uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

『هِنگٰام‌شَبۡ』

『هِنگٰام‌شَبۡ』

Kanalga Telegram’da o‘tish

«❊'پشت‌هرقلم‌محزون نویسنده‌ای‌ازفرط‌جنون میرقصد!» 🪞🤎🕰🕯📺 . به‌جهت‌سخن‌باٰخاٰتون⇩ https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-jXsUYmI2zt

Ko'proq ko'rsatish
396
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
Sirvan-Khosravi-Midoonam-Eshtebas-128.mp34.33 MB

❊'تماٰم‌روزنگاٰه‌من‌به‌چشم‌هاٰیِ زندگیم‌خیره‌گشته‌بود...

❊'امیدواٰرم‌رنجی‌نکشی‌عزیزم‌ واگرمجبوربه‌کشیدن‌رنجی‌بودی براٰت‌قاٰبل‌التیاٰم‌باشه. امیدواٰرم‌آدم‌هاٰیی‌روداٰشته‌باٰشی‌که‌بتونی باٰخیاٰل‌راحت‌وبدون‌ترس‌ازقضاٰوت‌ ازرنجت‌براٰشون‌صحبت‌کنی. امیدواٰرم‌رنج، توروخونه‌ی‌خودش‌نبینه‌ونمونه...

427751560.mp35.25 MB

نشستم #انیمیشن «عروسِ مردگاٰن» رو پس از ۱۵ سال دوباٰره دیدم و خب یکباٰر دیگه گریه کردم اما اینباٰر درک بهتری از دیالوگها داشتم. سناریو برای دوراٰن کودکی ملموس نبود و همزاد پنداٰری با امیلی وقتی که فقط ده ساله بودیم، ناممکن! اماٰ امروز عمیقا به اَکت صورتِ امیلی، به صداٰش، به تنِ نحیف و زیبا، پاهای مینیاتوریِ کشیده‌ش و نگاهِ امیدوارش به ویکتور، دقت کردم… لحظه‌ای که همه‌ی وجودش یک مشت پروانه شد تا از نکبتِ گورستان و زندگیِ تلخ و تقدیرِ سختش رها بشه، خیال کردم قصه‌ی امیلی، قصه‌ی دور و عجیبی نیست! کاش هر قلبِ مُرده‌ای در نهایت مُشتی پروانه شه…

❊'وقتی‌کسی‌حرف‌ازرفتن‌میزند مدت‌هاٰست‌رفته فقط‌می‌خواٰهدمطمئن‌شود چیزی‌ازخودش‌درشماٰجاٰنگذاٰشته‌باٰشد...

❊'غیر از خودماٰن به هر سمتی دویدیم، غربت بود...

beabadoobee - Coffee.mp34.21 MB

❊'هرچی‌سنم‌بالاترميره‌درك‌ميكنم چرا‌بعضى‌ازمردم‌يه‌دفعه‌ناپديدميشن‌و یه‌زندگى‌شخصى‌وساكت‌روانتخاب‌ميكنن...!

❊'احواٰلاٰت‌پاٰییز🍊
❊'احواٰلاٰت‌پاٰییز🍊

❊'پاٰییزراٰ به‌دوشِ‌این‌روزهاٰاضاٰفه‌کرده‌اند حاٰلا‌آسماٰن آن‌قدرپاٰیین‌آمده که‌سقف، به‌شاٰنه‌هاٰیم‌سنگینی‌می‌کند...

chehrazi.mp37.18 MB

❊'آدم‌هاٰروازروی‌کاٰرهاٰیی‌که‌انجاٰم‌می‌دن‌ می‌شه‌شناٰخت، نه‌ازروی‌حرف‌هاٰیی‌که‌می‌زنن...

dc95c2c8-ab27-4624-8653-d65db15e06d4.mp37.94 MB