577
订阅者
+124 小时
+17 天
+1430 天
帖子存档
577
اون تیکه زرد رو
یه راحتی میشد مدل اجر(back های _ _ ) زد
با نخ ۶تار
ولی من مریضِ برای خود چالش ساختنم، و مدل basket درستش کردم با نخ ۳تار
577
Repost from N/a
سفارشای این ماه رسید به ۳تا
و از اونجا که من ماهی ۵تا سفارش بیشتر نمیگیرم
اگه دوست دارید یه هدیه دست دوز که ازش فقط یدونه تو دنیا هست به دوستتون، مامانتون، پارتنرتون یا خود عزیز عزیزتون بدید
من ۲تا جای سفارش این ماه دارم.
https://t.me/khialartstore
577
سفارشای این ماه رسید به ۳تا
و از اونجا که من ماهی ۵تا سفارش بیشتر نمیگیرم
اگه دوست دارید یه هدیه دست دوز که ازش فقط یدونه تو دنیا هست به دوستتون، مامانتون، پارتنرتون یا خود عزیز عزیزتون بدید
من ۲تا جای سفارش این ماه دارم.
577
ریکس چیه؟ ذهنم رو به دوپامین اون کار خارجی معتاد کنم
بعد اگه یه روز هیچ هیجانی نباشه کله خراب تر تر باشم
577
توی edtech retention یه نکته هست
میگه تو یه کاری کن یوزرت دقیقا بدونه مرحله بعد چیه.
و چون حالا میدونه مسیر چیه برمیگرده.
.
نمیدونم چه ربطی داره ولی میخوام یه مدت تست کنم اگه از شب قبل برای خودم یه انگیزه بذارم واسه فردا
ایا صبح ها کمتر کله خراب نیستم؟
577
یه کار جالبم کردم
از gpt خواستم با تقویم
بره گفتگو های یک هفته اخیرمونو بررسی کنه و یه رپ آپ بهم بده
انگار بجای خوندن دوباره همه اونا خوندن همین پاسخ کافی باشه
و جوابش واقعا خوب و کامل بود
577
منتور امروز صبحم تو یونیسف کار میکرد
و اولین نفر در کل منتورها بود که پرسید
ایراناوکیه؟خودت خوبی؟خانوادت خوبن؟
بقیه تابحال حتی یک بارم جنگرو منشن نکرده بودن و حال مارو نپرسیده بودن
577
امروز چیکار کردم؟
1⃣صبح یه جلسه داشتم که تشکیل نشد
2⃣یه پیگیری ریز کردم
3⃣سه تا از این نظم دهنده ها خریدم واسه جورابام، طبیه جورابارو ریختم بیرون اونارو چیدم توش، بعد دیدم خب من از این ها خیلی بیشتر جوراب دارم
الان نصف طبقه مرتب شدست، نصف طبقه کپه شده(چون چیدن این نظم دهنده ها جای زیادی اشغال کرد)
4⃣ بعد بیش از ۳ماه، دوباره بساط نخ و سوزن مو باز کردم
5⃣ دو تا ریل درست کردم از کارای قبلیم گذاشتم اینستا
6⃣ طرح گردنبندی که هزار سال بود نصفه مونده بود تکمیل کردم
7⃣ یه طرح جدید دوختم، بریدم، سایز نشد ریختم دور
8⃣یه طرح شازده کوچولو دوختم
9⃣ چهار تا اپیزود پادکست گوش دادم
0⃣1⃣ دوتا جلسه منتورشیپ رفتم
577
منتور امشبم یه پروداکت منیجر بود از مصر
اولا که پدرممم در میومد تا بفهمم این چی میگه.
تمام th هارو z (والضالین) تلفظ میکرد
و همه چی رو هم پاس میداد به مارکتینگ، اینترویو، سگمنت کردن،
دوباره و دوباره و دوباره
اخراش رفتیم سراغ ai usage و اینجوری بود که
خب برو وایب کدینگ و فلان و بیسال
نکته جالب توجه مون این بود که
من همیشه میگم:
I use AI to speedup my daily work
اون همین رو اینجوری گفت:
Using AI to accelerate daily task
کلمهش جالب بود برام.
اکسلریت یعنی شتابدهی و من تاحالا تو هیچ مکالمه ای از این کلمه استفاده نکرده بودم.
577
Repost from N/a
+1
اون اونقدر خاصه که چنین چیزی توی گردنش باشه.
اون قدر انتیکه، که یادگار نگهش داره، تا وقتی به نوههاتون بده.
اون شایسته ی چنین نقشی روی سینهشه!
.
.
برای سفارش طرح دلخواه به دایرکتِ چنل(پایین سمت راست کنار دکمه mute) مراجعه کنید
