uz
Feedback
والس آبي تیره؛

والس آبي تیره؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

- شاید دچارِ رگ پنهان رنگ‌ها هستیم. I’m here ٫ t.me/HidenChat_Bot?start=539953053

Ko'proq ko'rsatish
504
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
به چنل اکسسوری‌های دوست نازم سربزنید و خرید کنید🥰 میتونین این رو هم برای من بخرین🫶🏼

داستان این آهنگ خیلی جالبه، خواننده‌ی گروه(Greg Gonzalez)یک دوستی داشته و وقتی باهاش صحبت می‌کنه متوجه میشه که دوستش به طرز عجیبی دختری رو دوست داره و انقدر این عشق و علاقه زیاده که نمی‌دونه چی کار کنه.حتی نمی‌تونسته خودش بره و باهاش حرف بزنه و به اون دختر ابراز علاقه کنه. Greg هم تصمیم می‌گیره به جای دوستش با اون دختر درمورد حس دوستش صحبت می‌کنه. بعد متوجه میشه که اون دختر هیچ حس مشابهی نداره و هیچ علاقه‌ای به این موضوع نشون نمیده و به دوستش میگه که وقتش رو تلف نکنه و سعی کنه این داستان رو فراموش کنه و شبیه «جان وین»نباشه. حالا چرا جان وین؟جان وین همیشه نقش شخصیت‌هایی رو بازی می‌کرده که میرن به دنبال یه هدفی که خیلی خیلی بزرگ‌تر از زندگی خودشونه.هدفی که رسیدن بهش شاید غیر ممکن به نظر برسه و برای همین اینجوری میشه که اسم این ترک جان وین هستش.

بفرمایید یه پلی لیست کوچک و جمع‌جورِ ناز:

+4
09 - John Wayne.mp39.95 MB

«باشد که باد در زیر بال‌هاتان بوزد و شما را ببرد آنجا که خورشید بادبان می‌کشد و ماه ره می‌سپارد.»

+1
Beth-Hart-Caught-Out-In-The-Rain-Live-At-The-Royal-Albert_70.mp37.22 MB

I was staring into the light When I saw you in the distance, I knew that you'd be mine Am I moving back in time? Just standing still?

Repost from Hibrary

+1
One Cold Night (Live) CD 1 TRACK 6 (320).mp312.33 MB

“I was trapped! Because in all this wonderful, beautiful, miraculous world, I. Alone. Had no body, no senses, no feelings! Never for me to plunge my hands in cool water on a hot day. Never for 'me' to play Mozart on the ivory keys of a forte piano. Never for me to MAKE LOVE! I... I... I was in hell looking at heaven! I was machine. And you, were flesh. And I began to hate. Your softness! Your viscera! Your fluids, and your flexibility. Your ability to wonder, and to wander. Your tendency...to hope..."

file_13387.mp32.40 MB

آن‌جا_که_تو_نشسته‌ای_و_من_تو_را_می‌نگرم.mp33.34 MB

«گرچه هزاران شب است، که تاریکی بر جهان تنیده است.»

1|4_I_Was_Buried_In_Mount_Pleasant_Cemetery_Woods_of_Ypres_320.mp318.48 MB

نمیدونم چه کسی نیاز داره و اصلا کسی دسترسی داره که بخونه ولی میخوام یکبار به‌عنوان کسی که در همین شرایط هستش بگم: درک کنید که همه‌ی ما تقریبا هیچ فاعلیتی در اتفاقات اخیر یا حتی آینده نداریم و جریان تاریخ مسیر خودش رو طی میکنه. درک کنید که امیدواری بیش از حد راجع به یک موقعیت غیرقابل پیش‌بینی بعدها سرخورده‌تون می‌کنه و الان بهترین کاری که میشه کرد نگاه کردن و قبول کردن چیزیه که درحال رخداده. درک کنید که زور زندگی زیاده، دوام میارید و ادامه می‌دید و راهی برای روانی نشدن و کمی زندگی کردن پیدا خواهید کرد. چیزهایی که درونتون داره اتفاق می‌افته بخشی از پروسه‌ی انسان بودنه و چیزهایی که بیرون اتفاق می‌افته بخشی از مناسبات زندگی و تاریخه و شاید بهتره یکبار برای همیشه اختیار کوچکی که در محدوده‌ی بزرگ جبر داریم رو قبول کنیم.