حباب؛ نوشته/گفتههای یاسر میردامادی
Kanalga Telegram’da o‘tish
«عالم چو حباب است ولیکن چه حباب ...» نوشته/گفتههای یاسر میردامادی در فلسفه، دینپژوهی و سیاست. دکترای مطالعات اسلام و خاورمیانه از دانشگاه ادینبرا، اسکاتلند. مدرّس و پژوهشگر اخلاق زیستی-پزشکی در مؤسسهی مطالعات اسماعیلی، لندن. YMirdamadi@iis.ac.uk
Ko'proq ko'rsatish5 378
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
+29330 kun
Postlar arxiv
🔻بازنشر مطلبی 👆🏿که سال ۱۳۹۸ خورشیدی نوشته شده است اما همچنان ممکن است با حالوهوای این روزها نسبتی داشته باشد. 🔴
Repost from وبسایت فرهنگی صدانت
❄️فلسفه به وقت سختی؛ امید هیچ معجزی ز فلسفه نیست
✍️ #یاسر_میردامادی
🔅در روزگاری که «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد» فلسفه آیا به کار تسکین این همه رنج بی «مجالِ آه» میآید؟ من در بخش اول و دوم این نوشته استدلال میکنم که پاسخ سرراستی به این پرسش وجود ندارد؛ به این معنا که نمیتوان بی هیچ قیدی یکسره بدان پاسخ مثبت یا منفی داد.
🔅با این حال، استدلال من در بخش سوم و چهارم نوشته این خواهد بود که فلسفه به معنایی کاملاً خاصّ میتواند در سختیها کمککار باشد، با این حال فلسفه در آن معنای کاملاً خاصّ که کمککار تواند بود آنچنان نخبهگرایانه است که اگر بگوییم از فلسفه به وقت بحران برای عموم آدمیان چندان آبی گرم نمیشود دور از آبادی سخن نگفتهایم انگار.
🔅نومیدکننده بود؟ در عوض عصاره کلام را همان ابتدا گفتم که اگر به دنبال امید سرپایی از جنس «موفقیت در کسر ثانیه» میگردید و حوصله خواندن مقالهای تا حدودی نادلخوشکن و ثقیل را ندارید از زحمت خواندناش زود رها شوید...
🌐 متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet
🌾 @andishepouya
🔻شعر پژمان بختیاری (۱۳۵۳-۱۲۷۹ خورشیدی) شاعر و مترجم ایرانی (همکلاس نیما یوشیج) که آن را در بحبوحهی : اگر ایران بهجز ویرانسرا نیست من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم
نوای نای ما گر جانگداز است من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم
به شوق خار صحراهای خشکش من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید، اگر پاک من، ای مردم، شما را دوست دارم. منبع آواز: اینجا. 🔴
«هودشتیان در ادامه میگوید: «روشن نیست افرادی که اکنون خواهان بازگشت به وطن هستند، تا چه میزان به امنیت و حفظ جان خود اطمینان دارند، زیرا میتوان به روشنی مشاهده کرد که چیزی در سیاستهای امنیتی نظام تغییر نکرده است.»
یاسر میردامادی، محقق و پژوهشگر دینی، اما نظری متفاوت و مثبت درباره بازگشت دارد.
او که به تازگی و پس از سالها به ایران سفر کرده و بازگشته، به بیبیسی فارسی گفت: «بازگشت به وطن، پیش و بیش از هر چیز، حق مسلم هر شهروند ایرانی است؛ حقی که سلب آن، چه از سوی حاکمیت و چه از جانب مخالفانش، ناموجه است. به ویژه استدلالهای مخالفان به سود "نباید به ایران رفت" موجه به نظر نمیرسند.»
او افزود: «در برابر این استدلال که "شرایط تغییری نکرده تا بازگشت توجیهی داشته باشد"، باید یادآور شد که وطن هتل نیست که تنها در زمانه رفاه و سامانیافتگی بتوان به آن پای گذاشت. افزون بر این، گسترش رفتوآمد ایرانیان خارج از کشور، بهویژه منتقدان، خود میتواند عاملی برای تقویت جامعه مدنی و زمینهساز تغییرات پایدار از پایین به بالا باشد.»
به گفته آقای میردامادی، «ادعای "سفیدشویی حاکمیت" از طریق این سفرها غالبا بر این پیشفرض استوار است که ساختار قدرت یکپارچه و صلب است، حال آنکه واقعیتهای میدانی نشان میدهد دستکم لایههایی در درون سیستم در پی تسهیل تردد ایرانیان با گرایشهای گوناگوناند.»
به گفته یاسر میردامادی: «به نظر میرسد بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور، هرگونه گشایش یا بهبود در داخل را مخل پروژه براندازی خود میپندارد و از اینرو با هر نشانهای از تغییرات مثبت مخالفاند.»
او افزود: «اما برای کسانی که ترمیم بافتار جامعه و بهبود وضع کشور را بر طرحهای پرهزینه و رؤیاپردازانه سیاسی ارجح میدانند، هر گام کوچکی رو به جلو مغتنم است.»
این پژوهشگر دینی همچنین گفت: «تجربه زیسته من در بازگشت دوماهه به ایران پس از هجده سال دوری، و مواجهه بیواسطه با تحولات ژرف و بالنده اجتماعی و فرهنگی در بطن جامعه، این باور را در من استوارتر کرد که پیگیری رویای "براندازی به هر قیمت" احتمالا ویرانگرترین و ضدایرانیترین نسخهای است که برخی گروههای سیاسی مخالف میتوانند برای امروز این سرزمین بپیچند.»»
Repost from جرعه
♦️یاسر میردامادی از گفتگو و اثراتِ آن سخن میگوید🔺
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
Repost from Neemaad News Media | پایگاه خبری نیماد
وقتی دیپلماسی به الهیات میبازد: معمای مذاکره با آخرالزمانگرایانِ آمریکایی
یاسر میردامادی - سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، بهویژه سیاست خارجی این کشور در منطقه موسوم به خاورمیانه، معمولا با زبانِ منافع مادی، امنیت انرژی، مهار رقبای منطقهای، و موازنه قوا توضیح داده میشد. اما اگر تحلیل در همین سطح بماند آنگاه یکی از نیروهای ژرفتر شکلدهنده سیاست خارجی محافظهکاران آمریکا نادیده گرفته شده است: پیوند دیرپای صهیونیسم مسیحی و آخرالزمانگرا حول تصوری از تاریخ همچون طرحی الهی که در آن خاورمیانه صحنه نهاییِ نبرد برای تحقق وعدههای کتابمقدس است.
در این چارچوب تحلیلی، دولت دوم ترامپ تنها ادامه ناسیونالیسم پوپولیستیِ راست افراطی نیست و جنگ او علیه ایران نیز تنها جغراسیاسی (ژئوپولیتیک) نیست، بلکه دولت دوم ترامپ نقطه تلاقیِ ناسیونالیسم مسیحی، صهیونیسم مسیحی، سیاست قدسیشده و نوعی تئوپلیتیک (یزداسیاسی) است که در آن اسرائیل، ایران، و جنگهای خاورمیانه در افقِ آرماگدون (نبرد آخر الزمان) خوانده میشوند.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10034438.htm
Repost from مرکز فرهنگی شهرکتاب
نیگل به روایت سروش، ملکیان، حیدری و میردامادی
https://www.ibna.ir/news/554819/%D9%86%DB%8C%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C
Repost from وبسایت فرهنگی صدانت
🔆 نشست معرفی و بررسی کتاب «احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی»
نشست معرفی و بررسی کتاب «احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی» اثر #تامس_نیگل ، با ترجمه #جواد_حیدری ، روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ به همت «حلقه دیدگاه نو» برگزار شد. #عبدالکریم_سروش ، #مصطفی_ملکیان ، #یاسر_میردامادی ، #جواد_حیدری و #حسین_کمالی در این نشست درباره سه مسئله اصلی کتاب گفتوگو کردند: احساس اخلاقی چه نسبتی با واقعیت دارد؟ آیا احکام اخلاقی مستقل از میل و توافق آدمیان صادق یا کاذباند؟ و اگر معرفت اخلاقی در تاریخ تغییر میکند، با چه معیاری میتوان از «پیشرفت اخلاقی» سخن گفت؟
آنچه بحث را از سطح معرفی یک کتاب فراتر برد، اختلافی بود که بهتدریج میان سه رویکرد آشکار شد: واقعگرایی اخلاقی نیگل که حیدری و ملکیان آن را شرح دادند؛ دیدگاه سروش که اعتبار دلیل را در نهایت به اقناع عقلا پیوند میزد؛ و نقد میردامادی که هم واقعگرایی بینیاز از خدا را ناکافی میدانست و هم فروکاستن صدق به اجماع یا اقناع را محل اشکال میشمرد. در کنار این مناقشه معرفتشناختی، ملکیان از غیبت اخلاق فضیلت و تحول درونی انسان در اخلاق جدید سخن گفت.
🌐 صوت و گزارش کامل این نشست
🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
Repost from حلقه دیدگاه نو
▶️ فایل صوتی
معرفی و بررسی کتاب
«احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی»
نویسنده: #تامس_نیگل
با حضور:
دکتر #عبدالکریم_سروش
استاد #مصطفی_ملکیان
دکتر #یاسر_میردامادی
دکتر #جواد_حیدری (مترجم کتاب)
دکتر #حسین_کمالی
Sep 12, 2:00 2026
شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
#حلقه_دیدگاه_نو
@didgahenochannel
Repost from N/a
🎙️ پس از بحران، چگونه باید گفتگو کنیم؟ | با یاسر میردامادی
بعد از اتفاقات چند سال اخیر، شاید برای خیلی از ما گفتگو با بعضی دوستان و اطرافیان سختتر از همیشه شده باشد؛ گاهی آنقدر که انگار در دو جهان متفاوت زندگی میکنیم.
اما آیا مشکل فقط اختلاف نظر است؟
یا حتی بر سر اینکه «واقعیت چیست؟» با هم اختلاف داریم؟
در این گفتگو با یاسر میردامادی درباره خودِ گفتگو حرف زدیم؛ اینکه در یک جامعه بحرانزده، آیا هنوز میتوان از گفتگو و حقجویی دفاع کرد؟
مشاهده در یوتوب
مشاهده در آپارات
شنیدن در کستباکس
شنیدن در اسپاتیفای
حمایت از تئوکست
اینستاگرام
بله
تلگرام
@YMirdamadi
@dinonline
@theocastschool
Repost from تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
یهودیت سیاسی نداریم؟
در ادبیات معاصر، اصطلاح «اسلام سیاسی» بسیار رایج است؛ اصطلاحی که معمولاً برای توصیف جریانهایی به کار میرود که میکوشند مفاهیم و هنجارهای اسلامی را وارد عرصه قدرت، دولت و سیاست کنند. اما اگر قرار باشد این مفهوم را جدی بگیریم، باید بپذیریم که پدیده مشابهی در سنت یهودی نیز وجود دارد:
«یهودیت سیاسی»
(Political Judaism / Jewish Political Theology).
این به معنای «سیاسی بودن ذات یهودیت» یا یکی دانستن یهودیت با صهیونیسم نیست؛ بلکه به معنای وجود جریانها و پروژههایی است که هویت، متون، وعدهها و مفاهیم دینی یهودی را به پروژهای سیاسی، ملی، سرزمینی یا دولتی تبدیل میکنند. اتفاقاً شماری از مهمترین متفکران یهودی قرن بیستم دقیقاً با همین مسئله درگیر بودهاند.
گرشوم شولم صهیونیسم را در نسبت با «بازگشت یهودیت به تاریخ» میدید: یهودیت، که قرنها عمدتاً در قالب یک سنت دینیِ تبعیدی وجود داشت، با صهیونیسم دوباره وارد قلمرو تاریخ، قدرت و سیاست میشد. اما شولم همزمان نسبت به مسیحاییکردن صهیونیسم هشدار میداد؛ یعنی تبدیل مفاهیم رستگاری و مسیحایی یهود به پروژه سیاسی. این نکته بسیار مهم است: در اینجا دیگر با یک ملیگرایی معمولی مواجه نیستیم؛ بلکه بحث بر سر این است که آیا مقولات دینی و مسیحایی میتوانند به نیروی سیاسی و تاریخی تبدیل شوند یا نه.
مارتین بوبر نیز صهیونیسم را صرفاً یک جنبش ملی عادی نمیدید. پژوهشگران از «الهیات سیاسی صهیونیسمِ بوبر» سخن گفتهاند. برای او، صهیونیسم میتوانست تجلی معاصرِ همان عهد مقدس میان قوم، سرزمین و خدا باشد.
در سوی دیگر، هرمان کوهن قرار داشت. کوهن دقیقاً از این میترسید که یهودیت به یک ملیگرایی دولتی تبدیل شود. از نظر او، رسالت اخلاقی یهودیت جهانشمول بود و نباید در قالب دولت-ملت یهودی محصور شود. بنابراین مخالفت او با صهیونیسم، خود شاهدی بر این واقعیت است که مسئله «سیاسیشدن یهودیت» در درون اندیشه یهودی مسئلهای جدی بوده است.
پس مفهوم «سیاسیکردن یهودیت» تنها اصطلاحی نیست که منتقدان بیرونی بر یهودیت تحمیل کرده باشند؛ بلکه خود متفکران یهودی نیز آن را برای توصیف پروژههای درون یهودیت به کار بردهاند. از اینجا میتوان به مفهوم گستردهتر «الهیات سیاسی یهودی» (Jewish Political Theology) رسید که متفکرانی مانند کوهن، شولم، بوبر و هانا آرنت را درگیر مسئله نسبت یهودیت، تاریخ، دولت، ملت، قانون و رستگاری میکرد. حتی اشتراوس پا را فراتر میگذاشت و معتقد بود که در دوران زوال کامل ارزشها، یک "نیروی اخلاقی" بزرگ در جنبش سیاسی صهیونیسم نهفته است.
بنابراین اگر درباره «اسلام سیاسی» صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که الصاق الهیات به سیاست پدیدهای منحصراً اسلامی است. در مسیحیت، یهودیت و اسلام، نمونههای مختلفی از تبدیل مفاهیم دینی به پروژههای سیاسی وجود داشته است. در مورد یهودیت، صهیونیسم یکی از مهمترین نمونههای مدرن این فرایند است.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Repost from حلقه دیدگاه نو
معرفی و بررسی کتاب
احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی
نویسنده: تامس نیگل
با حضور:
دکتر عبدالکریم سروش
استاد مصطفی ملکیان
دکتر یاسر میردامادی
و دکتر جواد حیدری (مترجم کتاب)
Sep 13, 2:00 PM EST
شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران
لینک جلسه در گوگلمیت:
https://meet.google.com/axd-pknu-fpg
#حلقه_دیدگاه_نو
@didgahenochannel
نتیجهگیری
آنچه دولت دوم ترامپ را از دورههای پیشین متمایز میکند، فقط شدت بیشترِ حمایت از اسرائیل یا رویکرد تهاجمیتر در سیاست خارجی نیست، بلکه قدرتگیریِ بازیگرانی است که جهانبینیشان با منطق وستفالیاییِ دولت-ملت و موازنهی قدرت سازگار نیست.
وقتی ماشین جنگیِ قدرتمندترین ارتش جهان با خوانشی تحتاللفظی و خشونتبار از پیشگوییهای آخرالزمانی کتاب مقدس ترکیب شود، سیاست خاورمیانهای آمریکا از «مدیریت بحران» به سمت «تسریع بحران» حرکت میکند.
در این الگوی فکری (پارادایم)، جنگ با ایران فقط گزینهی نظامی برای مهار رقیب ژئوپولیتیک (جغراسیاسی) نیست، بلکه میتواند بهعنوان گامی محتوم در درامِ کیهانیِ آرماگدون فهم شود. مایل نیستم از این مقدمات نتیجهای سراسر ضد مذاکره بگیرم. بلکه تنها میخواهم بگویم که اگر این چارچوب تحلیلی درست باشد آنگاه مذاکرهای اگر در گرفت، کار مذاکرهکنندگان تقریبا به معجزه شبیه است.
بر این اساس ما با الگوی جدیدی در سیاست خارجی آمریکا مواجه ایم. در الگوی قدیم (مانند اوباما در برجام) تلاش بر مدیریت بحران، بازدارندگی و موازنهی قوا بود. اما در الگوی جدید تلاش بر تسریع بحران و جنگخواهی به مثابهی گام محتوم کیهانی است.
