uz
Feedback
متلهف

متلهف

Kanalga Telegram’da o‘tish

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Ko'proq ko'rsatish
4 174
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kunlar
-2230 kunlar
Postlar arxiv
photo content
+4

شبِ من گم شده در کوچه‌یِ بی‌خوابی‌ها ...

ناگهانی آدم نمی‌داند این غم از کجا آمده و به دلش چسبیده، فقط دلش می‌گیرد ...

عانِقيني لتهدأ كل هذه الفوضى.. مرا به آغوش بگیر تا آرام گیرد این همه ناآرامی ...

Repost from آنائل
عمر من غارت شدو غارتگر از من دور شد من صبوری کردم و غارتگر مغرور شد در بهار زندگانی احساس پیری می‌کنم با همه آزادگی فکر اسیری می‌کنم

چه بی‌تابانه میخواهمت، ای دوریت ازمون تلخ زنده به گوری...

photo content
+2

‏خوشم میاد از این محبت های کوچیک، نوازش کردن پوست دست، گرفتن بازو تو شلوغی، نگاه های اطمینان بخش، یه نوشته کوتاه روی میز، بازی با انگشت ها. دلیل های کوچولویی برای زنده موندن.

دوباره خود را رها کرده‌ای کنج گوشه‌ای پیدا می‌شوی لابه‌لای تکراری‌ها گلایه‌هایت فقط به گوش خودت می‌رسد از دست رفته‌ای و هنوز روی پا ایستاده‌ای. - محمدهمایون

من آنِ تواَم مرا به من باز مده

من پناهنده ام به مرزهای تنت

photo content
+4

هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم دل من کودکی سبکسر بود خود ندانم چگونه رامش کرد او که میگفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد - فروغ فرخزاد

«صَوْته يُمَهِّدَ ليّ الطَرِيق.. ‏لِلوُصُول إلىَ أبْوَاب الفَرَح!» صدایش راهِ مرا در رسیدن به دروازه‌های شادمانی هموار می‌کند.

‌در آغوش تنگنا و بیهودگیِ مطلوب و معقول در آستانه‌ی جفای جنون با درد سایه انداخته روی منِ منفور، نه چندان زنده اما ماندنی بودم.

گر زندگی سیرم کرد تو مرا همچنان تشنه‌ات بگذار گر از دنیا بریدم تو مرا به قلب خود دوخته نگاه دار گر خستگی چیره‌ام گشت تو مرا با نامت هوشیار و سرمست دار

آدم‌ها بالاخره یک روزی یک جایی در یک لحظه تمام می‌شوند نه که بمیرند ، نه جوهر احساسشان تمام می‌شود.