uz
Feedback
Dio's camp

Dio's camp

Kanalga Telegram’da o‘tish

Two fish exist in me and they do in fact, swim opposite ways. Poems n thoughts: 888 @j6d0og6r Music dump : @XXIAVII

Ko'proq ko'rsatish
346
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-330 kunlar
Postlar arxiv
میخوام بخوابم بیاید تا خاموش میشه گوشیم حرف بزنیم

photo content

در سروده‌های کهن، در قصه‌ها و افسانه‌های غبارگرفته، آنکه به سیمای نجات‌بخش می‌آید، در ذات خود، نقاب شرارت بر چهره دارد؛ همان‌گونه که گاهی در هاله‌ای از ابهام، خودِ ایزد نیز چنین می‌نماید. و آنگاه که دریا، موج بر موج می‌کوبد، گویی انعکاسی است از نیلی بیکران آسمان. هرگاه که غنایی در صورتی تجلی یابد، سایه‌ی تناقض، قامتش را به همان اندازه فراخ می‌سازد که محبوب‌ترین افراد، در تنهایی محض خویش غوطه‌ورند و پرگوترین، در پوچی کلام خویش فرو می‌روند. و این قانونِ ناگفته‌ی هستی است: آنگاه که به سوی خورشید گام برمی‌داری، سایه‌ی وجودت، کشیده‌تر و بلندقامت‌تر می‌شود. ناجی، همیشه در برزخ وظایف مقدّس خویش، از تعلقات مهرآمیز دوستانه و پیوندهای خانوادگی باز می‌ماند. او ناجی است در چشم کسانی که از چنگال هستی نجاتشان می‌بخشد، اما در عمق وجودشان، ایشان را هرگز نمی‌شناسد. به همین قیاس، در منظرِ یاران و خانواده‌اش، او تجسمِ شرارت است؛ چرا که تمامی تمرکز وجودش، صرف نقض شرارت شده و هر اندازه که در این اندیشه فرو رود، سایه‌ی پلشتی او، سترگ‌تر می‌گردد. او پدر، مادر، یار و همسری است که در نقشی فضیح، محبوس مانده است. با این همه، همچنان محبوب است، اما ورایِ نقشِ نجات‌گری، گویی که هویتی انسانی ندارد؛ تنهایی، نفرین ابدیِ اوست. اما چرا ناجی باید در همین نقشِ مقتول خویش باقی بماند؟ آنگاه که ناجی، خود به نقشی بدل می‌شود، سایه‌ی شرارتی که از دل این نقش جوانه می‌زند، یواش‌یواش او را در کامِ خویش فرو خواهد بلعید. ناجی و نقطه‌ی مقابل او، نمونه‌ای بارز از طومار بازگشت خودانگیخته‌ی هستی هستند. خداوندگار نیز، چه در بافت تئیستی و چه گنوسی، همین‌گونه است: او خالق و آفریننده‌ی مطلق است و در عین حال، نابودگر پنهانِ خویش. نور، هرچه بیشتر تغذیه شود، تاریکی را گرسنه‌تر خواهد ساخت و بالعکس؛ چرخه‌ای بی‌پایان که در آن، هر اضدادی، دیگری را تغذیه می‌کند. 888

یکجوری وصل میشید لفت میدید انگار من نت رو قطع کرده بودم

IF I WANT SOMETHING BADLY ENOUGH, IT’LL HAPPEN.

“The beginning of war will be a secret.” -Zero Parade

photo content

BUT I AM SOLITARY AND ABHORRED.

AS A CHILD, IT DEVASTATED ME TO FALL FOR THE STARS, ONLY TO FIND OUT THEY WERE DEAD, OR WORSE; HOW MUCH MATH IT TAKES TO GET NEAR THEM.

The pressure of who I’m trying to become is hurting me.

Dreamed myself attuned to a tribal neck holder so I could be beautiful; and I ended up with a bulbous head, a ridiculously much smaller neck that knew nothing but pain, And a head exploding with bloody veins about to fall off my body.

IF YOU WISH TO SEDUCE AN ANGEL, YOU MUST PLAY THE PART OF A DEVIL.

Ovozli xabar00:51

‘Anyone who attempts to do both, to adjust to his group and at the same time pursue his individual goal, becomes neurotic.’ -Carl. G. Jung (Memories, dreams and reflections)

THERE ARE THINGS BIGGER THAN ME, AND IM TRYING TO HAVE THE ADVANTAGE OF BEING SO PHYSICALLY SMALL, SO TEMPERAMENTALLY UNOBTRUSIVE AND SO NEUROTICALLY INARTICULATE THAT PEOPLE TEND TO FORGET THAT MY PRESENCE RUNS COUNTER TO THEIR INTERESTS.

photo content

photo content

IN TRUTH, I HATE REJECTION SO DEEPLY THAT I NEVER WANT TO TRY.