263
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kunlar
+230 kunlar
Postlar arxiv
263
زندگی عجیب است نازنین!
برای من و تو در کنج این خاورمیانهی غمگین و فرسوده، صفت سخت هم به آن اضافه میشود.
برای من دیگر دیار و قرار معنایی ندارد، برای من واژه آزادی رنگ باخته و امید خیلی وقت است کور شده.
تنها روح سپید تو در میان تمامی این سیاهی آزارم میدهد، اما نه بوی خون در کوچه پس کوچهی این وطن بیتن هم مرا سخت رنج میدهد.
به زندگی یکباره خودم فکر میکنم، به عشقی که نتوانستم آنطور که دلم میخواد کنار دریا و هنگام غروب به تو نشان دهم ، چرا نتوانستم نشان دهم؟
آه عزیز من، ترس از گشت و مامور و اسلحه کافی نیست؟
من از چسبهای روی پنجره بیزارم، نمیتوان آسمان آبی بهاری را درست نگاه کرد.
من از بیخبری آن هم از تو، بیخبری یک مادر از فرزند در غربت، بیخبری پدر از دختر در بندش، بیخبری یک ایران از معنای زندگی خستهام.
263
دقیق نمیدونم
از چی نوشتن در این روزها درسته!
اصلا نمیدونم نوشتن درسته یا نه؟
اما دلم برای سبزآبی تنگ شده، دلم برای نوشتن هم تنگ شده.
روزهای سپید و سیاهی رو پشت سر گذاشتم، بیشتر نقاشی کردم و خوشحالتر شدم.
همین دیگه برای شروع کافیه!
263
به خودم قول دادم امشب اینجا چیزی بنویسم از این مدت چون معلوم نیست دوباره کی میتونم اینکار رو کنم، اما اینقدر خسته و غمگینام و منتظر یک روزنه نور پس فکر نکنم چیز زیادم ازم بر بیاد.
امیدوارم این روزها زودتر تموم بشن، همگی زنده و آزاد باشیم.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
