کتابفروشی رزا📕🌸
Kanalga Telegram’da o‘tish
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Ko'proq ko'rsatish2 063
Obunachilar
+124 soatlar
-57 kunlar
-2530 kunlar
Postlar arxiv
2 063
مونیکا، زنی جوان با ظاهری زیبا اما چشمهایی خسته و خالی. و البته آقای نوئل، مردی با لبخندهای حسابشده و نگاههایی که انگار همیشه یه قدم جلوتر از بقیهست.ولی مهمتر از همه، سکوت بود.
2 063
توی هتل، مهمونهایی بودن که انگار خودشونم نمیدونستن چرا اونجان.
خانم پیوسی، زنی پر سر و صدا که مدام در حال نصیحت کردنه، ولی هیچکس جدی نمیگیرتش.
2 063
وقتی رسیدم، همهچی عجیب ساکت بود.
نه صدای خنده، نه موسیقی، فقط صدای دریاچه و قدمهای سنگین مهمونایی که خودشون رو پشت ظاهر شیک و خونسردشون قایم کرده بودن.
2 063
جایی دور از همهچیز. یه هتل مجلل، بی روح اما خوشنام با بنایی سنتی و ساکت کنار یه دریاچهی مهگرفته. که معمولا میزبان آدمهای محترم، آینده نگر، ثروتمند، متواضع که معمولا براشون خوشایند تره دیده نشن بود.
2 063
بعد از اون اتفاقِ از دید دوستام هولناک که ترجیح میدم راجع بهش چیزی نگم، بهم گفتن بهتره یه مدت از لندن دور شم. دوستام، یا شاید بهتره بگم آشنایان نگران برام این سفر رو برنامهریزی کردن.یه جور تبعید محترمانه !!!
2 063
ولی حالا، انگار دارم توی یه قصهای زندگی میکنم که هیچکس نمیدونه تهش چی میشه. حتی خودم !
2 063
اسم من ادیت هوپه. نویسنده م.
نه از اون نویسندههایی که اسمشون رو همه جا میبینی. من عاشق نوشتن رمانهای عاشقانهم. قصههایی که توشون همهچی بالاخره درست میشه. آدمها به هم میرسن. همه چیز معنی پیدا میکنه.
2 063
نمیدونم چی شد که اینقدر همهچی از کنترل خارج شد.راستش... شاید هم میدونستم. شاید خودم انتخاب کردم چشمهام رو ببندم.
2 063
پس دیدین بازهم رزا یک کتاب قشنگ براتون آورده اونم با همچین وایبه خاصی🥹
فقط تعداده کتاب به شدتتتتتتتت محدوده بچه ها❌
2 063
مثلا من به عنوان یک نویسنده همیشه به پایان های خوش عادت کرده بودم ولی این هتل به من نشون داد که همه ی داستان ها پایانه خوشی ندارن....
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
