uz
Feedback
روزنگار سین شین

روزنگار سین شین

Kanalga Telegram’da o‘tish

7.7.2017 🌷دلنوشته های من و آموزه های دیگران🌷 🌱 تغییر را از خودم شروع می کنم🌱 ⚘️تحول فردی مقدمه ی توسعه ی جمعی⚘️ @pepinoo_DIY #سپیده_شفیعی #سپیده_شین Sepideh.Sh

Ko'proq ko'rsatish
1 120
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
+130 kun
Postlar arxiv
🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️
🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️

🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️
🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️

‌به خودم گفتم: راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده‌ات تکانی
‌به خودم گفتم: راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده‌ات تکانی بده و صفحه جدیدی را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه بیفت و همه چیز را از نو شروع کن... #آنا_گاوالدا 🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️

اگر می‌خواید بدونید طلا تو این سال‌ها چقدر رشد کرده، این مثال رو ببینید👇 سال 1385، قیمت یک پراید تقریباً معادل 550 گرم طلا بود و حالا تصور کنید اون زمان به‌جای خرید پراید، 550 گرم طلا می‌خریدید... ارزش 550 گرم طلا در سال 1385: حدود 7 میلیون تومان! ارزش 550 گرم طلا در سال 1405: حدود 13 میلیارد تومان! یعنی پولی که اون زمان می‌توانستید باهاش پراید بخرید، اگر تبدیل به طلا می‌شد، امروز می‌توانست شما رو به یک خودروی BMW برسونه! 🌱 @sin_shin_daily_notes 🌱

Repost from کتابخانه
📕 #گربه_سیاه ✍️🏻 #ادگار_آلن_پو 📚 @BookTop

داستان این رمان درباره شهری بنام پریباد است که ناگهان در یک شب ناپدید شده است. راوی این داستان در همان ابتدا این گونه آورده ا
داستان این رمان درباره شهری بنام پریباد است که ناگهان در یک شب ناپدید شده است. راوی این داستان در همان ابتدا این گونه آورده است: «هیچ قصه گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند. شهری بوده انگار به نام پریباد که یک شبه محو می شود و یا طوفان آن را می برد و شاید برعکس (راوی ها، در این مورد دچار تضادهایی شدید بودند)، طوفان شهری را می آورد به نام پریباد... بعضی راوی ها می گفتند که ساکنانش دیو بودند، بعضی می گفتند که برعکس! در قصه ها، مکانش را حدود ایزدخواست می دانند در اطراف یزد و در روایت هایی، پریباد را در جغرافیایی متفاوت، کنار جبار بارز، حدفاصل بم با نرماشیر گفته اند. حتی یک قصه گوی زابلی، پریباد را در حدود کوه خواجه خضر، کنار شهر سوخته بوده می دانست. روایت ها پراکنده و پریشان بودند...» 🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️ #کتابخوانی_با_سین_شین #روزنگار_سین_شین #کتاب_باز #قصه #داستان

دریافته ام آدمها هنگامی که بهت نیاز دارن؛ برای نزدیک شدن بهت ممکنه هر داستانی سرهم کنن و هر دروغی بگن... از اون طرف کافیه که تو یه آدم درهم شکسته ی تنها باشی، که بعلت حس مهرطلبی افراطی؛ وا بدی در مقابل داستانایی که می شنوی و دلت برای اون آدم بسوزه... کم کم چشم باز می کنی می بینی طرف به جای جای حفره های وجودت نفوذ کرده، که انگار از ازل همونجا بوده...چنان قاطی تمام بخش های زندگیت شده، که اگر بخوای نمی تونی بکَنیش از خودت... ممکنه گاهی اوقات به رفتارهای ضد و نقیض طرف شک کنی، بو ببری که محبتش از ته دل نیست، حس کنی که براش واقعاً مهم نیستی و وقتی داری حرف می زنی؛ نگاهش به توه و حواسش جای دیگه... ولی به خاطر همون شکستگیه و نداشتن عزت نفس کافی، ابرهای شک و تردید که بالای سرت تشکیل شده رو با دستت پس می زنی و پیش خودت توجیه می کنی که حتماً اشتباه کردی و زیادی حساس شدی!! ولی من بهت میگم نه!! اشتباه نکردی!! به قولی میگن «اگر کسی دررفتارش نشون داد که براش مهم نیستی، حتماً باورش کن و فاصله بگیر»!! چنین آدمایی؛ که متاسفانه این روزا کم هم نیستن، به محض اینکه نیازشون مرتفع شد، به راحتیِ آب خوردن ترکت می کنن، بدون اینکه ذره ای حس بد و عذاب وجدان بهشون دست بده!! اون وقت تویی که جا می مونی با یه عالمه سرخوردگی، حس طرد شدن، سواستفاده های مالی، روحی، جنسی و بدون شک تنهاتر و شکسته تر از قبل!! خلاصه اینکه حواستون باشه: ۱) به صمیمی شدن های یهویی و افراطی شک کنید ۲) به آدما زمان مشخصی بدین برای پس دادن امتحانشون ۳) به حستون درباره ی دیگران اعتماد کنید ۴) تمرکز اصلی زندگیتون روی تقویت عزت نفستون باشه و حتماً فرقشو با اعتماد به نفس و غرور یاد بگیرین ۵) اگر کسی در ظاهر باهاتون مهربونه ولی مرتباً در رفتارش می بینین که براش مهم نیستین، به هیچ عنوان تلاش نکنین خودتونو برای جا شدن تو قلب و زندگیش مچاله کنید و البته یه عالمه تبصره ی دیگه که خودتون قطعاً بهتر بلدین پس تو ذهنتون به ته این لیست اضافه اش کنید... این چیزایی که گفتم، فارغ از جنسیت، تو روابط آدما زیاد اتفاق می افته...گاهی حتی همجنس خود آدم هم بدتر... ما در مقابل سلامت روانمون مسئولیم و باید تمام وقت هوشیار باشیم تا هم خودمون آسیب نبینیم و هم الگوی غلط برای جوانترهامون نباشیم! و احیاناً اگر خود ما یکی از اون آدمای آسیب رسان و سواستفاده چی هستیم، راه های توبه همیشه بازه!! وقتشه به خودمون بیایم و انسان باشیم!! همین! ارادتمند🌾 #سپیدنوشت #سپیده_شین 🍃🍋 https://t.me/sin_shin_daily_notes 🍋🍃 

عادت‌ها می‌توانند انسان را نابود کنند! کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن و به زیر ستم بودن عادت کند تا دیگر هرگز به رهایی ف
عادت‌ها می‌توانند انسان را نابود کنند! کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن و به زیر ستم بودن عادت کند تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند... #هرتا_مولر ⚜ @sin_shin_daily_notes

برتراند راسل میگه: "‏هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند." + این جمله رو اولین بار که شنیدم زندگیمو عوض کرد. از اون موقع کمتر نظر میدم و بحث میکنم، و وقتی همه دارن سر یه موضوعی همدیگرو پاره میکنن، من همونیم که یه گوشه دارم چایی نباتمو می خورم :) ⚜ @sin_shin_daily_notes

⭐️ @sin_shin_daily_notes ⭐️
⭐️ @sin_shin_daily_notes ⭐️

🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️
🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️

تا زمانی که تودۀ مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نمی کنند در آن جامعه هرگز عدالت اجتماعی تحقق نخواهد یافت... #هلن_کلر 🍹 @sin_shin_daily_notes 🍹

بچه ها اگه دوست دارین به گروه فیلم و سریال جوین شین

دنیا مثل مادرت نیست که ظهر سرش داد بزنی و شب برای شام صدایت کند. دنیا ولت می‌کند تا از گرسنگی بمیری! #مازيتوفسکی 🔶️🔸️ @sin_shin_daily_notes 🔸️🔶️