uz
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

Kanalga Telegram’da o‘tish

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

Ko'proq ko'rsatish
3 285
Obunachilar
-224 soatlar
-57 kun
+12030 kun
Postlar arxiv
سکوت عجیبی‌ست، انگار فقط صدای سکوت باریدن برف در هواست و بس. هوا پر از خاموشی است. وقتی خوب گوش بدهی نجوای سکوت را می‌شنوی؛ مثل صدای خواب ریشه‌های زمستان است در دل زمین. •روزها در راه، شاهرخ‌خان مسکوب

اتفاقن خیلی نوشتم، فقط مطمئن نبودم این‌جا بذارم یا نه. به‌زودی بقیه‌ش رو این‌جا تایپ می‌کنم.

یک بار هم از روابطت نوشته بودی و دوستی های دوران ابتداییت فکر می کردم می خواهی ادامه بدی منتظرم ک بخونم باز🙃 خیلی تاثیر خوبی روم داشت یاد دوران ابتدایی خودم افتادم و کلن نوشتن از اومدنها و رفتن های آدما تو زندگی های متفاوت برام جالبه🙂 اگر بازم نوشتی دوست دارم بخونم

گذشته‌های خیلی دور وقتی سن و سالم تک‌رقمی بود با هر زوری بود یک جی‌میل ساختم، وارد فیسبوک شدم و بعد به خودم که آمدم دیدم وبلاگی دارم با یک دنبال‌کننده با عکس پروفایل شهاب حسینی؛ با وبلاگ‌هایی آشنا شده‌ بودم که درست و حسابی می‌نوشتند، متن واقعی، متن خوب و بلند، خیلی بلند. آن موقع مردم حوصله‌ی خواندن متن‌های بلند را داشتند. وبلاگ‌هایی که صاحبانشان دیگر نیستند، وبلاگ‌ها را به امان خدا رها کردند. انگار یک روز بیدار شدند و تصمیم گرفتند دیگر ننویسند. دیدن این وبلاگ‌های بدون صاحب حسی مثل این دارد که بعد از پایان یافتن دنیا و نابودی انسان‌ها به خانه‌هایشان پا گذاشته باشی. چند سال بعد خودم صاحب صفحه‌ای شدم به نام خطوط سبز تخیل که این نام را از اشعار فروغ وام گرفته بودم. آن‌جا می‌نوشتم، کتاب می‌خواندیم و گاهن حرف می‌زدیم. من هم یک روز بدون این‌که به صاحبانش اطلاع دهم ویران‌ش کردم. رفتم و دیدم این نوع رفتن خداحافظی کردن برنمی‌دارد و انگار که این رسم، مسری‌ست. دو سه سال قبل هم صفحه‌ی اینستاگرامی‌ای داشتم که جمعیتی به مراتب بیشتر از این‌جا داشت، می‌نوشتم، کتاب می‌خواندیم و... .آن‌جا هم یک روز! تمام دنبال‌کننده‌ها را بیرون کردم؛ تک‌تک‌شان را. بدون این‌که خداحافظی‌ای کرده باشم. تفاوتش با قبلی‌ها این بود که آجرهای خانه‌ها را هم پایین ریختم. انگار این برنامه‌های جدید جوری طراحی شده‌اند که بعد از رفتن انتخابی چندان خاطره‌ای برجای نگذارند. من از آن‌جا رفتم اما کسی متوجه نبود که این‌جا قبلن کسی زندگی می‌کرد؛ چون user تا آخر عمر هم not found. امسال تصمیم گرفتم در تلگرام بنویسم. این‌جا را مثل دنیای وبلاگ دوست دارم؛ فرق دارد، متن‌های بلند هم خوانده می‌شوند. اما می‌ترسم از این‌جا هم بروم. رفتن خبر نمی‌کند، فقط یک روز بیدار می‌شوی و می‌بینی رفته‌ای. انگار که نخواهی "نرو" گفتن کسی جلوی تصمیمت را بگیرد.

احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می‌شود، و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. نادر ابراهیمی

چطوری این‌قدر مهربونی؟؟ نمی‌دونم واقعن در مقابل این محبتی که به من داری چی بگم♥️😭

وای جدی انقدر خوشحال شدم که دیدیش که الان جیغ میزنم

حداقلش به من همچین بغل ارومی رو میدی
حداقلش به من همچین بغل ارومی رو میدی

https://t.me/ghostoflib/1329 اگه دقت کنی دختره بعضی جاها زیر لبی شعر میخونه و خیلی بامزه و قشنگه و تام هنکس هم همیشه بهش گوش میده یطورایی مثل چنلته تو اینجا صحبت میکنی و عکس میزاری ماهم میخونیم و لذت میبریم

یکی از شما گفتید فیلم News of the world رو ببینم چون وایب من رو می‌ده. من ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه‌ش رو دیدم و هنوز نمی‌دونم چرا. لطفن بیاد بهم بگه :) پ‌.ن: در کل ریتم کند و بازی آروم تام هنکس رو دوست دارم. این فیلم یه دیالوگ خیلی خوب هم داره که "برای این‌که فراموش کنی، اول باید به یاد بیاری."

شما هم برید reelهای کنسرتش رو ببینید و بعد بیاید با حسرت اینارو بشنوید.

Olivia Rodrigo - pretty isn t pretty.mp37.72 MB

Olivia Rodrigo - teenage dream.mp38.60 MB

Olivia Rodrigo - the grudge.mp37.34 MB

Olivia Rodrigo - love is embarrassing.mp36.01 MB

Olivia Rodrigo - bad idea right.mp37.16 MB

Olivia Rodrigo - get him back!.mp38.17 MB

Olivia Rodrigo - logical.mp38.96 MB

Olivia Rodrigo - making the bed.mp37.70 MB

Olivia Rodrigo - ballad of a homeschooled girl.mp37.87 MB