es
Feedback
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |

| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |

Ir al canal en Telegram
1 336
Suscriptores
Sin datos24 horas
+117 días
+4930 días
Archivo de publicaciones
ای کوچۀ قدیمی دیدار ما سلام! دیوارهای خشت به خشت آشنا! سلام ای بوی دوست در تو وزان تا همیشگان دالان گل‌فشان نسیم صبا! سلام ای ثبت بر جریدهٔ دیوارهای تو از او و من، بریدهٔ تصویرها! سلام ای شیشه‌های پنجره! ای قاب عکس‌ها آیینه‌های کوچک معجزنما! سلام ▫️حسین منزوی (زادهٔ یکم مهر ۱۳۲۵) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

🎁 مَشک شراب‌خواری😳: سوغاتی منوچهر دانشور، برادر سیمین، برای جلال آل‌احمد 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۴۳۱. 📘 پنج
🎁 مَشک شراب‌خواری😳: سوغاتی منوچهر دانشور، برادر سیمین، برای جلال آل‌احمد 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۴۳۱. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

Shajarian Baade Khazan.mp36.73 MB

✓ گویا تا دو سال و دو ماه بعد همچنان در قهوه‌خانه‌ها کشیدن وافور رواج داشته↓ 🗓 سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۳۰۳ / ۴ نوامبر ۱۹۲۴/ ۶ ربیع‌الثانی ۱۳۴۳ «مهلت سه‌ماهه به قهوه‌خانه‌ها براى منع استعمال ترياك نمايندگان قهوه‌خانه‌ها متعهد شده‌اند تا سه ماه آينده زمينه استعمال ترياك را در دكاكين خود از بين ببرند، در غير اين صورت، وافورها جمع‌آورى و صاحب قهوه‌خانه جريمه و دكانش بسته مى‌شود. امروز مذاكرات مفصلى در اداره صحيه براى اين موضوع انجام شد.» 📙 روز شمار تاریخ معاصر ایران، به کوشش هدایت‌الله بهبودی، تهران:  مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى‌، ۱۳۸۵، ۴/ ۳۹۵- ۳۹۶. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

🗓 در چنین روزی، ۱۰۴ سال پیش: منعاستفاده از وافور در مجامع عمومی «شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۰۱ \ ۲۳ سپتامبر ۱۹۲۲\ ۱ صفر ۱۳۴۱ منع استفاده از وافور در مجامع عمومى بنا به پيشنهاد اداره صحيه بلدى در منع وافور هيأتى تحت نظارت اداره ماليات غيرمستقيم، حكومت نظامى و اداره صحيه بلديه در اداره تحديد تشكيل شد و پس از مذاكرات زياد به اين نتيجه رسيدند كه كشيدن وافور در قهوه‌خانه‌ها به‌طور علنى ممنوع شود و فقط چند قهوه‌خانه براى استفاده از آن مجاز شمرده شدند.» 📙 روز شمار تاریخ معاصر ایران، به کوشش حسن فراهانی، تهران:  مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى‌، ۱۳۸۵، ۲/ ۳۷۷. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️ تاریخچهٔ غلط‌غلوط دانشکده الهیات سراسر این متن تاریخچه در تارنمای دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران غلط‌اندرغلط
+1
▪️ تاریخچهٔ غلط‌غلوط دانشکده الهیات سراسر این متن تاریخچه در تارنمای دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران غلط‌اندرغلط است. دو نمونه در ‌زیر می‌آید: این را همگان می‌دانند که نام رسمی این دانشکده از زمان تأسیس تا تغییر نام به الهیات و معارف اسلامی، دانشکده «معقول و منقول» بوده، نه دانشکده علوم عقلی و نقلی و از همین‌روی بود که کسانی به شوخی به اینجا می‌گفتند دانشکده «شنگول و منگول». از اینکه «مصطفوی» را  دو بار «مستوفی» نوشته هم بگذریم، امّا این جمله بی‌سروته، سرتاسر غلط است! غلامحسین ابراهیمی دینانی، غلامرضا اعوانی، عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان هیچ‌گاه استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی نبوده‌اند. استادان هادی عالم‌زاده و محمد مجتهد شبستری هم در سال ۱۳۸۵ پیش از موعد و به اجبار  بازنشسته شدند. زهرا مصطفوی و حسین داورزنی هم از نسل استادان انقلابی دانشکده بودند که سال‌ها بعدتر بازنشسته شدند. ▫️معصومعلی پنجه شامگاه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ | در پاکدشت 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

✉ نامهٔ استعفای استاد هادی عالم‌زاده از ریاست دانشکده ادبیات و الهیات دانشگاه الزهرا، خطاب به دکتر زهرا رهنورد ۱۳۸۰/ ۰۴/ ۳۱ باسمه تعالی سر کار خانم دکتر رهنورد ریاست محترم دانشگاه پس از سلام، بسیار شرمنده‌ام که برخلاف پندار و انتظارتان بجای آنکه یارشاطرتان باشم، بارخاطرتان بوده‌ام، امّا مطمئن باشید که این نه از سر سوءنیت بوده و نه قصور و تقصیری ورزیده‌ام، آنچه در توان داشتم صمیمانه به کار بسته‌ام و جز زیان مادی، بازماندن از مطالعه و تحقیق و تحمل جنگ اعصاب بهره‌ه‌ای نداشته‌ام، تنها امیدم به روسپیدی در پیشگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که سرکارعالی نیز با همین انگیزه و مستمسک، بار مدیریّت دانشکده را برخلاف میل باطنی بر دوشم نهادید. امّا آنچه روابط من و شما را به این بحران کشید، بی‌عنایتی سرکار عالی و مغفول نهادن یکی دو شرط بود که در روز نخست اینجانب خدمتتان عرض کردم: خانم دکتر! آن روز من گفتم که در چهارچوب مقرّرات عمل می‌کنم و معتقدِ سرسخت نظام شورایی‌ام. حتی به شما هم سفارش کردم از شورا و نظام شورای سپری محکم در برابر درخواستهای نامشروع و غیرقانونی متوقّعان بی‌چشم‌و‌رو برای خود و دانشگاه بسازید. همه کسانی که مرا می‌شناسند می‌دانند که من هیچگونه تخلّف و تقلّب و ناراستی را برنمی‌تابم و در برابر آنها با قبول بهای گزاف می‌ایستم. اینکه در روز قبول این مسؤولیت از شما خواستم قبل از صدور حکم با رئیس دانشگاه تهران دربارۀ من مشورت کنید، به همین دلیل بود، زیرا ایشان می‌دانستند که ما دو رئیس دانشکده الهیّات [حجج اسلام و المسلمین غلامرضا مصباحی مقدم وسید حسن سعادت مصطفوی] را به همین دلایل تغییر داده‌ایم. بر آن بودم تا در همین نامه فهرستی از نقض نظرات هیأت علمی و شوراهای مختلف را به تفصیل تقدیم حضورتان کنم، ولی به دلایل مختلف آن را به بعد موکول می‌سازم. اکنون به عنوان آخرین سخن عرض می‌کند به دلیل نقض و زیرپانهادن نظر و رأیِ برحق و قانونی شورای گروه تاریخ که در پذیرش استعفای آقای دکتر [مهدی] فرهانی [منفرد] متجلّی گشته است، از ادامه همکاری در سمت ریاست دانشکده پوزش می‌خواهد و استعفای خود را اعلام می‌کند. البتّه- در صورت لزوم- به منظور معوّق نماندن امور جاری، تا تعیین جانشین (حداکثر تا پایان مرداد جاری) در دانشکده حضور خواهد یافت.                              با احترام- هادی عالم‌زاده 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

شما اگر در غرب کتابی منتشر کنید و بر روی جلد، پیش از نام خود ننویسید «دکتر»، مترجمانی در غرب آسیا پیدا می‌شوند که بکتاب شما ر
+1
شما اگر در غرب کتابی منتشر کنید و بر روی جلد، پیش از نام خود ننویسید «دکتر»، مترجمانی در غرب آسیا پیدا می‌شوند که بکتاب شما را ترجمه می‌کنند و پیش از نامتان می‌نویسند «دکتر»😊! 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

پس از چند سال پیگیری و نامه‌نگاری سرانجام رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی و زیرمجموعه‌‌های آن در آزمون‌های کارشناسی ارشد و دکتری
+1
پس از چند سال پیگیری و نامه‌نگاری سرانجام رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی و زیرمجموعه‌‌های آن در آزمون‌های کارشناسی ارشد و دکتری از مجموعهٔ الهیات و معارف اسلامی جدا و به مجموعهٔ علوم تاریخی افزوده شد. ناگفته نماند که به دلیل کاهش شمار دواطلبان، زمان آن فرا رسیده که دست‌کم در دانشگاه‌ها و دوره‌های پولی برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد و دکتری آزمون برداشته شود. بهتر است پذیرش بدون آزمون و تنها با برگزاری مصاحبه علمی از سوی گروه‌ها انجام شود. شماری از بهترین دانشجویان ما در رشته‌های تاریخ در ده سال اخیر پذیرفته‌شدگانی بودند که در مقطع کارشناسی تاریخ نخوانده بودند. همین اکنون در مقطع دکتری یکی از بهترین دانشجویان ما لیسانس فیزیوتراپی دارد و دیگری فیزیک خوانده، امّا هم در کلاس درس و هم در امر پژوهش بسیار درخشان ظاهر شده‌اند. بنابر  تجربه، مصاحبهٔ شفاهی تخصصی سنجه بسیار دقیق‌تری است از آزمونی چهارگزینه‌ای که تازه شماری حتّی با نمره منفی هم در آن پذیرفته می‌شوند! ▫️ معصوملی پنجه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | گروه تاریخ و باستان‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️جلال آل‌احمد و پرویز ناتل خانلری: خودگویی، خودکاوی و خودمشت‌مالی 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۲۹۹ - ۳۰۲. ✓ این یا
+3
▪️جلال آل‌احمد و پرویز ناتل خانلری: خودگویی، خودکاوی و خودمشت‌مالی 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۲۹۹ - ۳۰۲. ✓ این یادداشت بلند روز ۵ دی ۱۳۳۸، برای واکاوی کشمکش آل‌احمد با خانلری و دیگر هم‌روزگارانش سودمند است. ✓ یک جمله‌ای در سطرهای پایانی صفحه ۳۰۱ آمده که اگر برسد به دست صاحبان صفحات انگیزشی و انرژی مثبت در شبکه‌های اجتماعی، حسابی باهاش لایک جمع می‌کنند😁: «نگذار هر روز خانهٔ دلت فرودگاه کینهٔ جدیدی باشد.»! احتمالاً کسانی هم خواهند گفت این جمله ساختگی است و ربطی به آل‌احمد ندارد. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️جلال آل‌احمد و پرویز ناتل خانلری: خودگویی، خودکاوی و خودمشت‌مالی 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۲۹۹ - ۳۰۲. ✓ این یا
+3
▪️جلال آل‌احمد و پرویز ناتل خانلری: خودگویی، خودکاوی و خودمشت‌مالی 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۲۹۹ - ۳۰۲. ✓ این یادداشت بلند روز ۵ دی ۱۳۳۸، برای واکاوی کشمکش آل‌احمد با خانلری و دیگر هم‌روزگارانش سودمند است. ✓ یک جمله‌ای در سطرهای پایانی صفحه ۳۰۱ آمده که اگر برسد به دست صاحبان صفحات انگیزشی و انرژی مثبت در شبکه‌های اجتماعی، حسابی باهاش لایک جمع می‌کنند😁: «نگذار هر روز خانهٔ دلت فرودگاه کینهٔ جدیدی باشد.»! احتمالاً کسانی هم خواهند گفت این جمله ساختگی است و ربطی به آل‌احمد ندارد. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️اندر ستایش ناسیونالیسم: دیدگاه فخرالدین عظیمی (۴) «با این‌که هر ناسیونالیسمی مایه‌های عاطفی و رمانتیک دارد و گیرایی آن ناشی از این ویژگی‌هاست. نباید ناسیونالیسم را به فوران احساسات، یا پنداربافی و خیال‌پردازی‌های واهی، فروکاست یا یکسره بر پیامدهای آسیب‌شناختی آن تکیه کرد. در بیشتر سرزمین‌ها، نضح پدیده ملت و پیدایش دولت ملی یا ملت-دولت در سایهٔ ناسیونالیسم رخ داده است. ترتیبات سیاسی دموکراتیک و مدنی و روح شهروندی در چارچوب ملت شکل گرفته است. بسط و گسترش سیاسی و اجتماعی سکولاریسم بدون توجه به ملت و ملیت، و لوازم فرهنگی و ساختاري هويتي فراتر از پیوندها و باورهای دینی ناممکن است. نخست باید ملتی باشد تا پس از آن بتوان از لیبرالیسم و سوسیالیسم و جامعه مدنی و فضیلت‌های شهروندی و مانند اینها سخن گفت. تصور وجود ملت و نهادینه‌شدن دولتی که بر آن تکیه داشته باشد و دوام دلبستگی به عوالم مشترک فرهنگی از لوازم پیدایش احساس امنیت و خودسامانی و حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی است. برای آن که مردمی خود را بخشی از جامعهٔ بشریِ امروزین بدانند به دلبستگی‌هایی فراتر از ده، محله، دودمان، قبیله و کیش نیاز دارند؛ باید به این باور رسیده باشند که شهروندان سرزمینی‌اند که «ملت»، در سایه قانون و رضایت و مشارکت آزادانه بر آن حاکمیت دارد نه فرقه با دودمان رعیت‌پروری که دستاویز فرمانفرمایی آن شمشیر نیاکان یا موهبت و مشیت الهی است. ممکن است دستیابی به «فدرالیسم» جهانی و الگوهای فراملی روزگاری امکان‌پذیر شود ولی در زمانهٔ کنونی هنوز واحد کارآمد زندگی سیاسی و پیش شرط تعلق به باهماد ملت‌ها، ملت‌بودن و برخورداری از دولتی از آن خود است؛ این تحول به پشتوانه ناسیونالیسم ممکن بوده است». 📙 فخرالدین عظیمی، هویت ایران، ۳۱- ۳۲. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️ اندر ستایش ناسیونالیسم: دیدگاه فخرالدین عظیمی (۳) «برخی از کسانی که ناسیونالیسم را نکوهش می‌کنند در هواداری از قومیت و قوم‌باوری درنگ نمی‌کنند. اما ابهام‌ها و تناقضات مفهوم قومیت از مفهوم ناسیونالیسم کمتر نیست چون بر نگاهی فراتاریخی و برداشت‌هایی درباره خويشاوندی ازلیِ انبوهی از مردم تکیه دارد. ملت‌باوران، ملت را فراتر از به‌هم‌پیوستگی‌های قومی می‌دانند و به جای خویشاوندی و نیاکان و تصورات نژادی مشترک بر سرزمین و تاروپود پیوندهای استوار تاریخی ـ فرهنگی تأکید می‌کنند. گوهر کانونیِ ناسیونالیسم توجه شورمندانه به زادبوم، آرزوی سربلندی آن، شرم از درماندگی آن، و رنج از رخدادهای ناخوشایند مربوط به آن است. هر انسان باوجدانِ دل‌آگاهی از سرنوشت ناخوشایند انسان‌های دیگر اندوهگین می‌شود. حال‌وروز پناهجویان برای همه دردناک است، ولی بسیاری از مردم از این که یکی از هم‌وطنانشان در دریا یا خشکی با رنج و خواری و چه‌بسا مرگ دست به گریبان شده است دستخوش اندوه و شرمی محسوس‌تر می‌شوند. این از نمودارهای روشن ناسیونالیسم است. هر ناسیونالیسمی داستان خوارداشت دیگران و رجزخوانیِ پهلوانانه و حدیث برتریِ قومی و نژادی نیست. ناسیونالیسم داستان شرم از کاستی‌های وطن و از رنجوری و تهیدستی یا درماندگی و جنایت‌پیشگی کسی از هم‌وطنان در سرزمینی دیگر نیز هست. ناسیونالیسم تنها داستان پیروزی‌ها نیست روایت شکست‌ها و باور به گزیرپذیری بسیاری از آنها نیز هست. ناسیونالیسم می‌تواند با خردورزی درآمیزد و چنین آمیزه‌ای زمانی تحقق می‌یابد که فرد از دستاوردهای انسانیِ امروزین ملت و کشور خود در عرصه های گوناگون سرفراز باشد و هنجارهای مدنیت را در رفتار و گفتار هم‌وطنان خود، با خودی و با بیگانه، استوار بداند.» 📙 فخرالدین عظیمی، هویت ایران، ۳۰- ۳۱. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️ اندر ستایش ناسیونالیسم: دیدگاه فخرالدین عظیمی (۲) «در بسیاری سرزمین‌ها ناسیونالیسم داستان شادی‌ها و اندوه‌های مشترک را با نگرانی از هویتی که دستخوش خطر فرسودگی و فروریختگی است می‌آمیزد. در رهیافت ناسیونالیستی بسیج بی‌تابی‌های جمعی و تلاش برای پاسداری از آنچه از تندبادها جان به در برده است ولی طوفان‌هایی سهمگین در پیش دارد، اهمیتی سترگ می‌یابد. تقابل امروز و دیروز، حسرت و دریغاگویی در کنار امیدواری به آینده، تأمل درباره گسست‌ها و پیوندها، گزینش خاطره‌ها و روایت‌های جمعی، برکشیدن یادهای دلنشین یا دل‌آزار، تعیین آنچه باید به فراموشی سپرده شود، ابداع سنت‌ها و روایت‌هایی که تصورات و تلاش‌های جمعی را یاری دهند، برپایی یادکردها و یادمانهای ملموس، یا نمادین، شکل‌گیری برداشت‌های خاصی از مفاهیم زمان و تاریخ، همه با دلبستگی‌های ناسیونالیستی پیوند دارند. این دلبستگی‌ها در افسانه‌ها، ترانه‌ها، آوازها، نام‌ها، آشپزی و سفره‌آرایی، آداب همزیستی، مناسک شادی و سوگواری، و نمادها، هنجارها و الگوهای رفتاریِ مشترک بازتاب می‌یابند. وجود آنها نوعی تصور خویشاوندی و غمگساری جمعی را دامن می‌زند. احساس همبستگیِ جمعیِ ناشی از آنها پدیده‌ای مدرن است و ریشه در تحولات اجتماعی جدید دارد اما برآیند شرایط ریشه‌دار تاریخی و نیازهای عاطفی نیز هست؛ این احساس می‌تواند راه برون رفت از بحران‌های اجتماعی و حصول یا افزایش خودسامانی سیاسی را هموارتر کند.». 📙 فخرالدین عظیمی، هویت ایران، ۳۰- ۳۱. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

▪️ اندر ستایش ناسیونالیسم: دیدگاه فخرالدین عظیمی (۱) «هر کشور و ملتی برای آن که از گسست‌های خطرناک بپرهیزد کمابیش به بنیادهای تاریخی یا اسطوره‌ای و احساسات و عواطفِ متکی بر عوالم مشترک نیاز دارد. هیچ جامعه‌ای مجموعه‌ای از افراد نیست که به اقتضای عقل ابزاری یا منفعت شخصیِ روزمره توافق کرده باشند با هم زندگیِ سازگارانه داشته باشند. در پهنای تاریخ بشر بیشتر جامعه‌های ماندگار پیامد پیوندهای احساسی و دلبستگی‌های آئینی و خویشاوندی‌های متصور و عواطف و پیوستگی‌های کهن قبیله‌ای یا شبه‌قبیله‌ای بوده‌اند. در بسیاری موارد جاذبه توده‌ای ناسیونالیسم به سبب تکیه بر پیوندهایی از این گونه، و بر شورمندی‌ها و نیازهای احساسی، بیش از جاذبهٔ اندیشه‌های سوسیالیستی بوده است که بر مصالح معقول مشترک تأکید می‌ورزند، یا مانند نگرش‌های لیبرال بر آمیزه‌ای از فردیت و گزینش‌های حسابگرانه و خردورزانه تکیه دارند. ناسیونالیسم بیشتر ریشه در رمانتیسم دارد تا آبشخورهای فکری دیگر و سوسیالیسم و لیبرالیسم ریشه در روشنگریِ خردمحور. پژوهشگر علوم اجتماعی برخی نمودارهای ناسیونالیسم را ممکن است نپسندد ولی نمی‌تواند به جاذبه و افسون و کارکردها و سبب‌های پایداری آنها در زندگی و تحول کشورها نیندیشد.» 📙 فخرالدین عظیمی، هویت ایران، ۳۰. 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory

MASTER - BE SOOYE TO.mp310.77 MB

▪️تجربهٔ جلال آل‌احمد از زیارت حرم امام رضا و ذکر خیر فخرالدین شادمان😊 [ بخشی از روزنوشت  ۲۸ تیر ۱۳۳۸ در مشهد] «دیگر اینکه وقتی به حرم می‌روم، نمی‌دانم چرا عصبانی می‌شوم. از رفتار مردم، از آستانه بوسیدن، از در و دیوار را ماچ کردن، از سر و دوش هم بالارفتن برای استلام* [اصل: اصطلام] ضریح، از امر و نهی همه به همه که کلاهت را بردار، دستت را به پشت نزن، چادرت را بکش توی صورتت و الخ... این است که کمتر می‌روم. فقط یک دفعه رفتم همان هم برای هفت‌پشتم کافی بود و به این دلیل باز هم نتوانستم در و دیوار و زینت‌ها و خط‌ها و کاشی‌ها و آینه‌کاری‌ها را درست تماشا کنم. گشتی زدم و آمدم بیرون دیروز عصر. بدتر از همه این است که ایام عزاست و در حرم عود نمی‌سوزانند و چنان بوی عرق و تعفن و نفس آدمیزادها پیچیده است که نیم‌ساعته گیج می‌شوی و حتی کمتر. و این احمق شادمان** با آن‌همه ادعا دو-سه همه‌کارهٔ اینجا بود، کوچکترین ترتیبی دست‌کم در رفت‌وآمد مردم نتوانسته بدهد. همان شلم‌شوروای قدیم. همان سر و دست‌شکستن آخوندها برای نماز خواندن جماعت در مساجد و رواق‌های اطراف و همان خرتوخری صفوف جماعت که سیمین تعریف می‌کرد». در پاورقی: *استلام: یعنی لمس‌کردن با بسودن. **سید فخرالدین شادمان (۱۳۴۶- ۱۲۸۶ شمسی) از رجال دولتی که مدتی هم نایب‌التوليه آستان قدس رضوی بود. 📕 یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۲/ ۲۴۰ - ۲۴۱ 📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره 🆔 t.me/HistoryandMemory