211
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-2530 أيام
أرشيف المشاركات
211
این روزها، هم از نظر جسمی و هم روحی خستهام. حالم خوب نیست و اتفاقهایی اطرافم در حال رخ دادنه که نمیدونم باید نسبت بهشون چه حسی داشته باشم یا چطور ابرازشون کنم. چیزهایی که مدتها منتظرشون بودم و ازشون میترسیدم بالاخره دارن اتفاق میافتن؛ اما نمیدونم باید بابتش خوشحال باشم یا ساعتها گریه کنم. هر بار که به سختیهای راهی که شروع کردم فکر میکنم، روانم بههم میریزه؛ اما با خودم تکرار میکنم که «این یک پروسهست و باید بگذره.» امید دارم، چون آدمهایی کنارم هستن که بودنشون بهم امید میده؛ ولی هنوز نمیتونم از شرِ حسهای منفیام خلاص بشم.
از حالا دلتنگم. قلبم سنگین شده و احساس میکنم هیچ کاری از دستم برنمیاد. فقط امیدوارم این وضعیت، زودتر از توان و صبرِ من تموم بشه.
