کالبَد معلق
Kanalga Telegram’da o‘tish
هنوزکال،گاهی بَد واغلب معلّقم روزمرگیهای یک مدیر محصول؛ کتابها، فیلمها،دیده ها و یافتههایش.
Ko'proq ko'rsatish626
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
626
یک ماه بود دوستامو [که معمولا هر هفته میبینم] ندیده بودم
رفتیم فکر کرده
و بچهها جووون
دوستام اینقد باهوشن که من اون زنگو نمیتونستم همیشه اولین نفر بزنم!!!!!!
به عنوان یک بیمارِ "من باید برنده بشم" اصلنم دیگه برام مهم نبود که باختم
تو بازی بعدی جبران کردم به هرحال
626
میپرسید زندگی مستقلی چطوره؟
امشب ساعت ۹ونیم رسیدم خونه
از دم در اول تمام لباسای تو سبد لباسچرکارو ریختم تو ماشین که تا من بقیه کارامو میکنم بشوره.
بعد رفتم دنبال غذا ی شام
و با نیم نگاهی به غذای فردا
بعد امروز چوب لباسیام رسیده بود لباسایی که تو بقچه کرده بودم در اوردم اویزون کردم
این وسط مامانم اینا تلفن زدن
و همزمان شاممو خوردم
لباسا شسته شدن، در اوردم پهن کردم، لباسشوییو خشک کردم،
و درحالیکه از خستگی بیهوشم، ظرفای شامو شستم و تازه رسیدم به تخت
که کتاب کارگاه رو بخونم
626
شما که در جریانید من اگه خودمو به چالش نکشم شبم روز نمیشه؟
من دوباره سفارش ماتیلدا گرفتم
و همونطور که میبنیید
سمت راست دارم سعی میکنم توی فضای کوچیک با نخ ۲ تار طدحو دربیارم
سمت چپ با نخ ۶ تار کلفت که یا خیلی برجسته و باحال میشه یا کثافت🤌🏾
حالا با ما همراه باشید فعلا؛:))
626
زنگزده میگه میخوام یه کاری کنم اگه از نظرت اوکیه
بعد در حالی که من شونصد تا سناریو جنایی تو ذهنم مرور کردم میگه که "ریشامو بزنم؟ "
کیوت:)))))))))))
626
Repost from اتاقک فیروزهای | عطیه کشاورز 🍃
آدم فکر میکنه خوابیدن و خواب رو تا صبح ادامه دادن جزو بدیهیات زندگیه
تا اینکه باهاش به مشکل میخوره!
626
بعد بهش گفتم ببین
تو باید بر اساس چت هامون و شناختت از من اینو پر بکنی ها
گفت آهااا
و یه تصویر دیگهداد که اینقد همه چیو توش نوشته قابل انتشار نیست:)
626
Repost from N/a
این دوتا نازنازیا
امروز مهمون خونه شما شدن
و دیگه موجود نداریم شون.
کالکشن #فیکشن
626
بعد اگه خونده باشیدش میدونید که میتومید منتظر هرررر اتفاقی توش باشید
و من هی اینجوری میشم که "اون موقع ها ai هم نبودها" و "نکنه دیگه کسی نتونه اینقد خلاقیت بخرج بده؟"
626
نمیدونم بهتون گفتم یا نه
یه هفته ای هست دارم مرشد و مارگاریتا میشنوم
و الان حدودا رسیدم به وسطاش
