شهرزاد
Open in Telegram
3 285
Subscribers
-224 hours
-57 days
+12030 days
Posts Archive
3 284
سکوت عجیبیست، انگار فقط صدای سکوت باریدن برف در هواست و بس. هوا پر از خاموشی است. وقتی خوب گوش بدهی نجوای سکوت را میشنوی؛ مثل صدای خواب ریشههای زمستان است در دل زمین.
•روزها در راه، شاهرخخان مسکوب
3 284
اتفاقن خیلی نوشتم، فقط مطمئن نبودم اینجا بذارم یا نه.
بهزودی بقیهش رو اینجا تایپ میکنم.
3 284
یک بار هم از روابطت نوشته بودی و دوستی های دوران ابتداییت فکر می کردم می خواهی ادامه بدی منتظرم ک بخونم باز🙃 خیلی تاثیر خوبی روم داشت یاد دوران ابتدایی خودم افتادم و کلن نوشتن از اومدنها و رفتن های آدما تو زندگی های متفاوت برام جالبه🙂 اگر بازم نوشتی دوست دارم بخونم
3 284
گذشتههای خیلی دور وقتی سن و سالم تکرقمی بود با هر زوری بود یک جیمیل ساختم، وارد فیسبوک شدم و بعد به خودم که آمدم دیدم وبلاگی دارم با یک دنبالکننده با عکس پروفایل شهاب حسینی؛ با وبلاگهایی آشنا شده بودم که درست و حسابی مینوشتند، متن واقعی، متن خوب و بلند، خیلی بلند. آن موقع مردم حوصلهی خواندن متنهای بلند را داشتند. وبلاگهایی که صاحبانشان دیگر نیستند، وبلاگها را به امان خدا رها کردند. انگار یک روز بیدار شدند و تصمیم گرفتند دیگر ننویسند. دیدن این وبلاگهای بدون صاحب حسی مثل این دارد که بعد از پایان یافتن دنیا و نابودی انسانها به خانههایشان پا گذاشته باشی.
چند سال بعد خودم صاحب صفحهای شدم به نام خطوط سبز تخیل که این نام را از اشعار فروغ وام گرفته بودم. آنجا مینوشتم، کتاب میخواندیم و گاهن حرف میزدیم. من هم یک روز بدون اینکه به صاحبانش اطلاع دهم ویرانش کردم. رفتم و دیدم این نوع رفتن خداحافظی کردن برنمیدارد و انگار که این رسم، مسریست.
دو سه سال قبل هم صفحهی اینستاگرامیای داشتم که جمعیتی به مراتب بیشتر از اینجا داشت، مینوشتم، کتاب میخواندیم و... .آنجا هم یک روز! تمام دنبالکنندهها را بیرون کردم؛ تکتکشان را. بدون اینکه خداحافظیای کرده باشم. تفاوتش با قبلیها این بود که آجرهای خانهها را هم پایین ریختم. انگار این برنامههای جدید جوری طراحی شدهاند که بعد از رفتن انتخابی چندان خاطرهای برجای نگذارند. من از آنجا رفتم اما کسی متوجه نبود که اینجا قبلن کسی زندگی میکرد؛ چون user تا آخر عمر هم not found.
امسال تصمیم گرفتم در تلگرام بنویسم. اینجا را مثل دنیای وبلاگ دوست دارم؛ فرق دارد، متنهای بلند هم خوانده میشوند. اما میترسم از اینجا هم بروم. رفتن خبر نمیکند، فقط یک روز بیدار میشوی و میبینی رفتهای. انگار که نخواهی "نرو" گفتن کسی جلوی تصمیمت را بگیرد.
3 284
https://t.me/ghostoflib/1329
اگه دقت کنی دختره بعضی جاها زیر لبی شعر میخونه و خیلی بامزه و قشنگه و تام هنکس هم همیشه بهش گوش میده یطورایی مثل چنلته تو اینجا صحبت میکنی و عکس میزاری ماهم میخونیم و لذت میبریم
3 284
یکی از شما گفتید فیلم News of the world رو ببینم چون وایب من رو میده. من ۱ ساعت و ۳۰ دقیقهش رو دیدم و هنوز نمیدونم چرا.
لطفن بیاد بهم بگه :)
پ.ن: در کل ریتم کند و بازی آروم تام هنکس رو دوست دارم. این فیلم یه دیالوگ خیلی خوب هم داره که "برای اینکه فراموش کنی، اول باید به یاد بیاری."
