معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多780
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
780
🎼❤️🎼
ای مردمان بگویید
آرام جان من کو...
راحتفزای هرکس محنترسان من کو
من مهربان ندارم
نا مهربان من کو...
نامش همی نیارم بردن
به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم؛
سرو روان من کو......
✍#انــوری
🍏🍎🍃
780
○
گر چه با دوری ِ او زندگی ام نیست،ولی
یاد او می دمدم جان به رگ و پوست هنوز...
#سیمین_بهبهانی
🍏🍎🍃
780
○
هنرمند حقیقی کسی است که بتواند انسانی را خوشبخت کند.
📕ویولن_دیوانه
✍🏼#سلما_لاگرلوف
🍏🍎🍃
780
🎼❤️🎼
با من حرف بزن؛
مگذار در غربت غریبانه ی
این همه فصلِ سرد
هم آوایِ مرغ شب باشم...
با من حرف بزن؛
مگذار... چشم های خیس ماه
از حافظه ی سبز برکه پاک شود
با من حرف بزن؛
با من حرف بزن؛
مگذار...
در کوچه های خلوت شب
رایحه ی گس عشق؛
از یاد محبوبه ی شب برود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎
780
🔆
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه ...
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد ...
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
هوا را از من بگیر خندهات را نه!-..
✍# پابلو _نرودا
🍏🍎🍃
