es
Feedback
مسیر خوشبختی

مسیر خوشبختی

Ir al canal en Telegram

خوشبختی مقصد نیست، مسیری است که طی می کنیم.در این کانال فریبرز ورجاوندی این مسیر را به شما نشان می دهد، با شما آنرا طی می کند و همراه شما است

Mostrar más
786
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-430 días
Archivo de publicaciones
5.2.6 انتخاب همسر (بخش 19 الی 21).pdf1.38 KB

۷. ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده اید، بیماری سختی داشتید یا پدر و مادرتان از هم جدا شده اند، یا هر مسئله دیگری که باعث ناراحتی روحی و روانی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن فعالیت طبیعی خود را از دست می دهد و امکان اشتباه در تصمیم گیری بیشتر می شود. در چنین مواقع ممکن است با شخصی که احساس می کنید مناسب است ازدواج کنید، ولی بعد از مدت کوتاهی که بحران شما می گذرد بفکر می افتید که چرا حاضر شدید با چنین شخصی ازدواج کنید.   ۸. بعضی مرد ها دنبال زن خیلی جوانتر از خود هستند به فکر اینکه اگر زن جوان باشد آنطوری که می خواهند او را تربیت خواهند کرد.  (این موضوع را در قسمت  5.4 " تفاوت ها" بیشتر توضیح داده ام.)   5.2.8- چه دلایلی می بایست دلیل ازدواج باشد؟   دلایل صحیح برای ازدواج زیاد هستند.  من تعدادی از دلایل ارزشمند ازدواج  را در زیر می نویسم.   ۱- تشکیل خانواده موفق و خوشبخت. ۲- شریک شدن زندگی خود با کسی که دوستش دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. ۳- شروع یک زندگی و سفر زیبا و پرباری که جاودانه خواهد بود. ۴- عشق به فرزند، یکی از طبیعی ترین و زیباترین عشق ها. ۵- تربیت فرزندانی که بتوانند خدا را بشناسند. ۶- تربیت فرزندانی که شخصیت زیبایی داشته باشند و به بشر خدمت کنند. ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی. لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل پنجم - طبقه اول زندگی 5 - انتخاب همسر. (بخش 21) 5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج. 5.2.8 - چه دلایلی می بایست دلیل ازدواج نباشد؟   دلایل اشتباه برای ازدواج زیاد هستند.   چند مثال،   ۱. شما دو نفر را می شناسید که هر دو مناسب ازدواج با شما هستند ولی نمی توانید تصمیم بگیرید. یکی جسم و صورت زیبایی دارد، ولی آنچنان شخصیت جالبی  ندارد. دیگری آنچنان زیبا نیست ولی قلب و روح زیبایی دارد. روزی هر دو پیر می شوند، حتی زشت می شوند. شخصی که زیبایی ظاهری دارد آن زیبایی را از دست می دهد ولی آن کسی که زیبایی و پاکی قلب و روح دارد برای همیشه زیباییش را نگه می دارد. زیبایی ظاهری، ملاک خوشبختی نیست. شما کدام یک را انتخاب می کنید.   ۲. آیا شما همسر خود را به دلیل اینکه مقامی در جامعه دارد و موقعیت اجتماعی خوبی دارد انتخاب می کنید؟  در نظر بگیرید، اگر او این مقام و این موقعیت اجتماعی را نداشت آیا با او ازدواج می کردید. متوجه باشید ممکن است روزی به دلایل مختلفی آن مقام و آن موقعیت اجتماعی خود را از دست بدهد. شما که به دلیل مقام او با او ازدواج کردید آیا می خواهید همسر او بمانید. ۳. دو نفر با هم آشنا شدند و میخواستند همدیگر را بهتر بشناسند. در یکی از ملاقات های اول، مرد گفت که قبلاً ازدواج کرده و اخیراً طلاق گرفته است. برای زن مهم بود که دلیل طلاق آنها را بداند. اضطراب او حقیقی است. او میپرسد، "چه مسائلی بین شما پیش آمد که منجر به طلاق تان شد." جواب این سئوال کمک می کند که شخصیت مرد را بهتر بشناسد و بهتر بتواند تصمیم خود را بگیرد. مرد باید با کمال صداقت جواب را بدهد. او به جز حقیقت چیز دیگری نبایست بگوید. با گفتن حقیقت او می تواند به زن کمک کند تا بتواند تصمیم خود را بگیرد. حتی اگر جواب او جوابی بود که باعث شود که آن زن را از دست بدهد جواب او باید حقیقت باشد. مرد می تواند سعی کند نظر دختر را عوض کند و نشان بدهد که مقصر طلاق نبوده. امکان دارد زن روانی بوده و یا خیانت کرده باشد.   از دست دادن دختر نشان می هد که دختر نمی تواند  طلاق او را و یا دلیل طلاق او را قبول کند. شاید او تعصبات خودش را دارد و نمی خواهد با مردی ازدواج کند که قبلاً ازدواج کرده ، شاید برای او مردی که طلاق گرفته قابل اعتماد نیست. هر دلیلی دارد و یا هر مسئله ای دارد برای او مهم است و باید به نظر او احترام گذاشت. خیلی دردناک تر است اگر مرد در باره طلاقش دروغ بگوید و بعد از ازدواج همسرش به دلیل اصلی طلاق زن قبلی همسرش پی ببرد. شما را محکوم به دروغ گویی و  کلاه برداری کرده شما را طلاق می دهد. این نیز شامل زن می شود که طلاق گرفته است   ۴. شما میبینید همه دوستان شما ازدواج کرده اند به جز شما. مانند دورانی که همه مجرد بودید همه با هم به گردش و مسافرت میروند ولی شما را دیگر دعوت نمیکنند. و اگر شما را دعوت کنند خودتان معذب هستید چون همه با همسر خود دست در دست یکدیگر قدم میزنند ولی شما تنها هستید. اگر شما نیز ازدواج کنید به جمع دوستان قدیمی میپیوندید، شما نیر دست همسر خود را می گیرید و احساس کمبودی نمی کنید. پس در ازدواج عجله می کنید. (این دلیل اشتباه برای ازدواج است.)   ۵. سن مخصوصی برای ازدواج معین نشده. هر سنی میتواند سن ازدواج باشد. یکی از دلایل اشتباه در ازدواج همین فکر است که وقت ازدواج شما رسیده (یا گذشته.) به این دلیل فکر می کنید قبل از اینکه به سنی برسید که دیگر نتوانید ازدواج کنید در ازدواج عجله می کنید.    ۶. در دوران بحران روحی، به هر علتی ایجاد شده باشد، وقت آغاز روابط عاطفی جدید نیست، چه رسد صحبت و برنامه ریزی برای ازدواج. مواظب باشید به فردی که حتی ۶ ماه پیش روابطش با دوست دخترش یا دوست پسرش را تمام کرده و یا کمتر از ۱۲ ماه پیش طلاق گرفته نزدیک نشوید و رابطه ای برقرار نکنید. هر چند هم بگوید او را فراموش کرده، خیلی امکان دارد که هنوز عشق قبلی اش را فراموش نکرده و زخمهای ناکامی عشق قبل مرهم نیافته باشد. خیلی امکان دارد که از لحاظ عاطفی هنوز به او وابسته باشد. در چنین مواقع او نمی تواند رابطه سالم دیگری را شروع کند. شما قربانی کمبود های او میشوید. او برای فراموشی عشق قبلیش دنبال شما آمده نه برای عشق شما.

۱- شخصی هستید که می خواهید ازدواج کنید ولی خواستگارهای خود را رد می کنید به دلیلی که خواهر بزرگتر تان هنوز ازدواج نکرده. (شما حق دارید قبل از خواهر بزرگ تان ازدواج کنید.) ۲- اعتماد بنفس ندارید، یا خجالتی هستید و نمیتوانید به راحتی با جنس مقابل رابطه ای ایجاد کنید. (روانشناس می تواند به شما کمک می کند.) ۳- به سنی رسیده اید که فکر می کنید ازدواج در سن شما باعث مسخره دیگران می شود. مردم حرف در می آورند که "پیر مرد یا پیر زن در این سن فکر ازدواج افتاده." (در هر سنی می شود ازدواج کرد. از غربی ها یاد بگیرید که بعد از هفتاد سالگی هم ازدواج می کنند. (چه مرد و په زن) و بسیار هم خوشبخت زندگی می کنند.) خانم های که در سن بالا طلاق گرفتند و فکر می کنند عیب است که دوباره ازدواج کنند. زندگی شما زندگی شما است. شما باید تصمیم بگیرید که چه چیزی باعث خوشبختی شما می شود. به دلیل حرف مردم خودتان را از خوشبختی محروم نکنید. ." ( پشت سر مردم حرف در آوردن یکی دیگر از مسائل فرهنگی خانمان سوز است.) ۴- طلاق گرفته اید ولی از فرزندان تان می ترسید که بگویند، " آیا می خواهی آبروی ما را ببری. " فرزندان حق ندارند چنین گستاخانه با والدین خود صحبت کنند. به آنها نبایست اجازه داد. آنها به فکر خودشان هستند نه خوشبختی شما. ۵- خودتان فکر می کنید از سن ازدواج گذشته اید ( آیا قانونی وجود دارد که حداکثر سن ازدواج را تعیین کرده؟) 6- بعد از فوت همسرتان می خواهید ازدواج کنید ولی مردم می گویند به شوهرتان وفادار نیستید. ولی اگر همسرتان را دوست نداشتید و خوشبخت نبودید حق دارید خوشبختی را هم بچشید. ( یا نمی خواهید تنها زندگی کنید و ده ها دلیل دیگر). یکی دیگر از فرهنگ های بسیار اشتباه ما این است که به حرف مردم اهمیت بیشتری می دهیم تا آنچه که در قلب مان احساس می کنیم. ------------------------------------ نویسنده: فریبرز ورجاوندی. لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل پنجم - طبقه اول زندگی 5 - انتخاب همسر. (بخش 19 و 20) 5.2 – دلایل اشتباه برای ازدواج. 5.2.6 – علائمی که باید به شما هشدار بدهد. ما به آسانی نمی توانیم شخصیت خود را تغییر بدهیم. رفتار بعد از ازدواج همان است که قبل از ازدواج است. قبل از ازدواج رفتار همسر آتیه مان باید به ما هشدار بدهد که با چه شخصیتی ازدواج می کنیم و زندگی ما چطور خواهد بود. برای شناخت بهتر قبل از ازدواج، مواظب رفتار زیر باشید. (اینها شامل دختر و پسر به طور مساوی می شود.) قبل از ازدواج آیا، ‍۱- اهداف زندگی شما را مسخره می کند. متوجه می شوید که اهداف شما را جدی نمی گیرد بلکه آنها را مسخره می کند. همیشه امکان دارد که اهداف زن و شوهر مختلف باشد ولی در اهداف کلی زندگی نمی شود آنچنان متفاوت بود. اگر توافق پیدا نشود زندگی آنها مسیر مختلفی خواهد رفت. مگر اینکه به توافق برسند که هر کدام میتوانند اهداف شخصی خود را بدون صدمه به روابط شان به تنهایی ادامه بدهند. ۲- همه چیز منجمله شما را می خواهد کنترل کند. به شما آزادی نمی دهد و در همه حال حرف خود را می خواهد پیش ببرد. ۳- او یا شما احساس مالکیت نسبت به دیگری می کنید. شما مالک همسرتان نیستید که به او اجازه بدهید یا ندهید که او چه میتواند بکند و چه نمی تواند بکند. او نیز مالک شما نیست که به شما اجازه بدهد یا ندهد شما چه میتوانید بکنید و چه نمی تواند نکنید. زناشویی با مشورت و با توافق و با احترام پیش میرود. ۴- او حسود است نمی خواهد با پسرهای دیگر / دختر های دیگر صحبت کنید می گوید چرا به دختر های دیگر/ پسر های دیگر نگاه می کنی. (بستگی به نگاه دارد) ۵- او به شما اعتماد ندارد. نمی خواهد بدون او جایی بروید و با کسی معاشرت کنید. همیشه از شما بازجویی می کند که "کجا بودی." یا در جمعی از شما بازجویی می کند که "چرا رفتی پهلوی او نشستی." ۶- او نمیخواهد لباس هایی که برای خود انتخاب می کنید بپوشید. ایراد میگیرد که لباس هایی که می پوشید برای مثال، برای سن شما مناسب نیست. ۷- نمی خواهد شما با دوستان قدیمی تان رفت و آمد داشته باشید. می گوید چرا اینقدر وقتت را با آنها می دهی. ۸- از شما ایراد می گیرد. هیچ کاری نیست که شما انجام بدهید و او ایراد نگیرد یا انتقاد نکند. ۹- به نظرهای شما احترام نمی گذارد و آنرا مسخره می کند. می خواهد شما را کوچک کند. می خواهد به شما ثابت کند هیچ چیز نمی دانید. ۱۰- فکر می کند او همه چیز را می داند و شما چیزی نمی دانید. حتی وقتی اشتباه هم می کند کوتاه نمی آید. ۱۱- شما را تحقیر می کند. تحقیر بدترین نوع بی احترامی است. (مخصوصاً جلوی دیگران) ۱۲- جلوی خانواده خودش و یا خانواده شما با شما خوب رفتار نمی کند. احترامی برای شما و خانواده شما (حتی خانواده خودش) ندارد. این یکی از بدترین صفت ها است. 5.2.7 – هیچکدام از دلایل زیر، دلیل صحیحی نیست که شما ازدواج نکنید.

7.17.5 خلق و خوی فرزندان (بخش 4 الی 6).pdf1.43 KB

فرزند شما برای رشد شخصیت خود به یک محیط حمایتی نیاز دارد. یک محیط خانه مثبت ایجاد کنید که خلاقیت و اکتشاف را ترویج دهد. فرزندان تان را تشویق کنید تا علایق خود را دنبال کنند، و منابع لازم برای انجام این کار را در اختیارشان قرار دهید.   3- نقاط قوت آنها را جشن بگیرید.   برای شناخت نقاط قوت و دستاوردهای فرزندتان وقت بگذارید. هنر برنامه‌ریزی و تعیین اهداف را به آنها بیاموزید و به آنها در دستیابی به اهداف شان کمک کنید. برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس فرزندتان، پیشرفت‌های او را جشن بگیرید، هر چقدر هم که کوچک به نظر برسند. این به آنها کمک می‌کند تا تصویر مثبتی از خود ایجاد کنند و به توانایی خود در دستیابی به اهداف شان ایمان داشته باشند.    4- بگذارید اشتباه کنند.   اشتباهات بخش طبیعی یادگیری و رشد هستند. فرزندتان را تشویق کنید که ریسک کند و اشتباه کند. از این فرصت‌ها برای کمک به او در یادگیری از تجربیاتش و توسعه مهارت‌های حل مسئله استفاده کنید. تلاش‌هایش را جشن بگیرید، نه فقط موفقیت‌هایش را.   5- یک الگوی مثبت باشید.   فرزندتان به شما به عنوان یک الگو نگاه می‌کند. رفتار خودتان باید همان الگویی باشد که می‌خواهید در فرزندتان ببینید. این می‌تواند به آنها کمک کند تا اعتماد به نفس خود را توسعه دهند و با اطمینان بیشتری در دنیای اطراف شان حرکت کنند.   با پرورش شخصیت فرزندمان، می‌توانیم به آنها کمک کنیم تا به افرادی منحصر به فرد و با اعتماد به نفس تبدیل شوند که نقاط قوت خود را بپذیرند و به توانایی‌های خود برای عبور از چالش‌های زندگی اعتماد داشته باشند.   یادداشت:   برای والدین مهم است که بین مشکلات رفتاری کودک که در واقع به هیچ وجه مشکل خلق و خو نیستند، تمایز قائل شوند. ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل هفتم- طبقه سوم زندگی   7- تربیت فرزند. 7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند (بخش 6) 7.17.6- درک ویژگی‌های خلق و خو.   با آگاهی از برخی از ویژگی‌های خلق و خو، می‌توانیم فرزندان خود را بهتر درک کنیم و منحصر به فرد بودن آنها را بپذیریم. همچنین این وضعیت می‌تواند به جلوگیری از سوء تفاهم‌ها و درگیری‌ها بین والدین و فرزندان کمک کند.   به عنوان مثال،   اگر کودکی خلق و خوی حساسی دارد، ممکن است لازم باشد صبورتر باشیم و در موقعیت‌هایی که ممکن است برای او استرس‌زا یا ناراحت کننده باشد، آرامش بیشتری برای او فراهم کنیم. از سوی دیگر، اگر کودکی خلق و خوی فعالی دارد، ممکن است به او فرصت‌های بیشتری برای فعالیت بدنی بدهیم که به او کمک می‌کند تا آرامش پیدا کند.   صرف نظر از خلق و خوی فردی فرزندانمان، می‌توانیم به رشد رفتاری سالم آنها کمک کنیم. ما باید همیشه آگاه باشیم که فرزندانمان نحوه برخورد ما با رویدادهای پیش‌بینی نشده را تماشا می‌کنند. به عنوان مثال، صبح کمی دیر شده است و همه با عجله به سمت ماشین می‌روند تا به محل کار بروند و بچه‌ها را به مدرسه برسانند، در آن لحظه همه ناگهان متوجه می‌شوند که چرخ ماشین پنچر شده است. بدیهی است که این برای همه آسیب‌زا است زیرا متوجه می‌شوند که همه آنها خیلی دیر خواهند کرد. کودکانی که واکنش والدین خود را به آن شرایط استرس‌زا تماشا می‌کنند، یاد می‌گیرند که چگونه به موقعیت‌های مشابه پاسخ دهند. از آن لحظه به بعد، کودکان به هر رویداد پیش‌بینی‌نشده‌ای، دقیقاً همانطور که والدین شان واکنش نشان دادند، واکنش نشان خواهند داد.   اگر کودکی خلق و خوی چالش‌برانگیزی داشته باشد و اگر ما او را درک کنیم و به طور مناسب پاسخ دهیم، ممکن است رفتار خود را تغییر دهد. و با کمی بزرگتر شدن، شدت آن می‌تواند بخشی از اشتیاق، عزم و جذابیت او شود.   درک نوع خلق و خوی فرزندمان می‌تواند به ما کمک کند تا رویکرد فرزندپروری خود را با نیازهای فردی او تطبیق دهیم. به عنوان مثال، یک کودک دشوار، ممکن است به ساختار و روال بیشتری نیاز داشته باشد، در حالی که یک کودک فعال ممکن است به فرصت‌های بیشتری برای فعالیت بدنی نیاز داشته باشد.    توجه به این نکته مهم است که خلق و خوی یک کودک ممکن است ترکیبی از انواع مختلف باشد، نه اینکه به طور کامل در یک دسته قرار گیرد. علاوه بر این، خلق و خوی یک کودک ممکن است با گذشت زمان و با رشد و نمو تغییر کند.   وظیفه ما به عنوان والدین این است که ویژگی‌های منحصر به فرد هر کودک را شناسایی و درک کنیم و بپذیریم تا به آنها کمک کنیم نقاط قوت خود را بهینه کنند و نقاط ضعف خود را به حداقل برسانند، همه اینها با هدف ایجاد حس قوی خودآگاهی و عزت نفس در فرزندان مان است .   7.17.7- چگونه شخصیت کودک را پرورش دهیم؟   پرورش شخصیت فرزندان  شامل ایجاد محیطی حمایتی است که رشد نقاط قوت، علایق و استعدادهای فردی آنها را تشویق می‌کند. این کار را می‌توان از طریق فراهم کردن فرصت‌هایی برای کاوش، پرورش تصویر مثبت از خود و تجلیل از ویژگی‌های منحصر به فرد آنها انجام داد. برای مثال: والدین باید به فرزندان خود فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن و حل مسئله بدهند. حمایت بیش از حد، حتی اگر از روی محبت باشد، می‌تواند مانع رشد اعتمادبه‌نفس و استقلال کودک شود. بهتر است همیشه به جای انجام دادن کارها برای کودک، ابتدا از او بپرسیم: "فکر می‌کنی خودت چطور می‌توانی این مشکل را حل کنی؟" در نهایت، پرورش شخصیت یک فرایند تدریجی و طولانی است. هدف ما نباید ساختن کودکی بی‌نقص باشد، بلکه باید به او کمک کنیم خودش را بشناسد، احساس ارزشمندی کند، مسئولیت‌پذیر باشد، احساساتش را مدیریت کند و در عین حفظ ویژگی‌های فردی خود، با دیگران رابطه‌ای سالم برقرار کند. وقتی والدین خلق‌وخوی فرزندشان را می‌شناسند و روش تربیتی خود را با نیازهای واقعی او هماهنگ می‌کنند، زمینه‌ای فراهم می‌شود که کودک بتواند بهترین نسخه از شخصیت منحصربه‌فرد خود را بسازد.   هر کودکی شخصیت منحصر به فردی دارد که برای کمک به رشد او و تبدیل شدن به فردی با اعتماد به نفس و خودباوری، نیاز به پرورش مناسب دارد و والدین نقش مهمی در حمایت و تشویق رشد شخصیت فرزند خود دارند.   در زیر چند نکته عملی برای کمک به پرورش فردیت کودک آورده شده است.   1- تشویق به ارتباط با والدین   ارتباط، پایه و اساس یک رابطه سالم بین والدین و فرزندان شماست. فرزندتان را تشویق کنید تا افکار و احساسات خود را بدون ترس از قضاوت بیان کند. با بزرگتر شدن آنها، اطلاعات متناسب با سن شان را در اختیارشان قرار دهید تا به آنها در تصمیم‌گیری آگاهانه و توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی کمک کند.   2- ایجاد یک محیط حمایتی.

مسیر خوشبختی فصل هفتم- طبقه سوم زندگی   ۷- تربیت فرزند. 7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند (بخش 4 و 5) 7.17.5- شناسایی انواع مختلف خلق و خو.   هر کودکی منحصر به فرد است و دنیای خاص خود را دارد و با ویژگی‌ها و شخصیت منحصر به ‌فردی رشد می‌کند. به همین دلیل، شناخت و درک تفاوت‌های فردی در خلق‌وخو و رفتار کودکان اهمیت زیادی دارد. خلق‌وخو در کودکان تحت تأثیر ۹ ویژگی اساسی شکل می‌گیرد که این ویژگی‌ها نحوه واکنش، سازگاری و تعامل آن‌ها با محیط اطراف شان را تعیین می‌کنند.   1- فعالیت فیزیکی: خلق و خو بر میزان نیاز کودک به حرکت فیزیکی در طول روز و حتی نحوه حرکت او تأثیر می‌گذارد. سطح فعالیت بدنی، حرکت یا رفتار بی‌قراری که کودک در فعالیت‌های روزانه نشان می‌دهد چقدر است؟ این فعالیت چگونه بر خواب او تأثیر می‌گذارد؟ آیا او اغلب از خواب بیدار می‌شود و گریه می کند یا از خواب‌های بد رنج می‌برد؟ سطح فعالیت فرزندتان را زیر نظر داشته باشید، آیا او برای مدت طولانی می‌نشیند؟ وقتی می‌نشیند، آیا بی‌قرار است یا بدن خود را حرکت می‌دهد؟ آیا او نیاز دارد که اغلب بلند شود و حرکت کند؟ یا اینکه از آرام و ساکت ماندن راضی است؟   2- منظم بودن: وجود یا عدم وجود یک الگوی منظم برای عملکردهای فیزیکی اساسی مانند داشتن اشتها، خواب و رفتن به دستشویی. این به سادگی به فعالیت و روال روزانه آنها اشاره دارد. برخی از کودکان واقعاً در مدیریت یک روال دقیق که در آن غذا می‌خورند، می‌خوابند و حتی در یک زمان مشخص به دستشویی می روند مهارت دارند. برخی دیگر در حفظ این روال مشکل دارند.   3- رویکرد و کناره‌گیری: این خلق و خو به نحوه واکنش کودک به یک محرک جدید اشاره دارد، به عنوان مثال، سریع و جسورانه یا کند و مردد. این می‌تواند نسبت به افراد، موقعیت‌ها، مکان‌ها، غذاها، تغییرات در روال‌ها یا سایر تغییرات باشد.   آیا فرزند شما هنگام ملاقات با افراد جدید و در موقعیت‌های جدید کنجکاو است یا محتاط؟ کودکانی که خلق و خوی آسانی دارند معمولاً بدون هیچ تردیدی وارد محیط جدید می‌شوند، در حالی که دیگران به راحتی قادر به انجام این کار نیستند.   4- سازگاری: یک کودک چقدر راحت با تغییر یا موقعیت جدید سازگار می‌شود و چقدر خوب می‌تواند واکنش خود را تغییر دهد. این به نحوه برخورد او با تغییرات در روال زندگی‌ اش مربوط است، نه فقط در موقعیت‌های جدید، بلکه به طور کلی. به عنوان مثال، ممکن است فرزند شما به استفاده از بشقاب آبی عادت داشته باشد، اما وقتی این بشفاب کثیف است و شما بشقاب سبز را به او می‌دهید چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا او قادر به پذیرش آن و ادامه دادن است؟ یا این باعث ایجاد اضطراب (و شاید خشم) او می‌شود؟   5- شدت: شدت، به احساسات آنها مربوط می‌شود. برای مثال سطح انرژی که کودک به موقعیت واکنش نشان می‌دهد. فرزند شما چگونه به احساس غم واکنش نشان می‌دهد؟ عصبانیت، خوشحالی یا آیا اشک، فریاد، هیجان زیاد یا واکنش‌های ملایم‌تر؟ برخی از کودکان بسیار نمایشی‌تر از دیگران هستند.   6- حالت: کلمات و رفتارهای کودک چقدر مثبت یا منفی هستند. در کل، آیا فرزند نسبتاً مثبت است؟ عموماً نیمه پر لیوان را می‌بیند؟ یا کمی بدبینی وجود دارد؟   7- دامنه توجه: این توانایی تمرکز یا ادامه دادن به یک کار، با یا بدون حواس‌پرتی است. فرزند شما چگونه با یک چالش برخورد می‌کند؟ آیا آنها می‌توانند حتی پس از عدم موفقیت، به تلاش خود ادامه دهند یا ناامید می‌شوند و می‌خواهند تسلیم شوند؟   8- حواس‌پرتی: توجه کودک به‌راحتی تحت تأثیر عوامل محیطی مانند صداها یا مناظر اطراف منحرف می‌شود. همچنین، میزان سهولت در آرام کردن کودک هنگام کج‌خلقی اهمیت دارد. برخی کودکان تنها با یک نوازش یا حتی وعده‌ای کوچک، مانند بستنی به‌ سرعت آرام می‌شوند و احساسات شان را تنظیم می‌کنند، در حالی که برخی دیگر برای مدت طولانی‌تری در حالت ناراحتی باقی می‌مانند.   9-آستانه حسی: این میزان تحریک مورد نیاز برای پاسخ دادن کودک است. برخی از کودکان به کوچکترین تحریک پاسخ می‌دهند و برخی دیگر به مقادیر شدید نیاز دارند. فرزند شما در یک محیط شلوغ با نورهای روشن زیاد، صداهای زیاد و بوهای مختلف چگونه واکنش نشان می‌دهد؟ برخی از کودکان کاملاً با یک محیط بیش از حد تحریک‌کننده خوب هستند، در حالی که برخی دیگر در پردازش آن مشکل دارند. حساسیت حسی همچنین بر مواردی مانند لمس پارچه‌های خاصی از لباس‌های شان و چشیدن برخی غذاها تمرکز دارد. ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness --------------------------------------

5.2.5 انتخاب همسر (بخش 16 الی 18).pdf1.43 KB

(1)  در قدیم رسم بود (فرهنگ بود) که خیلی زود ازدواج می کردند.  ولی  دلیل نمی شود که در آن سن دختر و پسر به بلوغ های مختلف رسیده بودند. معیار ازدواج تنها بلوغ جنسی بود نه حتی جسمی (بلوغ شرعی). و دلیل پایداری آن ازدواج ها این بود که خانواده ها مواظب زن و شوهر جوان بودند. برای جوانان انتخاب همسرشان دست خودشان نبود و راهی جز ساختن با همسری که برای شان انتخاب شده بود نداشتند. هیچ کدام دلیل نمی شود که آنها خوشبخت بودند. تعداد طلاق کم بود نه به دلیل اینکه همه ازدواج ها خوشبخت بود بلکه طرز فکر این بود که " با سفید به خانه شوهر میروی و با سفید از آن خانه خارج می شوی" ولی آیا خوشبخت بودند؟ به دلایل مختلف سن ازدواج بالا رفته. امکانات تحصیلات عالی بیشتر شده و شرایط ازدواج سخت تر.  جوانان امروز آزادی بیشتری در انتخاب همسر دارند، خودشان می دانند آمادگی ازدواج را ندارند. امروزه روانشناس ها نشان داده اند که سن طبیعی بلوغ از لحاظ فکریِ، روانی و اجتماعی  بین سن بیست و سه تا بیست و پنج سالگی است.  یعنی قبل از آن سن وقت ازدواج نیست. اکثریت اشخاصی که طلاق می گیرند کمتر از بیست و پنج سال دارند. ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی. لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل پنجم - طبقه اول زندگی 5 - انتخاب همسر. (بخش 18) 5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج. 5.2.5 - آیا به بلوغ  رسیده اید؟ (ادامه)   با پیچیدگی و شرایط جامعه امروز، سن ازدواج بالا رفته. نه تنها والدین متوجه هستند که فرزندان شان آمادگی ازدواج ندارند بلکه خود جوانان نیز متوجه هستند که آماده ازدواج نیستند.   بیشتر مردم متوجه نیستند که مقصود از بلوغ چیست و تنها بلوغ جسمی و جنسی  را معیار آمادگی برای ازدواج می پندارند  و به این دلیل فکر می کنند آمادگی ازدواج را دارند.    بلوغ ده جنبه مختلف دارد و برای آمادگی ازدواج، دختر و پسر میبایست به بلوغ این ده جنبه رسیده باشند. ( و والدین شان باید متوجه این موضوع باشند.) مسائل بر قراری روابط سالم  در زناشویی موقعی پیش می آید که زن و شوهر در یکی یا تعدادی از بلوغ های مختلف به رشد نرسیده اید. بسیاری از جوانان هر چند عاقل بنظر می ایند،  تا اواسط دهه بیست حتی اواخر دهه بیست به بلوغ کامل که پیش نیاز ازدواج است نمی رسند. یکی از دلایل زناشویی ناموفق همین نا رسایی در بلوغ های مختلف است. (1) ۱- بلوغ معنوی این اشخاص ایمان به خدا دارند و ایمان شان  را پایه زندگی خود می کنند. با رعایت احکام بسوی تکامل فضائل روحانی می روند. آنها تلاش می کنند رابطه عمیق با خداوند داشته باشند. اجرای احکام روش زندگی شان می شود. آنها فروتن و متواضع هستند . آنها احترام به همه موجودات دارند. آنها با کسی رقابت نمی کنند . دیگران را یاری می کنند تا موفق شوند، و از موفقیت دیگران لذت میبرند.   ۲- بلوغ روانی آین اشخاص اعتماد به نفس و عزت نفس دارند. شخصیت متعادل و سالم دارند.  در کنترل احساسات خود هستند.  کسی که به بلوغ روانی نرسیده  حقوق دیگران را پایمال می کند. وسواسی می شود. مضطرب می شود و احتمال افسردگی دارد. قابل اعتماد نیستند، همیشه در ترس هستند، ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران دارند. به آسانی نا امید می شوند، نگران آتیه هستند، توانایی همدلی ندارند، مسئولیت پذیر نیستند، تحمل انتقاد را ندارند، و در هیچ زمینه ثبات ندارند.   ۳- بلوغ عقلی و فکری چنین اشخاص میتوانند مستقل تصمیم های مهم زندگی را بگیرند، ارزشهای اجتماعی را درک می کنند. اهداف زندگی خود را می توانند مشخص کنند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی می کنند. آنها تصمیمات صحیح می گیرند. آنهایی که بلوغ عقلی ندارند تابع دیگران می شوند و زندگی دیگران را تقلید می کنند.   ۴- بلوغ  عاطفی   آنها احترام به نظریه دیگران دارند.  با بردباری با مسائل زندگی برخورد می کنند. با محبت با دیگران رفتار می کنند. آنها وفادار هستند. آنها میتوانند احساسات خود را ابراز کند. برای آنها گریه و خنده، طبیعی است. کسی که نمی تواند احساساتش را ابراز کند به بلوغ عاطفی نرسیده. امروز عاشق است فردا عاشق دیگری می شود.   ۵- .بلوغ اجتماعی   آنها در اجتماع فعال هستند. برای بهبودی اجتماع تلاش می کنند. بشر دوست هستند. آداب معاشرت را رعایت می کنند. در شغل خود احساس مسئولیت می کنند. نسبت به جامعه احساس مسئولیت می کنند. کسی که به بلوغ اجتماعی نرسیده قانون را رعایت نمی کند. در رانندگی حق دیگران را پایمال می کند. آداب معاشرت ندارد   ۶- بلوغ فرهنگی آنها سرشار از اشتیاق به زندگی هستند، کنجکاو هستند، خوش صحبت هستند. همیشه امیدوار و مثبت هستند. همیشه دنبال راه حل مسائل هستند. آنها خوشرو هستند و به همه چیز و همه کس احترام دارند  آنهایی که به بلوغ فرهنگی نرسیده اند به دیگران توهین و بی احترامی کرده و آنها را تحقیر می کنند. آنها کلمات رکیک بکار می برند.   ۷- بلوغ اخلاقی چنین اشخاص رفتار پسندیده دارند. آنها از فضائل روحانی بهره مند هستند. امانت دار و راستگو هستند. .مسئولیت پذیر برای رفتار خود هستند. در معاشرت با احترام ، و در معاشرت با ادب و با تربیت  آنهایی که به بلوغ اخلاقی نرسیدند خسیس هستند، تهمت میزنند و خشونت بکار میبرند و ظالم هستند   ۸- بلوغ اقتصادی چنین اشخاص در کنترل در آمد و مخارج خود هستند. به کار کردن تن می دهند و از لحاظ پولی مستقل هستند. آنها دزدی نمی کند و دنبال مال حلال هستند. مقروض نمی شوند. اهداف اقتصادی دارند و زندگی مالی خود را به موفقیت اداره می کند.    ۹- بلوغ جسمی رشد جسمی  به این معنی است که اندام بزرگ سال را پیدا کرده اید.   ۱۰- بلوغ جنسی بلوغ جنسی به معنای رسیدن به سن تولید مثل است. هورمون های جنسی فعال می شوند و تمایل به روابط جنسی زیاد می شود.   قبل از اینکه تصمیم ازدواج بگیرید، خیلی صادقانه به ابعاد بلوغ نگاه کنید و از خود بپرسید آیا آمادگی ازدواج را دارید؟   یادداشت

از والدین محترم تقاضا می کنم قبل از دادن رضایت به فرزندتان برای ازدواج، (هر چند فکر می کنید سن ازدواجش رسیده) لیست بالا را بخوانید. آیا همه این خصوصیت ها را فرزند شما (چه پسر و چه دختر) دارد؟ اگر ندارد اول با فرزندتان صحبت کنید. هر چند با کمال اطمینان خواهد گفت " نگران نباشید، من مثل قدیم که نیستم" به او یادآوری کنید آنهاییکه طلاق می گیرند آنهایی هستند که یکی یا تعدادی از این خصوصیت ها را ندارند، اول بگذار با هم روی این موضوع ها صحبت کنیم و وقتی که هر دو راضی بودیم که این مشکلات بر طرف شده رضایت خواهم داد، ولی در حال حاضر آمادگی ازدواج را نداری. ( موضوع وظیفه والدین قبل از دادن رضایت را در این فصل قسمت 5.10 " رضایت والدین" بررسی خواهم کرد.) ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی. لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل پنجم - طبقه اول زندگی 5 - انتخاب همسر. (بخش 16 و 17) 5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج. 5.2.5 - آیا به بلوغ رسیده اید؟ از کجا باید دانست که برای ازدواج آماده گی دارید، و از کجا بدانید آیا معلومات کافی و مهارت هایی که برای زناشویی موفق لازم است را دارید. از کجا بدانید که آیا میتوانید زناشویی پایداری بسازید یا خیر. بعضی جوانان، خود را، و بعضی والدین، فرزندان خود را آماده ازدواج می بینند، چون جنبه آمادگی جسمی و جنسی را در نظر می گیرند. در صورتی که جنبه های دیگر است که باعث ازدواج پایدار می شود. آنها نیازهای جنسی را با نیاز به خوشبختی اشتباه گرفته اند. بسیاری از افراد در سنین جوانی نمی دانند که از زندگی چه می خواهند، و در سال های بعد اولویت های شان تغییر می کند. همه ما همیشه در حال یاد گیری هستیم . شاید روزی برسد که بتوانیم ادعا کنیم که همه چیز را می دانیم. ولی خیلی مواقع بدون معلومات کافی و بدون مهارتهایی که در زندگی مشترک لازم است ازدواج می کنیم و عاقبت شکست می خوریم. البته اگر صبر کنیم تا همه چیز در باره زناشویی و مسائلی که ممکن است پیش آید و همه معلومات و مهارتهای لازمه را یاد بگیریم، عمر ما تمام میشود و مجرد مانده ایم. خیلی مواقع آن تجربیات زناشویی است که مهارت های زندگی را به ما یاد می دهد. ولی بعضی معلومات و مهارت ها را باید قبل از ازدواج یاد گرفت. البته بعد ازدواج هم می شود یاد گرفت ولی ممکن است ندانستن بعضی چیز ها باعث طلاق شود. بعد از طلاق خیلی دیر شده که بگویم "حالا یاد گرفتم." در لیست زیر مهارت ها و معلوماتی که شما باید قبل از ازدواج کسب کنید را نوشتم، شما میبایست آنها را یاد بگیرید تا مطمئن باشید که در زندگی مشترک تان موفق خواهید بود. البته ما همیشه در حال یاد گیری هستیم . شاید روزی برسد که بتوانیم ادعا کنیم که همه چیز را می دانیم. ولی خیلی مواقع بدون معلومات کافی و بدون مهارتهایی که در زندگی مشترک لازم است ازدواج می کنیم و عاقبت شکست می خوریم. البته اگر صبر کنیم تا همه چیز در باره زناشویی و مسائلی که ممکن است پیش آید و همه معلومات و مهارتهای لازمه را یاد بگیریم، عمر ما تمام میشود و مجرد مانده ایم. خیلی مواقع آن تجربیات زناشویی است که مهارت های زندگی را به ما یاد می دهد، ولی تجربه نشان داده شخصی که می خواهد ازدواج کند باید خصوصیت ها و مهارت ها و قابلیت هایی که در زیر نوشتم را داشته باشد، تا بتواند زناشویی موفقی را شروع کند. لیست زیر را با دقت بخوانید و با کمال صداقت از خودتان سئوال کنید آیا میتوانید به همه آنها جواب مثبت بدهید. اگر توانستید به همه آنها جواب مثبت بدهید برای ازدواج آماده هستید. اگر نتوانستید جواب مثبت بدهید ، کمی صبر کنید و اول این مهارت ها را یاد بگیرید. و اگر فکر می کنید که سن تان دارد بالا میرود و شاید وقت ندارید که پیش نیاز های ازدواج را یاد بگیرید، بهتر است موضوع را خیلی جدی تر بکیرید. پیش نیازهای ازدواج موفق ۱- چشم خطا پوش داشته باشید. ۲- گذشت داشته باشید. ۳- صبر و سکون داشته باشید. ۴- اعتماد به نفس داشته باشید ۵- عزت نفس داشته باشید ۶- آرامش فکری داشته باشید ۷- به بلوغ معنوی، روانی، عقلی، عاطفی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، جسمی و جنسی رسیده باشید. ۸- احترام به یک دیگر داشته باشید ۹- دروغ نگویید ۱۰- عیب گیر نباشد ۱۱- صادق باشید ۱۲- امین باشید ۱۳- منقطع باشید ۱۴- راضی و شاد باشید ۱۵- متحمل سختی ها باشید ۱۶- روشنفکر باشید ۱۷- وسیع فکر کنید ۱۸- تحصیلات داشته باشید ۱۹- حسود نباشید ۲۰- به یکدیگر اعتماد داشته باشید ۲۱- قابل اعتماد باشید ۲۲- خوشبین باشید ۲۳- امیدوار باشید ۲۴- در انجام کارهای خانه سهیم باشید ۲۵- مرد سالار یا زن سالار نباشید ۲۶- خشونت بکار نبرید ۲۷- ناز پرورده نباشید ۲۸- بتوانید خواسته های خود را کنار بگذارید ۲۹- روش تربیت بچه را بدانید ۳۰- در تربیت فرزند با همسر خود مشارکت کنید ۳۱- خصوصیت های مختلف مرد و زن را بدانید. ۳۲- وقتی که اشتباه کردید بتوانید معذرت بخواهید ۳۳- به آسانی بتوانید لغت ببخشید را بکار ببرید ۳۴- قهر نکنید و اهل قهر نباشید ۳۵ برای حل مسائل بتوانید مشورت کنید ۳۶- پر توقع نباشید ۳۷- خود خواه نباشید ۳۸- زود رنج نباشید ۳۹- ولخرج نباشید ۴۰- پول ذخیره کردن را بلد باشید ۴۱ خانواده همدیگر را دوست داشته باشید و احترام بگذارید. ۴۲- ایراد گیر نباشید. ۴۳- نق نزنید. ۴۴- صلح جو باشید ۴۵- مسئولیت پذیر باشید.

7.17 خلق و خوی فرزندان ALL.pdf1.35 KB

والدین نباید وقتی کودک چالش‌برانگیز است یا رفتار خوبی ندارد، بیش از حد نگران شوند. آنها باید به طور مناسب و آرام پاسخ دهند و رفتار و رویکرد خود را اصلاح کنند. با کمی بزرگتر شدن، خلق و خوی آنها می‌تواند بخشی از اشتیاق، عزم و جذابیت آنها شود. این کودکان با تغییرات دست و پنجه نرم می‌کنند و به حمایت زیادی از والدین نیاز دارند.   4- کودک فعال:   برخی از روانشناسان دسته چهارم خلق و خو را نیز در نظر می‌گیرند، که مربوط به کودک فعال است. کودکی سرزنده و پرانرژی که همیشه در حال حرکت است و نمی‌تواند بیش از چند ثانیه در یک نقطه ساکن شود. به نظر می‌رسد که آنها انرژی فراوانی دارند. آنها اغلب والدین خود را قبل از اینکه خودشان خسته شوند، خسته می‌کنند و آنها را تا مرز صبرشان پیش می‌برند.     مثال اول.   فرض کنید سه فرزند دارید که هر کدام خلق و خوی متفاوتی دارند،" آسان‌گیر"،" دیرجوش" و "دشوار". به آنها می‌گویید: «بچه‌ها، زود آماده شوید، باید برویم خرید."   کودک اول، کودک "آسان‌گیر" فوراً لباس می‌پوشد و آماده رفتن می‌شود و مشتاق خرید است.   کودک دوم، برای کودک "دیرجوش" باید توضیح داده شود که چرا باید به خرید بروید و به کدام مرکز خرید باید بروید. سپس او آماده می‌شود.   کودک سوم، کودک "دشوار"، مادر باید تشخیص دهد که برای آماده شدن به بیست دقیقه زمان اضافی نیاز دارد و باید ده بار به او یادآوری شود که عجله کند و احتمالاً شکایت می‌کند که به هر حال نمی‌خواهد به خرید برود.   مثال دوم.   شما  با همان سه فرزند در یک جشن تولد شرکت می‌کنید.   کودک "آسان‌گیر" مایه شادی مهمانی است، به راحتی با مردم کنار می‌آید، حتی اهل خوشگذرانی است و وقتی از او خواسته می‌شود، یک جک تعریف می‌کند همه را می خنداند.   کودک "دیرجوش" تا زمانی که نزدیک مادر باشد، از بودن در آنجا خوشحال به نظر می‌رسد.   کودک "دشوار (سختگیر)" شکایت می‌کند که مهمانی کسل‌کننده است و ترجیح می‌دهد به خانه برود.   در چنین مواقعی وظیفه والدین دشوار است. یک فرزند بهانه می گیرد که خوابش می آید، یکی گریه می کند و دلیلش معلوم نیست، دیگری مشغول بازی با همسن و سال های خودش است و نمی خواهد مهمانی را ترک کند. یک والد صبور پر محبت و همدل، هر کودک را بر اساس خلق و خوی اش راهنمایی می‌کند تا از مهمانی لذت ببرد و خوش بگذراند. بدیهی است والدینی که از خلق و خوی متفاوت فرزندان شان به خوبی آگاه هستند، برای مقابله با چنین شرایطی آمادگی کامل دارند و می‌دانند برای آرام کردن هر کودک چه کاری باید انجام دهند و به این ترتیب فشار کمتری بر کل خانواده وارد می‌کنند. و به این ترتیب مهمانی بدون ناراحتی، عصبانیت و ناامیدی به خوبی پیش خواهد رفت و به همه خوش خواهد گذشت.  ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی https://t.me/thepathofhappiness2 --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل هفتم- طبقه سوم زندگی   ۷- تربیت فرزند. 7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند (بخش  3) 7.17.4- چگونه می‌توانیم نوع خلق و خوی کودک را تشخیص دهیم؟   به طور کلی کودکان از نظر خلق و خو به سه نوع تقسیم می‌شوند.   برخی از کودکان آرام و سازگار هستند، معمولاً صبور، خوش‌برخورد و آرام‌اند. این کودکان اغلب با تجربه‌های جدید به‌خوبی کنار می‌آیند و نسبت به موقعیت‌های تازه نگرش مثبتی دارند. رخی از کودکان دیرجوش و خجالتی هستند، برای احساس راحتی و صمیمی شدن با دیگران به زمان بیشتری نیاز دارند.  برخی دیگر از کودکان چالش‌برانگیزتر یا سخت‌گیرتر هستند. این کودکان معمولاً در کنترل و بیان احساسات خود دشواری بیشتری دارند و ممکن است واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان دهند.    با مشاهده رفتار، واکنش‌ها و ترجیحات فرزندمان، می‌توانیم به بینش‌هایی در مورد نوع خلق و خوی او دست یابیم و ویژگی‌های منحصر به فرد او را بهتر درک کنیم. در حالی که نباید به فرزندان مان "برچسب" بزنیم، شناخت خلق و خوی آنها می‌تواند راهی مفید برای درک چگونگی و چرایی واکنش آنها به شیوه‌ای که انجام می‌دهند باشد. ما نمی‌توانیم خلق و خوی آنها را تغییر دهیم، اما می‌توانیم انتظارات و واکنش‌های خود را بر اساس خلق و خوی خاص آنها تغییر دهیم. نکته مهم دیگری که باید در اینجا به آن توجه داشت این است که خواهر و برادرها همیشه خلق و خوی یکسانی ندارند. یک کودک ممکن است در گروه خلق و خوی "آسان") قرار گیرد در حالی که کودک دیگر ممکن است "دشوار" تلقی شود.   شناخت خلق و خوی کودک می‌تواند به والدین کمک کند تا متوجه شوند که رفتار فرزندشان تا حدودی یک الگوی ذاتی و خارج از کنترل آنها است. با دانستن این موضوع، والدین ممکن است استرس و نگرانی کمتری نسبت به کودک داشته باشند و او را بهتر درک کنند، محیط بهتری ایجاد کنند و ارتباط مؤثرتری با فرزندشان برقرار کنند.   همچنین لازم به ذکر است که بیماری‌های مزمن یا فشارهای عاطفی و جسمی می‌توانند باعث مشکلات رفتاری شوند که اصلاً به خلق و خو مربوط نمی‌شوند.   1- کودک "آسان گیر، صبور و خوش برخورد".   ویژگی‌های کودکان آسان گیر:   کودکان"آسان گیر" تمایل دارند به شیوه‌ای مثبت به جهان پاسخ دهند. هنگام مواجهه با یک موقعیت ناامیدکننده، معمولاً این کار را با اضطراب نسبتاً کمی انجام می‌دهند. چنین کودکان عموماً شاد و سازگار هستند، روال مشخصی دارند و به خوبی با تغییرات سازگار می‌شوند. آنها آرام و خونسرد هستند. عموماً شاد هستند. انعطاف‌پذیر هستند. روال‌های منظمی دارند. اجتماعی هستند و به راحتی با مردم گرم می‌گیرند. کلاً اشخاصی مثبت هستند. به راحتی آرام می‌شوند و به ندرت ناراحت می‌شوند. به خوبی با تغییرات سازگار می‌شوند. الگوهای منظمی برای غذا خوردن و خوابیدن دارند. با ملاقات با افراد جدید راحت هستند. به ندرت ناامید یا عصبانی می‌شود. سطح فعالیت کم تا متوسطی دارند.   2- کودک دیرجوش، مردد یا خجالتی.   ویژگی‌های کودکان "دیر جوش".   نوزادان، کودکان نوپا و پیش‌دبستانی در ملاء عام بیشتر از خانه خود مردد هستند. چنین کودکان دیر با محیط و افراد ناآشنا سازگار می‌شوند. هنگام اولین ملاقات با افراد و شرایط جدید تمایل به کناره‌گیری دارند. آنها معمولاً پس از آشنایی بیشتر، افراد و موقعیت‌های جدید را بیشتر می‌پذیرند. محتاط هستند. آنها خجالتی هستند و از افراد و موقعیت‌های ناآشنا کناره‌گیری می‌کنند. در ملاقات با افراد جدید مردد هستند. در موقعیت‌های جدید محتاط و مضطرب هستند. آنها ممکن است از اضطراب جدایی رنج ببرند. سطح فعالیت آنها کم تا متوسط است. شدت ابراز خلق و خوی آنها کم است. برای سازگاری با افراد جدید به زمان نیاز دارد.   3- کودک دشوار و چالش‌برانگیز:   ویژگی‌های کودکان "دشوار و سخت گیر"   آنها به سختی راضی می‌شوند یا مستعد کج‌خلقی هستند. ممکن است لجباز باشند و به راحتی با موقعیت‌های جدید سازگار نشوند. برخی از کودکان با خلق و خوی چالش‌برانگیزتر ممکن است در سازگاری با مدرسه مشکل داشته باشند. ممکن است مشکلات رفتاری بیشتری داشته باشند. به موقعیت‌های جدید واکنش شدید و منفی نشان می‌دهند. روال‌های نامنظم دارند. سریع به گریه می افتند. ممکن است به عنوان یک کودک بهانه‌گیر طبقه‌بندی شوند. آنها هم ممکن است گاهی اوقات انفجاری، لجباز و بدرفتار باشند. معلمان آنها ممکن است از مشکلات شان در کلاس یا در زمین بازی شکایت کنند. ممکن است در خوب بازی کردن با سایر کودکان مشکل داشته باشند. به راحتی با سایر کودکان درگیر می‌شوند. انرژی بالا و شدت عمل بالا دارند.  به سختی راضی می‌شوند. خود را به شدت ابراز می‌کنند. در برخورد با موقعیت‌ها و افراد جدید مشکل دارند زود عصبانی می‌شوند و احساسات خود را به شدت ابراز می‌کنند. وقتی کودکان خلق و خوی مستعد درگیری دارند، معمولاً مشکلات رفتاری بیشتری دارند.

بهترین راه برای زندگی مسالمت‌آمیز با کودکان، تشخیص این واقعیت است که (به احتمال زیاد) خلق و خوی هر یک از فرزندان شما با یکدیگر متفاوت است و نباید انتظار داشته باشیم که آنها دقیقاً به یک موقعیت واکنش یکسانی نشان دهند یا به یک دستور یا درخواست به یک شیوه پاسخ دهند. اغلب واکنش آنها از روی نافرمانی یا بی‌ادبی نیست، بلکه فقط به دلیل خلق و خوی متفاوت آنها است. والدین نه‌تنها باید ویژگی‌های خلق‌وخو و شخصیت هر یک از فرزندان خود را بشناسند، بلکه باید با هر فرزند متناسب با خصوصیات منحصربه‌فرد او رفتار کنند تا بتوانند بهترین نتیجه را در تربیت و آموزش او به دست آورند و زمینه رشد و شکوفایی هر کودک را فراهم کنند. هنگامی که نوع خلق‌وخوی فرزندمان را بشناسیم، راحت‌تر می‌توانیم مسائل را از دیدگاه او ببینیم و درک کنیم چرا در موقعیت‌های مختلف به شیوه‌ای خاص رفتار یا واکنش نشان می‌دهد. اگر رویکرد خود را متناسب با نیازها و ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر کودک، حتی با تغییرات کوچک، تنظیم کنیم، احتمال نافرمانی، استرس و اضطراب برای همه کمتر خواهد شد. برخی از کودکان ویژگی‌های چالش‌برانگیزتر و شاید دشوارتری دارند. آنها اغلب در مدیریت و ابراز احساسات خود با مشکل مواجه هستند. (1) یادداشت. (1) خلق و خوی کودکان. حدود ۴۰ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "آسان" در نظر گرفته می‌شوند. حدود ۱۵ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "مردد یا خجالتی" هستند. حدود ۱۰ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "دشوار" هستند. حدود ۳۵ درصد از کل کودکان ترکیبی از خلق و خوها را دارند. ------------------------------------- نویسنده: فریبرز ورجاوندی لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی https://t.me/thepathofhappiness --------------------------------------

مسیر خوشبختی فصل هفتم- طبقه سوم زندگی 7- تربیت فرزند. 7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند. (بخش 1 و 2) فهرست. 7.17.1- خلق و خو چیست؟ 7.17.2- اهمیت شناخت خلق و خوی کودک. 7.17.3- در تربیت فرزند چرا شناخت خلق و خو مهم است. 7.17.4- چگونه می‌توانیم نوع خلق و خوی کودک را تشخیص دهیم؟ 7.17.5- شناسایی انواع مختلف خلق و خو. 7.17.6- درک ویژگی‌های خلق و خو. 7.17.7- چگونه شخصیت فرزندم را پرورش دهم؟ 7.17.8- پرورش شخصیت فرزندان. 7.17.9- شناخت نقاط عطف رشد. 7.17.10- چگونه می‌توانم نقاط عطف رشد فرزندم را تشخیص دهم؟ 7.17.11- تأثیر خلق و خو بر فرزندپروری. 7.17.12- روابط والدین و فرزندان 7.17.13- انتظارات واقع‌بینانه از کودکان. 7.17.14- خلق و خوی فرزند خود را بشناسید. 7.17.15- خلق و خوی فرزندتان چیست؟ 7.17.16- خلق و خوی فرزند خود را بپزیرید. 7.17.17- رابطه خلق و خو و شخصیت. 7.17.18- ویژگی های اصلی خلق و خو. --------------------------------------- 7.17.1- خلق و خو چیست؟ خلق و خو اصطلاحی است که سبک عاطفی و سهولت سازگاری کودک را توصیف می‌کند. این یک روش فردی برای، 1- پاسخ به دنیای اطراف خود. 2- نحوه تعامل با دیگران. 3- نحوه برخورد با موقعیت‌های جدید. 4- نحوه برخورد به احساسات خاص است. 5- و نحوه تعامل و ساماندهی با جهان است. خلق و خو مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذاتی است که با آنها بدنیا می آییم. این ویژگی‌ها، همراه با تأثیرات فرهنگی و تجربیات زندگی، نقش عمده‌ای در رشد یک شخصیت متمایز بازی می کنند. تحقیقات از این ایده پشتیبانی می‌کند که خلق و خو منعکس کننده تفاوت‌های فردی است و پایه‌های ژنتیکی، بیولوژیکی و عصبی دارد. ما می‌توانیم خلق‌وخوی فرزندان‌مان را از سنین بسیار پایین تشخیص دهیم. هرچند این ویژگی‌ها در طول زندگی نسبتاً پایدار باقی می‌مانند، اما با افزایش سن کودک، کسب تجربه و به‌کارگیری سبک فرزندپروری مناسب از سوی والدین، می‌توان آن‌ها را تا حدی اصلاح کرد، تغییر داد و با شرایط محیطی سازگار ساخت. خانواده، مدرسه و جامعه نیز در شکل‌گیری شخصیت کودکان نقش دارند. ویژگی‌های ذاتی، نحوه واکنش کودک به موقعیت‌های مختلف، تعامل با دیگران، پردازش اطلاعات، حساسیت عاطفی، سازگاری، سطح فعالیت، نحوه تفکر، احساس و رفتار کودک، محیط و سلامت او نیز می‌تواند بر خلق و خوی کودک تأثیر بگذارد. درک خلق و خوی کودک مهم است، نه تنها به این دلیل که نحوه واکنش کودکان به دنیای اطراف شان را تعیین می‌کند، بلکه به این دلیل که بر نحوه مدیریت احساسات، تنظیم رفتار، نحوه تعامل با افراد جدید و نحوه سازگاری با موقعیت‌های جدید تأثیر می‌گذارد. این ویژگی تا حدودی تحت تأثیر تجربیات زندگی و تعاملات آنها با دیگران تغییر می‌کند. 7.17.2- اهمیت شناخت خلق و خوی کودک. 1- درک خلق و خو و شخصیت فرزند برای رشد و تکامل کلی او بسیار مهم است. به عنوان والد، شناخت خلق و خو و شخصیت فرزندتان در ارائه بهترین رویکرد فرزندپروری بسیار مهم است. شناخت فردیت آنها می‌تواند به ما در ایجاد رابطه بهتر و حمایت از رشد و تکامل آنها کمک کند و حمایت لازم را برای کمک به آنها در رسیدن به پتانسیل کامل شان فراهم کند. 2- هر کودکی منحصر به فرد است و والدین به رویکرد متفاوتی برای فرزندپروری هر فرزند نیاز دارند. درک خلق و خوی فرزندان مهم است زیرا به والدین کمک می‌کند استراتژی‌های خود را تطبیق داده و حمایتی را که برای تبدیل شدن به بهترین خودشان نیاز دارند، فراهم کنند، رویکرد فرزندپروری خود را با نیازهای فردی آنها تطبیق دهند و رشد و تکامل کلی آنها را ارتقا دهند. 3- خلق و خوی کودک بر رفتار، احساسات و واکنش‌های او به موقعیت‌های مختلف تأثیر می‌گذارد. 4- کودکان ممکن است انواع خلق و خوی مختلفی را از خود نشان دهند. 5- خلق و خوی کودک می‌تواند بر سبک و رویکرد فرزندپروری والدین تأثیر بگذارد. 6- پرورش شخصیت فرزندتان می‌تواند به آنها در توسعه نقاط قوت، علایق و استعدادهای شان کمک کند. به عنوان والدین، درک خلق و خوی و شخصیت فرزندتان برای حمایت از رشد و تکامل آنها ضروری است. با شناخت ویژگی‌های فردی آنها، می‌توانید رویکرد خود را در فرزندپروری متناسب کنید و راهنمایی و پشتیبانی لازم را برای پیشرفت فرزندان خود فراهم کنید. درک خلق و خوی فرزندتان می‌تواند به شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف و نیازهای منحصر به فرد او کمک کند، و تضمین کند که شخصیت او را پرورش می‌دهید و در عین حال او را در مراحل مهم رشد راهنمایی می‌کنید. بسیار مهم است که نقاط قوت او را بشناسید و تحسین کنید، در چالش‌هایش از او حمایت کنید و یک رابطه قوی و مثبت بین والدین و فرزند ایجاد کنید که سلامت عاطفی او را تقویت کند. 7.17.3- در تربیت فرزند چرا شناخت خلق و خو مهم است.

ن عزیز و همراهان گرامی. هفته گذشته قسمت 7.16 " پرورش شخصیت کودکان" را تمام کردم. از این هفته با قسمت بعد 2.17 "خلق و خوی فرزندان" ادامه می‌دهم. فریبرز ورجاوندی