نزدیکش بشه. یکجور زره میسازه از بیپردهگویی. امن، ولی تنها. آدم باید یاد بگیره قبل از گفتن هر چیزی، چند ثانیه مکث کنه. نه برای دروغ گفتن یا پنهونکاری، فقط برای سنجیدن وزن کلمهها. رک بودن خوبه، اما اگه بدونی کی، کجا و چطور باید رُک بود عالی میشه. گاهی هم بهترین شکل صداقت، آرومترین و مهربونترین نوعشه.
Repost from ALWAYS
اینجا حتی نمیتونی درستحسابی با جملههای انگیزشی ارتباط بگیری چون دقیقا وسط جمله یه آقازاده نشسته که کل مفهومش رو نقض میکنه.
همهش احساس میکنم یه چیزی رو گم کردهم. حالا تا ببینیم بوش کِی درمیاد.
پدر و مادرم خیلی جاها لغزیدن، خیلی جاها اشتباهاتی کردن که گاهاً جبرانناپذیر بود و مطمئن نیستم بتونم بعضی کاراشون رو ببخشم. اما حقیقت اینه که اونا چرخهی سمی نسلهای قبل از خودشون رو شکستن. هرچند نصفه و نیمه، اما موفق شدن. به من فرصت رشد دادن؛ فرصت کشف کردن و احساس کردن و تجربه کردن و دوست داشته شدن و مهمتر از همه، فرصت تعقل و تفکر مستقل. و من بابت تمام کارهایی که برام انجام دادن یا سعی کردن انجام بدن، بابت تمام فداکاریهاشون و تک تک موهای سفیدشون تا ابد ازشون متشکرم.
به طور کلی در سطح کشور بدترین دستفرمون رو شمالیها دارن. (چاکر عزیزای شمالی البته)
Okay maybe I shouldn't have drank almost a liter of energy drink in 24 hours. I can pretty much hear the angel of death calling out my name.
Repost from پلی لیستمان.
بعضی هنرمندها هم یکطوری میرینند که آدم دیگر نمیتواند از اثرشان لذت ببرد.
سرت را بکن توی کانت به هنرت برس دیگر. این کان کانک بازیهایت برای چی است.
واقعاً درود خدایان به روح اونی که نوشیدنی انرژیزا رو اختراع کرد. نور بباره به قبرت عزیزم.
There is comfort in anonymity. Some sort of peace and safety that often cannot be found in intimacy.
کاش جیکی رولینگ انقدر نمیرید. الان دیگه نمیتونم فیلمای هری پاتر رو ببینم.
