☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Kanalga Telegram’da o‘tish
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Ko'proq ko'rsatish5 028
Obunachilar
-224 soatlar
-107 kun
-2730 kun
Postlar arxiv
بلاتکلیف!
من متخصص این زمینه نیستم که بدونم این طرح درسته یا غلط! بنزین و حاملهای انرژی زیادی ارزونه یا نه! طرح سهنرخی شدنِ بنزین قراره جلوی قاچاق رو بگیره یا نه! آیا اثر تورمی داره یا نه؟ و … نمیدونم. متخصص نیستم؛ مخاطبم. سوالم چیز دیگهایه. چون این صحنهٔ مناظره رو یادم نمیره که پزشکیان گفت «ما بارها گفتیم بنزین رو گرون نمیکنیم.» رئیس شورای اطلاعرسانی همین دولت هم بارها تکذیبش کرد، خیلی از چهرههای وابسته به دولت هم همینطور. همین چند وقت پیش!
از صداقت و هماهنگی بامردم حرف میزنید و باهاش پز میدید و رسانههای وابسته به دولت حتی پمپاژِ ناامیدی رو پای صداقت مینویسن؛ اما باهم هم هماهنگ نیستید. چیزی رو که خودتون تکذیب میکنید و یا بنا بوده حداقل قبلش برای افکار عمومی توضیح بدین؛ ناگهانی و بدون هیچ توضیحی خلافش عمل میکنید؛ تازه با کلی ابهام! نه اولویتبندیِ درست دارید، نه برنامه. تکلیفتون نه با خودتون روشنه، و نه با حلقهٔ حامیانتون که درایامِ انتخابات برای تبلیغ به هرچی چنگ میزدن. انگار دولت نداریم. سوال اینه که اولاً اگر بنابه صداقت و عمل به وعدههاتونه(!) بگید این طرح آیا تفاوتی با اون شعار انتخاباتی داره؟ دوماً دقیقاً چه کسی باید عواید یا ابهاماتِ مربوط به طرحی که بارها تکذیب شده بود رو برای افکار عمومی بصورت شفاف -نه از جنسِ اون «نمیدانم»های خانم سخنگو!- توضیح بده که باز شاهد تجربههای تلخ گذشته نباشیم؟ کارکردِ اون تریبونی که دستتونه؛ دقیقاً همینه. اقناع مخاطب، نه ذکر مصیبت. چون در سایهٔ تصمیمات ناگهانیِ بدون توضیحات شما؛ اینترنشنالها مشغول کارَند!
آن خانهنشــینان که
پیمانشکنـی کردند؛
یا در پیِ دنیایَند؛
یا در دلشان ترس است…
- هر مداحیِ مهدی رسولی برام یه عبرتِ تاریخه!
-
کشفِ محمولهٔ سنگین مواد منفجره و سلاح جنگی و ۱۹۸ بمب انفجاری! متعلق به همونهاییه که اکانتهاشون تو مجازی به مردم وعدهٔ آزادی میدن و پیادهنظامهاشون محمولههایِ جنگی برای ناامنی داخل کشور جابجا میکنن. خیلی ناراحتم که از کنارِ این خبرها راحت رد میشم و نمیدونم در شبانهروز چندتا از اینا با عملیاتهایِ نیروهای امنیتی خنثیٰ میشن.
برای آتیشسوزی توی کالیفرنیا و لسآنجلس و تپههای هالیوود و سوختنِ مکدونالد و ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت و تصاویر مهارِ آتش با آب پر کردن داخلِ کیفدستیِ خانمها، و دزدی و غارت از خانهها که برای کنترلش به گاردِ ملی متوسل شده بودن، و باوجود «جهان اولی بودن»(!) دستور تخلیهٔ عمومی صادر کردن که خونهها که هیچی؛ لااقل آدمها نسوزن؛ فقط مینوشتید «pray for LA😔🙏🏻» و میگفتید کارِ طبیعت بوده و بالاخره اتفاقه دیگه! اما برای آتیشسوزی تو ایران یادتون میفته زخمزبونها و «کار خودشونه»ها و انگِ «جهانسومیهای نفرین شده» رو از کمد دربیارید و تو استوریهاتون ردیف کنید؟
برای منی که عاشق طبیعت و سرسبزیام؛ سخته. با وجودِ اینکه همهٔ نیروهای آتشنشانی و هلالاحمر و بسیج و ارتش و سپاه و … پایِ کارن و آتیش رو مهار کردن، بازم دلم میسوزه. اما اجازه بدید اینو نپذیریم که اسمِ این استاندارد دوگانهٔ شماها هم دلسوزیه. شمایی که هیچ اشارهای به زحماتِ نیروهای کشور که خودشون هم برای اطفای حریق دچار سوختگی شده بودن نمیکنید؛ اما برای هرجایی جز ایران حتی شده با هوشمصنوعی سریعاً همدلیها رو از جیبتون درمیارید و برای ایران حتی در زمانِ جنگ هم همدلیها و مقصرشناسیهاتون غلافه؛ تازه اگه برای حمله به زیرساختهایِ ملی کشور خوشحال نباشید! اجازه بدید اینطور فکر کنیم که همش منتظرید اتفاقی در ایرانِ ما بیفته تا سریعاً دست به گوشی بشید و زخمزبون بزنید اما برای جاهای دیگه «بالاخره اتفاقه دیگه…» اجازه بدید بگیم کاسبانِ اتفاقاتِ ناگوارید!
امشب پیش حضرتمعصومه(س) بودیم. گفتم سالِ جدید زندگیمو که مصادف شده با فاطمیه؛ برم پیشِ نزدیکترین مأمنی که ردخور نداره دعا کنارش … دستههایِ عزاداری میومدن داخل حرم و اصلا یه حالِ عجیبی بود. پر از سر و صدا و مداحی و پرچم و عَلَم. یکی از هیئتها تابوتِ نمادین حضرت زهرا(س) رو درست کرده بودن و روی دست میچرخوندن و مردم تویِ سر و صورت میزدن. از کنارِ ضریح که اومدم بیرون و این صحنه رو دیدم؛ قالب تُهی کردم یه لحظه! هیچوقت چنین تصوری نداشتم که توی تشییع پیکر حضرت زهرا(س) حاضر باشم -حتی نمادین. سر میچرخوندم آدمها رو نگاه میکردم؛ یه عده میزدن تو سرشون. یه عده به پهنایِصورت اشک میریختن. یه عده یه گوشه وایساده بودن نگاه میکردن. یهعده گوشی دستشون بود و فیلم میگرفتن. خدا از همهشون قبول کنه…منم تماشاچی بودم.
اما بدونِ نیتخوانیِ حتی یکنفر از آدمها، همینو رفتم به اونموقعهای مدینه. گفتم چی میشد اگه اونهمه غربت نبود و تشییعِ پیکر دختر پیامبر هم همینقدر باشکوه میبود؟ چی میشد همهٔ ما آدمها اونروزا هم بودیم؟ چی میشد بجایِ هیزُم؛ مردم میرفتن؟ چی میشد… همینجا بود که یکی کنارم گفت؛ «چندنفرمون اونموقع هم تماشاچی بودیم؟ چندنفرمون از دور ایستاده بودیم به تماشایِ غربت حضرت علی؟ چندنفرمون وقتی حضرت زهرا خونه به خونه برایِ جهاد تبیین میرفت؛ در خونه رو به روشون وا نمیکردیم؟ چندنفرمون گوشی به دست؛ از سلامهای بیجوابِ علی فیلم نمیگرفتیم؟ چندنفرمون علیعلی میگفتیم اما اونروز، از ترسِ جان و مال و آبرو، ساکت میشدیم؟ مگه امام برای دیدنه؟ چندنفر امامشون رو دیدن و پشت کردن بهش؟ اصلا بگو چندنفرمون بعدِ اومدن امامزمان درِ خونههامونو قفل میکنیم و پردههارو میکشیم و گوشیهارو خاموش میکنیم و پتو میکشیم روی سرمون و ترسون و لرزون؛ بهشون نمیگیم حالا شما برو بجنگ! تموم که شد میایم پشتت نماز میخونیم؟ و موقعِ نماز اشباهالرجال نمیشیم…»
فرو ریختم. ترکیبِ اون هیاهو، تصورِ خودم تو اون معرکه؛ این حرفها. و تضمینی که نیست…
امشب حرمِ حضرتمعصومه(س) بودیم. دستههایِ عزاداری میومدن داخل حرم و اصلا یه حالِ عجیبی بود. پر از سر و صدا و مداحی و پرچم و عَلَم. یکی از هیئتها تابوتِ نمادین حضرت زهرا(س) رو درست کرده بودن و روی دست میچرخوندن و مردم تویِ سر و صورت میزدن. از کنارِ ضریح که اومدم بیرون و این صحنه رو دیدم؛ قالب تُهی کردم یه لحظه! هیچوقت چنین تصوری نداشتم که توی تشییع پیکر حضرت زهرا(س) حاضر باشم -حتی نمادین. سر میچرخوندم آدمها رو نگاه میکردم؛ یه عده میزدن تو سرشون. یه عده به پهنایِصورت اشک میریختن. یه عده یه گوشه وایساده بودن نگاه میکردن. یهعده گوشی دستشون بود و فیلم میگرفتن. خدا از همهشون قبول کنه…منم تماشاچی بودم.
اما بدونِ نیتخوانیِ حتی یکنفر از آدمها، همینو رفتم به اونموقعهای مدینه. گفتم چی میشد اگه اونهمه غربت نبود و تشییعِ پیکر دختر پیامبر هم همینقدر باشکوه میبود؟ چی میشد همهٔ ما آدمها اونروزا هم بودیم؟ چی میشد بجایِ هیزُم؛ مردم میرفتن؟ چی میشد… همینجا بود که یکی کنارم گفت؛ «چندنفرمون اونموقع هم تماشاچی بودیم؟ چندنفرمون از دور ایستاده بودیم به تماشایِ غربت حضرت علی؟ چندنفرمون وقتی حضرت زهرا خونه به خونه برایِ جهاد تبیین میرفت؛ در خونه رو به روشون وا نمیکردیم؟ چندنفرمون گوشی به دست؛ از سلامهای بیجوابِ علی فیلم نمیگرفتیم؟ چندنفرمون علیعلی میگفتیم اما اونروز، از ترسِ جان و مال و آبرو، ساکت میشدیم؟ مگه امام برای دیدنه؟ چندنفر امامشون رو دیدن و پشت کردن بهش؟ اصلا بگو چندنفرمون بعدِ اومدن امامزمان درِ خونههامونو قفل میکنیم و پردههارو میکشیم و گوشیهارو خاموش میکنیم و پتو میکشیم روی سرمون و ترسون و لرزون؛ بهشون نمیگیم حالا شما برو بجنگ! تموم که شد میایم پشتت نماز میخونیم؟ و موقعِ نماز اشباهالرجال نمیشیم…»
فرو ریختم. ترکیبِ اون هیاهو، تصورِ خودم تو اون معرکه؛ این حرفها. و تضمینی که نیست…
-
یادم اومد یه بار حاجآقا ماندگاری میگفت:
«منتظرِ امامزمان(عج) بیخیال نیست؛ بیقراره!
بیخیال میدونی کیه؟
بیخیال اونه که وقتی به علی(ع) تهمتِ کفر میزدن؛ وایساد نگاه کرد. سجّاده رو از زیر سر امام حسن(ع) کشیدن، وایساد نگاه کرد. فرزندِ زهرا(س) رو تشنه شهید کردن، وایساد و نگاه کرد. به فاطمهزهرا(س) و علی(ع) جسارت کردن، وایساد نگاه کرد. در همین فتنههایِ اخیر چه جسارتها به اهـلبیت و قرآن و اسلام شد، دیدید کیا بیطرف وایسادن نگاه کردن؟ [چه مدعیانی؟] همینطور الیٰ آخر…
منتظـرِ امامزمان(عج)، بیخیال نیست! بیقراره، دغدغهمنده؛ انتظارش باید جهانـی باشه، نگاهش باید جهانی باشه. اون عدهای که میگن نه غزه نه لبنان، جانم فدایِ ایران! هم الکی میگن. هم بیخود میگن. منتظـرِ امام زمان(عج) نگاهـش، انتظارش، دغدغهش باید جهانی باشه…»
در معرکهٔ حق و باطل، کجا جایِ بیطرفیه…؟
به قولِ شهیدآوینی:
«دیندار، آن است که در کشاکـشِ بلا دیندار بماند؛ وگرنه در هنگامِ راحت و فراغت و صُلح و سِلم، چهبسیارند اهلِ دین…»
و چه بسیارَند اهلِ دینداریِ بیهزینه…
امّالمقاومة!
تو به من یاد دادی پایِ اعتقادم بمونم…
بیتفاوت نشستند؛
همان اهلِ دینداریِ بیهزینه!
راهِ تاریخ عوض شد
به لطـفِ تماشـاچیانِ مدینه…
ای مُجـاهـدترین!
ای حسینآفـرین…
ای سَراپا علی!
ضربه خوردی ولی؛
ظلم شد رو سیَه، از رویِ کبودَت…
خط به خط با روضهٔ دیوار و در،
«ایسـتادن» را به ما آموختـی…
امّالمقــاومة…
طاقچه مثلِ پارسال برای آثار مربوط به حضرت زهرا(س) ۳۰ تا ۷۰ درصد تخفیف گذاشته؛ میتونید استفاده کنید. مثلِ:
• فاطمه از نگاهِ علی- محمد حمیدیان
• فاطمه، رازِ ماندگاری امامت- دکتر ناصر رفیعی
• دختر پیامبر- استاد جاودان
• کشتی پهلوگرفته- سید مهدی شجاعی
• شرح الف خمیده- لیلا مهدوی
• فاطمه، فاطمه است- دکتر علی شریعتی
• حقیقتِ عظیم- استاد سیدعلـی خامنهای [این کتاب تخفیف نداره اما بیاناتِ رهبریست و خیلی پیشنهاد میشه.]
• نظام حقوق زن در اسلام- مسئلهٔ حجاب [این دوتا رو قبلاً چندبار معرفی کرده بودم و اختصاص به حضرت زهرا ندارن؛ اینم شامل تخفیف نیست اما پیشنهاد میکنم بخونید. از شهید مطهری.]
این پنج دقیقه از فقط یک بُعد از فضائلِ حضرت زهرا(س) در بیانِ زیبای استاد شهید مطهری(ره) رو که گوش میدادم؛ با هر جمله یک روایت در ذهنم تداعی میشد و این سلسلهٔ فضائل تمومی نداشت! یادِ جملهٔ امام خمینی(ره) در وصفِ حضرت زهرا(س) افتادم که «زنی که هر کسی با هر بینش دربارهٔ او گفتاری دارد و از عهدهٔ ستایشِ او بر نیامده -که احادیثیکه از خاندانِ وحی رسیده به اندازه فهمِ مستمعان بوده - و دریا را در کوزهای نتوان گنجاند، و دیگران هرچه گفتهاند به مقدار فهمِ خود بوده، نه به اندازهٔ مرتبتِ او…»
اگر شبیهِ کسی باشی، شبیه نیمهٔ شبقدری
شبیه آیهٔ تطهــیری، شبیه سورهٔ «اعطینا»..
گِتمَه یارالی… آه…
خدا خیر بده به حاج مهدی رسولی و هرکسی که ذکرِ لبشِ یادِ خونوادهٔ آسمونیِ ماست و وقتی که دستمون از روضهها کوتاهه؛ با همین چندخط کارِ دلهامونو که لابهلایِ خاکستریِ دنیا دود گرفته و زُمخت شده رو بدجوری راه میندازه؛ میگن آدمیزاد باید دلسوخته باشه تا اشکِ چشمـش صِیقـل بده روحِ تار عنکبوت بستهشو؛ تا بال دربیاره به آسمون برسه، تا بزرگ بشه…
- زیرنویس و ترجمه داره.
