uz
Feedback
آب نبات لیمو.

آب نبات لیمو.

Kanalga Telegram’da o‘tish

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570574110 🦕 ‌یک دایناسور شیفته‌ی لیمو و کتاب قصه.🍋

Ko'proq ko'rsatish
955
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kunlar
+730 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+29
2 kanalda
May '26
+13
1 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+1
1 kanalda
Get PRO
Mart '26
+2
1 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+12
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+42
15 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+57
13 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+34
9 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+21
4 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+30
5 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+65
9 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+200
22 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+59
8 kanalda
Get PRO
May '25
+76
3 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+104
11 kanalda
Get PRO
Mart '25
+132
6 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+36
7 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+48
8 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+95
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+143
14 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+87
11 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+45
7 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+29
7 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+43
7 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+49
6 kanalda
Get PRO
May '24
+49
6 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+25
4 kanalda
Get PRO
Mart '24
+30
9 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+158
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+29
3 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+18
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+13
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+227
4 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
21 Iyun0
20 Iyun+2
19 Iyun+1
18 Iyun+2
17 Iyun+1
16 Iyun0
15 Iyun+1
14 Iyun+2
13 Iyun+8
12 Iyun+2
11 Iyun+1
10 Iyun+1
09 Iyun0
08 Iyun+1
07 Iyun+2
06 Iyun0
05 Iyun+1
04 Iyun0
03 Iyun+2
02 Iyun+1
01 Iyun+1
Kanal postlari
ژربرای نارنجی و زرد میخوام:(

2
نمیدونم از غروب چرا این شعر باباطاهر توی مغزمه گفتم اینجا بخونم براتون شاید رفت💔
178
3
غم عشقت بیابان پرورم کرد فراقت مرغ بی بال و پرم کرد بمو واجی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
182
4
سلام دوستان، در چیزهای جدیدی که خوندم متوجه شدم که در اساطیر هند و داستان‌های سانسکریت ماه و خورشید هر دو نر هستند، اما اگر بخوان از زنی به عنوان ماه در آثارشون استفاده کنند، ماه رو شانزده پاره میکنند و یک تکه‌ی اون رو به نام اون زن میگذارن، به خاطر همین به زن بسیار زیبا میگن "مهپاره".
347
5
Atash-Ebi.mp3
237
6
هیچوقت نمیفهمم که حس تعلق خونه رو میخوام یا حس آزادی رو.
501
7
این روزها کارهای روزانه تبدیل به یک اکت قهرمانانه شده، با وجود تمام اتفاقات پامیشی و توی چایت شکر میریزی و این قهرمانانه ترین کاریه که میتونی بکنی.
415
8
و یادم میمونه که گفته بود اگه فقط به طول عمر و طولانی بودن زندگی فکر کنی، خود زندگی رو انکار میکنی.
457
9
+3
Matn yo'q...
503
10
امروز دیوید هاکنی مرد:(
375
11
این شعر رو میفهمم و نمیفهمم، با این حال از فرم دهانم موقع خوندنش خوشم میاد، پس اینجا بمونه.
402
12
اتاق فرسوده است آینده كدر شد صورت من كو؟ من با این صورت عاشق شدم امتحان دادم قبول شدم ساز شنیدم دشنام دادم دشنام شنیدم گرسنه شدم باران خوردم سیر شدم رنگ شناختم رنگ باختم سفید شدم خوابیدم بیدار شدم مادرم را صدا كردم تو را صدا كردم جواب دادم خواب رفتم عینک زدم سفر رفتم غم داشتم ماندم آمدم در آینه نگاه كردم سفر رفتم گلدان را آب دادم ماهی را نان دادم می‌دانستم صورت من صورت توست سه دقیقه مانده به ساعت چهار آینه كدر شد هراس ندارم آهسته در باز شد زنی در آستانهٔ در نشست آینه كدورت داشت به صورتم نگاه كرد می‌خواست خودش را در آینه ببیند مرا باور كرد مرا صدا كرد می‌خواستم از دور كسی مرا ببیند تا برای دیگران بگوید تا كدرشدن آینه من لبخند داشتم زن ساكت زن صبور با سكوت ابریشمی از طلوع صبح از فنجان قهوه برمی‌خاست آماده بودم در صبح برای ریختن باران در لیوان گریه كنم از شما هراس ندارم كه به من تو بگویید فقط صورتم را به دیگران بگویید كه لبخند داشت لبم سفیدی بود باغ ندارم خانه ندارم رویا ندارم خواب دارم عشق دارم نان دارم اطلسی دارم حافظه دارم خستگی دارم سردی دارم گرمی دارم مادر دارم قلب دارم دوست دارم یک چمدان دارم یک سفر دارم یک پاییز دارم یک شوخی دارم لباس‌های من كهنه نیست ولی در چمدان بسته نمی شود یک تكه قالی دارم آسمان نیست ابری است آبی است فرهنگ لغت دارم دوازده جلد است مؤلف مرده است یک پرتقال دارم برای تو عینک دارم شیشه ندارد نه سفید نه سیاه برای چهارفصل است یک لیوان از باران دارم ناتمام است شكسته است یک جفت جوراب آبی دارم دریا را دوست دارم كار نمی‌كند سه دقیقه مانده به چهار را نشان می‌دهد اگر آینه را بشكند اگر گل نیلوفر دهد اگر میوه دهد اگر حرمت مادرم را با چادر سیاه بداند اگر شمعدانی در آینه كوچک‌تر شود من كوچک‌ می‌شدم — احمدرضا احمدی
429
13
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570574110 سلام سلام کی ماهه کی ستاره؟
1
14
دلتنگم. انقدر دلتنگ که بخوام راه بیوفتم تو خیابون تا شاید یک نشونه پیدا کنم. که شاید عقلم رو از دست ندم. دوری، خیلی دور. انقدر دور که شاید از کنارت بگذرم و نبینمت و انقدر آشنایی که ناآشنا شدی.
307
15
4_6001274909831988122.mp3
353
16
دیشب توی خواب یک بچه دادن بغلم و گفتن براش اسم بذار، گفتم سروین.
420
17
این آهنگ فیروزه شبیه یک انجیر بنفشه.
475
18
Ahwak Fairuz, Zaki Nassif, Zaki Nassif.m4a
489
19
میدونی، من حس میکنم خیلی دلت رو شکوندم و انقدر دل شکسته شدی که آروم آروم سعی میکنی خودت رو از پیش چشمام محو کنی اما من‌ گیرت انداختم بین کاغذ و دفترهام. گاهی شبها خیلی خیلی سنگین میشه و من قلبم خیلی خیلی درد میگیره و نفسم سخت بالا میاد، درست مثل همین الان و بعد شروع میکنم عادت‌های تورو مرور کردن. بعد دوباره یادم میاد که تو بین تمام رنگهای سیب، عاشق سیب زرد بودی. هربار قبل بیرون رفتن عینکت رو میدادی که من پاک کنم. یادم میاد که قبل از چایی ریختن همیشه استکانت رو با آب داغ کتری میشستی و همیشه سر کتابهات خوابت میبرد. یادم میاد که هر شب راز بقا میدیدی و از کشمش بیشتر از نخود خوشت میومد اما دوست داشتی چاییت رو با قند بخوری، فقط و فقط قند. یادم میاد که پیژامه‌ی مهمونیات فرق میکرد و وقتی مهمون میومد پیژامه نو میپوشیدی، روزای تولد بلوز مردونه سفید راه راه. همیشه وقتی یک بچه توی خیابون میدیدی انگشتهات رو به هم میزدی و انگشترهای توی دستت صدا میدادن. یادم میاد نیایش بهت میگفت باباجی و یادم میاد که میگفتی هر شکوفه‌ای که از درخت بکنی یعنی یه میوه کمتر میده. فقط با تو بالاترین میوه‌های روی شاخه‌‌ی درخت برای من بود و فقط با تو روزنامه خوندن جالب. فقط با تو پا کوبیدن برای بستنی حال میداد، فقط دوست داشتم کنار تو توی خیابون راه برم. من همیشه عاشق این بودم که تو بابامی، تو عاشق این بودی که من دخترتم؟
595
20
واقعا وقتی لحظه‌ها خیلی تاریکن من هنوز نورم؟
479