uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Kanalga Telegram’da o‘tish

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Ko'proq ko'rsatish
5 026
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1530 kun
Postlar arxiv
استاد‌غلامی در بابِ تکبّر می‌گفت: میزانِ تکبّر و خودخفن‌پنداری‌هایِ ما ارتباطِ مستقیمی داره با صدای تَق تَقِ کفش‌های پشت ‌سرِ ما. باید از این ترسید. هرچی پامنبری‌ها و مخاطب‌ بیشتر؛ احتمال تکبّره هم بیشتر. [نقل به مضمون] اگه در مقیاسِ کانال‌ تلگرامی درنظر بگیری؛ هرچی اون عددِ بالا ببشتر، احتمالاِ تکبّر بیشتر. هرچی بیشتر منتظرِ ویو و اون عددِ بالا باشی؛ احتمال افتادنت تو این چاله بیشتره. اینجوری «به‌به نگاه کن در کسری از ثانیه انقدر نفر منو دیدن. منو به اشتراک گذاشتن. تحویل‌م گرفتن! واردِ کانالِ من شدن!» با همین فرمون پیش بری، از «از دست دادن» بیشتر می‌ترسی. تا انفالو می‌شی و اون عدده کم می‌شه؛ دل‌سرد می‌شی، عصبی می‌شی، چون جنسِ دل‌بستگی‌ت رو این‌شکلـی تعیین کردی؛ به خودت میای می‌بینی محوِ تماشاگر‌ها شدی و یادت رفته برای چه‌کاری اومدی… همین رو در مقیاس‌های دیگه تصور کن؛ پیج و منبر و محیطِ کار و تریبون و اداره و خانواده و … هرچی صدای تق‌تقِ کفش‌های پشت‌سرت بیشتر باشه، هرچی پامنبری‌هات بیشتر می‌شن و یه مخاطبی برای خودت دست و پا می‌کنی؛ مراقبت بیشتری می‌طلبه نسبت به تاثیرِ حرف‌هات رو مخاطب، تاثیری که می‌تونه یه مسیر و تصمیمی رو به کل تغییر بده، و یه اراده‌ای رو به کل سُست کنه. هرچی «من» رو جدی نگیرم؛ برام بهتره. «هدف» مهمه.

ثَنا گویم امامی را که فرموده‌ست در قرآن؛ خدا مَدح و ثنایش را، ولی با لحنِ پیغـمبر…

بعد هربار ورق زدن عکس‌های گوشی‌م؛ عاشقِ این دل‌تنگی برای بُهت‌زدگیِ نشستن در صحن و سرایِ نجف‌ام.. امیرِ عالَمِ امکان! قاهِرَ‌
بعد هربار ورق زدن عکس‌های گوشی‌م؛ عاشقِ این دل‌تنگی برای بُهت‌زدگیِ نشستن در صحن و سرایِ نجف‌ام.. امیرِ عالَمِ امکان! قاهِرَ‌العَــدو، والـی‌الوَلــی، مَظهَر‌العجائب، شمسِ آسـمان، صاحبِ زمین، ای همیشه ‌غــالب..

- در بخشی از این یادداشت‌ آمده: «در مسیرِ تمدن‌سازی‌‌اسلامی، شکل‌گیریِ جامعه‌‌اسلامی و حیاتِ‌طیبه مرحله‌ای کلیدی‌ است و برای ساخت چنین جامعه‌ای تقویت و پیشرفت معنویت در آحادِ‌مردم موضوعیت دارد. نکتهٔ‌مهمی که بعنوان یکی‌از کارکردهای ‌مراسماتی چون جشنِ‌ مهمانی‌غدیر می‌توان به‌ آن توجه کرد. تجمعاتِ این‌چنینـی به دلیل اینکه برآمده از دین و روایات‌ معصومین است، پر از حرکت‌های خیرخواهانه، انفاق، مواسات و... است. در‌واقع این‌گونه حرکات یک تربیت اسلامی منحصر به فرد اجتماعی را در پی دارد. روح و باطن جامعهٔ ایرانی در چنین برنامه‌ها و آیین‌هایی بروز می‌کند و شاید اگر نخبگان و کارگزاران بهتر و بیشتر به ابعاد جامعه‌شناختیِ چنین حرکاتی توجه کنند؛ بتوانند این روح بزرگ را بهتر فهم کرده و از تمام ظرفیتهای آن به بهترین نحو در همهٔ سطوح استفاده کنند.»

به قولِ امام خمینی(ره): ـــــــــــــــــــــــــــــــ خودبینی و خودخواهی و خودکامگیِ نفْس «جــان» را چـو «روان» کرده زمین‌گیـــر، و دگر هیچ! عـارف که ز عـرفان، کُتبـی چند فراخـواند، بسته‌ است به الفـاظ و تعـابیر، و دگر هیچ…

دیدنِ بدو بدوهایِ مردم برای گرفتن یه گوشهٔ کارِ عید غدیر رو خیلی دوست‌دارم. یکی ایده‌ش اینه پیتزا بپزه برای بچه‌های کار، یکی ایده‌ش اینه نذرِ خیاطی لباس کنه، یکی ایده‌ش اینه برای نیازمندها غذای گرم تهیه کنه، یکی می‌خواد کمکِ پاکبان‌ها بکنه که کمتر خستگی بکشن، یکی می‌خواد برای بچه‌ها قصهٔ غدیر رو بگه، یکی داره برنامه می‌چینه که چندنفره بستهٔ غذایی ببرن درِ خونهٔ نیازمندا، سر درِ خونه‌هاشون پرچم سبز می‌زنن، بچه‌ها قلک می‌شکنن که تو اون مهمونیِ عزیزِ غدیر نذری بدن، دارن پول‌هاشونو جمع می‌کنن که تو محله‌شون شربت پخش کنن. از این‌که چند‌شبه نمی‌خوابن تا موکب‌های غدیر رو قشنگ‌تر کنن، از این‌که وسطِ تدارک برایِ عیدالله‌الاکبر، بچه‌های غزه رو فراموش نمی‌کنن، تا عامل به «كونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا» باشن. از اینکه بی‌غُر ‌و بی‌چون و چرا می‌خوان اندازهٔ خودشون خدمت کنن و برایِ خدمت‌کردن به خادمینِ حضرت از هم سبقت می‌گیرن ولی برای هم زیرپا نمی‌گیرن، از اینکه بدو بدو می‌کنن تا یه جوری به چشمِ امیرالمومنین(ع) بیان، کیف می‌کنم. الحمدلله که اسمِ امیرالمومنین(ع) تو این کوچه‌ ‌خیابون‌ها شنیده می‌شه، الحمدلله که ذکر «یاعلی» پیوستِ سلام و خداحافظی‌هامونه. الحمدلله که نامِ علی(ع) در اذانِ ماست. حالم چقدر خوب می‌شه با این نامِ عزیز.

دیدنِ بدو بدوهایِ مردم برای گرفتن یه گوشهٔ کارِ عید غدیر رو خیلی دوست‌دارم. یکی ایده‌ش اینه پیتزا بپزه برای بچه‌های کار، یکی ایده‌ش اینه نذرِ خیاطی لباس کنه، یکی ایده‌ش اینه برای نیازمندها غذای گرم تهیه کنه، یکی می‌خواد کمکِ پاکبان‌ها بکنه که کمتر خستگی بکشن، یکی می‌خواد برای بچه‌ها قصهٔ غدیر رو بگه، یکی داره برنامه می‌چینه که چندنفره بستهٔ غذایی ببرن درِ خونهٔ نیازمندا، سر درِ خونه‌هاشون پرچم سبز می‌زنن، بچه‌ها قلک می‌شکنن که تو اون مهمونیِ عزیزِ غدیر نذری بدن، دارن پول‌هاشونو جمع می‌کنن که تو محله‌شون شربت پخش کنن. از این‌که چند‌شبه نمی‌خوابن تا موکب‌های غدیر رو قشنگ‌تر کنن، از این‌که وسطِ تدارک برایِ عیدالله‌الاکبر، بچه‌های غزه رو فراموش نمی‌کنن، تا عامل به «كونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا» باشن. از اینکه بی‌غُر ‌زدن می‌خوان اندازهٔ خودشون خدمت کنن و برایِ خدمت‌کردن به خادمینِ حضرت از هم سبقت می‌گیرن ولی برای هم زیرپا نمی‌گیرن، از اینکه بدو بدو می‌کنن تا یه جوری به چشمِ امیرالمومنین(ع) بیان، کیف می‌کنم. الحمدلله که اسمِ امیرالمومنین(ع) تو این کوچه‌ ‌خیابون‌ها شنیده می‌شه، الحمدلله که ذکر «یاعلی» پیوستِ سلام و خداحافظی‌هامونه. الحمدلله که نامِ علی(ع) در اذانِ ماست. حالم چقدر خوب می‌شه با این نامِ عزیز.

برای شما مشهدی‌هایی که میخواید تصویربرداری هوایی از مراسماتتون انجام بدین.✨
برای شما مشهدی‌هایی که میخواید تصویربرداری هوایی از مراسماتتون انجام بدین.✨

جانِ جهان مرتضیٰ علی! آینهٔ خیر‌العملی… ای که به جاه و جلال و جمال و کمال و خِصال و سَخا، مَثَلی… • محصولاتِ غدیری زیبایِ حجر
+1
جانِ جهان مرتضیٰ علی! آینهٔ خیر‌العملی… ای که به جاه و جلال و جمال و کمال و خِصال و سَخا، مَثَلی… • محصولاتِ غدیری زیبایِ حجرهٔ ایران.

جانِ جهان مرتضیٰ علی! آینهٔ خیر‌العملی… ای که به جاه و جلال و جمال و کمال و خِصال و سَخا، مَثَلی… • گیفت‌هایِ غدیری زیبایِ حج
+1
جانِ جهان مرتضیٰ علی! آینهٔ خیر‌العملی… ای که به جاه و جلال و جمال و کمال و خِصال و سَخا، مَثَلی… • گیفت‌هایِ غدیری زیبایِ حجرهٔ ایران.

خروجیِ غدیر این‌جاست؛ «اَلیَومَ‌ یَئِسَ‌ الَّذینَ ‌کَفَروا مِن دینِکُم» جایی‌ که کفار از ما مأیوس بشن، جایی که بفهمم آیا موضع‌گیری‌هایِ من هم کفار رو مأیوس می‌کنه یا نه؟ خروجیِ غدیر برای من یعنی بفهمم کی‌ام! اگه بفهمم بچـهٔ این خانوادهٔ آسمانی‌ام؛ خدمت می‌کنم و اذیت نمی‌کنم… • استاد شجاعی| پیشنهادِ شنیدنی. • مکتب هیاهو می‌خواهد… ________________________
در وهلهٔ اول خطاب به خودم…

- یه سخنرانی از امام‌(ره) در بابِ الزامات حفظ مکتب هست که این قسمتش معروفه: «اگر فقط مقدّسی بود و توی اتاق و خانه می‌نشست برای خودش و هی زیارت‌عاشورا می‏‌خواند و تسبیح می‌گرداند،نمانده بود چیزی! هیاهو می‌خواهد. هر مکتبی هیاهو می‏‌خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود.» این‌که باید اندیشه و فهم در ارکانِ مکتب رو از داخل خانه‌ها و مساجد شروع کرد حرفِ درستیه؛ خانه و خانواده اولین جامعه‌ای‌ست که انسان باهاش مواجه می‌شه و بخش اعظمی از تفکرش در اون شکل می‌گیره، اما این‌که در خانه‌ها و مساجد محصور و منحصر بمونه مسیرِ غلطیه. مسیر خطرناکیه. مسیری‌ست بدونِ آموختنِ درس‌های نهفته در مکتب. این‌که تبدیل به نمادی برای بسترسازی در اجتماع نشه هم همین‌طور. بله حضرت زهرا(س) خانه به خانه برایِ تبیینِ فهمِ غدیر به مردم می‌رفتن؛ اما برای انحصار در همون خانه‌ها؟ نه. برای رسیدنِ این فهم به جامعه. اگر بنا بود این اندیشه در پستویِ خانه‌ها محصور بمونه و به مکتب‌سازی نرسه، به جامعه نرسه، شعور و شورِ اجتماعی توأمان در پی نداشته باشه؛ پس تکلیفِ ابراز مودّت چیه؟ مودّت یعنی ابراز محبت در بستر اجتماع. اگر بنا بود محرم و صفر صرفاً در گوشه‌نشینی‌های ما محصور بمونه و نهایتاً به جامعه‌ای بنامِ مساجد که متاسفانه مخاطب عمومی نداره -چه خوشایند ما باشه چه نه- برسه؛ تکلیفِ هیاهوی اندیشه‌محورِ جامعه‌ساز چی می‌شه؟ به قول استاد شجاعی؛ برای رسیدن به عدالت و صلحِ عمومی که بشر با هر عقیده‌ای تشنهٔ رسیدن به اونه؛ باید «فهمِ غدیر» جهانی بشه، باید بشر به این نتیجه برسه که بدونِ متخصصِ معصوم امکان رسیدن به زیست در بسترِ اون مدینهٔ فاضلهٔ موعود نیست. امکانش نیست اقا! غدیر یا محرم؛ هر دو رکنِ اساسیِ این مکتب‌اند؛ در غدیر، خداوند نصبِ متخصصِ معصوم برایِ ادارهٔ جامعه‌ای که باید انسان‌ساز باشه رو تکمیل‌کنندهٔ دین اعلام کرد؛ و در محرم اولاً نتیجهٔ غفلتِ خواص و بالتبعِ اون‌ها؛ «عوامِ‌جامعه» از فرمان متخصصِ معصوم به بشر نمایان شد، دوماً الگوگیری از درس‌های قیام متخصصِ معصوم برایِ حفظِ مکتب اسلام رو هم بر ما واجب کرد. اگر این فهم و اندیشه جهانی نشه؛ عمومی نشه؛ اجتماعی نشه؛ تبدیل به یک نماد نشه؛ چطور انسان رو به آزادگیِ مُنتج به اون سعادتِ نهایی برسونه؟ و بله، از وظایفِ حاکمیتِ اسلامی -خصوصاً حکومتِ شیعه‌ای که دفاع از مظلوم و آزادگان در زمرهٔ سیاست‌هایِ حتمی اونه- ایجاد یک بسترِ حمایتی برای زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبه؛ توسطِ مردم. غدیر رو به قدرِ وُسع پرشور برگزار کنید، ولو به اندازهٔ یک قدمِ کوچیک. ولو به اندازهٔ زدن یک پرچم سر در خانه. این اندیشه رو در بسترِ شعور و شور اجتماعی عیان کنید. در محله‌ها، شهرها، روستاها! اگر مثل جشن میلیونیِ مهمانیِ ده کیلومتری غدیر و راه‌پیماییِ میلیونی اربعین تبدیل به یک «نماد» شد و در این جهانِ بندهٔ رسانه، غوغای رسانه‌ای به همراه داشت؛ چه بهتر! از اقداماتی که در راستایِ زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبِ انسان‌ساز انجام می‌شه؛ دوگانهٔ بیهوده نسازید. مکتب هیاهو می‌خواهد، باید به فهمِ جهانی رسید.

- امام‌خمینی(ره) در بابِ الزامات حفظ مکتب می‌گن «اگر فقط مقدّسی بود و توی اتاق و توی خانه می‌نشست برای خودش و هی زیارت عاشورا می‏‌خواند و تسبیح می‌گرداند، نمانده بود چیزی!هیاهو می‌خواهد. هر مکتبی هیاهو می‏‌خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود.» این‌که باید اندیشه و فهم در ارکانِ مکتب رو از داخل خانه‌ها و مساجد شروع کرد حرفِ درستیه؛ خانه و خانواده اولین جامعه‌ای‌ست که انسان باهاش مواجه می‌شه و بخش اعظمی از تفکرش در اون شکل می‌گیره، اما این‌که در خانه‌ها و مساجد محصور و منحصر بمونه مسیرِ غلطیه. مسیر خطرناکیه. مسیری‌ست بدونِ آموختنِ درس‌های نهفته در مکتب. این‌که تبدیل به نمادی برای بسترسازی در اجتماع نشه هم همین‌طور. بله حضرت زهرا(س) خانه به خانه برایِ تبیینِ فهمِ غدیر به مردم می‌رفتن؛ اما برای انحصار در همون خانه‌ها؟ نه. برای رسیدنِ این فهم به جامعه. اگر بنا بود این اندیشه در پستویِ خانه‌ها محصور بمونه و به مکتب‌سازی نرسه، به جامعه نرسه، شعور و شورِ اجتماعی توأمان در پی نداشته باشه؛ پس تکلیفِ ابراز مودّت چیه؟ مودّت یعنی ابراز محبت در بستر اجتماع. اگر بنا بود محرم و صفر صرفاً در گوشه‌نشینی‌های ما محصور بمونه و نهایتاً به جامعه‌ای بنامِ مساجد که متاسفانه مخاطب عمومی نداره -چه خوشایند ما باشه چه نه- برسه؛ تکلیفِ هیاهوی اندیشه‌محورِ جامعه‌ساز چی می‌شه؟ به قول استاد شجاعی؛ برای رسیدن به عدالت و صلحِ عمومی که بشر با هر عقیده‌ای تشنهٔ رسیدن به اونه؛ باید «فهمِ غدیر» جهانی بشه، باید بشر به این نتیجه برسه که بدونِ متخصصِ معصوم امکان رسیدن به زیست در بسترِ اون مدینهٔ فاضلهٔ موعود نیست. امکانش نیست اقا! غدیر یا محرم؛ هر دو رکنِ اساسیِ این مکتب‌اند؛ در غدیر، خداوند نصبِ متخصصِ معصوم برایِ ادارهٔ جامعه‌ای که باید انسان‌ساز باشه رو تکمیل‌کنندهٔ دین اعلام کرد؛ و در محرم اولاً نتیجهٔ غفلتِ خواص و بالتبعِ اون‌ها؛ «عوامِ‌جامعه» از فرمان متخصصِ معصوم به بشر نمایان شد، دوماً الگوگیری از درس‌های قیام متخصصِ معصوم برایِ حفظِ مکتب اسلام رو هم بر ما واجب کرد. اگر این فهم و اندیشه جهانی نشه؛ عمومی نشه؛ اجتماعی نشه؛ تبدیل به یک نماد نشه؛ چطور انسان رو به آزادگیِ مُنتج به اون سعادتِ نهایی برسونه؟ و بله، از وظایفِ حاکمیتِ اسلامی -خصوصاً حکومتِ شیعه‌ای که دفاع از مظلوم و آزادگان در زمرهٔ سیاست‌هایِ حتمی اونه- ایجاد یک بسترِ حمایتی برای زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبه؛ توسطِ مردم. غدیر رو به قدرِ وُسع پرشور برگزار کنید، ولو به اندازهٔ یک قدمِ کوچیک. این اندیشه رو در بسترِ شعور و شور اجتماعی عیان کنید. در محله‌ها، شهرها، روستاها! اگر مثل جشن میلیونیِ مهمانیِ ده کیلومتری غدیر و راه‌پیماییِ میلیونی اربعین تبدیل به یک «نماد» شد و در این جهانِ بندهٔ رسانه، غوغای رسانه‌ای به همراه داشت؛ چه بهتر! از اقداماتی که در راستایِ زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبِ انسان‌ساز انجام می‌شه؛ دوگانهٔ بیهوده نسازید. مکتب هیاهو می‌خواهد، باید به فهمِ جهانی رسید.

امام‌خمینی(ره) در بابِ الزامات حفظ مکتب می‌گن «اگر فقط مقدّسی بود و توی اتاق و توی خانه می‌نشست برای خودش و هی زیارت عاشورا می‏‌خواند و تسبیح می‌گرداند، نمانده بود چیزی!هیاهو می‌خواهد. هر مکتبی هیاهو می‏‌خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود.» این‌که باید اندیشه و فهم در ارکانِ مکتب رو از داخل خانه‌ها و مساجد شروع کرد حرفِ درستیه؛ خانه و خانواده اولین جامعه‌ای‌ست که انسان باهاش مواجه می‌شه و بخش اعظمی از تفکرش در اون شکل می‌گیره، اما این‌که در خانه‌ها و مساجد محصور و منحصر بمونه مسیرِ غلطیه. مسیر خطرناکیه. مسیری‌ست بدونِ آموختنِ درس‌های نهفته در مکتب. این‌که تبدیل به نمادی برای بسترسازی در اجتماع نشه هم همین‌طور. بله حضرت زهرا(س) خانه به خانه برایِ تبیینِ فهمِ غدیر به مردم می‌رفتن؛ اما برای انحصار در همون خانه‌ها؟ نه. برای رسیدنِ این فهم به جامعه. اگر بنا بود این اندیشه در پستویِ خانه‌ها محصور بمونه و به مکتب‌سازی نرسه، به جامعه نرسه، شعور و شورِ اجتماعی توأمان در پی نداشته باشه؛ پس تکلیفِ ابراز مودّت چیه؟ مودّت یعنی ابراز محبت در بستر اجتماع. اگر بنا بود محرم و صفر صرفاً در گوشه‌نشینی‌های ما محصور بمونه و نهایتاً به جامعه‌ای بنامِ مساجد که متاسفانه مخاطب عمومی نداره -چه خوشایند ما باشه چه نه- برسه؛ تکلیفِ هیاهوی اندیشه‌محورِ جامعه‌ساز چی می‌شه؟ به قول استاد شجاعی؛ برای رسیدن به عدالت و صلحِ عمومی که بشر با هر عقیده‌ای تشنهٔ رسیدن به اونه؛ باید «فهمِ غدیر» جهانی بشه، باید بشر به این نتیجه برسه که بدونِ متخصصِ معصوم امکان رسیدن به زیست در بسترِ اون مدینهٔ فاضلهٔ موعود نیست. امکانش نیست اقا! غدیر یا محرم؛ هر دو رکنِ اساسیِ این مکتب‌اند؛ در غدیر، خداوند نصبِ متخصصِ معصوم برایِ ادارهٔ جامعه‌ای که باید انسان‌ساز باشه رو تکمیل‌کنندهٔ دین اعلام کرد؛ و در محرم اولاً نتیجهٔ غفلتِ خواص و بالتبعِ اون‌ها؛ «عوامِ‌جامعه» از فرمان متخصصِ معصوم به بشر نمایان شد، دوماً الگوگیری از درس‌های قیام متخصصِ معصوم برایِ حفظِ مکتب اسلام رو هم بر ما واجب کرد. اگر این فهم و اندیشه جهانی نشه؛ عمومی نشه؛ اجتماعی نشه؛ تبدیل به یک نماد نشه؛ چطور انسان رو به آزادگیِ مُنتج به اون سعادتِ نهایی برسونه؟ و بله، از وظایفِ حاکمیتِ اسلامی -خصوصاً حکومتِ شیعه‌ای که دفاع از مظلوم و آزادگان در زمرهٔ سیاست‌هایِ حتمی اونه- ایجاد یک بسترِ حمایتی برای زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبه؛ توسطِ مردم. غدیر رو به قدرِ وُسع پرشور برگزار کنید، ولو به اندازهٔ یک قدمِ کوچیک. این اندیشه رو در بسترِ شعور و شور اجتماعی عیان کنید. در محله‌ها، شهرها، روستاها! اگر مثل جشن میلیونیِ مهمانیِ ده کیلومتری غدیر و راه‌پیماییِ میلیونی اربعین تبدیل به یک «نماد» شد و در این جهانِ بندهٔ رسانه، غوغای رسانه‌ای به همراه داشت؛ چه بهتر! از اقداماتی که در راستایِ زنده نگه‌داشتنِ ارکان این مکتبِ انسان‌ساز انجام می‌شه؛ دوگانهٔ بیهوده نسازید. مکتب هیاهو می‌خواهد، باید به فهمِ جهانی رسید.

رهبرِ انقلاب- ۱۴۰۱/۵/۵: «این جشن غدیر در تهران، خیلی چیز عجیبی بود! نمی‌دانم شما دیدید یا خیر. من خودم در تلویزیون نگاه کردم دیدم؛ بعضی‌ها هم که رفته بودند، آمدند برای ما تعریف کردند. دیدید چه‌جوری در این جشن میلیونی، همه جور آدمی شرکت کردند؟ اینها طرف‌دار دین‌اند، این‌ها دوست دارند دین را.» ـــــــــــــــــــــــــ پ.ن: فکر می‌کنم خیلی واضحه که هیچ تناقضی بینِ جشن میلیونیِ غدیر و جشن‌هایِ محله به محله برایِ غدیر وجود نداره. جشنِ میلیونیِ غدیر بعنوان یک نماد قابلِ تقدیر با بازتاب‌هایِ رسانه‌ای‌ست که با حضور «مردم» و در یک بسترِ حمایتی از طرفِ نهادهای مختلف؛ می‌تونه قابلِ تسری به محله‌ها و شهرها و روستاهای دیگه هم باشه. کمااینکه تجمعِ معروفِ تاسوعا و عاشورای اردبیل و زنجان که تبدیل به یک نمادِ تاریخیِ همراه با بازتاب‌هایِ فوق‌العادهٔ رسانه‌ایِ شده؛ با اقامهٔ عزایِ سیدالشهدا در محله‌هایِ مختلف این استان‌ها در تعارض نیست! این دوگانه‌سازی‌ها از دوگانه‌ای که وجـود نداره؛ نه تنها غیرضروریه، بلکه عجیب هم هست. غدیر رو هرطور که می‌تونید پرشور برگزار کنید و زنده نگه دارید؛ عاشورا نتیجهٔ غفلت از غدیره.

در بابِ دغدغه‌مندی ما چند دسته افراد داریم؛ یه دسته فعالانه و در حدِ توان خودشون مشغولن، حتی در حدِ گذاشتن یک استوری، حتی پخش یه تراکت در تجمعات، یا شرکت در تجمُعاتِ مردمی که احتمال زیاد بازتابِ رسانه‌ای داره؛ و یه دسته هم در حد توانِ خودشون مشغولِ زدنِ دستهٔ اول‌، کنایه، نِق، انتقادات تند و احتمالا تمسخر. این‌روزا خیلی دلم می‌خواد از اینا بپرسم چرا اینجوری‌اید؟ چرا هرچی می‌شه، سازِ مخالف می‌زنید؟ چرا دربارهٔ هر اتفاقِ خوب و پسندیده و دغدغه‌مندیِ محترمانه‌ای، درحالِ غر زدن‌اید؟ در واقع، خودتون چه‌کاری کردید که گمان می‌کنید کارِ آدم‌هایی که یه قدم هرچند کوچیک برداشتن برایِ دغدغه‌های خودشون؛ انقدر بی‌ارزشه و لایقِ زدن چپ و راست از طرف شما؟ در این مکتبِ تفکر صرفاً انتقادی شما، اینکه «عیبش چو بگفتـی؛ هنرش نیز بگو» جایی نداره؟

«شما چه‌کاره‌اید؟ چرا دخالت می‌کنید؟ که ایران باید غنی‌سازی داشته باشد یا نداشته باشد؟ به شما چه؟ شما بمب اتم دارید، ویرانگری شدید دنیا در اختیار شماست، به شما چه که ملّت ایران غنی‌سازی داشته باشد یا نداشته باشد، صنعت هسته‌ای داشته باشد یا نداشته باشد؟ [ملّت ایران] یک ملّتی است که اختیارش دست خودش است؛ به شما ربطی ندارد؛ شما چه‌کاره‌اید؟» ۱۴۰۴/۰۳/۱۴.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ - صوتِ‌کامل‌بیاناتِ امروز رهبری رو حتماً بشنوید؛ پُر‌ از نکته، فوق‌العاده، مهم، جذاب، شنیدنی. اقای رحیم‌پور ازغدی می‌گفت در اسنادِ لانهٔ جاسوسی آمده؛ «خمینی کاری کرد که بتوان در دنیا به امریکا توهین کرد، هیچ‌کس جرات نمی‌کرد به ما [امریکا] بگوید که شما کاره‌ای نیستید!» این سخنرانیِ امروز هم در یک سِیرِ تاریخی؛ ثابت کرد که انقلابِ خمینی(ره) امروز با رهبریِ آیت‌الله‌خامنه‌ای کاری کرد که بشه در برابرِ قلدریِ امریکا که با وقاحت از عدمِ‌اجازهٔ غنی‌سازی به ایران دَم می‌زنه؛ گفت: شما چه‌کاره‌اید که برایِ ما تصمیم می‌گیرید؟ شما که خودتون اولین‌مجرمینِ اتمیِ جهان‌اید و آغازگرِ ویرانگرترین جنگ‌ها و دارایِ کشنده‌ترین سلاح‌ها! به شما چه؟!

مستندِ «روایت دیگر» برای افرادی‌که گمان می‌کنن امروز ژستِ مخالفت با ولایت‌فقیه | ولی‌‌فقیه‌، راه رسیدن به ژست حق‌خواهی‌ست! کلامِ علمای معاصـر به‌نام و بزرگِ شیعه که هرکدوم یک وزنه در عرفان، اخلاق و علم محسوب می‌شن رو دربارهٔ امام‌خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ایِ عزیز بشنوید؛ کلامـی که مُبتنـی بر «مبنا»ست. ریشه دارد، دلیل دارد. ـــــــــــــــــــــــــــــ مستندِ «عاشق‌خمینی(ره)» هم این‌جاست. حتماً ببینید!