uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

Kanalga Telegram’da o‘tish

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

Ko'proq ko'rsatish
1 073
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+2930 kun
Postlar arxiv
🎼پرلود در بی مینور اثر #باخ با اجرای امیل گیللس @ThroughaGlassDarkly #موسیقی

◽️اجرای پرلود در بی مینور اثر #باخ توسط امیل گیللس @ThroughaGlassDarkly #موسیقی

Yuri Temirkanov استاد و رهبر ارکستر سمفونیک سن پیترزبورگ دیشب فوت کرد 😕

Brilliant Classics--Tchaikovsky Edition (CD 07) (5).mp346.84 MB

photo content
+1

من به آپولو اعتقاد دارم ...اما اشاره به آپولو از نوعی آیرونی سقراطی نشات می گیرد اگر کلمه یونانی Απόλλων ( آپولو ) را دو بخش کنیم بخش دوم آن πόλλων معنی " قطب ها " یا کثرت ها " را می دهد  A اول آن معنی نفی می دهد و می شود آنرا " ناکثیر ها " هم ترجمه کرد ، اما این اشاره از کجا نشات می گیرد؟! در کتاب ششم جمهوری ، افلاطون از زبان سقراط وقتی می خواهد که ایده نیک را توضیح بدهد آنرا به مانند خورشید توصیف می کند که بر چیز های دیدنی قابلیت دیده شدن می دهد و  علت چرخش طبیعی ایده هاست در محاوره پارمندیس هم در توضیح ایده کل ، آنرا به نوری که به همه جا می تابد توصیف می کند اما در بخش دوم محاوره پارمندیس ؛ ارسطو از وجود چیزی ناپیدا بعنوان تشکیل دهنده ساختار وجود سر بر می گرداند، یعنی علتی ناوجود غیر مادی مثل نور را نمی پذیرد و در کتاب یوتا(دهم فصل اول) متافیزیک که می خواهد مفهوم To hen واحد را تفسیر کند آنرا به مانند  (Sunekhesبه املای لاتین)مجموعه ای از اتصالات مانند میز و صندلی که بصورت ذاتی بهم چسبیده شده اند توصیف می کند این توصیف از کل و ناکثیر ارسطویی بعدا در اسپینوزا به اوج خود می رسد و خدا یا آپولوی سابق در طبیعت حل می شود و ماهیت انسان و طبیعت در گستره نوعی اتصال عظیم مکانیکی ناپیدای میل ها و انرژی ها  تئوریزه می شود... بواقع تمام افعال بدن ها حرکت رود ها انرژی کشاورزی مانند ضربه خوردن توپ های بولینگ از انرژی خورشید سازمان می یابند از اینرو در مقاله باتای به نام Solar Anus که سیر تولید انرژی توسط خورشید و دفع انرژی از مقعد انسانی و حیوانی را شرح می دهد  می توان کامل شدن چرخه توصیف خورشید از منظر فلسفه را مشاهده کرد

همه‌ی چیزهای عظیم و مهمی که می‌شناسیم کار عصبی‌هاست. همه‌ی مکتب‌ها را آنها بنیان گذاشته‌اند و همه‌ی شاهکارها را آنها ساخته‌اند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و بخصوص آنها برای ارائه‌ی این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیده‌اند. ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی‌های زیبا لذت می‌بریم، اما نمی‌دانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شده‌اند، به قیمت چه بی‌خوابی‌ها، چه گریه‌ها، چه خنده‌های عصبی، چه کهیرها، چه آسم‌ها، چه صرع‌ها، و چه مقدار اضطراب مرگ که از همه‌ی آنهای دیگر بدتر است. مارسل پروست در جستجوی زمان از دست رفته ج.سوم: طرف گرمانت ترجمه: مهدی سحابی

▪️A.Hen.in.the.Wind.1948 (Commentary by Adrian Martin) @FiveEasyPieces1

▪️مرغی در باد (1948) ▪️کارگردان: یاسوجیرو ازو ▪️زیرنویس فارسی ▪️ فایل آپلودی ▪️ Download ( 5.7 GB 1080p) ▪️ Download ( 1.5 GB
▪️مرغی در باد (1948) ▪️کارگردان: یاسوجیرو ازو ▪️زیرنویس فارسی ▪️ فایل آپلودی ▪️ Download ( 5.7 GB 1080p) ▪️ Download ( 1.5 GB 576p) Commentary by Adrian Martin ▪️A Hen in the Wind (1948) ▪️Director : Yasujirô Ozu ▪️imdb @FiveEasyPieces1

Repost from SUT Twitter
🔴 سطح دغدغه ها در دانمارک! «AbdiMedia - Abdollah Abdi» @sut_tw

ارسطو در کتاب گاما ( کتاب چهارم فصل پنجم ) در مورد اعتقاد به بدن مندی حقیقت در بین قدمای فلسفه یونانی بحث می کند و نقل قولی از پارمندیس می آورد که : زیرا مطابق با آمیزه ای که هر کس در اندام های پر پیچ و خم خود دارد ، به همان گونه است فهم یا اندیشه که نزد آدمیان است ؛  زیرا آنچه که می اندیشد همان سرشت " طبیعت " اندام های آدمیان است . البته این مدل اظهار نظر ها در مورد رابطه اندیشه با بدن توسط دو طیف گسترده و جریان غالب به انحطاط و ابتذال کشیده شده  یکی گروه دیوانگان نژاد پرست و دیگری این عرفان های نوظهور مدیتیشن باز ، که مراسم های مذهبی بودایی و هندویی را تبدیل به sport کرده اند خود این وجوه extreme افراطی نگاه به بدن هم خودش نکته جالبیه! انگار نگاه به بدن حد وسط و عقلانی نداره ، البته خود ارسطوی میانه رو  هم با همه نقل قول ها از امپدوکلس و بقیه به نتیجه خاصی نمی رسد و در مایان همان فصب می پرسد ؛ آیا معلولان و مجانین فکری متفاوت دارند ؟ آیا حقیقتی که برخفتگان می گذرد بر بیداران هم اینگونه است ؟ آیا کسیکه خود در لیبی هست ولی در خواب خود را در آتن می بیند او بواقع کجا هست؟! ...حتی هگل کبیر هم در فصلی عجیب احتمالا تحت تاثیر  اسپینوزا  که بدن را صاحب خود آگاهی می دانست یا اتمسفر بحث های جمجمه شناسی در قرن 19 در پدیدار شناسی روح به جمجمه شناسی و حتی کف بینی خطوط دست می پردازد!  و بدن را " هستی معین آغازین " و حرکت پا و دست  انسان را مانند حرکت برون شونده عقل توصیف می کند .. هگل در همان فصل طبق مرحله دوم منطق اش (منفیت) برعلیه چیزی که نوشته نقل قول جالبی از طبیعی شناسان معروف در همان فصل می گذارد Lichtenberg ; Ueber Physiognomik به فرض که چهره شناسان یک بار تمام عیار انسان را بدست آورده باشند اما انسان فقط با تصمیمی ساده نیاز دارد تا خود را دوباره به مدت هزاران سال غیر قابل فهم سازد! #متافیزیک_ارسطو #هگل #پارمندیس

#Vocal #English

پرنده های آسمان ، تنها روی دستی می نشینند که تمایلی به چنگ زدن و تصاحب ندارد. -گفتارِ ذن

فیلم اپرای Das Rheingold اولین اپرا از مجموعه اپراهای Der Ring des Nibelungen ساخته‌ی ریشارد وگنر به رهبری و کارگردانی هربرت فون کارایان، اجرا شده توسط ارکستر فیلارمونیک برلین، سال ۱۹۷۵ این ویدئو تنها ویدئوی به جا مانده از اجراهای کارایان از اپراهای حلقه‌ی وگنر است. Berliner Philharmoniker Herbert von Karajan: Direction Thomas Stewart: Bass-Baritone (Wotan) Brigitte Fassbaender: Mezzo-soprano (Fricka) Zoltán Kelemen: Baritone (Alberich) Peter Schreier: Tenor (Loge) Jeannine Altmeyer: Soprano (Freia) Gerhard Stolze: Tenor (Mime) Gerd Nienstedt: Bass, sung by Karl Ridderbusch (Fasolt) Louis Hendrikx: Bass (Fafner) Hermin Esser: Tenor (Froh) Vladimir de Kanel: Bass-Baritone, sung by Leif Roar (Donner) Birgit Finnilä: Contralto (Erda) Eva Randová: Soprano (Woglinde) Edda Moser: Mezzo-Soprano (Wellgunde) Liselotte Rebmann: Soprano (Flosshilde) ویدئو دارای زیرنویس انگلیسی است‌. #اپرا #ریشارد_وگنر #هربرت_فون_کارایان @Alborzname

«مردمانِ قدیمی آمریکای لاتین باور دارند کسانی که به ناحق توسط پادشاهان و حاکمان کشته می‌شوند درون گورهای خود چشم‌های‌شان را ب
«مردمانِ قدیمی آمریکای لاتین باور دارند کسانی که به ناحق توسط پادشاهان و حاکمان کشته می‌شوند درون گورهای خود چشم‌های‌شان را باز نگاه می‌دارند. به عقیده‌ی آن‌ها این مردگان تنها زمانی چشم‌های‌شان را برای همیشه می‌بندند که حق خون‌شان از قاتلین گرفته شود.» [+] © The vague glimmer of a head suspended in space, 1891. by Odilon Redon

🎼ترانه بانوی زمستان با صدای #لئونارد_کوهن @ThroughaGlassDarkly #موسیقی

کتابهایی از عهد عتیق کتاب های قانونی ثانی براساس کتاب مقدس اورشلیم ترجمه : پیروز سیار