معمای عشق
Kanalga Telegram’da o‘tish
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Ko'proq ko'rsatish745
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kunlar
+2130 kunlar
Postlar arxiv
745
🎧 #غزلیات_حافظ_328
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو
که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم
همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس
که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان
که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم
خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصل
دیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم
پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو
تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم
🍏🍎🍃
745
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
----------------------------
تا وقتی؛
جوانه ها، می شکفند ...
تا وقتی باران بر گونه هایِ خاک عاشقانه بوسه می زند
و بذرها می زایند؛ در باد
عشق در رگ هایِ حیات جاری ست و با درخشش عشق ... چراغِ امید فروزان است و زندگی همچنان زیباست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
745
🕊
من هنوز... زنده ام...
عشق را... شادی را... آزادی را
و تو را... در بال های... سبز... چکاوک های بی برگشت انتظار
می کشم....
745
امروز روز دیگری ست
و من هنوز زنده ام؛ تا آفتاب را
در چشمان منتظر آفتاب گردان
های عاشق... تماشا کنم 🌻☀️
745
●
امروز روز دیگری است و
من هنوز زنده ام... عشق را
زندگی را... امید را... و تو را
تا واپسین دمِ پرواز .....
نفس می کشم...
و چشم دوخته ام ... به بال سبز
چکاوک هایی که... آزادی را....
در خاک سرخ وطن ... با جان...
نه با نان در سفره ی فریب؛
"با نثار جان"...
به خون خویش و در غربت
غریبانه ی... خویش آمیخته اند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
745
●
امروز روز دیگری است و
من هنوز زنده ام... عشق را
زندگی را... امید را... و تو را
تا واپسین دم نفس می کشم...
چشم دوخته ام... به بال سبز
چکاوک هایی که آزادی را....
در خاک سرخ وطن ... با جان...
نه با نان... در سفره ی فریب؛
به خون خویش و در غربت
غریبانه ی... خویش آمیخته اند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
