𝘣𝘢𝘥𝘭𝘢𝘯𝘥𝘴.
Yopiq kanal
thunder's daughter. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1368962103
Ko'proq ko'rsatish211
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-2530 kun
Postlar arxiv
211
این روزها، هم از نظر جسمی و هم روحی خستهام. حالم خوب نیست و اتفاقهایی اطرافم در حال رخ دادنه که نمیدونم باید نسبت بهشون چه حسی داشته باشم یا چطور ابرازشون کنم. چیزهایی که مدتها منتظرشون بودم و ازشون میترسیدم بالاخره دارن اتفاق میافتن؛ اما نمیدونم باید بابتش خوشحال باشم یا ساعتها گریه کنم. هر بار که به سختیهای راهی که شروع کردم فکر میکنم، روانم بههم میریزه؛ اما با خودم تکرار میکنم که «این یک پروسهست و باید بگذره.» امید دارم، چون آدمهایی کنارم هستن که بودنشون بهم امید میده؛ ولی هنوز نمیتونم از شرِ حسهای منفیام خلاص بشم.
از حالا دلتنگم. قلبم سنگین شده و احساس میکنم هیچ کاری از دستم برنمیاد. فقط امیدوارم این وضعیت، زودتر از توان و صبرِ من تموم بشه.
