ch
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

前往频道在 Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

显示更多
4 853
订阅者
+424 小时
+627
+9830
帖子存档
تاریخ شهادت خواهد داد؛ که نه‌تنها معاصرینِ تو، که حتی آیندگان هم مدیونِ توأند. مدیونِ راه و آرمــانِ تو، اعتقـاد و باورِ تو، رهبر و مقتدایِ تو، مجاهدان و سربازانِ تو. ما تا همیشه مدیونِ توییم و اگر گاهی یادمان می‌رود که اگر نبود سلیمانی و نبودند سلیمانی‌ها؛ دختر‌هایمان لابه‌لایِ دستانِ اشقیاء دست به دست می‌شدند و جنین از شکمِ زنان‌مان بیرون می‌کشیدند و طفل‌ها را از مادرها جدا می‌کردند و روی آتش سرخ می‌کردند و به خوردِ مادران می‌دادند و مردان‌مان را در خیابان سر می‌بُریدند و مست می‌شدند از جویِ خون و تکه‌پاره شدنِ این خاک؛ از بی‌معرفتیِ ماست. از بی‌معرفتیِ ماست که یادمان می‌رود چه کسی و چه کسانی تو را از ما گرفتند. خدایِ تو کاش بی‌معرفتیِ ما را ببخشد. رفیقِ عزیزِ صمیمیِ آقاسید‌علیِ عزیزِ ما.

خودِ من به قبل و بعدِ ۱۳ دی‌ماه ۹۸ تقسیم شدم؛ به دو قسمتِ نامساوی! یک قسمت بی‌شما و بی‌ولایت و بی‌انتظار، یک قسمت با کفهٔ سنگینِ با شما و با حُبِ ولایت و با شوق و استیصالِ انتظار. دومی برایِ من قشنگ‌ است، شیرین است بااین‌که گاهی دردم می‌‌گیرد از این روزها! اما آرام به من می‌گوید که هنوز زنده‌ای! زنده‌ای که درد می‌کِشی و نگاهت را به بالا دوخته‌ای و سر به هوا بودن؛ اینجور وقت‌ها چقدر خوب است. اقای ساعت یک و بیست! اندازهٔ تمام روزهای این پنج‌سال دلم برای شما و روزهایی که بودید تنگ شده؛ این روزها بیشتر. اندازهٔ تمام ثانیه‌هایِ امید برایِ انتشارِ تکذیبیه‌ای، چیزی! اندازهٔ لحظاتِ دلهرهٔ شبی از شب‌های اردیبهشتِ ۱۴۰۳، باز «انّالله…»ِ تلویزیون درِ گوش‌ ما گفت که «آه از غمی که تازه شود با غمی دیگر»، صلواتِ خاصهٔ حضرت رضا(ع) که پخش شد؛ فهمیدیم خادم‌الرضا پیشِ شما و حضرتِ رضا مهمان شد. به اندازهٔ ثانیه‌هایِ شبی از شب‌هایِ مهرماهِ ۱۴۰۳، که سیدحسنِ ما هم از گودال به مهمانیِ آسمانی‌ها رسید. جمعِ شما که در آسمان حسابی جَمع است؛ که زنده‌اید و در خندهٔ مستانه‌تان عندربّهم‌یرزقون‌اید حسابی! آدم‌حسابی‌هاییِ روزگارِ من، نگاهی به این پایین اگر بکنید؛ ملالی نیست جز دوریِ شما. جز دل‌تنگی برای شما و جَمع‌تان که هرکدام‌تان نخِ اتصالِ «منِ ‌هیچ» بودید؛ به آنهایی که «همه‌‌چیزند!» من منتظرم. هنوز و تا همیشه. منتظرم تا در خیلِ صالحان برگردید؛ در رکابِ امام‌مان. من منتظرم و این شوق و استیصالِ انتظار را در بامدادِ ۱۳ دی‌ماه ۹۸، شما به من هدیه دادید. دلِ ما برای شما تنگ است. همین!

«یوم‌اللهِ» ۹ دی ۸۸ رو مردمِ ایران رقم زدند. در جواب به اون عده‌ای که با اعلامِ «توهّمِ پیروزی» پیش از موعد در رسانه‌ها، با تئوریِ بی‌مبنایِ داماد لرستان؛ به نظام انگِ تقلب در انتخابات زدند؛ درحالی‌که حتی یک برگ و یک‌خط مدرک برای این «ادعا» نداشتند که در پاسخ به دعوتِ رهبرِ انقلاب برایِ بررسی «سندِ این ادعای دروغ» ارائه بدن؛ عده‌ای که غالباً طلبکار و مدعیِ دموکراسی و جمهوریت‌اند؛ اما انتخابِ مردم در انتخاباتِ ۸۸ با مشارکت بیش از ۸۵درصدی رو زیرسوال بردند و اساساً جمهوریت برای اون‌ها تا زمانی معنا داره که نتیجه به کام‌شون باشه؛ عده‌ای که در خلوت گفتند «ما نمی‌گوییم تقلب شده!» ولی هیچوقت بابتِ ایجاد ناآرامی در کشور، تحریم‌ها‌ علیه ملت، زیرسوال بردنِ انتخابِ مردم و مهم‌تر از همه «اهانت به ساحتِ صاحبِ عاشورا» عذرخواهیِ علنی نکردند! ‌ روزهایی که فتنه «سبز رنگ» بود! روزهایی با ارمغانِ «تحریمِ بیشتر» و «ایجاد شکاف و دودستگی» در جامعه! سناتور جان ‌مک‌کینِ امریکایی دربارهٔ تحریم‌های اون‌روزها گفته بود «بالاخره قطعنامهٔ تحریم‌های بیشتر علیهِ ایران به تصویب رسید! ما باید کنار این جنبش بایستیم، لازم است که اهداف آنان را اهداف خود بدانیم. منافع آنان منافع ماست و تلاش‌هایشان، تلاش‌های ما!» اما حامیانِ فتنهٔ اون‌روزها، امروز نگرانِ تحریم‌ها و ارتباط با دنیا شدند؛ به هدفِ القایِ سازش، بنامِ تنها راهِ نجات و آشتی! روزهایی که ناآرامی‌هایِ ۱۴۰۱ پیشِ اون‌ها بیشتر شبیه به یه اپیزودِ کوتاه از یک سریال بلند بود! روزهایی با هلهله، کف و سوت در عاشورایِ ۸۸. اما باز هم «عاشورا» بود که نقطهٔ عطفِ بیداری مردم شد. نباید فراموش کرد؛ که ما با عناصرِ «فتنهٔ تقلب» آشتی نمی‌کنیم. حتی اگر امروز تغییر نام و عنوان ‌داده باشند!

- من یه چیزی رو متوجه نمی‌شم؛ چرا در هر شرایطی در این دولت، از قطعی برق و لایحهٔ حجاب! تا کاهشِ ‌ذخیره‌سازیِ گازوئیل از شهریور امسال و هراتفاقِ دیگه‌ای، رسانه‌های حامی دولت باید به جلیلی و [جلیلی‌ها] بتازن که در قوا سِمَتی نداره؟ درحالی‌که خودِ اقای جلیلی بارها گفته وظیفهٔ همهٔ ما کمک به دولتِ مستقره و باید در راستایِ پیشرفتِ امور، به دولت کمک کنیم. من بعنوانِ یک‌فردِ عادیِ منفصل از همه‌جا که در بینِ کاندیدهای محترم انتخاباتی؛ «فَنِ» کسی نبودم این درخواست رو دارم که واقعا یکی برام توضیح بده این موضوع رو؛ اولاً چرا این وفاق شاملِ حامل اون ۱۳/۵ میلیون‌ ایرانیِ رای‌دهنده به جلیلی نمی‌شه؟ و چرا رسانه‌هایِ حامی دولت بجای پیگیریِ مطالباتِ اولویت‌دار و دستاوردهای دولت(!) مُدام دنبالِ چنین حاشیه‌هایی‌ هستن؟ مگه الان چندین‌ماه از انتخابات نمی‌گذره؟ مگه قاعدتاً نباید الان دولت و رسانه‌هایِ حامی؛ به امرِ دولت‌داری بپردازن؟ وظیفهٔ رسانه‌هایِ حامی دولت چرا این‌روزها همچنان در رقیب‌هراسی و ساختنِ تصاویر با هوش‌مصنوعی از رقیب خلاصه می‌شه؟ الان چی مُده؟ جلیلی هم شش‌کلاسه‌ست یا قراره تو پیاده‌رو دیوار بکشه؟ بجایِ پرداختن به مسائلِ اولویت‌داری مثل قطعیِ برق و از مَدار خارج شدنِ ده‌ها نیر‌وگاه و افزایشِ بیش از ۲۰ هزار تومنِ قیمتِ ارز و یادآوری و آموزشِ آداب دیپلماتیک؛ بعنوانِ دیپلماسیِ بی‌کلام! [در همین ۵ ماههٔ ابتدایی] ترس‌افکنی‌ اولویت این دسته از رسانه‌هاست؟ از طرفی با پُز دادن با دستاوردهایِ دولت سیزدهم و دروغ‌بستن به اون حتی اجازهٔ چینشِ اولویت‌ها رو به خودِ دولت هم نمی‌دن. نهادهایِ نظارتی به وظایفِ دولت و این رسانه‌هایِ همیشه تخریب‌گر کجای این ماجران؟ امیدوارم این واقعیت درک بشه که بحثِ اصلی، واقعاً شخصِ اقای جلیلی نیست؛ بحث این موضوعاتِ حاشیه‌ایه که این‌روزها جایِ اصل رو گرفته!

- من یه چیزی رو متوجه نمی‌شم؛ چرا در هر شرایطی در این دولت، از قطعی برق و لایحهٔ حجاب! تا کاهشِ ‌ذخیره‌سازیِ گازوئیل از شهریور امسال و هراتفاقِ دیگه‌ای، رسانه‌های حامی دولت باید به جلیلی و جلیلی‌ها بتازن که در قوا سِمَتی نداره؟ درحالی‌که خودِ اقای جلیلی بارها گفته وظیفهٔ همهٔ ما کمک به دولتِ مستقره و باید در راستایِ پیشرفتِ امور، به دولت کمک کنیم. من بعنوانِ یک‌فردِ عادیِ منفصل از همه‌جا که در بینِ کاندیدهای محترم انتخاباتی؛ «فَنِ» کسی نبودم این درخواست رو دارم که واقعا یکی برام توضیح بده این موضوع رو؛ اولاً چرا این وفاق شاملِ حامل اون ۱۳/۵ میلیون‌ ایرانیِ رای‌دهنده به جلیلی نمی‌شه؟ و چرا رسانه‌هایِ حامی دولت بجای پیگیریِ مطالباتِ اولویت‌دار و دستاوردهای دولت(!) مُدام دنبالِ چنین حاشیه‌هایی‌ هستن؟ مگه الان چندین‌ماه از انتخابات نمی‌گذره؟ مگه قاعدتاً نباید الان دولت و رسانه‌هایِ حامی؛ به امرِ دولت‌داری بپردازن؟ وظیفهٔ رسانه‌هایِ حامی دولت چرا این‌روزها همچنان در رقیب‌هراسی و ساختنِ تصاویر با هوش‌مصنوعی از رقیب خلاصه می‌شه؟ الان چی مُده؟ جلیلی هم شش‌کلاسه‌ست یا قراره تو پیاده‌رو دیوار بکشه؟ بجایِ پرداختن به مسائلِ اولویت‌داری مثل قطعیِ برق و از مَدار خارج شدنِ ده‌ها نیر‌وگاه و افزایشِ بیش از ۲۰ هزار تومنِ قیمتِ ارز و یادآوری و آموزشِ آداب دیپلماتیک؛ بعنوانِ دیپلماسیِ بی‌کلام! [در همین ۵-۶ ماههٔ ابتدایی] این ترس‌افکنی‌ اولویت این رسانه‌هاست؟ از طرفی با پُز دادن با دستاوردهایِ دولت سیزدهم و دروغ‌بستن به اون حتی اجازهٔ چینشِ اولویت‌ها رو به خودِ دولت هم نمی‌دن. نهادهایِ نظارتی به وظایفِ دولت و این رسانه‌هایِ همیشه تخریب‌گر کجای این ماجران؟ امیدوارم این واقعیت درک بشه که بحثِ اصلی، واقعاً شخصِ اقای جلیلی نیست؛ بحث این موضوعاتِ حاشیه‌ایه که این‌روزها جایِ اصل رو گرفته!

گفتم حالا که دل‌گیری و گره افتاده به کارهات؛ حتماً می‌ری مشهد. امام‌رضا که ول‌ت نمی‌کنه! رفتی، زیارت که کردی، بشین این‌جا، هم
+1
گفتم حالا که دل‌گیری و گره افتاده به کارهات؛ حتماً می‌ری مشهد. امام‌رضا که ول‌ت نمی‌کنه! رفتی، زیارت که کردی، بشین این‌جا، همین پایینِ عکس. هرچی حرف تو دلته بریز بیرون؛ ساعت‌ها بشین همین‌جا. این‌روزهای عجیبی که داره می‌گذره رو خلاصه کن تویِ «کم‌گوی و گُزیده گوی» تا گره‌ وا بشه به معجزهٔ سکوت. رفتم و نشستم همین‌جا؛ دوسه‌ ساعت! آدم‌هارو نگاه می‌کردم؛ یه دخترخانمِ نابینا اومد کنارِ عکس وایساد؛ عینِ همون سه ساعتی که من نشسته بودم؛ اون وایساده بود و اشک می‌ریخت. یه پیرزنی از دور اومد گفت «سیّد بالام هارداسان؟» دست کشید رو عکس رو رفت. یه دختربچه‌ای به مامانش گفت «مامان این کیه؟» مامانه گفت «رئیس‌جمهورمونه» اون خانمه هیچی نگفت؛ فقط نگاهِ عکس کرد. فاتحه هم نخوند، انقدر نگاه کرد تا اشکش ریخت. اون‌یکی می‌گفت روحت شاد سید! بگذر ازمون. یکی دیگه کنارم نشسته بود؛ دید زل زدم به عکس. گفت «چه‌می‌دونم! شاید اگه بجایِ روستاها و سفرهای استانی و افتتاحِ پروژه و احیایِ کارخونه‌های تعطیل‌شده و شب و روز کار کردن؛ می‌رفت کنسرت یا جلویِ دوربینی بود؛ الان بینِ خودمون بود! حالا مهمونِ آقاست.» آه کشیدم، بغض‌م شکست! همین.

-مشکل با امریکا چجوری حل می‌شود؟ این سوال واقعی‌ست! نمی‌خواهیم باهم دعوا کنیم؛ سوال می‌کنیم. با نشستن و مذاکــره‌کردن و از امریکــا تعهّد گرفتن حل می‌شود؟ —————————- این بیاناتِ رهبریه در تاریخِ ۱۴۰۱/۹/۵- دربارهٔ همین مطلبی که کانالِ هوادارانِ اقای پزشکیان منتشر کرده؛ واقعاً سوالِ خوبیه! شما که ذهنِ مخاطب رو این‌طور نسبت به بی‌برنامگی‌ها منحرف و صرفاً به «مذاکره با کدخدا» معطوف می‌کنید؛ بفرمایید مشکل با کدخدا(!) چطور حل می‌شه؟ برجام که نمونهٔ بارز و اخیرِ بدعهدی طرفِ مقابل و «خسارتِ محضی» بود که به ما تحمیل شد رو چطور توجیه می‌کنید؟ نقضِ چندباره و خروج از برجام؛ تحمیلِ ساز و کاری بنامِ مکانیسم‌ماشه و… رو چطور؟ وعده‌هایِ «تماماً دروغ» آتش‌بسی که بهش مُعترف بودید رو چطور؟ سایرِ بدعهـدی‌هایِ غربی‌ها رو چطور؟ همین قضیهٔ بیانیهٔ الجزایر -که در همین بیاناتِ رهبری گفته شده- رو چطور؟ توطئه و کلکِ غربی‌ها در قضیهٔ غنی‌سازی ۲۰٪ رو چطور؟ بفرمایید در مذاکره با امریکا؛ دیگه چه امتیازاتی باید بدید تا باز‌هم «تقریباًهیچ» تحویل بگیرید؟

- تا این‌که گفت: «تاحالا انقدر مُشتاق به “شبیه به او بودن” نبودم!»

که گفت: «تاحالا انقدر مُشتاقِ “شبیه به او بودن” نبودم!»

اونجا‌که حاج‌مهدی‌رسولی می‌خونه: «شــرح و شأنِ ذی‌القُربیٰ زهراست؛ نـور و تطــهیر و طــوبیٰ زهـراست.. از حدیثِ کســاء فهمیدم محــورِ آلِ‌عبا زهراست..» همون‌جا که وقتی خداوند فرمود «اى فرشتگانِ من و اى ساكنانِ آسمانهایم! به‌راستی كه من نیافریدم آسمانِ بنا‌شده و نه زمینِ گســترده و نه ماهِ تابان و نه مهرِ درخشان و نه فلکِ چرخان و نه دریایِ روان و نه کشتیِ در جریان را! مگر بخاطرِ دوستی این پنج تن، اینان‌كه در زیر کَساء هستند..» حضرت‌جبرئیل پرسید اين پنج‌نفرى كه اين‌همه فضائل دارن و آسمان‌ها و زمين و همهٔ موجودات به بركت وجودِ این بزرگواران خلق شده، چه كسانى هستن؟ و خداوند پاسخ داد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها» «آنها فاطمه،پدر،همسر و فرزندانِ اویند..» قربونِ اون خدایی که شمارو آفرید… بابتِ این مسلمانی، شُکر.♥️

اونجا‌که حاج‌مهدی‌رسولی می‌خونه: «شــرح و شأنِ ذی‌القُربیٰ زهراست؛ نـور و تطــهیر و طــوبیٰ زهـراست.. از حدیثِ کســاء فهمیدم محــورِ آلِ‌عبا زهراست..» همون‌جا که وقتی خداوند فرمود «اى فرشتگانِ من و اى ساكنانِ آسمانهایم! به‌راستی كه من نیافریدم آسمانِ بنا‌شده و نه زمینِ گســترده و نه ماهِ تابان و نه مهرِ درخشان و نه فلکِ چرخان و نه دریایِ روان و نه کشتیِ در جریان را! مگر بخاطرِ دوستی این پنج تن، اینان‌كه در زیر کَساء هستند..» و حضرت‌جبرئیل پرسید اين پنج‌نفرى كه اين‌همه فضائل دارن و آسمان‌ها و زمين و همهٔ موجودات به بركت وجودِ این بزرگواران خلق شده، چه كسانى هستن؟ و پاسخِ خدا اینه: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها» «آنها فاطمه،پدر،همسر و فرزندانِ اویند..» و قربونِ اون خدایی که شمارو آفرید… بابتِ این مسلمانی، شُکر.♥️

روزِ مادر ، روزِ زن مبارک! که «زن مَگــو، مرد‌آفـرینِ روزگار…»🤍

مترس از شبِ یلدا، بهار آمدنی‌ست، به‌ خاکِ‌ کوچـهٔ‌ دیـدار، آب‌ می‌پاشند، بخـوان‌ ترانه، بزن‌ تار، یار آمدنی‌‌ست! صــدایِ‌ شیههٔ‌ رخشـش‌ ز دور می‌آید، خبر دهید به‌ یاران؛ سوار آمدنی‌‌ست.. بس است هرچه پلنگان به ماه خیره شدند، یگانه فاتحِ این کوهسار، آمدنی‌ست… - امیری اسفندقه- العَجَل،العَجَـــل..

فروغ‌بخشِ شبِ انتظار آمدنی است؛ نگار آمدنی، غمگســار آمدنی است! مترس از شبِ یلدا، بهار آمدنی‌ست، به‌ خاکِ‌ کوچـهٔ‌ دیـدار، آب‌ می‌پاشند، بخـوان‌ ترانه، بزن‌ تار، یار آمدنی‌‌ست! صــدایِ‌ شیههٔ‌ رخشـش‌ ز دور می‌آید، خبر دهید به‌ یاران؛ سوار آمدنی‌‌ست.. بس است هرچه پلنگان به ماه خیره شدند، یگانه فاتحِ این کوهسار، آمدنی‌ست… - امیری اسفندقه- العَجَل،العَجَـــل..

برگردیم به یلدایِ سال گذشته… در سفر استانی بود؛ که مهمانِ سربازان شد. —————- برایِ من طولانــی‌ترین شبِ عمرم، تا امروز و با اختلاف؛ شبی از شب‌هایِ اردیبهشت ۱۴۰۳ بود. طولانی‌ترین و چشم‌به‌راه‌ترین..

بخونید! فردا منبعِ معتبرِ عده‌ای در گروه‌های خانوادگی که با حفظِ سِمَت نقشِ محافلِ نظراتِ کارشناسیِ مسائلِ منطقه رو هم ایفا می‌کنن؛ همین می‌شه: «اون آقاهه که دف می‌زد..!»

این عکس رو اتفاقی تویِ اینترنت دیدم؛ و بعد باز یادآوریِ توییت‌هایِ پر از تمسخر و توهین در ادامهٔ این تصاویر… چه کردید با این سید؟ سفرهای استانی‌ش رو مسخره کردید، استقبال‌هایِ مردمی‌ش رو مسخره کردید، عبایِ خاکی‌ش رو مسخره کردید، نگرانی‌ش بابتِ ناهار خوردنِ کارگرها رو مسخره کردید، بریکس و شانگهای و … مسخره کردید، نیروگاهِ برق‌ ساختن‌ش رو مسخره کردید، هم‌نشینیِ شبِ یلدایی با سربازانِ پادگان مسخره کردید، «من یه طلبهٔ‌ساده‌م»گفتن‌ش رو مسخره کردید! «اتّقوالله»‌ گفتن‌ش وسطِ مناظره رو مسخره کردید، دردودلِ کارگرهای هفت‌تپه و هپکو و هزاران کارخانه‌ای که احیا کرد باهاش رو مسخره کردید، نماز خوندن‌ش رو مسخره کردید، قرآن بالا بردن‌ش تو سازمان‌ملل رو مسخره کردید، پیاده از بینِ براندازهای نیویورک رد شدن‌ش رو مسخره کردید، حتی سخنگویِ دولتش رو بابتِ این‌که برق‌ها قطع نمی‌شد هم مسخره کردید! مدرکِ دکتراش رو مسخره کردید، افتتاح فاز ۱۱ پارس‌جنوبی بعد از ۲۰سال وقفه رو هم مسخره کردید! زن‌ش رو مسخره کردید! درمانِ رایگان کودکان زیرِ ۷ سال رو مسخره کردید، حتی اون «من قابل نداشتم که شما محبت بکنید، زحمتِ شما قابل تقدیره…» در جوابِ هدیه‌ای که بهش دادن رو هم مسخره کردید! ساخت هزاران مدرسه رو مسخره کردید، افتتاح و بهره‌برداری صدها بیمارستان رو مسخره کردید، نگرانی‌ش برایِ این‌که صدایِ مردم رو وسطِ راه نشنوه و می‌گفت «یه بار دیگه با مردم اینجور کنید؛‌خودم پشت‌فرمون می‌شینم‌ها» هم مسخره کردید… همه‌چیو مسخره کردید! حالا دنیا موند برای شما؟

می‌گفتید شـش‌کلاس دارد! حالا دنیا ماند برایِ «فیلسوفانِ پرادعایِ زبانِ‌دنیا‌بلد و تریبون‌دارانِ هتّاکشــان! که پشتِ دیوارهای
می‌گفتید شـش‌کلاس دارد! حالا دنیا ماند برایِ «فیلسوفانِ پرادعایِ زبانِ‌دنیا‌بلد و تریبون‌دارانِ هتّاکشــان! که پشتِ دیوارهای بلنــد و درهایِ بسته، بنامِ مردم؛ با مدیران دیدار ‌کنند…»

- بعد از گوش دادنِ صوتِ کامل این دیدارِ خوب، این «کتا‌ب‌هایِ خوب» رو هم بخونیم و مبانی رو از آدم‌حسابی‌ها یاد بگیریم.

- تفاوتِ نگاه و بازخوردِ ولی‌فقیه در جلسه با حضورِ خانم‌ها در حســینیهٔ امام‌(ره)، با‌ نگاه و بازخوردِ بعضی از ما مجازی‌بازها.