ru
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Открыть в Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Больше
4 791
Подписчики
Нет данных24 часа
+567 дней
+2930 день
Архив постов
«در میانِ شما هستند کسانی‌که احیاناً قصدِ ‌تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمامِ‌حجّت می‌کنم. تزویر به شما امان می‌دهد تا مقاومتتان را بشکـند، پس از غلبـه شک نکنید؛ که گردنتان را خواهد شکست - مختارنامه - دیالوگِ مختار- قبل از شهادت.

«در میانِ شما هستند کسانی‌که احیاناً قصدِ ‌تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمامِ‌حجّت می کنم. تزویر به شما امان می‌دهد تا مقاومتتان را بشکـند، پس از غلبـه شک نکنید؛ که گردنتان را خواهد شکست - مختارنامه - دیالوگِ مختار- قبل از شهادت.

«آن‌روز که با سیاست دشمن را عقب می‌راندم؛ متهم نبودم که کذّابم، ساحرم، خون‌ریزم. متهم نبودم بد دینم. امروز فقط با ایستادنِ رو در رو می‌توانم تهمت‌هایی را که به من بسته‌اند را پاک کنم.» - مختارنامه - دیالوگِ مختار- قبل از شهادت.

- این عادتِ همیشگیِ انداختنِ بار پاسخگویی نسبت به کم‌کاری و سوءمدیریتِ خودشون روی گردنِ بقیه! مثلِ همیشه. یه روز گردنِ شعارهای روی موشک، یه روز رئیسی، یه روز جلیلی، یه روز تقصیرِ فلان قانونِ خوبِ مجلسه، یه روز توصیهٔ فرانچسکو! خیلی اتفاقی مواقعی که خودشون مسئولیت داشته باشن، «هُپ» می‌شن. بجای دور زدنِ مسئولیت‌پذیری و جا‌ خالی‌دادن‌هایِ همیشگی جهتِ عدمِ پاسخگویی؛ با بقیه که برای کمک به موفقیتِ شما در راستایِ منافع ‌ملی، امروز نجیبانه در برابرِ این ضعفِ مدیریتی فاحش سکوت کردن و همکاری می‌کنن و به سیاقِ بی‌اخلاقی‌هایِ رایجِ خرده‌رسانه‌-مجازی‌هایی که دروغ‌بافی و لجن‌پراکنی عادتشونه رفتار نمی‌کنن؛ «وفاق» کنید، افکار عمومی رو منحرف نکنید، مسئله رو بپذیرید و بالاخره یک «کارشناس» برای مسائل پیدا کنید.

«هفت تکلیفِ راهبردی.»♥️

«نام تمامِ کسانی که به پدرم تهمت زدند در خاطرم هست و اگر پدرم هم آن‌ها را ببخشد، من نخواهم بخشید…» این حرفِ فرزندِ شهیدِ بزرگوار فریدون عباسی، دانشمند هسته‌ایه که در حملهٔ اسرائیل به شهادت رسید. می‌دونستید به ایشون که یکی از دلسوزترین افراد برای صنعتِ هسته‌ای بود؛ تهمتِ جاسوسی می‌زدن؟ همون‌هایی که خطِ تخریب خیلی از افـرادِ دلسوزِ دیگه رو هم جهت‌دهی می‌کنن، تخریبِ شهید‌رئیسی، تهمتِ جاسوسی به یحیی‌سنوار و … که کماکان برخوردی باهاشون صورت نمی‌گیره. ترورِ شخصیت مقدمهٔ ترور فیزیکی‌ست. همیشه بوده. شما رو نمی‌دونم اما اگه من بعنوان یکی از اعضایِ جامعه -که در این جنگِ روانی آسیبِ فراوان دیده- حقـی داشته باشم؛ من هم این افـراد رو هرگز حلال نخواهم کرد.

«در پیروی از ولایت‌فقــیه و امام خامنه‌ایِ عزیز، عمل خالصانه، کسبِ بصیرت، مبارزهٔ بی‌امان با استکبار در راسِ آن امریکای جنایت
«در پیروی از ولایت‌فقــیه و امام خامنه‌ایِ عزیز، عمل خالصانه، کسبِ بصیرت، مبارزهٔ بی‌امان با استکبار در راسِ آن امریکای جنایتکار و رژیم کودک‌کشِ اسرائیل، لحظه‌ای درنگ نکنید و دشمنیِ دشـمنان را جدی بگیرید.»
امضاء؛ امیرعلی‌حاجی‌زاده سـربازِ سیدعلــی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ بخشی از وصیت‌نامهٔ سردار حاجی‌زاده که هنوز نوشتنِ عنوان «شهید» قبلِ اسمش، برام سنگینه. و نامِ خامنه‌ایِ‌عزیز، که فصلِ مشترک وصیت‌نامهٔ قهرمانان نامیرایِ عصـر ماست. از حاج‌قاسم و سیدحسن، تا امیر‌علی حاجی‌زاده..

یادم میاد وقتی شهید‌رئیسی برای اون سخنرانیِ معروف و عالی به سازمان‌ملل رفت، در برابرِ جنایات و تهدیداتِ امریکا و اتهامات بی‌اساسی که امریکا به مسئلهٔ هسته‌ایِ ایران وارد می‌کرد از یک عبارت فوق‌العاده استفاده کرد که بعد از اون توی بیشتر موارد منم ازش استفاده می‌کنم. گفت «امریکا، تنها مجرمِ اتمیِ جهان!» چنین عبارتی، در واقع پاسخِ همهٔ اتهامات بی‌اساس امریکا نسبت به خطرناک بودنِ صنعت هسته‌ایِ ایران، تنش‌آفرینی ایران در منطقه و ادعایِ دلسوزی‌ امریکا برای حقوق‌بشر بود. امریکا تنها مجرمِ اتمی جهان! که برای اولین‌بار از سلاح اتمی علیه ملت‌ها استفاده کرد و حالا با ادعای احمقانهٔ غیرصلح‌آمیز بودنِ هسته‌ای ایران، به تاسیسات هسته‌ای ما حمله کرد و مدام داره این ادعا رو هم تکرار می‌کنه. این جمله از سخنرانی شهید رئیسی در سازمان‌ملل رو هم بخونید:
«آمریکا باید با اعتمادسازی اثبات کند که دارای حسن‌نیت است و ارادهٔ واقعی برای عمل به تعهداتِ خود و نهایی کردنِ مسیر را دارد.»
صحیح، منطقی، پرسش‌گرایانه و در موضعِ قدرت. دلیل هم داره. چون اونی که به تعهداتش عمل نکرد و حتی به همون میز مذاکره هم احترام نذاشت و قائل به هیچ گفتگویی هم نیست، امریکاست، نه ما. حالا که امریکا وسط مذاکرات به ما حملهٔ نظامی کرده و گزافه‌گویی‌هاش ادامه‌داره، قطعاً این موضع باید صریح‌تر بیان بشه.

این ترامپ بود که با نتانیاهو تبانی کرد تا به ایران حمله کند، این‌گونه است که شما حقیقت را تحریف می‌کنید. نباید مرا دعوت کنید، چون به‌راحتی افشا می‌شوید! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ در مصاحبه‌ با یک طرفِ خارجی، کمتر کسی رو مثل دکتر مرندی دیدم که در برابرِ یک «بازجوییِ رسانه‌ای» موفق عمل کنه. این بخش از مصاحبه با اسکای‌نیوز رو ببینید. مصاحبه‌شونده باید بلد باشه چطور توپ رو به زمینِ مصاحبه‌کننده‌ای که خودش رو در جایگاه بازجو فرض کرده بندازه، باید بلد باشه چطور ورق رو برگردونه و از موضع تهاجمیِ طرف علیه‌‌ش استفاده کنه. به ویژه وقتی کشورش مورد تهاجمِ نظامیِ کشورِ طرف قرار گرفته! بدیهیه که افراد با یک هدفِ‌خاص به این مصاحبه‌ها دعوت می‌شن، و اگه در جایگاه اتهامی قرار بگیرن و این‌طور برداشت بشه که تلاش در اثبات و توجیهِ خودشون و سیاست‌هایِ مُتقنِ خودشون دارن، فقط طرف مقابل رو به هدفش می‌رسونن. درحالی‌که شاید بازتابِ داخلی این قبیل مصاحبه‌ها از بازتاب خارجی‌ش مهم‌تر هم باشه.

- فرهیختگان نقدِ خوبی رو دربارهٔ مصاحبهٔ عراقچی با فاکس‌نیوز نوشته. بعد از دیدن بخش‌هایی از مصاحبه، نکات مثبتـی رو هم در مصاحبه دیدم، مثلِ غیرقابل مذاکره بودن حق غنی‌سازی و تاکید بر تقویت توان موشکی. اما این‌ موارد قابل‌نقد کاملا دیده می‌شد؛ کمااینکه من بعنوان مخاطبِ‌ عمومی «در‌جایگاهِ اتهامی بودنِ» طرف ایرانی رو در این مصاحبه احساس کردم. مصاحبه‌ای که مثل مصاحبه با پزشکیان شبیه به یک بازجویی رسانه‌ای بود! و طبیعتاً تو این موقعیت توقع می‌رفت بعنوان نمایندهٔ ‌کشوری که مورد حملهٔ‌نظامی یک کشورِ «همیشه ‌متجاوز» قرار گرفته؛ پاسخ‌هایی غیرِ توجیهی و طلبکارانه وجود داشته باشه، نه توضیحاتی شبیه دفاعیاتِ متهـم در یک بازجوییِ رسانه‌ای! وقتی دشمن حرف از حملهٔ مجدد به تاسیساتِ‌هسته‌ای می‌زنه؛ پاسخ‌های منفعلانه و توجیهیِ شما در برابرِ یک تهدیدِ ‌واضح، چطور می‌خواد مقابله با این تهدید در عرصهٔ عمومی رو مخابره کنه؟ پیشنهاد می‌کنم کاملش رو در سایت بخونید.

وضعیتِ زندگی و زنده‌ماندن آدم‌ها در غزه انقدر وحشتناکه که قابل‌توصیف با هیچ کلمه‌ای نیست! این گرسنگی دادنِ عمدی، یک ابزار کُشتار توسط اسرائیله و بیانیه‌نویسی‌ها هم دردی دوا نمی‌کنه… نمی‌دونم باید چه کرد! اما دوتا خیریهٔ معتبر برای کمک به غزه دیدم که حتماً شما هم دیدید، اما باز هم معرفی می‌کنم... یکی «ایران همدل» که تحتِ‌نظر دفتر رهبر‌انقلاب اداره می‌شه. یکی هم «خیریهٔ خدیجه‌الکبری(س)». اقای احمد اثنی‌عشران مدیریتِ خیریه هم نحوهٔ کمک‌رسانی‌ رو در شبکهٔ افـق توضـیح دادند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی گرسنگی‌دادن ابزارِ دشمنه؛ باید در حد وُسع باهاش مقابله کنیم…

«ذراتِ‌ جهان پشتِ گردن ظهـور ایستاده‌اند. همهٔ اجزای‌ زمین گرسنه‌اند و یک‌تکّه عدالت می‌خواهند. تاریخ با تمام عظمتش چشم به در
«ذراتِ‌ جهان پشتِ گردن ظهـور ایستاده‌اند. همهٔ اجزای‌ زمین گرسنه‌اند و یک‌تکّه عدالت می‌خواهند. تاریخ با تمام عظمتش چشم به دروازه‌های نخسـتین دوخته است و زمان به نصف‌النهارِ ربوبـیِ خود می‌رسد. کافی است یکی از پدیده‌ها به گریه بیفـتد؛ جهـان روضهٔ رضوان خواهد شد…» تمامِ حرف همین کلمات است که احمد‌‌عزیزی گفته، و تمامِ تمنّا همین قاب است که حسـن‌ روح‌الامین کشیده‌. که یا رب! کجاست خورشیدِ تابندهٔ هستی…؟

جهان به معنیِ واقعی عطشِ منجی دارد. حتی اگر خودش هم نداند منجی کیست! اما باید بداند که تنها احتیاجش آن نجات‌دهندهٔ موعود است. همان که هزار و صد و اندی سال است که منتظرِ «انتظارِ» ماست. برایِ ما دعا می‌کند که منتظرش باشیم. دعا می‌کند که سرگرمِ خودمان نشویم و «خودمان» را یادمان برود. که برادری‌مان را ثابت کنیم، نه به سبک و سیاقِ آنها که هزاران نامه نوشتند و در بزنگاه، یادشان رفت که نامه نوشتند.. من این‌طور حسش می‌کنم. رسیدن به آن سیبِ قرمزِ تاج سر درخت، قد‌بلندی می‌خواهد. می‌گویند قد کشیدن هم درد دارد. بزرگ شدن درد دارد. رسیدن به هر مقصدِ شیرینی، سختی دارد. رسیدن به قُله هم. عقل من می‌گوید خدا دیدنِ نور آخرین حجت‌ش را نصیبِ هرکسی نمی‌کند. به‌قولِ استاد شجاعی وقتی خداوند نعمتِ سیزده معصوم را به آدم‌ها داد، و آدم‌ها دیدند و شنیدند و دانستند که این‌ها عزیزانِ خدایند، نعمت‌اند، مایهٔ آسایشِ زمین‌اند اما عافیت‌طلبی کردند، تنبلی کردند، بهانه آوردند، یک گوشه‌ای نشستند و با بی‌طرفی و ترس؛ هم‌گامِ طاغوتیان شدند، نظاره‌گرِ تنهایی‌شان شدند و تنهایشان گذاشتند؛ آخرین حجت‌ش را به هرکسی نمی‌دهد. نمی‌دانم. من نمی‌دانم چه کاری از من برمی‌آید! دلم می‌خواهد کاری بکنم. کاش خدا کاری کند که کاری از من بربیاید. منِ نابلد، منِ ضعیف و ناتوان و ترسان، اما دلم از غربتِ این دنیا به تنگ می‌آید، تنگیِ دلم از تنگیِ قفسِ این دنیا، اشک می‌شود گاهی. حُناق می‌شود گاهی. کاش خدا کار کند که از من کاری بربیاید، حتی اگر این کار، نشستنِ غبار غصه‌هایِ دنیایِ بی‌او باشد روی دلم. بُغضـی در گلو، دعایی بر لب، اشکی در چشم. نمی‌دانم.

غزة تموت جوعاً. این جمله سه کلمه‌ست اما حرف‌ها دارد برایِ دنیایی که برای این فاجعه؛ به اندازهٔ یک تکه‌نان هم وقت ندارد. اما و
غزة تموت جوعاً. این جمله سه کلمه‌ست اما حرف‌ها دارد برایِ دنیایی که برای این فاجعه؛ به اندازهٔ یک تکه‌نان هم وقت ندارد. اما وقت دارد گاوِ شیرده قاتل کله‌زردِ امریکایی شود و سفره‌های رنگین و طویل و چربش را برای حُکامِ بی‌غیرت عربی پهن کند. غزة دارد از گرسنگی می‌میرد. عکس‌ها و فیلم‌ها را که می‌بینی، نمی‌دانی باید چه کنی. بدن‌ها آنقدر لاغر شده که می‌توانی استخوان‌ها را از روی عکس بشماری. سرها روی بدن‌ها سنگینی می‌کند، پاها رمقِ راه رفتن ندارد. فیلمی دیدم که اسرائیل یک خانه را بمباران کرد، زنی از شدتِ گرسنگی حتی نایِ فرار کردن هم نداشت. دست‌ها در تمنّایِ یک تکه‌نانِ خشک. چشم‌ها! چشم‌ها را نگاه نکن. شرمگین می‌شوی و بعد از آن یک جرعه آب هم برایت زهر می‌شود. گرسنگی‌ ابزارِ نسل‌کشیِ اسرائیلی‌هاست. آنها ابزارِ کُشتار زیاد دارند، همه هم امریکایی. حماقت است اگر فکر کنی امریکا دلش برایِ «بشریت» می‌سوزد. سلاح‌هایِ امریکایی در دست سربازانِ اسرائیلی؛ وسیلهٔ بازی‌ست انگار. دکتری می‌گفت یک‌بار سرهای مردم را نشانه می‌گیرند، یک‌بار گردن، یک‌بار پا، یک‌بار… بستگی دارد عیش‌شان چطور تکمیل شود؛ این وحوشِ خونخوارِ قاتل غاصبِ حرامی.

- این واکنشِ متیو ویتاکر نمایندهٔ امریکا در ناتو، به مصاحبهٔ وزیر خارجهٔ ما‌ست. جالب نیست؟ خودشان با بمب‌اتمی جنایت کرده‌اند، خودشان تمام جنگ‌های منطقه را راه انداخته‌اند، خودشان گروه‌های تروریستی را تجهیز و تامین کرده‌اند، خودشان قهرمان‌ملی ما را ترور کرده‌اند، خودشان اطرافِ کشور ما پایگاه‌های نظامی ساخته‌اند، خودشان حکومت‌های متمرکز را به نامِ آزادی ساقط کرده و در کشورها هرج و مرج و تجزیه به ارمغان آورده‌اند، خودشان جولانی را رئیس‌جمهور کرده‌اند، خودشان‌ هم به سوریهٔ بعد از اسد و آزادی(!) حمله کرده‌اند، خودشان نسل‌کشی در غزه را باعث شده‌اند، خودشان صدایِ مظلومیتِ غزه را در جهان خاموش کرده‌اند، خودشان حامیانِ فلسطین در کشورِ خودشان را هم سرکوب کرده‌اند، خودشان تحریم کرده‌اند، خودشان از برجام خارج شده‌اند، خودشان فردای برجام هم تحریم‌مان کرده‌اند، خودشان در میانهٔ مذاکرات به ایران حملهٔ نظامی کرده‌اند، حالا به ما که هرگز هیچکدام از این فقره‌ها در کارنامه‌مان نبوده و نیست، می‌گویند ایران صدایِ قابل‌اعتمادی برای صلح نیست! این‌ها اصلاً دنبالِ «اثبات چیزی که می‌دانند، اما نمی‌خواهند به آن احترام بگذارند» نیستند.

- رهبر انقلاب: در این منطقه فقط یک نیروی نیابتی وجود دارد و آن، رژیم‌صهیونی غاصبِ فاسد است. رژیم‌ صهیونیستی به‌نیابت از استعمارگران آتش‌افروزی می‌کند، نسل‌کشی می‌کند، جنایت می‌کند؛ اگر دستش برسد به کشورهای دیگر تجاوز می‌کند... ۱۴۰۴/۱/۱۱.

«مظلوم‌نمایی و جلبِ ترحّم» در عرصهٔ‌بین‌الملل هیچ آورده‌ای برای منافع‌ملی نخواهد داشت. با قلدر باید با زبانِ قدرت و از موضعِ قدرت حرف زد. به‌ بهانهٔ «مصرف‌ داخلی» داشتنِ این‌ قبیل مصاحبه‌ها که یک‌طرفش فرد یا رسانهٔ خارجی‌ست، لحن و ادبیاتِ سیاست ‌خارجهٔ ایران را به سمت موضعِ ضعف نبرید. این‌که “ما آماده‌ایم تا با اقداماتِ اعتماد‌ساز ثابت کنیم برنامهٔ هسته‌ای‌مان صلح‌آمیز است” همان چیزی‌ست که دشمنِ متجاوز اصلا به آن اهمیت نمی‌دهد. سال‌ها داشتید چیزی را به آن‌ها ثابت می‌کردید که خودشان، جاسوس‌هایشان در اژانس و گزارشاتِ همان اژانس آن‌را می‌دانستند و با علم به همان، میز مذاکره‌ای را که احتمالاً قرار بوده اعتماد‌ساز باشد اما فریب بود منفجر کردند. با تکرار دوبارهٔ آن چند سوال پیش می‌آید: اثبات به چه کسی؟ چه چیزی را؟ تا کجا؟ چطور؟ با کدام اقدامِ اعتماد‌ساز و با کدام راهِ امتحان پس‌نداده؟ با چه تضمینـی؟ ضمانتِ همان تضمین چیست؟ طرفِ قلدرِ بدعهدِ فریبکار و متجاوز، چه اقدامِ عملیِ مثبتی برای اشتیاق به این پیشنهاد نشان داده؟ شما به هیچ‌وجه متهـم نیستید، طلبکارید. چطور اعتمادِ خودتان و افکارِ‌ عمومی خودتان جلب شود؟

امام‌حسن(ع) فرمودند: «نعمت‌ها تا هستند ناشناخته‌اند، و همين كه رفتند، قدرشان شناخته مى‌شود.» نعمتی بودید که تا در میان‌مان بو
امام‌حسن(ع) فرمودند: «نعمت‌ها تا هستند ناشناخته‌اند، و همين كه رفتند، قدرشان شناخته مى‌شود.» نعمتی بودید که تا در میان‌مان بودید؛ قَدرتان شناخته نشد. در برابرِ زخم‌زبان‌ و توهین‌هایِ بی‌وقفه و ادامه‌دارِ این مدعیانِ ‌نابلد صبورانه سکوت می‌کردید، جمـعه‌هایتان با شـنبه‌هایِ هفته هیچ فرقی نداشت، خستگی نمی‌شناختید، حقیقتاً خستگی نمی‌شناختید. نعمت بودید که تا رفتید، قَدرتان شناخته شد. قَدرتان شناخته شد اما، شما رفته بودید…

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ - Статистика и аналитика Telegram-канала @cafferahimi