uz
Feedback
مسیر خوشبختی

مسیر خوشبختی

Kanalga Telegram’da o‘tish

خوشبختی مقصد نیست، مسیری است که طی می کنیم.در این کانال فریبرز ورجاوندی این مسیر را به شما نشان می دهد، با شما آنرا طی می کند و همراه شما است

Ko'proq ko'rsatish
795
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
16. در قسمت بعد (و فصل هفتم کتاب " تربیت فرزند" ) اهمیت تساوی در تربیت دختر و پسر را به اندازه کافی تاکید کرده ام، که تربیت آنها از همه لحاظ و در همه موارد باید یکی باشد. هرگونه مهارت و محدودیت زندگی که در گذشته به طور سنتی و تاریخی برای دختران یا پسران ضروری تلقی می شد، برای هر دو ضروری است و هر مهارتی که در گذشته فقط برای یکی کاربرد داشت در مورد هر دو صدق می کند . اگر مهارتی برای پسر و مرد ضروری و واجب است برای دختر و زن نیز ضروری و واجب است، و برعکس. 17 تساوی یعنی اگر پسر می تواند آزادی داشته باشد، دختر نیز به همان اندازه باید آزادی داشته باشد. اگر آزادی برای دختر مضر است، به همان اندازه برای پسر نیز مضر خواهد بود. مهارت هایی که در این فصل نام می بریم بدون استثنا باید هم به دختر و هم به پسر یاد داده شود. اگر مهارتی برای پسر لازم و مفید است به همان دلیل برای دختر نیز لازم و مفید است و اگر مهارتی برای دختر لازم و مفید است به همان دلیل برای پسر هم لازم و مفید است. 18. فرزند به آسانی می تواند مادر و پدر خود را تا لب مرز امتحان و عصبانیت ببرد. این موضوع به علت شرارت او نیست، برای او همه چیز یادگیری است، می خواهد بداند تا چه حدی میتواند سرکشی کند، و جواب پس بدهد، و کارش را انجام ندهد تا مادر و پدرش را عصبانی کند. و بعد از آن که آنها را عصبانی کرد او می داند ظرفیت والدین خود چیست. و از آن به بعد هر وقت اراده کرد می تواند به آسانی آنها را تا لب مرز عصبانیت ببرد. (خود والدین آن مرز را به او نشان دادند.) مواظب باشید که هیچوقت عصبانی نشوید. یکی از اصول تربیت بچه این است که همیشه صبر و سکون و آرامش خود را نگه دارید. تشر و تنبیه و عصبانیت، نه تنها بچه را تربیت نمی کند بلکه تربیت فرزند را عقب می اندازد. در مواقعی که می خواهید سرش داد بزنید خود را کنترل کنید. مهم است به یاد داشته باشید که در چنین مواقع اگر با فرزند خود با کمال محبت و آرامش ولی جدیت با او صحبت کنید موفق تر خواهید بود تا عصبانی شوید و او را تنبیه کنید. والدینی که در تربیت فرزندان شان موفق نمی شوند والدینی هستند که سر فرزند داد می کشند، او را تنبیه می کنند و با بی احترامی با او صحبت می کند. فرزند با محبت تربیت می شود. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی. فصل چهارم - مهارت های زندگی 4- مهارت های زندگی 4.3 - مهارت های مهم در تربیت فرزندان.(بخش 28 و 29) 4.3.1- مقصود از مهارت چیست. (اهمیت کسب مهارت های زندگی.) (ادامه از هفته گذشته) نکات زیر را در نظر داشته باشید. 1. کل مهارت هایی که در این فصل نام می برم توسط والدین آموختنی و قابل آموختن هستند، هر چند در بعضی موارد ممکن است بخواهند از دیگران کمک بگیرند. ۲. طبیعت بعضی اشخاص درونگرا است و بعضی دیگر برون گرا. به این دلیل برقراری روابط اجتماعی برای بعضی ها آسان تر از دیگران است. دوست یابی برای بعضی افراد آسان است و موقع نیاز به آسانی میتوانند کمک بگیرند. آنها در برقراری ارتباط مهارت بیشتری دارند. ۳. کودکان قادر نیستند که نیاز های خود را بیان کنند و با گریه کردن توجه والدین خود را جلب می کنند. والدین می توانند اقدامات خودشان را بطور کلامی و غیر کلامی به فرزند منتقل کنند تا او را آرام کنند. روابط غیر کلامی با نوزاد و حتی فرزندان تا سن پنج سال کار آسانی نیست و گاهی اوقات بزرگسالان مقصود فرزند را اشتباه درک می کنند و به آسانی نمی توانند مقصود خود را به فرزندشان منتقل کنند. هر دو طرف در مهارت برقراری روابط بین فردی ضعیف هستند. ۴. برای برقراری چنین روابطی، مهارت صحبت کردن اولین و یکی از مهمترین مهارت هایی است که به فرزند یاد می دهیم تا بتواند خواسته های خودش را بیان کند و با دیگران ارتباط برقرار کند. ۵. کودکان خیلی از مهارت های خود را از طریق بازی کسب می کنند و به این ترتیب جهان اطراف خود را کشف می کنند. مهم است که در دوران بازی مهارت های لازمه را به آنها یاد داد. ۶. والدین می بایست بازخورد مثبت با فرزند داشته باشند و مهارت های اولیه را در او تقویت کنند. این باعث می شود همانطور که فرزند رشد می کند احساس اطمینان و امنیت کند. ۷. به طور کلی، فرزندان در سن کم مهارت های اجتماعی خاصی را نشان می دهند. بعضی ها خجالتی هستند و از پنج سالگی شخصیت خود را بخوبی نشان نمی دهند. ۸. خیلی مهم است که والدین کودک را زیر فشار نگذارند و او را خسته نکنند. تمرکز فرزندان کوتاه مدت است به این دلیل تنوع در یاد گیری مهم است. یاد گیری باید توام با بازی باشد. با انواع اسباب بازی می شود سخت ترین مهارت ها را یاد داد ، برای مثال یادگیری نمرات یا لغت های جدید. در سن های بالا تر با بازیهای مثل شطرنج و تخته نرد و بازی های مشابه، مهارت های مختلف و مهمی مثل صبر و حوصله، تمرکز، برنامه ریزی، خلاقیت و تحمل باختن را یاد می گیرد. تا آنجایی که یاد گیری توام با بازی باشد فرزند خیلی سریع تر یاد می گیرد. برای بچه، بازی و یاد گیری یکی است. ۹. مهارت ها را نبایست زیر فشار به فرزندان یاد داد. و اگر فرزندان به سرعتی که والدین انتظار دارند یاد نگرفتند نبایست آنها را سرزنش و تحقیر یا تهدید کرد. مثلاً نگوییم "اگر نیم ساعت پیانو تمرین نکنی شام نیست." (آیا شما مامور زندان شدید؟ چون او شما را آن طور خواهد شناخت.) یا نگویید " تو چقدر بی عرضه هستی. " این سرکوب شخصیت او است و با اعتماد بنفس ضعیفی بزرگ می شود. 10. شکست فرزندان شاید به دلیل این باشد که خود والدین چنین مهارت ها را ندارند و یا روش یاد دادن مهارت را نمی دانند. 11. هیچوقت فرزند را با رشوه مجبور به کاری نکنید. به رشوه عادت می کند. نگویید "اگر این کار را کردی (مثلاً) تو را می برم پارک" بگویید " اول کارت را تمام کن بعد میرویم پارک." لغت "اگر" را بکار نبرید چون نوعی تجارت می شود و ممکن است فرزند برنده شود. مثلاً می گوید "من نمی خواهم به پارک بروم." 12. تشویق و پاداش بهترین روش تربیت و یادگیری است نه تهدید یا رشوه . پاداش نیز هیچوقت نبایست نوعی رشوه باشد. 13. بعضی مواقع بهتر است که به فرزند گفت، " می بینم که تمرکز نداری، برویم کمی بازی کنیم بعد میتوانی ادامه بدهی." یا خیلی ماهرانه نظر او را بپرسید. "آیا می خواهی اول بازی کنیم بعد کارت را انجام بدهی، یا اول میخواهی کارت را تمام کنی بعد برویم بازی کنیم؟" البته او اول می خواهد بازی کند به امید این که از زیر کار در برود. و بعد از بازی حتماً بقدری خسته است که به خواب می رود. اصلاً عیبی ندارد. بچه خسته باید بخوابد. ولی فردا درست می شود. به او بگویید "دیروز بازی را اول انتخاب کردی و خوابیدی وکارت را تمام نکردی. پس امشب اول کارت را انجام بده بعد بازی می کنیم" او همیشه باید حواسش باشد که والدین همیشه حواس شان هست. 14. همه متوجه هستیم یا خیلی زود متوجه می شویم که بچه، زرنگ تر از آن است که فکر می کنیم. کامپیوتر مغز بچه خیلی سریعتر از کامپیوتر مغز والدینش کار می کند. 15. هر چند این مهارت ها را تا بیست سالگی باید به فرزندان یاد داد ولی اگر فرزند شما این مهارت ها را در بیست سالگی ندارد آیا می داند که خودش باید دنبال یادگیری آنها بروند؟

7.12 تحسین، تشویق تمجید و پاداش.pdf1.32 KB

8- باید توجه داشته باشیم که در فرزندان مان این احساس را ایجاد نکنیم که برای هر کاری که انجام می دهند نیاز به پاداش دارند و در نتیجه ممکن است از خیلی از فعالیت ها اجتناب کنند، چون پاداشی در میان نیست. 9- شاید مهم‌ترین نکته‌ای که والدین باید بدانند، این است که هرگز نباید یک کودک را بر دیگری ترجیح دهند و به یک فرزند برای عملی پاداش دهند و به فرزند دیگری برای انجام همان کار پاداش ندهند. این بسیار مضر خواهد بود و اثر مخرب طولانی مدت خود را بر روی هر دو کودک باقی خواهد گذاشت. 10- حضرت عبدالبهاء فرمودند "بچه ها را به سختی عادت بدهید " این به این معنی نیست که آن ها سختی بکشند و محروم باشند، ولی مثلا بعضی مواقع لغت "نه" را بشنوند. مثلا یعنی هر چیز که فرزند میخواهد، برایشان خریده نشود. بهتر است به آنها یاد داده شود که پول ذخیره کنند و روزی چیزی که می خواهند از ذخیره خودشان بخرند. شما میتوانید پول جیبی به آنها بدهید و به آنها یاد بدهید که مقداری از آن را ذخیره کنند.(قلک مفید است.) 11- حضرت عبدالبهاء فرمودند، هرگز کودکان را نزنید و دستتان را روی آنها بلند نکنید. تربیت به هیچ وجه خشونت نیست و ضرب شتم نیست. تنبیه باید به نحوی باشد که درس را یاد بدهد نه آنکه او را مصمم کند که  شرورتر شود. و پاداش هیچوقت نبایست رشوه باشد یا بدلیل اینکه او را ساکت کنیم.   بیشتر اوقات، فرزند، چه دختر باشد و چه پسر، چه یک‌ساله باشد و چه بیست‌ساله ،  برای آرام شدن به آغوشِ سرشار از محبت و همدلیِ مادر و پدر نیاز دارد. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل سوم - ستون سوم.  7 " اهمیت- تربیت فرزند. 7.12- اهمیت تحسین، تشویق، تمجید و پاداش در تربیت فرزند. قسمت 3) 7.12.3- اهمیت تمجید.    1- کودکان به تمجید نیاز دارند تا به انگیزه آنها در انجام وظایف عمومی روزانه کمک کند؛ به ویژه زمانی که در حال دستیابی به اهداف جدیدی مانند یادگیری راه رفتن و یا آمادگی برای امتحانات هستند. برای مثال، والدین باید در اولین باری که  فرزندان شان بند کفش های شان را می بندند یا اولین باری که از مدرسه به خانه بر می گردند از آنها تعریف کنند.   2- کودکان زمانی می توانند خودانگیخته شوند که کنجکاوی طبیعی آنها تشویق و حمایت شود. صرفاً به این دلیل که از انجام آنها لذت می برند.   3- کودکانی که خودانگیخته هستند از سلامت روان و رفاه بهتری برخوردارند.   4- تمجید زمانی مؤثر است که خاص باشد. والدین به چگونگی و زمان تمجید کردن باید توجه داشته باشند.   5- اهمیت تمجید و تشویق در تربیت کودکان را نباید دست کم گرفت. تمجید می تواند عزت نفس و اعتماد به نفس را تقویت کند.   6- قبل از تمجید از کودک، باید به دقت سن کودک، مراحل رشد، توانایی های فردی و همچنین آنچه در آن لحظه مناسب است را در نظر گرفت.   7- تمجیدی که خاص است و فرآیندهای تکمیل یک فعالیت یا حل یک مشکل را تصدیق می کند و به رشد یادگیری و انگیزه کودکان کمک می کند.   7.12.4- اهمیت پاداش.   گاهی اوقات فرزندان به یک جایزه یا پاداش نیاز دارند. این بدان معنا نیست که برای ایجاد انگیزه در فرزندتان باید هر بار که کاری را به خوبی انجام می دهد به او پاداش بدهید.   1- سیستم های پاداش می تواند ابزاری موثر برای تشویق رفتار مثبت و پرورش حس انگیزه در کودکان باشد. والدین می توانند با ارائه مشوق هایی مانند پاداش یا امتیازات، محیطی ایجاد کنند که اقدامات مطلوب را ترویج می کند و به کودکان کمک می کند تا مهارت های مهم زندگی خود را توسعه دهند.   2- پاداش، پیامدهای رفتار خوب است و می تواند رفتار مثبت را تقویت کند. این راهی است برای گفتن "آفرین" پس از اینکه فرزندان کاری را به خوبی انجام دادند یا رفتار مثبتی داشتند.   3- برای مثال پاداش می تواند این باشد که کودک بتواند یک فعالیت خانوادگی را انتخاب کند.   پاداش،   1- رفتار مثبت را تشویق می کند. 2- انضباط ایجاد می کند. 3- عزت نفس را افزایش می دهد. 4- مسئولیت را توسعه می دهد. 5- عشق به یادگیری را تشویق می کند. 6- رقابت سالم را تقویت می کند.   4- فرزندتان را با پاداش غافلگیر کنید به عنوان مثال، اگر بچه کوچک هستند می توانید بگویید، "امروز صبح خیلی به من کمک کردی، بگذار برویم پارک و بازی کنیم." اگر فرزند نوجوان است می توانید بگویید، "امروز صبح خیلی به من کمک کردی، بگذار با هم چای و کیک بخوریم." اگر جوان هستند می توانید بگوید، "امروز صبح خیلی به من کمک کردی،  بگذار برویم "کافی شاپ" و با هم قهوه بخوریم.   5- به دنبال راه های غیر کلامی باشید. خیلی مواقع یک لبخند یا آغوش گرم می تواند راه های قدرتمندی باشد تا به فرزندتان نشان دهید تحت تاثیر رفتار یا تلاش های او قرار گرفته اید.   6- والدین هرگز فراموش نکنند که ارزشمندترین هدیه به فرزندان شان ابراز عشق و محبت و گذراندن وقت کافی با آنها است.   7.12.5- نکات منفی تحسین و تشویق، تمجید و پاداش.   ایده استفاده از تحسین و تشویق، تمجید و پاداش ساده به نظر می رسد، اما بسیاری از چیزها می توانند آن را دشوار کند، یا حتی می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشد   طبیعتاً کودکان به دنبال هر نوع توجهی هستند. گاهی اوقات رفتارهای ناخواسته آنها برای جلب توجه والدین است، حتی اگر می دانند عکس العمل والدین منفی خواهد بود.    1- همیشه برای والدین آسان نیست که در مورد چگونگی تشویق فرزندان خود به توافق برسند. 2- استفاده از تحسین و پاداش برای وادار کردن فرزند به انجام کاری که برخلاف میل او هست می تواند برای او ناراحت کننده باشد. 3- پذیرش تحسین برای برخی از کودکان دشوار است. آنها ممکن است احساس کنند لیاقت ندارند (به همین دلیل تشویق می شوند) یا می ترسند که نتوانند دوباره به چنین تشویقی دست یابند. 4- گاهی اوقات به دلیل استرس والدین، دیدن چیزهای قابل تمجید در فرزندان شان بسیار سخت است که می تواند برای کودکان دلسرد کننده باشد. 5- والدین باید به خاطر داشته باشند که سرعت رشد فکری کودکان متفاوت است. والدین باید چنین تفاوت هایی را شناسایی کنند و تشخیص دهند که بهترین راه برای تشویق هر کودک چیست. 6- بچه‌ها می‌توانند زمانی را که والدین منصف نیستند، تشخیص دهند، به‌ خصوص اگر کلمات ستایش ‌کننده تکراری است. 7- تحسین باید مناسب، صمیمانه و مشتاقانه باشد. کودکان می توانند تشخیص دهند که چه زمانی تحسین والدین واقعی نیست.

3- فرزندتان را به خاطر نقاط قوتش تحسین کنید تا نسبت به ادامه علایق خود احساس خوبی داشته باشد. این به کودک کمک می کند تا احساس ارزشمندی کند، و اعتماد به نفس خود را تقویت کند.   4- وقتی نسبت به رفتار فرزندتان احساس خوبی دارید، این را به او بگویید.   5- مطمئن شوید که هر روز چیزی را پیدا کنید تا بتوانید فرزندتان را به خاطر آن تحسین و تشویق می کنید.   7.12.2- اهمیت تشویق.   فرزند با تشویق تربیت می شود، نه تحقیر نه تهدید و نه سرزنش و نه با رشوه. با ملایمت همه چیز را می شود به فرزند یاد داد و والدین خودشان باید یاد بگیرند که فرزند را همیشه تشویق کنند. حتی با تشویق می شود رفتار نامناسب فرزند را تصحیح کرد. مثلاً شاید او به دلیلی  گریه می کند و کوتاه نمی آید، نباید او را تهدید کرد. مثلاً گفت، "اگر ادامه بدهی می فرستمت  انبار " یا با رشوه، "اگر گریه نکنی برایت بستنی می خرم،" یا با سرزنش، "دیگر از این همه نق زدنت خسته شدم  تا کی می خواهی خودت را لوس کنی؟". راه صحیح آن است که به او بگویید، " تو همیشه پسر (دختر) خوش رویی هستی، همیشه مرا با لبخندت شاد می کنی" و یا " چقدر لبخندت  چهره تو را زیبا می کند. من همیشه از خوشرویی تو و لبخند تو لذت می برم، حالا بیا مامان (بابا) را بغل کن و ببوس، و به من بگو چطور می توانم ناراحتیت را کم کنم."  امتحان کنید و ببینید عکس العمل او چیست. و اگر در آن دقیقه مسئله حل نشد، شما کوتاه نیایید و از یک راه دیگر همان را دوباره آنرا تکرار کیبد و او را تشویق کنید که گریه نکند. این ملایمت است که او را تربیت می کند نه تهدید و سرزنش یا رشوه.   چرا تشویق مهم است.   1- خیلی چیزها بر رفتار کودکان تأثیر می گذارد و همیشه ارزش این را دارد که بدانیم چرا فرزندان به شیوه خاصی رفتار می کنند. وقتی دلایل رفتار فرزندان را دانستیم بهتر می توانیم عکس العمل مناسبی انتخاب کنیم.   2- بچه ها بد اخلاق به دنیا نمی آیند. آنها از دنیای اطراف خود و نحوه رفتار و واکنش دیگران می آموزند. آنها با تماشای دیگران از آنها تقلید می کنند.   3- تشویق، برای تلاش و رفتار مثبت است. برای مثال، زمانی که کودکان برای رسیدن به هدفی سخت تلاش می کنند.   4- تشویق به کودکان کمک می کند زمانی که با چالش هایی در زندگی خود مواجه می شوند خوشبین  باشند و به تلاش خود ادامه بدهند.   راه های تشویق.   1- مشورت با بچه ها در تصمیم گیری به آنها فرصتی برای توسعه مهارت های حل مسئله می دهد و باعث می شود آنها احساس ارزشمندی کنند. آنها ممکن است همیشه تجربه تصمیم گیری را نداشته باشند، ولی در مشورت، گفتگوهای سالمی شروع می شود.   2- به بچه ها این مسئولیت را بدهید که برای خودشان اهداف تعیین کنند. ما  باید به آنها کمک کنیم تا ارزش رسیدن به اهداف خود را ببینند. آنها تشویق خواهند شد زیرا به آنها استقلال داده شده است تا آنچه را که برای آنها مهم است شناسایی و دنبال کنند.   3- به آنها حق انتخاب بدهید. این فرصتی برای یادگیری، اعتماد به نفس و انگیزه درونی است. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل سوم - ستون سوم.  7 " اهمیت- تربیت فرزند. 7.12- اهمیت تحسین، تشویق، تمجید و پاداش در تربیت فرزند. قسمت 1 و 2)   7.12.1- اهمیت تحسین. 7.12.2- اهمیت تشویق. 7.12.3- اهمیت تمجید. 7.12.4- اهمیت پاداش. 7.12.5- نکات منفی تحسین و تشویق، تمجید و پاداش. -------------------------   هر چند تأثیر این چهار روش تشویقی مشابه است، اما هر یک از آنها جایگاه خاص خود را دارد. در بعضی موارد استفاده از یکی مناسبتر از دیگری است. زمانی که موقعیت ایجاب می کند والدین باید انتخاب کنند که کدام روش در آن لحظه مناسب تر و مؤثر تر است. با این حال، در بسیاری موارد استفاده از یکی، اثر همه را دارد.   رفتار مثبت در کودکان با تحسین و تشویق، تمجید و پاداش رشد می کند و شناخت تلاش های آنها کمک می کند تا به انجام یک کار دشوار پایبند باشند. وقتی کودکان کسی را دارند که آنها را تشویق می کند، به تلاش خود ادامه می دهند. والدین فقط بچه‌ها را بزرگ نمی‌کنند، بلکه بزرگسالان آینده را شکل می‌دهند. اعتماد به نفس و عزت نفسی که امروز در فرزندان مان پرورش می دهیم، آنها را بسوی آینده شان راهنمایی می کند.   هیچ چیز در تربیت کودک مهمتر از قدردانی از موفقیت او نیست، مهم نیست که این موفقیت چه باشد. با این حال، والدین تمایل دارند که فرزندان خود را در چند سال اول زندگی شان تحسین و تشویق کنند، اما با بزرگتر شدن از تشویق و تمجید آنها خودداری می کنند.   اما چرا از تمجید و تشویق و تحسین فرزندان مان دست بر می داریم؟   کودکان در هر سنی باشند نیاز به تحسین والدین خود دارند. در واقع تائید از طرف والدین (حتی تایید خواهر و برادران بزرگتر) با رشد آنها اهمیت بیشتری پیدا می کند.  کودکان را نه تنها باید به خاطر دستاوردهای شان تحسین کرد، بلکه ه خاطر تلاش هایی که انجام داده اند، حتی اگر شکست خوردند باید تحسین کرد. والدین باید سخت کوشی، فداکاری و شجاعت آنها را برای تلاش در چیزهای جدید تمجید کنند اما همچنین باید به آنها یاد بدهند که ضربه ها و مشکلات زندگی طبیعی است و به معنای شکست نیست.   آیا به یاد می آورید روزی که فرزندتان اولین قدمش را برداشت، یا اولین کلمه اش را گفت؟ و چگونه این شما را غرق افتخار و شادی کرد؟ او را به خاطر موفقیتش تحسین و تشویق کردید و حرف های تان باعث افتخار فرزندتان شد. آن کلمات تحسین آمیز قوی تر از آن چیزی بود که تصور می کردید. ستایش فقط کلمات توخالی نیست، شما بذرهای ارزشمندی از عزت نفس و اعتماد به نفس برای او کاشتید. هر ذره‌ای از تمجید فرزندان، سرمایه‌گذاری برای فردی است که در حال تبدیل شدن به یک فرد بالغ، توانمند و موفق است.   این تمجید تا آخر عمر مهم است ولی تا سن بیست سالگی ضروری است. با این حال، برخی از والدین ممکن است ندانند که چه زمانی و چگونه باید تمجید کنند.   7.12.1- اهمیت تحسین.   تحسین و تشویق می تواند از خودباوری مثبت و اعتماد به نفس حمایت کند. همه این موارد باعث می‌شود که بچه‌ها به یادگیری مهارت‌های جدید ادامه دهند.   والدین باید همیشه مراقب لحظاتی باشند که بتوانند رفتار مثبت فرزندان خود را تحسین کنند. وقتی بچه ها می بینند که برای چیزی مورد تحسین قرار می گیرند، احتمال اینکه دوباره آن را تکرار کنند بیشتر می شود. این بدین معنی است که والدین می توانند نه تنها از تمجید برای تشویق رفتار مثبت استفاده کنند بلکه برای مقابله با رفتار چالش برانگیز هم از آن استفاده کنند.   فرزندان را بیشتر از اینکه اصلاح کنیم باید تحسین کنیم، بنابراین مهم است که روی چیزهایی تمرکز کنیم که می خواهیم بیشتر ببینیم، نه فقط روی رفتارهایی که می خواهیم از آن جلوگیری کنیم. تحسین زمانی است که برای رفتار مثبت (به عنوان مثال) می گوییم،  "من به تو افتخار می کنم"   شما می توانید کودکان را در سنین مختلف بطور خاص تحسین کنید.   برای مثال،   1- اگر کودک خردسال است می توانید بگویید،   " چقدر خوشحال شدم که اسباب بازی هایت را  با بچه های دیگر به اشتراک گذاشتی. "خیلی خوشحالم که اسباب بازی هایت را جمع کردی." " مامان خیلی خوشحال است که شامت را تمام کردی."   2- اگر نوجوان هستند.   " متشکرم که اتاقت را مرتب کردی." " ممنونم که اینقدر وقت شناس هستی. "   3- اگر جوان هستند.    " از اینکه به موقع به خانه برگشتی متشکرم." " خوشحالم که از برنامه هایت به من گفتی."    زمان و نحوه استفاده از تحسین، تشویق، تمجید و پاداش.   1- تحسین، تشویق، تمجید و پاداش باید متناسب با سن باشد. به عنوان مثال، نوجوانان ممکن است نخواهند به خاطر تلاش‌های شان، به طور عمومی مورد تحسین قرار بگیرند در حالی که کودکان نوپا ممکن است دوست داشته باشند مورد تحسین قرار گیرند.    2- به جای اینکه منتظر بمانید تا فرزندتان کاری را به طور کامل تمام کند، هر تلاش یا پیشرفتی را تحسین کنید.

هفته گذشته قسمت 10.11 " روابط اعضای خانواده" را تمام کردم و این هفته قسمت 7.12 " اهمیت تحسین، تشویق، تمجید و پاداش در تربیت فرزند" را آپلود می کنم. فریبرز ورجاوندی

4.3.1 مهارت های زندگی (بخش 25 الی 27).pdf1.29 KB

11- والدین باید مواظب باشند که با زور و فشار فرزندان را مجبور به یادگیری نکنند. فکر نکنند که چون فرزندشان بعضی از این مهارتها را ندارد لازم است او را مجبور کنند که هر چه زوتر آن ها را فرا بگیرد. وقتی یاد گیری و تربیت فرزند با خوشی و سرگرمی و لذت همراه باشد نتایج موفقیت آمیزتر است. البته اگر یادگیری از طفولیت شروع شود و منظم و با برنامه در قالب بازی و سرگرمی پیش برود خیلی طبیعی مهارتها را یاد می گیرد. 12- یادگیری 30 مهارت زیر سن مخصوصی را ندارد، ولی از اول زندگی در باره آن باید صحبت شود. آنها جزء فضائل روحانی هستند که فرزندان باید با آنها بزرگ شوند. مهم است که پدر و مادر همدیگر ر ا حمایت کنند و گفتار و رفتار آنها یکی باشد. متوجه باشید اگر گفتار و یا رفتار مادر و پدر مختلف باشد نه تنها فرزندان تربیت نمی شوند بلکه همان تفاوت ها بین والدین باعث سرکشی فرزندان، بی تربیتی آنها و سبب بی احترامی به پدر و مادر می شود. تربیت موفق فرزند بستگی به همکاری والدین و مشورت کافی بین آنها دارد. 13- فرزندان مهارت های مختلفی از هر کدام از والدینشان یاد می گیرند. البته این نیست که مادر و پدر مهارت های مشابه ندارند، ولی بعضی توانایی ها طبیعتاً در یکی قوی تر است. مسئولیت هر دو است که مطمئن شوند که همه مهارت ها را در بیست سال اول زندگی به فرزندان شان یاد بدهند. برای مثال مهارت های زیر را معمولاً از پدر یاد می گیریم. ۱- شجاعت. ۲- شهامت. ۳- پشتکار. ۴- جرات و جسارت. ۵- اعتماد به نفس. ۶- عزت و حرمت نفس. ۷- اطمینان. ۸- حل مسائل ۹- آزادی و استقلال. ۱۰- دفاع از حق خود. ۱۱- استقامت. ۱۲- رهبری. ۱۳- مدیریت. ۱۴- برنامه ریزی. ۱۵- استدلال. و مهارت های زیر را معمولاً از مادر یاد می گیریم. ۱۶- مدارا. ۱۷- بردباری. ۱۸- محبت. ۱۹- شفقت. ۲۰- همکاری. ۲۱- از خود گذشتگی. ۲۲- اعتماد به امکانات خود. ۲۳- صبر و حوصله. ۲۴- ملایمت. ۲۵- آرامش. ۲۶- شرم و حیا. 27- صلح. ۲۸- وحدت. ۲۹- نظم. ۳۰- نظافت. این نیست که اگر پدر در زندگی فرزند نباشد فرزند مهارت شجاعت یا شهامت را یاد نمی گیرد، و اگر مادر نبود مهارت شرم و حیا را یاد نمی گیرد. در چنین مواقع دیگری موظف است که همه مهارتها و خصوصیت ها را به فرزند خود یاد بدهد. نمی شود گفت، چون فرزند من پدر ندارد (یا مادر ندارد) از یاد گیری های مهارت هایی که او میتوانست به فرزندش یاد بدهد محروم است. در هر حال چه یکی از والدین هست یا نیست و اگر هیچکدام نباشند، فرزند باید این مهارت ها را یاد بگیرد. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی. فصل چهارم - ستون چهارم زندگی 4-مهارت های زندگی 4.3- مهارت های مهم در تربیت فرزندان. (بخش 27) 4.3.1- مقصود از مهارت چیست. (اهمیت کسب مهارت های زندگی.) (ادامه از دیروز) یکی از دلایل تربیت فرزند، آمادگی او برای زندگی است، و مسئولیت والدین است که فرزندان شان را با یاد دادن مهارت ها برای زندگی آماده کنند و موفقیت و خوشبختی آنها را مطمئن شوند. بیست سال برای تربیت فرزندتان کافی است، تا آنجایی که والدین آمادگی را داشته باشند. والدین باید در نظر داشته باشند که، ۱- فرزندان چه مهارت هایی لازم دارند، ۲- مهارت ها را در چه سنی باید به آنها یاد داد، ۳- لیست مهارت ها را آماده داشته باشند، ۴- از روز اول زندگی فرزندشان، مهارت ها را سیستماتیک به آنها یاد بدهند. ۵- مداوم پیشرفت فرزندان شان را ارزیابی کنند تا مطمئن شوند که مهارت ها را کاملاً یاد گرفته اند و می توانند آنها را بکار ببرند. ۶- مهارتی را فراموش نکرده اند. نکات زیر را در نظر داشته باشید. 1- یادگیری مهارت ها از دقیقه ای که فرزند به دنیا می آید شروع می شود. اولین مهارتی که فرزند یاد می گیرد مهارت نشان دادن محبت است، و آن مهارت، با آغوش گرفتن او توسط مادرش دقیقه ای که به دنیا آمد شروع می شود از این راه فرزند روش نشان دادن محبت را یاد می گیرد. 2- یادگیری مهارت ها باید منظم و با برنامه پیش برود‍. فرزند، بسیاری از مهارت ها را با مشاهده و گوش دادن و کنجکاوی یاد می گیرند. ولی این روش به تنهایی کافی نیست و دلیل نمی شود که همه چیز را یاد می گیرد و یا صحیح یاد می گیرد. مهارت ها مداخله و نظارت مستقیم والدین را لازم دارد. این روش زمان می برد. تربیت فرزند را نمی شود به شانس گذاشت و یا دیگران را مسئول آن کرد. 3- یادگیری مهارت های اجتماعی، روحانی و اخلاقی از طفولیت شروع می شود و قبل از سن ده سالگی باید جزء زندگی فرزند شده باشد. یادگیری و تمرین مهارت ها زیر نظر والدین تا سن بیست سالگی ادامه دارد. 4- تقسیم بندی این مهارت ها به سن های مختلف آسان نیست. تا حدی می شود سنی را برای هر مهارت تعیین کرد ولی بستگی به رشد فکری و هوش فرزند دارد که در چه سنی چه مهارتی را باید به او یاد داد ( و یا او آمادگی یادگیری آن را دارد). در هر صورت روزی باید همه مهارت های زندگی را یاد بگیرد. 5- نمی شود گفت که آیا بهتر است مهارتی را در پنج سال اول یاد داد یا در پنج سال دوم. هر چند فرق زیادی بین پنج ساله یا شش ساله نیست. اهمیت این است که فرزند در پنج سالگی باید مهارت های مخصوصی داشته باشد و فرزند ده ساله مهارت های دیگری. هر چند والدین می بایست انعطاف پذیر باشند ولی مهارتی که فرزند می بایست تا پنج سالگی یاد گرفته باشد را نمی شود برای ده سالگی گذاشت چون در آن سن فرزند باید مشغول یاد گیری مهارت های آن سن باشد. 6-این لیست ها برای یاد آوری والدین نوشته شده، و وقتی که مطمئن شدید که فرزند شما مهارتی را دارد، جلوی آن مهارت علامتی بگذارید که فرزندتان آن مهارت را یاد گرفته و در زندگی اش خواهد توانست آن مهارت را بکار ببرد. 7- خیلی از والدین خودشان همه این مهارت ها را ندارند و به این دلیل نمیتوانند آنها را به فرزندانشان یاد بدهند. خیلی مواقع فرزندان، والدین خود را زیر سوال می برند که چرا خودشان چنین مهارتی را ندارند، یا چرا مهارت مخصوصی را به آنها یاد ندادند. بهانه بسیار نابجایی است که والدین بگویند من این کار را (مهارت را) بلد نیستم که به تو یاد بدهم. یا بگویند،" فگر کردم مادرت/ پدرت به تو یاد داده." در تربیت فرزندان مشارک بین والدین حیاتی است. تربیت موفق فرزند به همکاری والدین و مشورت بین آنها بستگی دارد. 8- والدین باید بدانند که آموزش هر مهارتی در ابتدا برای فرزندان دشوار است. همچنین والدین باید مهارت و روش آموزش چنین مهارت هایی را خودشان بیاموزند. با این حال، به دلیل مشکلات مهارت خاص، ممکن است فرزندان از یادگیری آن امتناع کنند یا به راحتی آن را رها کنند. (مثلاً یاد گیری آلت موسیقی.) 9- یکی از بزرگترین اشتباهات والدین فشار آوردن بیش از حد به روی فرزندان است و این معمولاً نتیجه معکوس دارد و باعث می‌شود فرزند مصمم تر به رعایت نکردن آن عمل باشد. والدین باید صبور باشند و محدودیت های فرزند را تشخیص دهند. بعد از مدت زمان معقولی می‌توانند بگویند، "خب، برای امروز کافی است، فردا می‌توانیم ادامه بدهیم." 10- مهمترین چیزی که هیچوقت نباید فراموش کرد قدردانی از فرزند به خاطر تلاشش است. گفتن جملات تشویقی و ستایش آمیز، و شاید یک بوسه و یک آغوش گرم بسیار مهم است. والدین تعجب خواهند کرد که چگونه چنین تشویقی مؤثرتر از تهدید و . . . است. واکنش های منفی از سوی والدین هرگز مؤثر نخواهد بود. به یاد داشته باشد برای یادگیری هیچوقت به فرزند رشوه ندهید.

مسیر خوشبختی. فصل چهارم - ستون چهارم زندگی 4-مهارت های زندگی 4.3- مهارت های مهم در تربیت فرزندان. (بخش 25 و 26) 4.3.1- مقصود از مهارت چیست. (اهمیت کسب مهارت های زندگی.) هر چند یاد گیری مهارت ها از کودکی شروع می شود ولی بزرگسالانی که این فصل را می خوانند باید متوجه باشند که یاد گیری و تمرین مهارت ها فقط برای فرزندان و والدین آنها نوشته نشده و شامل بزرگسالان و میانسالان و اشخاصی که مجرد هستند نیز می شود. یادگیری و تمرین همه مهارت ها تا آخر عمر ادامه دارد. به این دلیل نام این فصل را "مهارت های زندگی" گذاشته ام و نه " مهارت های فرزندان." مهارت های زندگی یکی از چهار ستونی است که ساختمان زندگی را روی خود نگه می دارد. بدون کسب این مهارت ها احتمال زیادی دارد که ساختمان زندگی فرو بریزد. برزگسالان نبایست بگویند که "من در زندگی شکست خوردم چون پدر و مادرم مهارت های مهم زندکی را به من یاد ندادند" چون سؤال همیشه این است " والدین شما کوتاهی کردند (یا خودشان همه مهارت های زندگی را نداشتند) ولی چرا خودتان در یادگیری این مهارت ها کوتاهی کردید؟" کمتر پیدا می شود که قبل از ازدواج در باره تربیت فرزند فکر کنیم. (در صورتیکه وقتش همان موقع است.) خیلی مواقع قبل از تولد فرزند و شاید حتی چند سال بعد از تولدش در باره تربیت او جدی فکر نمی کنیم. اصلاً نمی دانیم آن چیست که باید به فرزند مان یاد بدهیم و چه مهارت هایی برای موفقیت و خوشبختی اش لازم است . والدین نه تنها قبل از تولد فرزندشان روش تربیت فرزند را باید بدانند بلکه باید بدانند چه مهارت هایی را در چه سنی باید به او یاد بدهند. متاسفانه خیلی مواقع خود والدین مهارت هایی که باید به فرزندان شان یاد بدهند را ندارند. (یا نمی خواهند یاد بگیرند) و به این دلیل است که تربیت فرزندان شان ناکامل می ماند. لیست مهارت هایی که در قسمت آخر می گذارم فقط برای راهنمایی والدین و تربیت فرزندان شان نوشته نشده بلکه برای اشخاصی نوشته شده که بفکر ازدواج هستند یا اخیراً ازدواج کرده اند. همچنین این لیست تنها برای اشخاصی که می خواهند صاحب فرزند شوند یا در حال حاضر فرزند دارند نوشته نشده بلکه برای همه نوشته شده، هر سنی داشته باشند. برای اشخاصی که ازدواج نکرده اند نوشته شده. برای جوانان و سالمندان نوشته شده. برای هم مرد و هم زن نوشته شده. مهارت های زندگی را به خاطر تربیت فرزندمان نبایست یاد بگیریم بلکه برای خاطر تربیت خودمان. کسب مهارت های زندگی تا آخر عمر ادامه دارد. همه باید این مهارت ها را در زندگی داشته باشیم. با مطالعه لیست مهارت های زندگی متوجه می شویم که خیلی مهارت ها هستند که چیزی در باره اش نمی دانیم. مهارت‌ها را باید تا سن بیست سالگی باد گرقفت اگرچه افراد می‌توانند پس از این سن آنها را یاد بگیرند، اما معمولاً اگر آنها را قبل از بیست سالگی نیاموخته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که اصلاً آنها را یاد نگیرند. هیچ‌وقت برای شروع یادگیری مهارت‌های زندگی دیر نیست، این کار فقط اراده نیاز دارد. مهم است که این لیست را مطالعه کنید و خود را برای مسئولیت تربیت فرزندتان یا فرزندانی که در آتیه خواهید داشت آماده کنید. آمادگی باعث می شود که هر چه زودتر تربیت فرزندتان را شروع کنید و روز ها و سالهای عمر آنها را هدر ندهید. پیشنهاد می کنم این لیست را پرینت کرده و آنرا روی درب یخچال نصب کنید، و همانطور که روزها و سالها می گذرد لیست را مطالعه کنید تا مطمئن باشید که مهارتی را که باید روزی به فرزندان تان یاد بدهید خودتان آنها را می دانید یا یاد می گیرید. روزی که تولد بیست سالگی فرزندتان را جشن گرفتید می توانید آنرا از درب یخچال تان بردارید. (هر چند ممکن است بدرد خودتان بخورد.) در بیست سالگی تربیت فرزندتان بدست شما تمام شده. چیزهایی که یاد نگرفته میبایست خودش تلاش کند و یاد بگیرد. یکی از دلایلی که فرزندان با مسائل زیاد و مختلفی در طول عمرشان مواجه می شوند (مخصوصاً در زناشویی شان) این است که یکی یا تعدادی از این مهارتها را یاد نگرفته اند، یا نمی دانند این مهارت ها را باید داشته باشند. (یا یادگیری آنها از طرف والدین تأکید نشده.) بدون استثنأ همه مهارت هایی که در این لیست ها نوشتم برای همه لازم است. مهارت های زندگی ما را کمک می کند تا آمادگی بهتری برای زندگی داشته باشیم و با چشم باز در باره دنیا و زندگی خودمان و فرزندانمان فکر کنیم. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

7_11_25_روابط_اعضای_خانواده_بخش_31_الی_33.pdf1.07 KB

16- حفظ حمایت از هر دو کودک مهم است زیرا هر کودکی در طول روند بهبودی به حمایت والدین خود نیاز دارد. قربانی باید بفهمد که در افشای سوء استفاده، درست عمل کرده است و مجرم باید بداند که شما معتقدید می‌تواند بر این مشکل غلبه کند.   17- برای تقویت پیوندها، ارتباطات را در این دوران باز نگه دارید و در حمایت از هر دو کودک متحد بمانید و از جانبداری یا حمایت از یک کودک خودداری کنید.    18- برای حرکت به جلو از این نوع آسیب جنسی، یک قربانی باید ابتدا با آسیب خود روبرو شود و سپس زخم اعتماد را ترمیم کند. بعضی مواقع راهنمایی روانشناس لازم است. هدف روان درمانی کشف انگیزه‌های ناخودآگاه و تجربیات گذشته است که احساسات، شناخت، روابط و رفتارها را شکل می‌دهد.   19- همانطور که منتظر دستورالعمل های متخصصان در مورد نحوه ادامه امور هستید، کودکان را باید از هم جدا کنید یا اطمینان حاصل کنید که هرگز تنها نخواهند ماند. پس از افشای اطلاعات، احتمالاً تنش ها در خانه بالا خواهد رفت. تخلف ممکن است بدون نظارت مناسب و توجه دقیق دوباره رخ دهد.   یادداشت.   (1) برای اطلاعات بیشتر در باره رابطه منفی بین اینترنت و رسانه های اجتماعی و اثر آن بر روی تربیت فرزند، می توانید فصل هفتم " تربیت فرزند" قسمت 7.4  "تکنولوژی و تربیت فرزند" را مطالعه کنید. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل هفتم - طبقه سوم زندگی 7 - تربیت فرزند. 7.11- روابط اعضای خانواده و تربیت فرزند. (بخش 33) 7.11.25- آزار جنسی خارج از خانه.   در زیر چند نکته مهم برای آموزش درک و مقابله با مسائل جنسی به کودکان آورده شده است. والدین باید این اقدامات را برای کاهش وقوع احتمالی سوء استفاده جنسی توسط فرزندان شان در خانه و کاهش خطرات انجام دهند   1- هر چند بدون دسترسی به اینترنت چنین مسائل در بعضی خانواده ها اتفاق می افتد ولی از روزی که فرزندان دسترسی به اینترنت پیدا کرده اند اینگونه مسائل جنسی بیشتر شده. 2- کودکان ممکن است عمدی یا تصادفاً به محتوای بزرگسالان در اینترنت دسترسی پیدا کنند. دیدگاه آنها از رفتار جنسی سالم تابع آن چیزی است که مشاهده می کنند.   3- والدین باید از کارهایی که فرزندان شان به صورت آنلاین انجام می دهند آگاه باشند. متأسفانه کودکان بیشتر و بیشتر با مطالب صریح جنسی و در سنین پائین تر مواجه می شوند. برخی از مجرمان جنسی جوان گزارش می دهند که در سن 7 سالگی در معرض پورنوگرافی قرار گرفته اند..الدین باید زمان صرف شده در اینترنت را زیر نظر داشته و کامپیوتر و موبایل  فرزندان را به طور منظم بررسی کنید. (1)   4- یکی از بهترین ابزارها برای جلوگیری از آزار جنسی، آشنایی با رفتارهای جنسی عادی و غیرعادی کودکان است تا بتوانید علائم خطرناک را تشخیص دهید و به آنها رسیدگی کنید.    5- قوانینی را در مورد باز نگه داشتن درها در حین بازی یا اتاق خواب مشترک در نظر بگیرید. از طرف دیگر، در مورد حریم خصوصی صحبت کنید، مانند حمام یا اتاق هایی که کودک در آن لباس می پوشد.   6- بچه‌ها معمولاً در مورد چیزهایی که دیده اند یا شنیده اند صحبت می‌کنند، یا کار نامناسبی که یکی از خواهر و برادرها انجام داده که باعث ناراحتی آنها شده. والدین باید با فرزندان خود صحبت کنند تا بتوانند قبل از تشدید رفتارها اقدامات لازم را برای مداخله انجام دهند.   7- گفتگوهای متناسب با سن کودکان در مورد تمایلات جنسی انسان و اعضای بدن را زود شروع کنید. حتماً از نام‌های تشریحی مناسب استفاده کنید تا کودکان بتوانند تشخیص دهند که آیا یا چه زمانی مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند.   8- آنها را تشویق کنید که اگر با چیزی مواجه شدند که احساس بد یا ناراحتی در آنها ایجاد کرد به شما بگویند.   9- با فرزندان خود در مورد ایمنی و مرزهای بدن آنها و دیگران صحبت کنید. آنها را در درک و برقراری ارتباط راهنمایی کنید برای مثال چه نوع لمسی مناسب است و کدام یک مناسب نیست.   10- هرگز به کودک خود اصرار نکنید و او را تحت فشار قرار ندهید تا در تماس های ناخواسته باشد. (مانند در آغوش گرفتن پدربزرگ و مادربزرگ، حمام کردن با خواهر یا برادر، نشستن روی پای کسی و غیره) زیرا این کار تعیین حد و مرز را دشوارتر می کند.   11- اما ذکر این نکته حائز اهمیت است. چنین محدودیت هایی نباید مانعی در روابط عادی و شاد و غالباً ضروری بین فرزندان و سایر اعضای خانواده ایجاد کند. این را فقط می توان با حضور والدین و در محدوده ای که به کودک آموخته اید اجراء کرد.   12- اگر فرزندتان به شما گفت که از چیزی ناراحت است، گوش کنید و آرام باشید،حرف او را باور کنید و از او حمایت کنید. منبع ناراحتی فرزندان را بررسی کنید تا راه‌هایی را که می‌توانید آن‌ها را توانمند کرده و از ناراحتی‌های آینده محافظت کنید تعیین کنید. به آنها بگویید که احساسات آنها را درک می کنید. آنها مقصر نیستند. از آنها تشکر کنید که موضوع را  با شما در میان گذاشته اند و تأیید کنید که به آنها کمک خواهید کرد.   13- کودکان را تشویق کنید تا روابط سالم با همسالان خود برقرار کنند. تحقیقات در مورد مجرمان جنسی نوجوانان نشان داده است که اکثر آنها زندگی اجتماعی ضعیفی داشتند. به این معنی که آنها دوستان کمی داشتند و مهارت های اجتماعی ضعیف و روابط بسیار کمی با همسالان داشتند و ممکن بود از طرف دوستان شان طرد شده باشند. این یافته ها ممکن است توضیح دهد که چرا مجرمان برای نیازهای اجتماعی و عاطفی به خواهر یا برادر مراجعه می کنند   14- در حالی که این کار چالش برانگیز است، امّا والدین باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا پس از افشای اطلاعات تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنند. کودکان منعکس کننده وضعیت عاطفی والدین خود هستند، بنابراین حفظ خونسردی می تواند به آنها کمک کند تا با هراس و ترس کمتری از آسیب عبور کنند. واکنش بیش از حد والدین ممکن است کودکان را برای همیشه از صحبت کردن با آنها منصرف کند.   15- با هر کودک جداگانه صحبت کنید تا دیدگاه آنها را در مورد آنچه رخ داده است ارزیابی کنید تا بتوانید برای برنامه ریزی ایمنی قدم بردارید. مراقب باشید که سؤالات اصلی نپرسید. جملاتی مانند "می‌توانی بیشتر به من بگویی؟"  یا "درباره آن چه فکری می کنی."

1- آزار جنسی خواهر و برادر به اندازه انواع دیگر آزارها فاش نمی شود. 2- قربانیان اغلب احساس می کنند در دام افتاده اند. 3- قربانیان اغلب به رازداری سوگند یاد می کنند. 4- قربانیان می ترسند که والدین باورشان نشود یا والدین خود را ناراحت کنند. 5- قربانیان به خاطر نقش خود در سوءاستفاده شرمنده هستند. 6- اگرچه آزار جنسی خواهر و برادر ممکن است در هر خانواده ای اتفاق بیفتد، تحقیقات نشان داده است که خانواده هایی با شرایط زندگی مختل و با روابط ضعیف والدین بیشتر مستعد هستند. 7- سبک های فرزند پروری مستبدانه و با سطح بالای تنبیه بدنی با نرخ بالاتر رفتار جنسی خواهر و برادر مرتبط است. 8- والدینی که از نظر جسمی یا عاطفی غیرقابل دسترس و دور هستند یک نیاز وابستگی برآورده نشده در فرزندان ایجاد می کنند، که ممکن است متعاقباً به دنبال ارتباط با دیگران (یا خواهر و برادر) باشند. اگر والدین کودکان را در مورد مرزهای جنسی مناسب راهنمایی نکنند، خطر سوء استفاده جنسی افزایش می یابد زیرا یکی یا هر دو به دنبال آرامش در دیگری هستند. 9- مشاهده خشونت خانگی و نادیده گرفته شدن فرزندان (از طرف والدین) برخی از عوامل پیش بینی ‌کننده‌ اولیه تجاوز جنسی نوجوانان هستند. 10- والدین ممکن است نسبت به افشای آزار جنسی فرزندان شان واکنش کمتری نشان دهند و اغلب آزار جنسی خواهر و برادری غیر فیزیکی را نادیده بگیرند یا ابراز آن را به حداقل برسانند. 11- والدین ممکن است بیش از حد واکنش نشان دهند و محیطی پر از احساس ایجاد کنند که در آن ناخواسته قربانی را در مرکز توجه قرار می دهند در حالی که کاملاً کودک متخلف را نادیده می گیرند. 12- خانواده‌هایی که دیدگاه‌های فرهنگی یا مذهبی از جنسیت دارند، ممکن است زنان و دختران را به‌عنوان جایگاه پایین‌تری در نظر بگیرند و محیطی را برای آزار جنسی خواهر و برادر ایجاد کنند. 13- پسران مورد علاقه والدین ممکن است از موقعیت خود در خانواده برای آزار جنسی خواهر و برادرسوء استفاده کنند. 14- خشونت می تواند باعث شود که کودکان به پرخاشگری به عنوان راهی برای رسیدن به آنچه می خواهند نگاه کنند. 15- برخی دیگر ممکن است به دلیل ناتوانی در دفاع از خود در برابر سوء استفاده والدین برای به دست آوردن قدرت و کنترل به آزار جنسی خواهر و برادر خود روی آورند. 16- محیط خانوادگی که آزار جنسی ویا رفتار جنسی نامناسب را عادی می‌کند مانند شوخی‌های کثییف و زشت، دست زدن دیگری بدون رضایت، و قرار گرفتن در معرض هرزه‌ نگاری و دسترسی به پونوگرافی از اینترنت اغلب سابقه‌ای برای آزار جنسی خواهر و برادر است. 17- کودکان دارای معلولیت، بیشتر در معرض آزار و اذیت قرار دارند. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل هفتم - طبقه سوم زندگی 7 - تربیت فرزند. 7.11- روابط اعضای خانواده و تربیت فرزند. (بخش 31 و 32) 7.11.25- آزار جنسی خارج از خانه. بی‌تردید احتمال مواجهه کودکان با آزار جنسی در خارج از محیط خانه بیشتر است. این امر می‌تواند در مدرسه یا، در مورد کودکانی که به‌صورت پاره‌وقت کار می‌کنند، در محیط کار رخ دهد. در ضمن نباید احتمال وقوع آزار جنسی در خانه همسایگان، منزل دوستان، یا حتی در خانه بستگان و اعضای خانواده را نادیده گرفت. تأثیر مخرب و واکنش کودکان یکسان است. 1- اگر علامت های زیر را در فرزندان خود مشاهده کردید باید مطمئن شوید که منشاء آن آزار جنسی نیست. 1- خود آزاری، خود زنی. 2- علائم افسردگی. 3- اضطراب یا ترس شدید بدون توضیح واضح. 3- علائم اختلال استرس پس از سانحه. 4- فوبیا یا ترس های ناگهانی. 5- مشکل ناگهانی در مدرسه. 6- احساسات و صحبت از خودکشی. 7- تغییرات ناگهانی در رفتار، از جمله تغییر در اشتها یا چسبیدن به والدین یا گوشه گیری. 8- تغییرات خلقی مانند غم و اندوه، اضطراب، تحریک پذیری یا طغیان خشم. 9- مشکلات خواب و کابوس. 10- پسرفت در رفتار، از جمله شب ادراری یا مکیدن شست. 11- نشان دادن ترس نسبت به خواهر و برادر یا مکان های خاص. 12- بازی، نوشته یا نقاشی با تصاویر جنسی یا ترسناک. 13- درگیر شدن در فعالیت های جنسی با اسباب بازی ها، اشیاء یا کودکان دیگر. 14- امتناع از صحبت در مورد رازی که با یک خواهر یا برادر دارند. 15- ناراحتی ناشی از لمس یا در آغوش گرفتن. 16- مقاومت در برابر استحمام عادی، توالت رفتن، یا کمک به لباس پوشیدن و درآوردن. 17- اختلال در رفتار طبیعی. 18- ناراحتی عاطفی. 19- عزت نفس پایین. 20- ناتوانی در اعتماد، مشکلات رابطه. 21- اعتیاد. 22- احساس ناتوانی. 23- اختلالات اشتها. 24- مشکل در تمرکز. 25- گوشه گیری و اتاق خود را ترک نکردن. 26- موارد وحشت زدگی. 27- مشکلات در برقراری روابط و صمیمیت. 28- امتناع روابط با کسانی که با آنها خشونت کرده اند. 29- احتمال سوء استفاده فیزیکی و یا جنسی در آینده. 30- فلاش بک ها. فلاش بک Flashback به معنی زمانی است که فرد یک خاطره آسیب زا را دوباره در فکرش زنده می کند. این می تواند از طریق خاطرات باشد، همچنین می تواند از طریق زنده کردن برخی احساسات یا احساسات فیزیکی یا افکار ناشی از رویداد باشد.( فیلم‌ها گاهی اوقات فلاش‌بک‌ها را مانند فیلمی به تصویر می‌کشند که در ذهن آدمی نقش می‌بندد.) 2- رفتار و واکنش احتمالی مجرم. 1- سوء استفاده ‌کنندگان اغلب تجربه قربانیان خود را کوچک نشان می دهند و اظهار می‌کنند که ادعاها نادرست یا اغراق‌آمیز هستند. 2- به حداقل رساندن، توجیه یا انکار رفتارهای نامناسب. 3- ایجاد ناراحتی برای خواهر و برادر خود با نادیده گرفتن مرزهای شخصی یا جنسی. 4- اصرار بر تماس فیزیکی با خواهر و برادر حتی در صورت مقاومت. 5- ترساندن یا اجبار برای بدست آوردن آنچه از خواهر یا برادر خود می خواستند. 6- پاسخ جنسی به حرکات معمولی دوستی یا محبت. 7- ناتوانی در کنترل رفتارهای جنسی پس از دستور توقف. 8- خواهر و برادران (اشتباهاً) مواردی که ناخوشایند است و باید گفته شود را به عنوان راز ( شاید از روی ترس و یا قولی که داده اند) بین خودشان نگه می دارند. 9- تکرار تماس به طور مخفیانه. 10- ادامه آزار جنسی پس از مداخله والدین. 3- نکاتی برای والدین.

4.2.9 مهارت های زندگی (بخش 22 الی 24).pdf1.47 KB

در هرسنی باشیم (بیست سال الی صد سال) این لیست شامل همه می شود و دلیلی نیست که این مهارت ها را بعد از سن بیست یاد نگیرم. دلایل و اهمیت یادگیری این مهارت ها در طول زندگی را در این فصل تعریف کرده ام. -------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی. فصل چهارم - ستون چهارم زندگی 4- تربیت فرزند. 4.2- مهارت های مهم در تربیت فرزندان. (بخش 24) 4.2.10- مهارت دهم - مهارت تفکر نقادانه .   چرا مهارت تفکر نقادانه در زندگی مهم است و چگونه در زندگی روزمره استفاده می شود؟ نقادانه توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و تجربیات به شیوه ای عینی است. تفکر نقادانه می تواند با کمک به ما در شناخت و ارزیابی عوامل موثر بر نگرش ها و رفتار مانند ارزش ها، فشار همسالان و رسانه ها، به سلامت کمک کند. ۱. مهارت تفکر نقادانه به همه وظایف، موقعیت ها، موضوعات، مشاغل، محیط ها، چالش ها و فرصت های زندگی مربوط می شود. ۲. تفکر نقادانه نقش مهمی در ارزیابی ایده های جدید، انتخاب بهترین ها و اصلاح آنها در صورت لزوم ایفا می کند. ۳. تفکر نقادانه برای خود اندیشی بسیار مهم است.  ۴. برای اینکه زندگی معناداری داشته باشیم و زندگی خود را بر اساس آن بسازیم، باید ارزش ها و تصمیمات خود را توجیه و در مورد آنها فکر کنیم.   مهارت نقادانه کمک می کند که،   ۱. توانایی تجزیه و تحلیل عینی اطلاعات و نتیجه گیری منطقی بدست بیاوریم، ۲. مسائل را منطقی بررسی کنیم و بعد از بررسی بتو انیم صحیح تصمیم بگیریم. ۳. متوجه تاثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها و نگرشها و رفتار های مردم باشیم. ۴. متوجه شویم که دیگران همیشه درست نمی گویند. ۵. از نابرابری ها  و بی عدالتی ها آگاه باشیم . ۶. پیش از اینکه نظرات دیگران را برای زندگی خود قبول کنیم با اطلاعات و تجربه ها ی خود نظرات دیگران را تحلیل  کنیم. ۷. در برخورد با ارزش ها و فشارهای منفی دوستان و جامعه مقاومت کنیم. ۸. از آسیب های ناشی از اینترنت و شبکه ها اجتماعی در امان بمانیم.   ۹. شهروند مسئولی باشیم.   مهارت های تفکر نقادانه یعنی،   ۱. تفکر تحلیلی، ۲. ارتباط خوب . 3. تفکر خلاقانه. ۴. ذهن باز  ۵. توانایی حل مشکلات. ۶. پرسیدن سؤالات متفکرانه. ۷.  ترویج رویکرد کارهای گروهی برای حل مسئله. .  8. خود ارزیابی سهم خود در اهداف خانواده (و یا در شغل) ۹. تصمیم گیری آگاهانه ۱۰. از زمان خود عاقلانه استفاده کردن.   برای ایجاد پایه ای برای تفکر نقادانه و راه هایی برای حمایت از تفکر نقادانه بین اعضای خانواده  و فرزندان، شما می توانید با استفاده از موارد زیر تفکر نقادانه و خلاق را توسعه دهید. فرصت هایی برای بازی فراهم کنید. 1. ۲. صبورانه رفتار کنید.   ۳. زیادی مداخله نکنید. ۴. سؤالات باز بپرسید.(۱) 5. به کودکان در ایجاد فرضیه کمک کنید.  ۶. فکر آنها را به روش های جدید و متفاوت تشویق کنید. ۷. یاد بدهید تا به عنوان یک عادت نقادانه فکر کنند. 8. در مورد همه چیز بحث کنید.  ۹. دسترسی به مطالب خواندنی متنوع و با کیفیت را فراهم کنید.  ۱۰. استدلال را تمرین کنید. 11. به فرزندان کمک کنید تا همه مهارت ها را یاد بگیرند. (۲) 12. بازی های متفکرانه برای آنها فراهم کنید و با آنها بازی کنید.   ۱۳. تفکر نقادانه را به یک بازی تبدیل کنید. ۱۴. یاد بدهید که اطلاعات در مورد یک موضوع را جمع آوری کنند و تعیین کنند که کدام بخش از اطلاعات برای آن موضوع کاربرد دارد. ۱۵. همیشه با آنها صحبت کنید. ۱۶. آنها را تشویق کنید که کاوش کنند، کنجکاو باشند، سؤالاتی مطرح کنند و بررسی کنند که چگونه کار می کنند. ۱۷. از آنها بخواهید که به راه های مختلف برای حل مشکلات فکر کنند. ۱۸. فعالیت هایی که مستلزم برنامه ریزی و تصمیم گیری است انتخاب کنید. ۱۹. از آنها بخواهید تفکر خود را شرح دهند و دلایلی برای آن بیاورند. ۲۰. نشان بدهید که اشتباه کردن اشکالی ندارد. ۲۱. به اشتراک گذاشتن اشتباهات خود و آنچه آموخته اند مهم است. ۲۲. برای ایده های آنها و تلاش های آنها ارزش قائل شوید.   یادداشت.   (۱) سؤال های بسته   سؤال بسته معمولاً یک کلمه یا یک پاسخ بسیار کوتاه و واقعی دریافت می کند. برای مثال. در جواب " آیا خسته هستی" جواب می تونید "بله" با "خیر" باشد. با چنین پاسخ کوتاه و قطعی گفتگو تمام می شود.     (2) سؤال های باز.   سؤالات باز پاسخ های طولانی تری را به همراه دارد و معمولاً با لغت هایی مانند " چرا" و "چگونه شروع می شود. سؤال باز از پاسخ دهنده، دانش، نظر یا احساساتش را می خواهد. برای مثال،    ۱. به من بگوچرا. ۲. تعریف کن چطور. ۳. در جلسه چه گذشت؟ ۴. او چه واکنشی نشان داد؟ ۵. مهمانی چطور بود؟ ۶. بعدش چی شد؟ ۷. بیشتر توضیح بده.   سؤالات باز دارای ویژگی های زیر هستند. ۱. آنها از پاسخ دهنده می خواهند که فکر و تأمل کند. 2. آنها به شما نظرات و احساسات خود را خواهند داد. ۳. کنترل مکالمه را در اختیار مخاطب قرار می دهد.   در قسمت 4.4.8این فصل (اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان.) لیست 405 مهارت را خواهم داد. این لیست را فقط برای فرزندان تا سن بیست ننوشتم، ولی تأکید کرده ام که می بایست در بیست سال اول زندگی آنها را به فرزندان یاد داد.