Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 970
Obunachilar
+224 soatlar
+107 kunlar
+3630 kunlar
Postlar arxiv
1 970
Repost from پرانتز
فکر کردم ترسم از همین است. چیز مهمی را گم کرده بودم و نمیتوانستم پیدایش کنم و به آن احتیاج داشتم؛ چیزی شبیه حس ترس کسی که عینکش را گم کرده و رفته عینکفروشی و آنها هم به او گفتهاند که همهی عینکهای دنیا تمام شده است و حالا دیگر باید بدون عینک زندگی کند.
- صفحهٔ ۱۶۵ -
1 970
Repost from مَحيص.
« يَا أَبا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛ »
1 970
Repost from با حُسین باش.
رفقا؛ نماز امام جواد(ع) خیلی حاجت میده.
اینجوریه که روز چهارشنبه بعد از نماز عصر بلافاصله دو رکعت نماز هدیه میکنی به امام جواد(ع)، بعد از نماز ۱۴۶ مرتبه ذکر : «ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله» رو میگید.
1 970
یه وقتهایی هم نشستی گوشهی خونهات داری زندگی میکنی، بعد یه احساسی از عمق وجودت آروم میاد بالا و مثل یه شیری که گذاشتی رو گاز تا جوش بیاد از وجودت سر میره و سر تا پاتو نوچ میکنه. البته نه به زیبایی و سفیدی شیر، بلکه به سنگینی و سیاهی و چسبناکی قیر.
اینم یه جورشه دیگه.
1 970
Repost from N/a
صفیه خانم عزیز؛
شما برای من باارزشاید. درست است؛ مهم هم هستید، قشنگ هم هستید، دوستتان هم دارم، اما مهمتر از اینها همین است که گفتم: برایم باارزشاید.
وقتی یکنفر برای کسی باارزش باشد، وقتش را برایش خالی میکند، بهخاطرش قید خیلی چیزها را میزند، به خواستههایش احترام میگذارد، برای خوشحالیاش تلاش میکند، وقت سختی کنارش میماند، وقتی روبهراه نیست و مثل همیشه نیست درکاش میکند.
من میگویم ارزش قائل شدن برای آدمها از دوست داشتنشان مهمتر است، «ادعا»ی دوست داشتن را که همه میکنند.
1 970
Repost from اَميرعلى قِ
لذتِ عمیقِ ابراز احساسات را برای تو آرزو میکنم و لذت وصفناشدنیِ مورد ابراز احساسات کسی واقع شدن.
اینکه کسی مقابلت بایستد و در نهایت صداقت و ناچاری از عشق و علاقهی حقیقی و بینظیرش نسبت به تو حرف بزند، علاقهای که چنین ناگزیر، او را به استیصال کشانده.
آدمی که از احساسات عمیقش بعد از مدتها سکوت، حرف میزند؛ به نهنگ دیوانهای میماند که به ساحل زده اما نمیمیرد. نهنگی که در لحظات آخر، امید را مییابد و به اعماق اقیانوس باز میگردد.
آدمی که احساسات خودش را به رسمیت میشناسد و خشم و اندوه و اضطراب و شادیش را انکار نمیکند، سادهتر با خودش و با حقایق جهان خودش کنار میآید.
باید حرف زد، باید گشت و شبیهترین کلمات ممکن به احساسات موجود را پیدا کرد و آنها را در قالب واژهها و استعارهها و گزارهها و نهادها به تصویر کشید. باید لذت آزادانه دوستداشتن و عمیقا دوست داشته شدن را چشید و چشاند و میان تمام زشتیها و ناخوشیها، حس و حالِ خوبِ کوچکی به جهان، سنجاق کرد.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@Amiralichannel
1 970
Repost from N/a
صفیه خانم عزیز؛
شما برای من باارزشاید. درست است؛ مهم هم هستید، قشنگ هم هستید، دوستتان هم دارم، اما مهمتر از اینها همین است که گفتم: برایم باارزشاید.
وقتی یکنفر برای کسی باارزش باشد، وقتش را برایش خالی میکند، بهخاطرش قید خیلی چیزها را میزند، به خواستههایش احترام میگذارد، برای خوشحالیاش تلاش میکند، وقت سختی کنارش میماند، وقتی روبهراه نیست و مثل همیشه نیست درکاش میکند.
من میگویم ارزش قائل شدن برای آدمها از دوست داشتنشان مهمتر است، «ادعا»ی دوست داشتن را که همه میکنند.
1 970
لحظاتی هست که تمام وجودت سرشار از حزن و اندوه است و در انتظار سرانگشتانی هستی که تن رنجورت را لمس کنند تا متلاشی شوی؛ اما دریغ، کو دستانی چنین امن و مطمئن که بشود در میانشان با خیالی آسوده فرو ریخت؟
1 970
Repost from غرغریات :
اینروزا فروغ فرخزادم؛ [حالم بد نیست. یعنی هیچجای بدنم درد نمیکند. ولی اگر بخواهی حالم را عمیقتر جویا شوی، باید بگویم که بههیچوجه از زندگی خوشم نمیآید].
1 970
من هر لحظه در حال جنگیدن با ملال و رخوتم. یک لحظه پیروزم، یک لحظه مغلوب.
اگر شما از من بپرسید «حالت چطوره؟»، میگم «عالی، بهتر از این نمیشم».
دو دقیقه بعد بپرسید ؛ «حالت چطوره؟»، ممکنه جواب بدم «این دنیا دیگه به درد نمیخوره، امید و توانی دیگه نمونده و همه باید بشینیم گریه کنیم».
