uz
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Kanalga Telegram’da o‘tish

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Ko'proq ko'rsatish
731
Obunachilar
+124 soatlar
+47 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
sticker.webp0.42 KB

photo content

🕊

photo content

🎂

photo content

sticker.webp0.71 KB

sticker.webp0.46 KB

غزل شماره ۳۵۲/ حافظ روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت می‌کنم تا کی اندر دام وصل آرم تَذَروی خوش‌خِرام در کمینم و انتظار وقتِ فرصت می‌کنم واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن در حضورش نیز می‌گویم نه غیبت می‌کنم با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کویِ دوست و از رفیقان ره استمدادِ همت می‌کنم خاکِ کویت زحمت ما برنتابد بیش از این لطف‌ها کردی بتا، تخفیفِ زحمت می‌کنم زلفِ دلبر دامِ راه و غمزه‌اش تیرِ بلاست یاد دار ای دل که چندینت نصیحت می‌کنم دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیب‌پوش زین دلیری‌ها که من در کُنجِ خلوت می‌کنم حافظم در مجلسی دُردی‌کشم در محفلی بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت می‌کنم 🍏🍎🍃

🎂

photo content

sticker.webp0.23 KB

○ روز تو پیروز بزم تو پرنور جام به جام تو می‌زنم ز ره دور شادی آن صبحِ آرزو که ببینم بوم از این بام ‌‌‌‌. رفت‌وخوش‌خبرآمد #هوشنگ‌_ابتهاج 🍏🍎🍃

sticker.webp0.46 KB

🎼❤️🎼 🎼به کنارم تو بمان استاد#شجریان 🎧حبیب اله صالحی ✍ سیمین بهبهانی ------------------------ و ندایی که به من می گوید گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند. #حمید_مصدق 🍏🍎🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

sticker.webp0.37 KB

sticker.webp0.84 KB

○ ایزدا! به حرمت گونه های زخمی یِ شب؛ و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛ به بغض فروخفته ی مرغ شب؛ به آه... پروانه... به اشک های گداخته ی شمع‌؛ به گلوی گرفته ی قفس به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛ ما را... از خسوف سالیان ابری ِ بی باران و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛ بگذار ماه در قلب شکسته ی آسمان به عشق بتابد؛ بگذار باران بر زخم های چرکینِ شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛ بگذار خورشید بی دریغ؛ در چشمان منتظر ماه بدرخشد و و قندیل های یخی ِ قرن ها... بی هویتی یِ کور جاری شود بر کویر تفتیده ی دل هامان یاری مان ده؛ تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛ مهربانا! سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ ی این دیار و قلب مجروح شیران خفته ی این سرزمین سرخ بگستران؛ و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را... از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را‌‌‌... در فصل فصلی زرد نفشارد! #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃