اصلِ جنس
Kanalga Telegram’da o‘tish
241
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
+6330 kun
Postlar arxiv
241
حالم به اندازهای که نمیتوانم توصیف کنم بد است. راستش اگر میتوانستم نگاهها را تحمل کنم همین الان وسط خیابان دمر دراز میکشیدم.
241
Repost from اصلِ جنس
امروز وقتی کنارت بودم و قرار بود ببینم چقدر میتوانی کمکم کنی [با اینکه هرچه میگفتی به هر حال قصد نداشتم کمکت را بپذیرم] در ذهنم با خودم تکرار میکردم: من برای تو تیر میخورم تو برای من چکار میکنی؟
تو هم ناامید کننده بودی؛ مثل همه!
در ذهنم با خنده گفتم ببین ما برای چه کسانی حاضر بودیم تیر بخوریم!
همه خودشان را ترجیح میدهند من هم از شما ناراحت نیستم خوب میدانم که حسم در مورد شما اشتباه نکرد و نمیکند.
241
من گفتم چیزی برای پشیمانی و عذاب وجود ندارد. از خستهها متنفرم، همچنین از کسی که خلاف میلاش عمل میکند. کسی که خلاف میل عمل کند دلیلی برای زندگی کردنش وجود ندارد.
آخر قصه فقط ما میمانیم و هرکس که نترسید؛
زنده میماند هرکس که با روان خود نجنگید، جنگیدن و زنده ماندن برای افسانهها بود؛ پیروزی هیچوقت از جنگیدن بیرون نیامد. چون مرده دیگر نیست و ادامه ندارد و زنده روی روانش جراحت و دارد و گفتیم که روان زخمی تا ابد خونریزی میکند.
241
اگر میدانستم که جراحت روان چقدر میتواند بدتر از هر چیزی باشد، هیچوقت با هیچچیز نمیجنگیدم.
241
بعد از مدتها روی پنجه راه رفتن، بدون سایه ترک کردن، ارتباط بدون احساس دلبستگی. بالاخره به اندازهی کافی از همهچیز فاصله گرفته بودم.
ایستادم؛ هرچند گاهی برای لحظاتی هم که شده گرمای مهربان بودنشان [که نمیدانم از انتظار پایین من است که مهربان به نظر میرسند یا نقش بازی میکنند] برایم وابستگی ایجاد میکرد؛ اما میدانستم که دیگر مناسب هیچ ارتباطی [به این شکل امروزی] نیستم. پس جا میزدم چون میخواستم حداقلِ کنش را داشته باشم و نباشم. میخواستم سلام کنم به دنیای بدون انتظار و توقع، بدون اتلاف انرژی برای اجتماع فلج.
241
Repost from N/a
این سوارههارا از اسبشان پایین میاورم. نگاه نکنید، نگاه نکنید که لذت بخش نیست.
241
Repost from N/a
روانِ زخمی تا ابد خون خواهد ریخت؛ روان را نمیشود بخیه زد. حقیقت هم این است که جراحت هیچوقت ترمیم نمیشود.
241
سکوت در هرصورت سیاستزده است؛ زمانی که واکنش باشد احتمالا بسیار هم اقتصادی میشود. رو راست باشیم؛ کسی که ترجیح میدهد هیچکاری نکند [چون حداقل بیشتر به نفعش است]باید هزینهاش را بدهد.
