1 186
Obunachilar
-124 soatlar
-57 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
ابوعلى رودبارى گويد: چهار تن همزمان بودند: يكى از آنها نه از سلطان چيزى مىگرفت و نه از مردم، او يوسف بن اسباط بود حتى هفتاد هزار درهم به او ارث رسيد از آن هيچ برنگرفت و براى گذراندن زندگيش زنبيل و حصير مىبافت. و ديگرى هم از مردم مىپذيرفت و هم از سلطان، او ابواسحاق فزارى بود كه هر چه مردم به او مىدادند مىستد و به فقيران آبرومند مىداد و آن چه از سلطان مىگرفت بر مردم طرسوس انفاق مىنمود. سوم كسى بود كه از مردم مىستاند و از سلطان نمىستاند، او عبدالله بن مبارک بود كه هر چه مردم به او مىدادند هزينۀ زندگيش مىكرد. چهارم كسى بود كه از سلطان قبول مىكرد و از مردم قبول نمىكرد، او مخلد بن حسين بود كه مىگفت: سلطان منّت نمىنهد ولى مردم منت مىنهند.📕 یاقوت حَمَوی، مُعْجَم الاُدَباء، ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی، ۱/ ۴۸ - ۴۹. #اقسام_علما #معاش_علما 📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory
گويند هارون الرشيد فرمان داد گردن زنديقى را بزنند. زنديق پرسيد: چرا گردنم را مىزنى؟ گفت: تا مردم از تو راحت شوند. گفت: پس با هزار حديثى كه من از قول رسول الله (ص) جعل كردهام چه مىكنيد؟ هارون گفت: ما ابواسحاق فرازى و عبدالله بن مبارک را داريم كه احاديث را غربال مىكنند و حديثهاى مجعول تو را بيرون مىافكنند.📕 یاقوت حَموی، معجمالادباء، ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی، ۱/ ۴۸. #زندیق #هارون #جعل_حدیث 📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory
▪️خبر تولد رضا پهلوی به روایت جلال آلاحمد در یادداشت روز سهشنبه ۱۰ آبان ۱۳۳۹ (یادداشتهای روزانه جلال آلاحمد، ۲/ ۴۴۸).
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
این هم اباطیل آلاحمد درباره آرامگاه فردوسی و شماری از بزرگان و سازندگان ایران. عمق نفرت او از پهلویها در همین یادداشت واضح است.
▪️جلال آل احمد و امام علی (ع)
کموبیش توان گفت که جلال آلاحمد، در یادداشتهای روزانهاش از هیچکس به نیکی یاد نکرده است. این را دیگر همه میدانند که او با هیچیک از سرآمدان و سازندگان فرهنگ ایران سر سازگاری نداشته و بارها به بزرگانی چون پرویز ناتل خانلری، ایرج افشار، احسان یارشاطر و دیگران، ناسزا و بدوبیراه گفته است.
این موردی که در تصویر آمده، امّا از همه عجیبوغریبتر است. خودتان بخوانید که این «سید» در «اباطیلش» دربارهٔ مقدسترین و محبوبترین شخصیت در اسلام شیعی و اسلام ایرانی، چگونه سخن رانده و داوری کرده است!
باید توجه داشت که آنچه در این یادداشتها آمده، گفتگوهای تنهایی و پنهانی نویسنده با خودش بوده و تازه اکنون پس از هفتاد سال منتشر شده است.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
+8
▫️مارکسیستی در دانشکده الهیات
▪️امروز سالروز درگذشت امیرحسین آریانپور است (۸ مرداد ۱۳۸۰).
📘زندهاندیشان به زیبایی رسند: یادمان دکتر امیرحسین آریانپور، بهکوشش بهروز صاحباختیاری، تهران:نشر اشاره، صص ۱۳۳- ۱۳۹.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
▪️ باستانی پاریزی و سهراب سپهری
«بهخاطر دارم که در جلسه ادبی مورخالدوله سپهر، یک جوان لاغر باریکاندام کاشی شعر میخواند که اغلب مورد ایراد بود، ولی او شعر خود را تا آخر میخواند ـ و شاید بهخاطر قوم و خویشی با مورخالدوله کمتر به او اعتراض میکردند. او بعدها یکی از بزرگترین ـ و بهعقیده من بزرگترین شاعر نوپرداز ایران- شد، و آن سهراب سپهری بود. گوینده این قطعه دلپذیر:
ـ من مسلمانم
قبلهام یک گل سرخ،
جانمازم چشمه،
مُهرم نور
من وضو با تپش پنجرهها میگیرم
من نمازم را وقتی میخوانم
که اذانش را باد
گفته باشد سر گلدسته سرو...
سنگ از پشت نمازم پیداست...».
📗باستانی پاریزی، بازیگران کاخ سبز، ۲۴۷.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
▪️ باستانی پاریزی و سهراب سپهری
«بهخاطر دارم که در جلسه ادبی «موجالدوله سپهر»، یک جوان لاغر باریکاندام کاشی شعر میخواند که اغلب مورد ایراد بود، ولی او شعر خود را تا آخر میخواند و ـ شاید بهخاطر قوم و خویشی با موجالدوله ـ کمتر به او اعتراض میکردند. او بعدها یکی از بزرگترین ـ و بهعقیده من بزرگترین ـ شاعران ایران شد، و آن سهراب سپهری بود. گزیده این قطعه دلپذیر:
ـ من مسلمانم
قبلهام یک گل سرخ،
جانمازم چشمه،
مُهرم نور
من وضو با تپش پنجرهها میگیرم
من نمازم را وقتی میخوانم
که اذانش را باد
گفته باشد سر گلدسته سرو...
سنگ از پشت نمازم پیداست...»
Repost from نشر سنگلج
نشر سنگلج چهارمین کتاب خود از مجموع تاریخ و زیستهمگانی را منتشر کرد:
آداب محتسبان
کتاب نهایة الرتبة فی طلب الحسبه که با عنوان فارسی آداب محتسبان به علاقهمندان مطالعات تاریخ اجتماعی در دوران اسلامی ارائه میشود، يكى از كهنترين و جامعترين منابع در وظايف شرعى و مدنى مُحتسب در ساماندهى و رسيدگى به امور اقتصادى، اجتماعى، عُمرانى، بهداشتى، آموزشى و فرهنگى در شهرهاى اسلامى است.
نویسندۀ این کتاب عبدالرّحمان شَيزَرى ( ـ ٥٩٠ ق) فقيه شافعی، مفسّر قرآن، قاضى و پزشك در عصر ايّوبيان است و چنانکه خود تصریح کرده است، این کتاب را به درخواست یکی از متولّیان حسبه نوشته است.
او در این کتاب جزئيات بسيار ارزشمند و كمنظيرى از شيوۀ زندگى فردى و اجتماعى، بافت شهرى، معابر و بازارها و گرمابهها و … ، ابزار هاى كسب و كارها، و نیرنگها و تبهكارىهاى پيشهوران و ديگر مشاغل، چون پزشكان و معلمان و …، عرضه كرده است كه به ندرت مىتوان در منابع ديگر بدانها دست يافت.
این کتاب افزون بر کاربرد در حوزه تاریخ اجتماعی، از منظر حقوق عمومی و حقوق شهروندی در تمدن اسلامی نیز حائز اهمیت و جزو منابع دست اول محسوب میشود.
@sanglajpublication
▪️داوری سید فخرالدین شادمان درباره رضاشاه پهلوی و مردم ایران
▫️جمعه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۰/ ۲۱ مارس ۱۹۴۲
«رضاشاه پهلوی عیب بسیار داشت. امّا بزرگترین عیبش که عفوپذیر نیست آن بود که شخصیت مردم شریف را از میان برد. اطمینان بنفس را کشت. خود را محور امور ایران میدانست و خود را محور امور ایران کرد و روزی که از میان رفت مجمعی یا افرادی نبودند که بتوانند زمام امور ایران را بدست بگیرند و من که ایرانی هستم تمام خوبیهای او را باین خطای بزرگ نمیبخشم. خطای بزرگ این مرد آن بود که گفته متملّق را پذیرفت و خیال کرد که ایران بوجود او بسته است و نتوانست بفهمد که اوضاع دنیا باو این اختیار را داد. روزی که روس خواست او را از میان بردارد، بیچارگی او و سطحی بودن تغییرات او نمودار شد.
دورهٔ سلطنت پهلوی از نظر تغییرات اجتماعی یکی از مهمترین دورههای بعد از حمله مغول است. بدیهای آن از میان خواهد رفت و قسمتی از خوبیهای آن خواهد ماند. با قدرتی که داشت میتوانست خدمتهای بزرگ بکند. بزرگترین عیبش حرص و طمع او نبود. خطای بزرگ او خودپسندی او بود. وقتی او بسلطنت نشست، در ایران دزد بسیار بود و چندین مرد شریف زندگی میکردند که مردم بآنها عقیده و اطمینان داشتند. وقتی رضاشاه ایران را در بلا گذاشت و رفت، شمارۀ دزدها کمتر نشده بود ولی چندین نفر هم نبودند که مردم بآنها اطمینان داشته باشند. اگر خود را میکشت بهتر بود. ملک خریدن نداشت، بیشتر خدمت میکرد. اگر از اوضاع عالم و پیشرفت علم و وضع سیاسی دنیا غافل نبود، مملکت را از مردم بزرگ و وطنپرست خالی نمی کرد.
مردم ایران بعد از حمله مغول بیصفت و بداخلاق شدهاند. سلطنت شاه عباس مثل برقی است در شب تاریک. سلسله قاجار خائن بودند و بیشرف تنپرور، و غیر از عباس میرزا دیگران بیشتر وقت را بعیش و نوش میگذرانیدند ولی بواسطه نفوذ روس و انگلیس کاری نمی توانستند بکنند.
پس از جنگ ۱۹۱۴-۱۹۱۸ ایران بیست سال وقت داشت. در این بیست سال رضا شاه کارهای بسیار کرد و لیکن اگر در ایران آزادی بود، کارهای او بیشتر و بهتر انجام میگرفت. شاید راه و خط آهن اینقدر نبود و لکن چیزی که از همه اینها بهتر است یعنی اخلاق و اطمینان و پیشرفت واقعی بیشتر بود.
سادگی رضاشاه این بود که میخواست در این قرن که پادشاه بازی از میان رفته برای خود و فرزندان خود سلسلهٔ نویی ایجاد کند.
با این همه رضاشاه نمونهٔ مردم ایران بود. ضعف اخلاق مردم او را گستاخ کرد. تملّق او را از راه راست منحرف کرد و جهل او مملکت را باین روز انداخت.
ایران فردا شاید از امروز بهتر شود. باید امیدوار بود و کار کرد».
📕 فخرالدین شادمان، روزنوشتهای شادمان، ج ۲، صص ۳۱۷- ۳۱۹.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
دانشجو در امتحان درس «متون پایه سیاسی به زبان فارسی» که مجازی بوده و میتوانسته جزوه و کتاب را ببیند یا گوگل کند، و یا از دوستش بپرسد، در پاسخ به این پرسش که کتاب قانون شاهنشاهی از کیست؟ نوشته سیدجواد طباطبایی!😳😁
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
🗞روزنامه اطلاعات امروز صد ساله شد (زادهٔ ۱۹ تیر ۱۳۰۵). افزون بر ماندگاری، میانهروی دیگر ویژگی این روزنامه است؛ گویا آن ویژگی را از این ویژگی دارد.
من در دهه هفتاد و هشتاد گاهگاهی این روزنامه را میخریدم. بیشتر برای خواندن نوشتههای استادان تاریخ و فرهنگ ایران بهویژه جستارهای خواندنی زندهیاد استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی.
در همان سالها روزنامه اطلاعات، تنها جایی بود که آگهی پذیرش دانشجوی دکتری در دانشگاه تهران را منتشر میساخت و این نیز یکی از دلایلی بود که ما این روزنامه را میخریدیم.
▪️خبر و تصویر از برگهٔ مجلهٔ ملانصرالدین
▫️ معصومعلی پنجه
پسین آدینه، ۱۹ تیر ۱۴۰۵| لشتنشا
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
▪️خودکاوی و درس زمانه: آلاحمد چرا «اباطیل» را مینوشت؟
«دوشنبه هشت دیماه ۳۷ - یک بعد از ظهر
دربارهٔ خودم فکر میکردم درباره خشونتها و ضعفها. به این نتیجه رسیدم که هر دو طرف قضیه نتیجهٔ یک مشخصهٔ روحی است و آن صمیمیٌت است یعنی درون و برون یکی بودن که وقتی به صورت ناموافق برخوردی دست میدهد، ناچار به خشونت تعبیر میشود و وقتی به صورت موافق است، ضعف و Naiveté [سادهلوحی] مینماید. و حالا که زمانه کمکم دارد مرا میآموزد که چگونه خودداری کنم از گفتن آنچه احساس میکنم و آنچه را بگویم که احساس نمیکنم - البته در این دومی هیچ اصرار و الزامی نیست اما در اولی کمکم زمانه و سن و سال و موقعیت ایجابش میکند - حالا که زمانه دارد میآموزد این چیزها را تازه احساس میکنم که خشونت و ضعف فقیر ناشی از چه بوده است. حالا که کمکم دارم هم از خشونت و هم از ضعف به همان معنی (Naivete) دست بر میدارم و مثل همه میشوم یعنی پخته میشوم! اَه مرده شور! بزرگترین رجحان یک عمر بیش از سی ساله در این ملک آن است که همرنگ جماعت بشوی. دروغگو، دغل، منافق، و قابل تحمل برای عوامالناس. در غیر این صورت، خشنی و ضعف داری یا بیبتهای و ابلهی و الخ... خندهدار نیست؟ برای گریز از چنین ابتذالی، چاره جز خودخوردن و سکوت نیست. به تو چه که در هر موردی دخالت کنی؟ درش را تخته کن و اگر حرفی داشتی، برای خودت بزن، توی این دفتر یا جزو اباطیل دیگر. حالا کمکم دارم احساس میکنم که این دفتر خودش مفرٌی است برای آنچه نمیتوانی بگوئی یا نباید. اوایل امر این دفتر را شاید از روی مُد نگه میداشتم که شکر خدا آن قسمتش اصلاً دزد برده شد، و بعد به عنوان یک تکلیف بار دوشم شده بود و حالا احساس میکنم مفّری است، پناهگاهی برای حرفهایی که نمیشود یا نباید زد که اگر بزنی بیادبی یا خشنی یا ضعیفی یا هزار عیب شرعی و عرفی دیگر داری. و به این مناسبت، تازه این اباطیل دارد جای خودش را باز میکند و اصالت پیدا میکند، و چه بهتر، مثلاً حالا دیگر هیچ اصراری ندارم که آنچه را احساس میکنم به [ابراهیم] گلستان یا [خلیل] ملکی یا [عبدالله ] والا که برای تهران مصور آمده بود، یا [ناصر] وثوقی که برای کار مجلهاش مدتی وِلکن نبود، بگویم. حالا دیگر آنچه را باید به آنها بگویم، در این اباطیل یادداشت میکنم و سر هر کدامشان را جوری بیخ طاق میکوبم».
📗 یادداشتهای روزانه جلال آلاحمد، ۲/ ۸۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
Repost from N/a
قابوسنامهخوانی
با تدریس دکتر امین مهربانی
شنبهها ساعت ۱۴، خانه ۲۳
قابوسنامه، یکی از ارزشمندترین آثار نثر فارسی و گنجینهای از حکمت، اخلاق، آداب زندگی و فرهنگ ایرانزمین است. در این دوره، ضمن خوانش و شرح متن، به زمینههای تاریخی، ادبی و اندیشهای این اثر ماندگار نیز پرداخته خواهد شد.
این کلاس فرصتی است برای آشنایی عمیقتر با میراث فکری ایران و بازخوانی آموزههایی که پس از قرنها همچنان در زندگی امروز ما به چشم میآیند.
شماره تماس:۰۹۱۹۵۵۲۳۶۹۱
