uz
Feedback
کلمات

کلمات

Kanalga Telegram’da o‘tish

کارشناسِ ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم.👩‍🏫 ادبیات درس می‌دم. اینجا از ادبیات حرف می‌زنم. این بار ادبیات رو با من یاد بگیر! برای اطلاع از شرایط کارگاه‌ها با ادمین در ارتباط باشید. @Kalamat_admin تبلیغات: @kalamat_tablighat آیدی خودم در کانال نیست❣️

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali کلمات analitikasi

کلمات (@kalamat_k) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 31 624 obunachidan iborat bo'lib, Taʼlim toifasida 6 007-o'rinni va Eron mintaqasida 10 727-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 31 624 obunachiga ega bo‘ldi.

09 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 312 ga, so‘nggi 24 soatda esa -2 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 10.64% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 7.44% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 3 364 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 353 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 34 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent کلمه, ادبیات, وقت, کس, ادب kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
کارشناسِ ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم.👩‍🏫 ادبیات درس می‌دم. اینجا از ادبیات حرف می‌زنم. این بار ادبیات رو با من یاد بگیر! برای اطلاع از شرایط کارگاه‌ها با ادمین در ارتباط باشید. @Kalamat_admin تبلیغات: @kalamat_tablighat آیدی خودم در کانال نیس...

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 10 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Taʼlim toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

31 624
Obunachilar
-224 soatlar
+1347 kunlar
+31230 kunlar
Postlar arxiv
🎭 دوره‌ی داستانک‌نویس‌شو | از ایده تا داستانک حرفه‌ای! ✨ چه چیزهایی یاد می‌گیری؟ 📖 ۳۷ جلسهٔ آفلاین تصویری جامع 🥅 ۸ جلسهٔ آ
🎭 دوره‌ی داستانک‌نویس‌شو | از ایده تا داستانک حرفه‌ای! ✨ چه چیزهایی یاد می‌گیری؟ 📖 ۳۷ جلسهٔ  آفلاین تصویری جامع 🥅 ۸ جلسهٔ آنلاین داخل فضای گوگل‌میت 📚 جزوهٔ آموزشی + جزوهٔ تمرین‌ داستانک‌نویسی ❓ پرسش و پاسخ + رفع اشکال در گروه اختصاصی 🎓 اعطای گواهی پایان دوره به داستانک‌آموزان 💾 ایجاد کانال اختصاصی برای داستانک‌نویسان 📢 منتخب داستانک‌های برتر در پلتفرم‌های مختلف منتشر خواهد شد. 👤ظرفیت: ۳۰ نفر ⏳ سومین دوره در هفتهٔ اول مردادماه ۱۴۰۵ برگزار می‌شود و تقریباً ۲ ماه به طول می‌انجامد. 💡 قبل از ثبت‌نام، یک مشاورهٔ کوتاه با شما خواهم داشت تا مطمئن شوم این دوره بهترین انتخاب برای شماست. برای هماهنگی، لطفاً نام و نام خانوادگی و شمارهٔ تماس خود را برای آیدی زیر ارسال کنید. @Dastanknavis_sho_admin 💰 بهای دوره با تخفیف بیش از ۵۰ درصد: ۲,۲۰۰,۰۰۰ ✍مدرس: محمدعلی کاظمی نصرآبادی نویسنده و مترجم کتاب دژم: مجموعه داستانک کتاب غبار: ترجمه مجموعه داستان کوتاه و داستانک 🔺لینک گروه داستانک‌نویسان https://t.me/+sOyf26xvQMQ4NGE0

عشق خسرو کرد شکّر را به شیرینی مثل ورنه شکّرنام بسیارستی اندر اصفهان قاآنی @kalamat_k

از کجا ثبت‌نام کنیم؟ @kalamat_admin اینجا.

چندتا سوال پر تکرار پرسیدید. جلسات ضبط می‌شه؟ بله. اگه به کلاس نرسیم و سوالی برامون پیش بیاد استاد جواب می‌ده؟ بله! من عاشق جواب دادن به سوالات شمام:) چطوری قراره کل کتاب رو بخونیم؟ مگه می‌شه؟ جلسات دو ساعته است، شب‌های تابستونی رو می‌تونیم با ادبیات شیرین‌تر کنیم:) اگر خدایی نکرده تعداد جلسات بیشتر بشه باید دوباره شهریه بدیم؟ نه! والا:)

اُستای پنبه‌زن، هر چه دیدی دم نزن! ندافی برای پنبه‌زنی و دوخت لحاف به خانه‌ای رفت. در تمام روز مشاهده کرد که اهل آن خانه مثل سگ و گربه به جان هم افتادند و ضمن نزاع و جر و بحث و مجادله، دشنام‌های زشت به یکدیگر می‌دهند. نزدیک غروب مزدش را گرفت و به خانه‌ی خود برگشت. در طی راه به یکی از همکاران پیر و قدیم خود برخورد و ماجرای آن روز و نزاع اهل خانه را برای وی تعریف کرد. رفیقش که مردی آزموده و عاقل بود گفت: «رفیق، در اغلب خانه‌ها از این نوع مشاجرات و دعواها هست، و من و تو وقتی قدم به درون خانه‌ای گذاشتیم باید حفظ اسرار آن خانواده را بکنیم؛ یعنی چشم و گوش خود را ببندیم و دیده را نادیده و شنیده را ناشنیده بگیریم. از من به تو نصیحت: «اُستای پنبه‌زن، هر چه دیدی دم نزن!» دوازده هزار مثل فارسی #قصه_داشت. @kalamat_k

حواس‌تون به این کانال قشنگ هست؟

خیلی جالبه، داشتم کلیله و دمنه رو مرور می‌کردم. ابتدای کتاب بزرگمهر تعریفی درباره حکایت‌ها و متون کلیله و دمنه ارائه داده. یک جایی به این اشاره می‌کنه که درست خوندن کتاب مهمه. چون اگر درست نخونیم متوجه ماجراها و مفهوم حکایت‌ها نمی‌شیم. و از اصطلاح زیبایی استفاده می‌کنه. زیرا که خط کالبد معنی است. و در ادامه می‌گه: و هرگاه در آن اشتباهی افتاد ادراک معانی ممکن نگردد؛ و چون بر خواندن قادر بود باید که در آن تامل واجب داند. من اینجا هستم که کمک کنم درست بخونیم و درست بفهمیم و از هم یاد بگیریم. دارم لحظه‌شماری می‌کنم برای شروع کلاس و شنیدن نظرات گوناگون درباره حکایت‌ها. من یه کوچولو راه رو براتون روشن‌تر می‌کنم. اگر افتخار همراهی‌تون رو داشته باشم❤️ اگر دوست دارید کنارمون باشید و #کلیله_و_دمنه رو بخونید ادمین اینجاست، شرایط رو ازش بپرسید. @kalamat_admin

خان، ما از درون گرم شدیم! یکی از اعیان تبریز به نایب شفیع که از فراشان دولتی و مردی شوخ و بذله‌گو بود، ده تومان می‌دهد و می‌گوید: «هوا سرد است این را بگیر و سرداری ماهوت بخر و به سلامتی من بپوش.» نایب شفیع تشکر می‌کند ولی وجه دریافتی را به جای خرید لباس با رفقای هم‌پیاله‌اش خرج می‌کند. پس از چند روز که چشم اعیان به نایب شفیع می‌افتد، می‌گوید: «نایب، بازهم که لختی، پس ده تومان را چه کردی؟» نایب شفیع جواب می‌دهد: «خان، ما از درون گرم شدیم...» امثال و حکم در زبان محلی آذربایجان #قصه_داشت. @kalamat_k

همونطور که می‌دونید شرایط کشور در چند ماه اخیر منجر شد تا ما به‌ناچار در برنامه بله هم کانال کلمات رو برقرار کنیم... فقط برای روز مبادا شناسه کلمات در بله رو اینجا قرار میدم تا اگر دوست داشتید در هر شرایطی همراه ما باشید❤️ https://ble.ir/kalamat_k

دوش آن بت من دست در آغوشم كرد بگرفت و به قهر، حلقه در گوشم كرد گفتم: صنما! ز عشق تو بخروشم لب بر لب من نهاد و خاموشم كرد عین‌القضات همدانی @kalamat_k

@instafood @instafood اگر هنوز به هنرِ دست، طعمِ اصیل و زیباییِ جزئیات ایمان دارید🥮🥟… خوشحال می‌شوم هم‌سفر این مسیر باشید. اینجا، قصه‌ای تازه از عطر نان، شیرینی، غذا و عشق روایت می‌شود…👩🏻‍🍳 عطر هل و زعفرانی که سال‌ها در حافظه می‌ماند، و طعمی که هر بارآدم را به خانه برمی‌گرداند را بشما یاداور میشویم 🌹 @instafood @instafood @instafood @instafood هنر شیرینی پزی و اشپزی با مهناز اصفهانی @Instafood اگر باور دارید که هنر، فقط بر بوم نقاشی نیست… اگر باور دارید گاهی یک نانِ خوب، یک شیرینیِ اصیل یا غذایی که با عشق پخته شده، می‌تواند شعر باشد… خوش آمدید @instafood @instafood

خانه‌ی دوستان بروب، و در دشمنان مکوب! درویشی را ضرورتی پیش آمد. گلیمی از خانه‌ی یاری بدزدید. حاکم فرمود که دستش ببرند. صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بخشیدم. گفتند: «به شفاعت تو حد شرع فرو نتوان گذاشت.» گفت: «راست است، لیکن هر که از مال وقف چیزی بدزدد قطعش لازم نیاید و الفقیر لا یملک. هرچه درویشان راست وقف محتاجان است.» حاکم دست از او بداشت، پس ملامت کردن گرفت که جهان بر تو تنگ آمده بود که دزدی نکردی الا از خانه‌ی چنین یاری. گفت: ای خداوند، نشنیده‌ای که گفته‌اند: خانه‌ی دوستان بروب، و در دشمنان مکوب. چون فرومانی به سختی، تن به عجز اندر مده دشمنان را پوست برکن، دوستان را پوستین گلستان سعدی @kalamat_k

مگر تسول داماد لاشخوری؟! در زمان قدیم، لاشخوری دختری زیبا و قشنگ داشت. یک روز همه‌ی پرندگان به خانه‌ی او می‌روند و هر کدام دختر را برای خودش خواستگاری می‌کند. لاشخور می‌گوید: «من با همه‌ی شما مسابقه‌ای می‌دهم، هرکس برنده‌ی مسابقه شد، دخترم مال او باشد. اگر هم خودم برنده شدم، دخترم را به هیچ‌کدام از شما نمی‌دهم. اما شرط این است که من در آسمان دور می‌زنم و به هوا می‌روم و تا اندازه‌ای که بتوانم اوج می‌گیرم. هرکدام از شما که توانست از من بالاتر رود، دخترم را به او می‌دهم.» همه‌ی پرندگان قبول کردند و با هم به سوی آسمان پرواز کردند. در همان اثنا که پرندگان آماده‌ی پرواز بودند، پرنده‌ای که از همه کوچک‌تر بود و تسول نام داشت چون می‌دانست وقتی به آسمان برود زود خسته می‌شود و از کار می‌افتد، فوری خود را زیر بال لاشخور مخفی کرد. وقتی پرندگان اوج گرفتند، به جز لاشخور یکی‌یکی خسته شدند و ناچار به برگشت شدند. زمانی که لاشخور بلندپرواز فکر می‌کرد که مسابقه را برده، به امید این که دختر زیبای خود را به این پرندگان بی‌اهمیت نخواهد داد، از شوق در پوست خود نمی‌گنجید و خواست پایین برگردد که یک‌مرتبه صدای جیک‌جیکی را بالای سر خود شنید. نگاه کرد، دید تسول است. لاشخور که چنین انتظاری را نداشت، فهمید مسابقه را باخته و باید دختر خود را به جناب تسول بدهد. و لاشخور به این بزرگی دامادی به کوچکی تسول نصیبش شد. داستان‌های امثال #قصه_داشت. @kalamat_k

کمتر از پنج روزه که ثبت‌نام رو شروع کردیم. ممنونم که همیشه به ما و دوره‌هامون اعتماد دارید❤️ برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر
کمتر از پنج روزه که ثبت‌نام رو شروع کردیم. ممنونم که همیشه به ما و دوره‌هامون اعتماد دارید❤️ برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر به ادمین پیام بدید: @kalamat_admin

نخل زبان را رطب نوش داد درّ سخن را صدف گوش داد نخل زبان: اضافه تشبیهی است. نوش: شیرین درّ سخن: اضافه تشبیهی است. زبان را گفتن سخنان شیرین آموخت و گوش را جای سخنان گرانبها قرار داد. مخزن‌الاسرار @kalamat_k

چون دلم در پس بود، در خونِ خویش راه چون گیرم من سرگشته پیش؟ دل در پس بودن:‌دلواپس بودن در خون خویش رفتن: کنایه از خود را به کشتن دادن. منطق‌الطیر، عطار @kalamat_k

آب در هاون کوبیدن! افلاطون و ارسطو در خاصیت سموم اختلاف و شرط‌بندی داشتند. ارسطو با نشستن در ظرف شیر و نوشیدن داروها، زهرهایی را که افلاطون به او می‌داد می‌خورد و نجات می‌یافت. نوبت به ارسطو که رسید آب در هاون ریخت و روزها به کوبیدن و ساییدن آن مشغول بود و افلاطون نمی‌دانست که چه در هاون است. سرانجام از آن آب به افلاطون خورانید و او بیمار و مسموم شد. داستان‌های امثال #قصه_داشت. @kalamat_k

آش نخورده دهن سوخته! روزی شخصی به خانه‌ی یکی از آشنایانش رفت. صاحب‌خانه آش داغی برای او آورد. مهمان هنوز دست به سفره نبرده بود که دندانش درد گرفت و از شدت درد، دست جلوی دهانش برد. صاحب‌خانه به خیال این که چون مهمان عجله کرده و مهلت نداده تا آش سرد شود دهانش سوخته است، به او گفت: «اگر صبر می‌کردی، آش سرد می‌شد، دهنت نمی‌سوخت.» مهمان از شنیدن حرف صاحب‌خانه، عرق شرم بر پیشانیش نشست و در جواب گفت: «بله آش نخورده، دهان سوخته.» تمثیل و مثل #قصه_داشت. @kalamat_k

با توجه به علاقه‌ام به ادبیات کلاسیک فارسی تصمیم گرفتم یه دوره اختصاصی برای خوانش و تحلیل کلیله و دمنه برگزار کنم. توی این کلاس‌ها با هم: داستان‌ها رو خط‌به‌خط می‌خونیم و معنی می‌کنیم. لایه‌های فکری و سیاسی-اخلاقی پنهان در هر حکایت رو باز می‌کنیم ارتباط این حکمت‌های کهن رو با زندگی امروز پیدا می‌کنیم اگه به ادبیات کلاسیک، زبان فارسی، یا فقط قصه‌های پرمعنا علاقه داری، این کلاس برای توئه:) برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر به ادمین پیام بدید: @kalamat_admin

آشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست می‌دارمت به بانگ بلند عراقی