uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

معمای عشق

معمای عشق

Kanalga Telegram’da o‘tish

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Ko'proq ko'rsatish
777
Obunachilar
+224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+130 kun
Postlar arxiv
photo content

🎨

photo content

sticker.webp0.71 KB

هر روز یک غزل با حافظ ----------------------- سحرگاهان، که مخمورِ شبانه گرفتم باده با چنگ و چَغانه نهادم عقل را ره ‌توشه از مِی، زِ شهرِ هستی‌اش کردم روانه نگارِ مِی‌فروشم عشوه‌ای داد، که ایمن گشتمَ از مکرِ زمانه زِ ساقیِ کمان ‌ابرو شنیدم؛ که ای تیرِ ملامت را نشانه! نبندی زان میان طرفی، کمروار، اگر خود را ببینی در میانه برو، این دام بر مرغی دگر نِه که عَنقا را بلند است آشیانه! کِه بَندد طرفِ وصل ازْ حُسنِ شاهی؟ کِه با خود عشق بازد جاودانه‌؟ ندیم و مطرب و ساقی، همه اوست؛ خیالِ آب و گل در رَه، بهانه بِده کشتیِ مِی تا خوش برانیم، از این دریایِ ناپیداکرانه وجودِ ما معمایی‌ست، حافظ؛ که تحقیقش، فُسون است و فِسانه 🍏🍎🍃

sticker.webp0.76 KB

🎼❤️🎼 مرا از قید مذهب‌ها، برون آورد، عشق او که چون خورشید طالع شد، نهان گردند، کوکب‌ها ✍#صائب_تبریزی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.37 KB

○ خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟ آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است؟ روزها شد که دلم رفت و دران زلف بماند یارب آن یوسف گم‌گشته بزندان چون است؟! ✍#امیر_خسرو_دهلوی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.31 KB

نذر کردم، چو بیایی؛ همه یِ کبوترانِ قفسِ تنگِ دلم را، در آبیِ عشق رها کنم؛ نذر کردم چو بیایی؛ همه یِ ستاره ها را، در کلبه یِ تاریکِ غریبانِ جهان، جا بدهم... نذر کردم، چو بیایی همه یِ گل ها را در سبدِ سبزِ دلم،جمع کنم؛ و بریزم، در رود و تاجی از‌نور بسازم هدیه بر شاپرکایِ عاشق؛ نذر کردم چو بیایی؛ قطره قطره، شبنم برسانم به لبِ عاشقِ لیلی تا که، از آتشِ سوزنده یِ مجنون  یک شبی را مست و مدهوش در آغوشِ خیالِ تو بخوابد آرام نذر کردم، چو بیایی؛ شمع را، همدمِ پروانه کنم وز غمِ عشق بسوزد بالش؛ اشکِ شمع،  غبطه خورد آه کشد بر حالش؛ وز حسرتِ جان دادنِ پروانه بمیرد، جانش نذر کردم، چو بیایی؛ دانه هایِ عشق را در مزرعه یِ قلبِ جهان، سبز کنم تا که جغدِ اندوه، گم شود در پسِ یک کوهِ بلند؛ همه مرغانِ اسیرِ قفسِ تنگِ دلم را، برسانم به سرِ  چشمه یِ نور و بریزم شبنم، در  دامنِ پرچینِ گلِ نیلوفر نذر کردم، چو بیایی بشوم؛  شاعرکی دیوانه از سرِ شوق، بمیرم در آتشِ جانسوزِ نگاهت، بشوم  مست و چو پروانه، بسوزم وندر خمِ آغوشِ خیالت؛ همچو، لیلی بخرامم همچو، مجنون بمیرم!! ✍️#فرح_فریماااا 🎙#ایلماه 👑 🍏🍎🍃

sticker.webp0.23 KB

🩵

photo content

💞

photo content

📆

photo content