Abyss of Ideas
Kanalga Telegram’da o‘tish
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
Ko'proq ko'rsatish1 073
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+2930 kun
Postlar arxiv
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
فرشتهای آسمان را جمع میکند.
روی دیوار کلیسایی در اکراین
قرن دوزادهم میلادی
و هنگامی که ششمین مُهر را گشود، من ناظر بودم که ناگاه زمینلرزهای عظیم روی داد و خورشید سیاه شد، چون پلاسینْجامهای پشمین؛ و ماه، یکپارچه به رنگِ خون گشت. و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند، آنگونه که انجیرهای دیررَس به تکان تندبادی از درخت فرو میریزند. و آسمان جمع شد، چون طوماری که در خود پیچیده شود...[مکاشفه ۶: ۱۲-۱۴]
1 073
Repost from فیلم و هُنر فاخر 2
تله تئاتر دست آخر یا آخر بازی (1980)
کارگردان: ساموئل بکت
خلاصه فیلم:
این نمایشنامه برای اولین بار به زبان فرانسوی در تئاتر رویال کورت در لندن در تاریخ ۳ آوریل ۱۹۵۷ اجرا شد. در اوایل دهه ۱۹۶۰، به زبان انگلیسی به تهیهکنندگی فیلیپ استائب و کارگردانی بکت با پاتریک مگی و جک مک گوران در استودیوی شانزه لیزه در پاریس روی صحنه رفت. این نمایشنامه و در انتظار گودو، معمولا جز بهترین آثار بکت محسوب میشوند.
این نمایش توسط گورگی کورتگ در اپرایی اقتباس شدهاست که در سال ۲۰۱۸ در سالن لا اسکالا به نمایش درآمد. این نمایشنامه همچنین الهام بخش فیلم کوتاه پیکسار از بازی Geri است و یک بازی شطرنج استاتیک را به تصویر میکشد.
زیرنویس فارسی دارد.
1 073
"حقیقت یک دام است: شما نمی توانید آن را داشته باشید، بدون اینکه گرفتار شوید. شما نمی توانید حقیقت را به گونه ای داشته باشید که آن را بگیرید، بلکه فقط به گونه ای که شما را بگیرد.»
- سورن کی یرکگارد
1 073
اینم کامل خود پوستر ولی کلا کیگارد و کتاب " یا این یا آن " خیلی جالبه اینکه شما در هر انتخابی چیزی رو از دست می دهی و امکانی رو هم در عین حال می سازی... البته این نظریات کیگارد برای زدن منطق هگل بود کلا می گفت مرحله ادغام هگلی اتفاق نمی افتد ... البته هگل قضیه رو اینطور مکانیکی نمی دید ولی کلا فیلسوف جالبیه کیگارد ...
1 073
نیاز به ضربه فنی کردن نداره مه در متافیزیک نفس می کشیم انسان ذاتا متافیزیکی هست
https://t.me/AbyssofIdeas/8009
1 073
Repost from Wittgenstein in Exile
Spoiler alert:
اکثر کسایی که به خودشون میگن آتئیست بعد از ۵ دقیقه بحث کردن با یک متکلم معتزلی ضربه فنی خواهند شد و به هذیانگویی خواهند افتاد.
طرف با خودش فکر کرده حتماً هیچکس قبل از من به مسئله شر، صفات خدا و جبر و اختیار نپرداخته. زهی خیال باطل داداش.
1 073
+1
نظر هایدگر در مورد بدن در سمینار های تسولیکن،
( یکی از دلایل گسست هایدگر از هوسرل همین قضیه بدن بود کلا هايدگر امثال مرلوپونتی و پدیدار شناسی بدن و اینطور چیز هارو اگه می دید احتمالا با چوب می افتاد دنبال شون 😁)
1 073
رحم کن بر من پروردگارا
محضِ خاطرِ اشکهایم!
بنگر دل و دیده را
که در پیشگاهت زار میگریند
رحم کن بر من، رحم کن!
( ترجمه آقا میلاد لطف کردن ❤️)
1 073
قسمت مورد علاقه ام از ریکوئیم " مرثیه آلمانی " برامس که بنظرم نشانده عمق تفکر آلمانی از باخ تا واگنر نیچه ، هگل... که حامل همه این بزرگان علمی و فرهنگی بوده ،
بورخس داستانی داره به همین نام " مرثیه آلمانی " که اسیری نازی هست که فردا قرار است اعدام بشود و داره با خودش حرف می زنه کلا تاریخ خودشو مرور می کند و در آخر نتیجه می گیره " که هیچ ملتی مانند آلمانی ها نمی تواند مانند سِندان تاب تحمل چکش انسان بودن را تحمل کند ! "
( اجرای کارایان کبیر❤️)
1 073
Repost from Abyss of Ideas
Erbarme dich, mein Gott,
Have mercy, my God,
Um meiner Zähren Willen!
for the sake of my tears!
Schaue hier, Herz und Auge
Look here, heart and eyes
Weint vor dir bitterlich.
weep bitterly before you.
Erbarme dich, erbarme dich!
Have mercy, have mercy!
رحم کن خدای من
به خاطر اشک های من!
به اینجا نگاه کن، قلب و چشم
پیش تو به شدت گریه می کنند
رحم کن، رحم کن!
( نیایش پولس)
1 073
🔸️۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد.
🔻حافظ شیراز
• با صدا و روایت #احمد_شاملو
• موسیقی متن: #فریدون_شهبازیان
• طرح: فرشید مثقالی
• خوشنویسی: مصطفی اوجی
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان ۱۳۵۲
صفحه اینستاگرام موسیقی و مهارت
@musicandcraft
1 073
Repost from موسیقی و مهارت
🔻حافظ شیراز
• با صدا و روایت #احمد_شاملو
• موسیقی متن: #فریدون_شهبازیان
@musicandcraft
👇
1 073
Repost from احمد شاملو
❑ فصلِ دیگر
بیآنکه دیده بیند،
در باغ
احساس میتوان کرد
در طرحِ پیچپیچِ مخالفسرای باد
یأسِ موقرانهی برگی که
بیشتاب
بر خاک مینشیند.
ـ□
بر شیشههای پنجره
آشوبِ شبنم است.
ره بر نگاه نیست
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.
با آفتاب و آتش
دیگر
گرمی و نور نیست،
تا هیمهخاکِ سرد بکاوی
در
رؤیای اخگری.
ـ□
این
فصلِ دیگریست
که سرمایش
از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده میکند.
یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده میکند!
ـ□
هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
خاموش نیست کوره
چو دیسال:
خاموش
خود
منم!
مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمیسوزد
امسال
در سینه
در تنم!
۱۳۴۹
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
■ از دفتر شکفتن در مه | شعر و صدای احمد شاملو | موسیقی اسفندیار منفردزاده | کانال تلگرام احمد شاملو
Telegram ■ Twitter
