انسانشدگی
Kanalga Telegram’da o‘tish
🕊️مرا ببین که ایستادهام پس از تمام رنجها چونان جوانه در بهار، مرا ببین هنوز هم جسور مرا ببین هنوز برقرار🕊️ تلخ و شیرینهای روزگارِ یه مادر مجرد و دخترش🤱 ارتباط با من👇 https://t.me/BiChatBot?start=sc-604766-g5seGW7
Ko'proq ko'rsatish294
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
+230 kunlar
Postlar arxiv
294
دخترک برای حل داستانها و چالشهای عشقیش مدام پیش من میاد، با گریهوزاری تعریف میکنه و ازم مشورت میخواد؛
آخه مادر من، من اگر طبیب بودم!!!
294
دخترک میگه: «مامان؛ من به تو حسودیم میشه!»
میگم: چرا؟
میگه: چون از من انگار خوشتیپتری؛ اصلا انگار پلنگی!
گفتم ولی تو یه چیزی داری که من دیگه هیچوقت ندارمش!
جوانی!!!
294
و من همیشه آن انتساب واقعی را کم داشتم، همان انتسابی که صبحگاهان وقتی از خواب بیدار میشویم بر ما فریاد میدارد؛
در این جهان چیزی از آن توست، پس برخیز.
-غسانکنفانی-
294
شعر و صدای #رضا_براهنی
من دوست داشتم که صورت زیبایی را
بر روی سینهام بگذارم
وَ بمیرم
اما چنین نشد
هستی خسیس تر از این هاست
دردی که آدم حسی
احساس میکند
بیانتهاست
@ensanshodegiii
294
بیش از اینها، آه، آری
بیش از اینها میتوان خاموش ماند
**
میتوان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ، بر قالی
در خطی موهوم، بر دیوار
میتوان با پنجههای خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند میبارد
کودکی با بادبادکهای رنگینش
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسودهای میدان خالی را
با شتابی پرهیاهو ترک میگوید
میتوان بر جای باقی ماند
در کنار پرده، اما کور، اما کر
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
