Lyrics Notes
الذهاب إلى القناة على Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
إظهار المزيد1 691
المشتركون
+124 ساعات
+77 أيام
+2830 أيام
أرشيف المشاركات
1 690
«آخرالزمون»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
ملودی: حامد حسینی
تنظیمکننده: سعید زمانی
@LyricsNotes
1 690
حجم ترانههای اعتراضی در اعتراضات زن، زندگی، آزادی بیسابقه بود. در یادداشتی که همان زمان نوشتم اشاره کردم که این حجم زیاد اما عمدتا توسط کارورزان گمنام اجرا شده است. فارغ از اجراهای خوانندگان خارجنشین در آن زمان از داخلیهای اسمدار جز یراحی و توماج و احتمالا یکی دو نفر دیگر، خوانندهی جگرداری برای خواندن ترانهی اعتراضی پا پیش نگذاشت.
اینبار بعد از اعتراضات دیماه اما با آنچنان حجمی از ترانهی اعتراضی توسط گمنامها مواجه نشدیم و از طرفی تا دلتان بخواهد، داخلیهای مجوزدار ترانه منتشر کردند.
اینبار سطح خشونت و عصبیت سیستم در برخورد با معترضان، مرزهای تاریخ سرکوب را درنوردید و میزان کشتار در حدی بود که در کنار شوک عظیمی که به ما وارد ساخت کار را هم برای ساختن و اجرای ترانههایی که عمق این فاجعه را توصیف کند بسیار سخت کرد.
در چنین شرایطی مرثیهسرایی و غمنالههای سوگوارانه، سادهترین و البته بیخطرترین کنش محسوب میشوند. البته که سوگواری و مرثیهخوانی هم بخشی از ماجراست و بسیار محترم است اما توسل به این شیوه برای ادای دین به خونهای ریختهشده و یا «در سمت مردم ایستادن» هرگز کافی نیست.
ترانهی اعتراض در طول تاریخ موتور محرک هنر و ادبیات بوده و اعتراض، فقط غمناله و سوگ و مرثیه نیست. اعتراض با پرخاش و نقد مستقیم و تندگویی و صراحت همراه است. اعتراض به سیستمهای سرکوبگر هم جگری میخواهد که اهالی و هنر و ادبیات ما دستکم تا امروز بیشترشان نشانههای فقدانش را دارند.
ترانههایی که اکثر قریب به اتفاق خوانندههای مشهور داخلی در این مدت منتشر کردند چیزی جز مرثیههای بیخطر نیست و البته انبوه کامنتهای مردم سادهدل که این مرثیهخوانیها را دلیل کافی برای مردمیبودن و باشرف بودن و ... میدانند برایشان حکم مدال شجاعت دارد.
@LyricsNotes
1 690
«رازقی»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
پیانو: امیر بدخش
@LyricsNotes
رازقی پرپر شد، باغ در چلّه نشست
تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم ...
1 690
«رازقی»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
پیانو: امیر بدخش
@LyricsNotes
رازقی پرپر شد، باغ در چلّه نشست
تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم ...
1 690
سالها پیش ترانهای نوشتم و چند سال پیش همایون آرامفر برایش موسیقی ساخت و هنوز واگذارش نکردهایم. چند سطر از بند دومش این است:
گیج و گم، خسته، عذابآلوده
سرگذشت من و تو این بوده
سرگذشتی که پر از تکراره
کهنهبازاری که رونق داره
خوابهایی که پر از کابوسن
خاطراتی که دارن میپوسن
زیر سنگینی این خاکستر
پیش پوسیدهی بار و باور
میون این همه نامیزونی
تازگی کن! تو بخوای میتونی!
آن «امید تازهشدن» که موتیف ترانههای من است دیگر دارد کمرنگ که نه! بیرنگ میشود. در نیمهی دوم دههی چهل زندگی همچنان مانند سرگذشت نسلهای قبل و بعد، گیج و گم و خسته و عذابآلودهام. از نوشتن و سرودن خستهام، از حرفزدن دربارهی این عذاب مدام خستهام.
گلههایم از روزگار در ترانههای قدیمیام هنوز شنیده نشدهاند. حدود ده سال پیش ترانهای با موسیقی امیر حفظی همراه کردم که ترجیعبندش درد دل نسلهای ماست:
از شهر خاطره، از قصه و سرود
از باغ آرزو، این سهم ما نبود
این حق ما نبود
امسال قرار بود چند ترانهی ششوهشت با صدای استاد ایرج و بابک رادمنش و امید و چند عاشقانه با صدای خوانندگانی خوشصدا از من منتشر شود. تقریبا همه را منتفی کردیم یا به تعویق انداختیم اما هنوز چند وطنترانه و ترانهی معترض دارم که در نوبت انتشارند. جز اینها اگر رنگی بر امید بماند باز هم خواهم نوشت، باز هم خواهم سرود.
بعید میدانم عماد خراسانی آنچه ما زندگی کردیم را تجربه کرده باشد اما همین بیت مشهورش وصف حال ما شده است:
از ما گذشت خوب و بد اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!
@LyricsNotes
1 690
در پی آن همه خون
كه بر اين خاك چكيد
ننگمان باد اين جان!
شرممان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا كرديم!
در شب تار جهان
در گذرگاهی تا اين حد ظلمانی و توفانی!
در دل اين همه آشوب و پريشانی
اين که از پای فرو میافتد
اين كه بر دار نگونسار شدهست
اين كه با مرگ درافتاده است
اين هزاران و هزاران كه فرو افتادند
اين منم
اين تو
آن همسايه
آن انسان
اين مایيم!
ما!
همان جمع پراكنده، همان تنها
آن تنهاهایيم!
اينهمه موج بلا در همهجا میبينيم
«آی آدمها» را میشنويم
نيك میدانيم
دستی از غيب نخواهد آمد
هيچ يك حتی يكبار نمیگویيم
با ستمكاری نادانی، اينگونه مدارا نكنيم!
آستينها را بالا بزنيم
دست در دست هم از پهنهی آفاق برانيمش
مهربانی را، دانایی را
بر بلندای جهان
بنشانيمش
«آی آدمها! موج میآید ...»
-فریدون مشیری-
@LyricsNotes
1 690
«از خون جوانان وطن»
خواننده: محمدرضا شجریان
ترانهسرا: عارف قزوینی
ملودی: عارف قزوینی
تنظیم: فرامرز پایور
@LyricsNotes
1 690
«خانه سرخ»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: داود بهبودی
تنظیم: احمد پژمان
@LyricsNotes
1 690
«آخرین نامه»
خواننده: سیاوش قمیشی
ترانهسرا: علی فرید
ماودی: سیاوش قمیشی
تنظیم: اروین خاچیکیان
@LyricsNotes
1 690
«گلهی اسب»
خواننده: رضا یزدانی
ترانهسرا: نگین عسکری
ملودی: شاهین خلیلی
تنظیم: سعید رضایی
@LyricsNotes
1 690
«شب یلدا»
خواننده: روزبه نعمتالهی
ترانهسرا: روزبه نعمتالهی
ملودی: روزبه نعمتالهی
تنظیم: اشکان محمدیان
@LyricsNotes
1 690
فضای ترانهی فارسی پر از کارورزانیست که سالها در فضای شعر دستوپا زدهاند و به جایی نرسیدهاند و سرانجام برای شنیدهشدن و دیدهشدن دست به دامان ترانه گشتهاند. خیلیهایشان که بالاخره کلامشان با ترانه اقبالی نسبی پیدا میکند ترانه را امری تفننی اعلام میفرمایند و خود را از خاکساران درگاه شعر ناب میخوانند؛ حال اینکه اگر ترانه نبود هیچ کس برای بافتههایشان در قالب شعر تره خرد نمیکرد.
نقد ترانه نیز با همین رویکرد در بسیاری موارد اسیر زبان و قلم شعرمدارانیست که ترانه را با چوب ادبیت میزنند و کلام موزون را با عروض و قافیه میسنجند.
بعید میدانم روزی برسد که شعرای مدعی، موضع متناقضشان در قبال ترانه را رها کنند. در فضای شعر و ترانهی فارسی، این یک ماجرای همیشهدرجریان است. جریانی که شاعر را صاحب فضایلی میداند که ترانهسراها را به حریم آنها راه نیست!
این معضل اما از آنجا آغاز میشود که شاعرِ مدعی، تلاشی برای درک ماهیت حقیقی ترانه نمیکند و همهی آنچه در ادبیات و شعر آموخته را مانند صحف مقدس برای درک هر مقولهای که ادبیات در آن نقشآفرین است کافی میپندازد. همین نگاه سادهانگارانه است که در کنار برخی عوامل دیگر سالهاست محل نشوونما و ارائهی ترانه را از استودیو به پشت تریبون منتقل کرده است.
@LyricsNotes
1 690
««اگه دورم»
خواننده: فریدون آسرایی
ترانهسرا: حسین غیاثی
ملودی: علیرضا افکاری
تنظیم: محمد رجبیان
@LyricsNotes
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
