uz
Feedback
نور می‌آید.

نور می‌آید.

Kanalga Telegram’da o‘tish

📈 Telegram kanali نور می‌آید. analitikasi

نور می‌آید. (@andthewindwillcarryus) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 20 808 obunachidan iborat bo'lib, Sanʼat & Dizayn toifasida 1 495-o'rinni va Eron mintaqasida 16 206-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 20 808 obunachiga ega bo‘ldi.

14 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 106 ga, so‘nggi 24 soatda esa 10 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 22.27% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 11.44% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 4 633 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 381 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent هاى, جا, چیز, روم, فاطمه kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
Fiat Lux (let there be light). - t.me/BluChtBot?start=63afac05bedca8818a40 - https://t.me/colorsads

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 15 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sanʼat & Dizayn toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

20 808
Obunachilar
+1024 soatlar
+1187 kun
+10630 kun
Postlar arxiv
کتاب شایو از اوساما دازای.

Labi Siffre - Bless the Telephone.mp34.00 MB

این چیزی‌ست که می‌خواهم سربسته به آن باور داشته باشم: انسان برای عشق و انقلاب زاده شده است.

photo content

برید چنل بامزه‌ی رها رو ببینیدددد. یه دنیای ناز رنگی داره.🍏

Repost from N/a
photo content
+1

«باور دارم که خوشبختی توانایی انجام کارهایی‌ست که آدم دوست دارد.»

خیلی می‌فهمم حرف‌های حدیث رو. :))🌠

Repost from N/a
هر بار که خلق می‌کنم، بخشی از خودم را جا می‌گذارم.

تهران، خیابان سنایی، تیر ۱۴۰۵.

photo content

Still Corners - The Message.mp311.40 MB

و اگر زندگی را این‌طور ببینیم که همواره باید به سختی‌ها درآویخت، آنگاه آنچه که اکنون در نظر ما بیگانه به نظر می‌رسد، همان چیزی خواهد شد که بیشتر درخواهیم یافت و بدان اعتماد خواهیم کرد. چگونه آن افسانه‌های باستانی را که در همهٔ ملل وجود دارند فراموش کرده‌اید؟ اژدهایی که وقتی زمانش فرا می‌رسد به شاهزاده‌هایی زیبا تبدیل می‌شوند. شاید همهٔ اژدهایان زندگی ما شاهزاده‌هایی باشند که فقط منتظرند ما را شجاع و زیبا ببینند. شاید هرچیز وحشتناکی در عمیق‌ترین حالت خود از ما کمک بخواهد تا طلسمش را باطل کنیم. پس نباید بترسید آقای کاپوس عزیزم، اگر غم و اندوهی بزرگ‌تر از هرآنچه که تا به حال دیده‌اید نیز جلو راه‌تان بلند شود، اگر ناآرامی مانند ابری بر شما و هرکاری که انجام می‌دهید سایه بگسترد، شما باید فکر کنید که چیزی در شرف وقوع است، که زندگی شما را فراموش نکرده است و شما را در دستان خود نگه خواهد داشت. این افکار به شما اجازه نمی‌دهد که ناامید بمانید. - نامه‌هایی به شاعر جوان

وای چقدر دوست دارم این ویدیومو. :)

Repost from N/a

Repost from N/a
درود بر دورهمی‌های دخترونه، خنده‌های بی‌دلیل، عکس‌های تار، آغوش‌های گرم و لحظاتی که تا اخر عمر تو خاطرم میمونن.

Repost from N/a
هنوز هم، میان تمام چیزهایی که از دست رفت، چیزی در قلبمان روشن مانده؛ شاید امید، شاید همان ستاره‌ای که قرار است ما را به صبح برساند.

یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. هدر رفتن جوونیم،کاراییم، روزها و زمان. انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.

«تو زندگی بعدی گربه می‌شم و میام پیشت. میام خودمو به پات می‌مالم. تو بی‌حوصله دستی به سرم می‌کشی و بعد دوباره مثل الان می‌ری سراغ زندگی‌ات.»

Repost from paperback
در این همه سال مخاطب همه‌جور ادبیات بودن، انگار بیشتر از هر چیزی فقط و فقط یک معیار برای سنجش ادبیات داشتم: زیاده‌روی نکردن در احساسات یا تقلبی نشون ندادنشون! حالم به هم می‌خوره یکی از علاقه‌اش به یه چیزی می‌گه و هی الکی می‌نویسه «وای»، از دیدن یه سری صفت پشت هم با نقطه— مثلاً: «شگفت‌آور. شگفت‌آور. شگفت‌آور. شگفت‌آور.» تنم از میزان چندش بودنش مورمور می‌شه. نوشتن همیشه فقط یک معیار داشته: صداقت. و خب راه پیدا کردنش در مرز نگه داشتن احساساته. ذره‌ای ادا در احساسات، به‌راحتی نوشته رو کامل خراب می‌کنه. ترجیح می‌دم از نویسنده‌ای کتاب بخونم که خشک و بی‌طرف، همچون یک روزنامه‌نگار یا دانشمند می‌ره سراغ احساسات ولی نوشته‌ای نخونم که در اون تظاهر به تغییر فرم احساس به کلمه می‌شه.

نور می‌آید. - Telegram kanali @andthewindwillcarryus statistikasi va tahlili