346
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
346
در سرودههای کهن، در قصهها و افسانههای غبارگرفته، آنکه به سیمای نجاتبخش میآید، در ذات خود، نقاب شرارت بر چهره دارد؛ همانگونه که گاهی در هالهای از ابهام، خودِ ایزد نیز چنین مینماید. و آنگاه که دریا، موج بر موج میکوبد، گویی انعکاسی است از نیلی بیکران آسمان.
هرگاه که غنایی در صورتی تجلی یابد، سایهی تناقض، قامتش را به همان اندازه فراخ میسازد که محبوبترین افراد، در تنهایی محض خویش غوطهورند و پرگوترین، در پوچی کلام خویش فرو میروند. و این قانونِ ناگفتهی هستی است: آنگاه که به سوی خورشید گام برمیداری، سایهی وجودت، کشیدهتر و بلندقامتتر میشود.
ناجی، همیشه در برزخ وظایف مقدّس خویش، از تعلقات مهرآمیز دوستانه و پیوندهای خانوادگی باز میماند. او ناجی است در چشم کسانی که از چنگال هستی نجاتشان میبخشد، اما در عمق وجودشان، ایشان را هرگز نمیشناسد. به همین قیاس، در منظرِ یاران و خانوادهاش، او تجسمِ شرارت است؛ چرا که تمامی تمرکز وجودش، صرف نقض شرارت شده و هر اندازه که در این اندیشه فرو رود، سایهی پلشتی او، سترگتر میگردد. او پدر، مادر، یار و همسری است که در نقشی فضیح، محبوس مانده است. با این همه، همچنان محبوب است، اما ورایِ نقشِ نجاتگری، گویی که هویتی انسانی ندارد؛ تنهایی، نفرین ابدیِ اوست.
اما چرا ناجی باید در همین نقشِ مقتول خویش باقی بماند؟ آنگاه که ناجی، خود به نقشی بدل میشود، سایهی شرارتی که از دل این نقش جوانه میزند، یواشیواش او را در کامِ خویش فرو خواهد بلعید. ناجی و نقطهی مقابل او، نمونهای بارز از طومار بازگشت خودانگیختهی هستی هستند. خداوندگار نیز، چه در بافت تئیستی و چه گنوسی، همینگونه است: او خالق و آفرینندهی مطلق است و در عین حال، نابودگر پنهانِ خویش.
نور، هرچه بیشتر تغذیه شود، تاریکی را گرسنهتر خواهد ساخت و بالعکس؛ چرخهای بیپایان که در آن، هر اضدادی، دیگری را تغذیه میکند.
888
346
AS A CHILD, IT DEVASTATED ME TO FALL FOR THE STARS, ONLY TO FIND OUT THEY WERE DEAD, OR WORSE; HOW MUCH MATH IT TAKES TO GET NEAR THEM.
346
Dreamed myself attuned to a tribal neck holder so I could be beautiful; and I ended up with a bulbous head, a ridiculously much smaller neck that knew nothing but pain, And a head exploding with bloody veins about to fall off my body.
346
‘Anyone who attempts to do both, to adjust to his group and at the same time pursue his individual goal, becomes neurotic.’ -Carl. G. Jung (Memories, dreams and reflections)
346
THERE ARE THINGS BIGGER THAN ME, AND IM TRYING TO HAVE THE ADVANTAGE OF BEING SO PHYSICALLY SMALL, SO TEMPERAMENTALLY UNOBTRUSIVE AND SO NEUROTICALLY INARTICULATE THAT PEOPLE TEND TO FORGET THAT MY PRESENCE RUNS COUNTER TO THEIR INTERESTS.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
