uz
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Kanalga Telegram’da o‘tish

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Ko'proq ko'rsatish
1 713
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+57 kunlar
+2730 kunlar
Postlar arxiv
«گلوبند ایران» خواننده: علی‌رضا قربانی ترانه‌سرا: حسین غیاثی موسیقی: حسام ناصری @LyricsNotes

«من ادامه می‌دمت» خواننده: رضا صادقی ترانه‌سرا: روزبه رادمهر ملودی: امیر آرسین تنظیم: محمدرضا صادقی @LyricsNotes

«حسبی‌الله» خواننده: محسن چاوشی ترانه‌سرا: مهدی عباسی موسیقی: محسن چاوشی @LyricsNotes

این‌که در بحبوحه‌ی حوادث سیاسی و اجتماعی، ترانه‌هایی ساخته و منتشر شوند امری طبیعیست اما در حوادث اخیر، آن روال طبیعی و متعارفی که انتظار آن در کمیت و کیفیت خلق و انتشار وطن‌ترانه‌ها و ترانه‌های سیاسی، اجتماعی می‌رفت برآورده نشد. در این شرایط ویژه و تاریخی شاید اختلافات پررنگ سیاسی کارورزان هنر ناشی از سوگیری‌های مختلف جناحی و سیاسی میان مردم یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری این فضای تعلیق و تردید در آفرینش‌های هنری و به‌ویژه در فضای موسیقی و ترانه باشد. برجسته‌ترین و احتمالا بی‌دردسرترین موضوع ترانه‌ها در این بحبوحه، موضوع وطن است اما همین موضوع هم حالا محل مناقشات جدی شده است. حالا دیگر میان وطن‌ترانه‌ی مجوزدار و زیرزمینی اختلافات عمیقی در ارزش‌گذاری‌هاست. رویکرد سیاسی خوانندگان و دیگر کارورزان ترانه، محل مناقشه می‌شود و فقط موضوع و‌ محتو‌ای ترانه‌ی میهنی ملاک ارزش‌گذاری آن نیست و این‌که یک طرفدار سیستم حاکم یا یک پادشاهی‌خواه یا یک دموکراسی‌خواه و یا چپ‌گرا و سکولار و ... ترانه‌ای وطنی بخواند، ارزش‌های افزوده‌ی آن را تعیین می‌کند. به گمان من در چنین بزنگاه‌هایی هر کسی مختار است رویکرد مورد علاقه‌اش را در ترانه‌ی وطنی‌اش نمایان کند اما تجربه‌های تاریخی نشان داده که سوگیری‌های سیاسی و‌ جناحیِ روشن و بی‌پرده در وطن‌ترانه‌ها و یا در عمل‌کرد خواننده‌هایشان فارغ از ارزش‌های ادبی و هنری به جایگاه تاریخی اثر خدشه وارد خواهد کرد. بسیاری از ترانه‌های این ایام و خوانندگانشان نیز در این مسیرند. محسن چاوشی در همان آغاز حوادث تکلیف خودش را با مخاطب روشن کرد و با این‌که در سال‌های گذشته اصرار داشت که اجرای ترانه‌های مذهبی‌ ربطی به هم‌سویی با نظام حاکم ندارد با انتشار ترانه‌ی «حسبی‌الله» سمت و سوی خود را به وضوح مشخص نمود. با این‌حال برخی خوانندگان مطرح داخلی نیز در این روزها ترانه‌هایی مرتبط خواندند. مهدی یراحی با ترانه‌ای از حسین شنبه‌زاده به نام «آشوئیتس» بازهم نگاه مخالف خود را منعکس کرد اما بعضی از داخلی‌ها هم هرچند نه به صراحت چاوشی اما به شکلی مجوزپسند سمت سیاسی و اجتماعی خود یا دست‌کم رویکرد موردعلاقه‌‌شان را نشان دادند. از میان خوانندگان خارج‌نشین نیز ترانه‌هایی منتشر شد که پادشاهی‌خواهان در آن میان سهم قابل‌توجهی دارند. آخرین کار از این دست هم هم‌خوانی ابی و شاهین نجفی در ترانه‌ی «شاهراه» است. ترانه‌ای که هم در عنوان و هم در مضمون، گرایش سیاسی خود را به شکلی عریان نشان می‌دهد. با این حال هیچ کدام از این ترانه‌ها جدا از سطح کیفی خود نتوانسته‌اند مانند ترانه‌هایی که در حوادث تاریخی مشابه، برجسته شدند به فراگیری قابل قبولی برسند و این ویژگی‌ مهم است که شرایط سیاسی و اجتماعی و هنری این روزها را از نمونه‌های تاریخی و مشهور، متمایز می‌کند. @LyricsNotes

در کم‌تر از یک سال سه هنرمند خالق و مجری این اثر را از دست دادیم.

«خاک من» خواننده: عارف ترانه‌سرا: هما میرافشار موسیقی: احمد پژمان @LyricsNotes

+6
«آشتی» خواننده: هایده ترانه‌سرا: هما میرافشار موسیقی: آندرانیک @LyricsNotes

هما میرافشار ۱۳۱۵-۱۴۰۵ @LyricsNotes
هما میرافشار ۱۳۱۵-۱۴۰۵ @LyricsNotes

این یادداشت، سال گذشته در روزنامه‌ی هم‌میهن منتشر شد و در صفحه‌ی اینستاگرام جناب کورش یغمایی بازنشر شده است. https://www.inst
این یادداشت، سال گذشته در روزنامه‌ی هم‌میهن منتشر شد و در صفحه‌ی اینستاگرام جناب کورش یغمایی بازنشر شده است. https://www.instagram.com/p/DZCpDkHxAuQ/?igsh=MW92Z2s0cnJ1a2pqOQ== @LyricsNotes

برای انبساط خاطر
برای انبساط خاطر

من با ایشان در این موضوع موافقم که «عجیب است هنوز جوان‌ها ابی و گوگوش و داریوش» گوش می‌دهند. یک سبک و‌ جریان موسیقی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد که بعد از پنجاه سال هنوز جوان‌ها را به سمت خود بکشد؟ اما فاجعه این‌جاست که این فرد هرچه بیشتر می‌گوید بیشتر می‌فهمیم که نمی‌فهمد! برای نقد یک کلام طبیعتا اول باید آن را بلد باشی! از «پوست شیر» فقط پوست و شیر را یادش مانده! و با همان دو واژه کمر به نقد ترانه بسته است! در یک سروده‌ی پاپ رمانتیک و کلاسیک، شاعرانه بودن را نقطه‌ی ضعف می‌داند و با همین مثال دهه‌ی پنجاهی به این نتیجه می‌رسد که پاپ‌خوان‌های آن دوره در همان دوره مانده‌اند در حالی که باید یک مثال از ترانه‌های امروزشان بیاورد. وقتی هم می‌خواهد وارد نقد موسیقی شود هم موسیقی واروژان را سبک و چرت‌وپرت می‌داند اما جز «بیت» و «ریتم» که به نظرش مشکل این موسیقیست از «رنگ» بودنش می‌گوید! رنگ را از کجا آوردی عموجان؟ پس ملودی و تلفیق و هارمونی و سازبندی و کنترپوآن و موضوع و محتوا و هنر و ادبیات، کجای مغز تو را درگیر می‌کند؟ وقتی حتی در حرف‌زدن عادی هم نیاز به یک مربی اصلاح گفتار و بیان داری کاش دست‌کم موسیقی روز جهان را گاهی بشنوی تا بدانی معیارهای ارزیابی، چیزهایی هستند که اصلا هیچ‌وقت وارد ذهن بیت‌پرورت نشده‌اند. این سطح از بی‌سوادی کلامی و موسیقایی و ضعف بیان وقتی تبدیل به «ستاره‌ی رپ فارسی» می‌شود یعنی اوضاع رپ فارسی خیلی خراب‌تر از حد تصور است. @LyricsNotes

«بی‌نقاب» تیتراژ سریال «بیست‌ویک» خواننده: روزبه بمانی ترانه‌سرا: روزبه بمانی موسیقی: حامد حسینی @LyricsNotes

در سال‌های اخیر چند بار موسیقی ایران به رکودی عمیق وارد شده است. هر کدام از این رکودها نیز ویژگی‌های خاص خودشان را داشته‌اند. در دوران کرونا به دلیل تعطیلی کنسرت‌ها، صنعت موسیقی بی‌دروپیکر ما دچار شوک عظیمی شد اما اتفاقات سیاسی و اجتماعی متعدد در سال‌های اخیر، موسیقی و ترانه را وارد عصر جدیدی کرده است. در حوادث سال‌های نود و هشت و پس از آن در جنبش زن، زندگی، آزادی، خیل ترانه‌های اعتراضی و اجتماعی خلق و منتشر شدند و این جنبش‌ها مانند موارد مشابه در تاریخ، موتور محرک آفرینش ترانه‌های تازه بودند. اما حوادث و خیزش‌های ۱۴۰۴ رنگ‌وبویی دیگر و تأثیر و تأثری متفاوت داشتند. از آن جا به این سو تاریخ ما وارد برهه‌ای عحیب شده است. حالا دیگر وطن‌ترانه هم کار نمی‌کند، به‌ویژه این‌که می‌شود با نام وطن حتی از رانت‌ها و‌ حمایت‌های بی‌شائبه‌ی حکومتی هم بهره‌مند شد. در کنار برخی چهره‌های سرشناس در این میان، خیل کارورزان میان‌مایه و فرصت‌طلب نیز وارد گود شده‌اند تا از این سفره‌ی گسترده‌ی سینه‌زنی برای وطن در قاب حکومت‌پسند سهمی ببرند. حالا دیگر برای بدنه‌ی پویای ترانه و موسیقی ما دل‌ودماغی نمانده است. تکلیف‌ها مشخص نیست. کنسرت‌ها تعطیل و استودیوها تق‌ولقند. پرداختن به هیچ موضوعی هم توجیه‌پذیر نیست. با این حال شبکه‌های موسیقی در حال پخش ترانه‌های رنگارنگند و البته تیتراژنویسی و تیتراژخوانی هم برای حلقه‌ای محدود برقرار است و باقی اهالی ترانه هم باید منتظر بمانند تا سایه‌ی ترکش‌های معلق‌بودن میان جنگ‌ و صلح از سر موسیقی مملکت کوتاه شود. ترانه‌های بسیاری در صف انتشار و تولیدند و باید منتظر بمانیم تا این برهه‌ی عجیب را نیز از سر بگذرانیم و هرچند به قول ایرج برای ما همواره «شب رفته و شب اومده» اما دل به همان امیدی می‌بندیم که دل‌خوشانه، دهه‌ها با ماست. @LyricsNotes

«۲۴ ساعت» خواننده: عارف ترانه‌سرا: علی ایلیا موسیقی: رامین زمانی @LyricsNotes

«ای رسیده از راه» خواننده: عارف ترانه‌سرا: منصور تهرانی ملودی: سیاوش قمیشی تنظیم: واروژان @LyricsNotes

«سلطان قلب‌ها» خواننده: عارف ترانه‌سرا: محمدعلی شیرازی موسیقی: انوشیروان روحانی @LyricsNotes

موسیقی ایران در مقطع اواسط دهه‌ی سی تا اواخر دهه‌ی چهل خورشیدی در دورانِ گذاری سرنوشت‌ساز بود. نقش‌آفرینان مهم موسیقی پاپ در این سال‌ها در واقع حلقه‌های واسط میان موسیقی پاپ مبتنی بر مایه‌های ایرانی و عربی و موسیقی پاپ مدرن غربی و ترانه‌ی نوین بودند. چهره‌هایی مانند پرویز وکیلی و تورج نگهبان و ناصر رستگارنژاد و‌ نوذر پرنگ در ترانه‌سرایی و سورن الکساندر و عطا خرم و پرویز مقصدی و بابک افشار در آهنگ‌سازی و ویگن، محمد نوری، منوچهر سخایی و عارف عارف‌کیا در خوانندگی از مهم‌ترین بازیگران این مقطع مهم گذار در موسیقی پاپ ایران بودند. این میان اما «عارف» چهره‌ای بسیار ویژه است و از برخی منظرها حتی ویژه‌تر از اسطوره‌ای مانند «ویگن». عارف که از کودکی توانسته بود استعدادش را در خواندن پرورش دهد از اوایل دهه‌ی چهل خورشیدی و حوالی بیست‌سالگی توانست با حضور در تلویزیون نوپای آن‌زمان تبدیل به ستاره‌ی روز شود. هم‌خوانی خواننده‌ی بزرگ و محبوبی مانند پوران با عارف و علاقه‌ی کارورزان مطرح موسیقی پاپ برای همکاری با او در آغاز راه نیز به درخشش این ستاره افزود و بازیگری در سینما و خوانندگی در فیلم‌های آن دوران به تجربه و محبوبیت او اضافه کرد و او را در مسیری تاریخ‌ساز قرار داد. اما چند نقطه‌ی عطف مهم در دهه‌ی چهل خورشیدی بود که کاراکتر ویژه‌ی عارف را شکل داد. خواندن ترانه‌ی «سلطان قلب‌ها» و شکستن سد انحصار ایرج در خوانندگی برای فیلم‌های فارسی، پیوستن به گروه دوست قدیمی‌اش «جمشید زندی» یعنی گروه «گلدن رینگ» و ورود به فضای موسیقی غربی نوجوان‌پسند، همکاری مدام با بزرگان ترانه‌ی نوین از همان آغاز این جریان، فعالیت مستمر در سال‌های پس از بهمن پنجاه‌وهفت و در نهایت، شصت‌وپنج سال فعالیت هنری پیوسته در اوج و در قله‌ی موسیقی پاپ ایران. عارف در دهه‌ی چهل، رقیب بزرگانی چون ویگن، منوچهر و حتی ایرج بود و در دهه‌ی پنجاه نیز با انتخاب‌های درست، رقیب قدرتمندی برای ستاره‌های جوانی چون داریوش و فرهاد و فروغی و ابی و ستار شد و تا پایان عمر توانست جایگاه خود را با کم‌ترین تزلزل در کیفیت هنری، حفظ کند. پیش از او ویگن این مسیر پرافتخار را پیمود اما از نسل او در موسیقی پاپ ایران هیچ خواننده‌ای هرگز و با هیچ معیاری به او نزدیک هم نشده و همین ویژگیست که او را تبدیل به شمایلی ویژه، مهم و تاریخ‌ساز در موسیقی پاپ ایرانی کرده است. یاد و نامش گرامی @LyricsNotes

عارف عارف‌کیا @LyricsNotes
عارف عارف‌کیا @LyricsNotes