uz
Feedback
دچار شعر

دچار شعر

Kanalga Telegram’da o‘tish

و شعر آخرین شفای اندوه آدمی .. اگر از سرت بیرونم کردن...اگر خشک شدم...کندنم ...سپردنم به باد...تو منو بخاطر تفاوتم درک کن...جای اینکه منو واسه شباهتم بخوای.... @Mohammadreza_002

Ko'proq ko'rsatish
1 215
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kun
+1230 kun
Postlar arxiv

اگر دنبال چیزهایی که دوست داریم نریم چیزی جز حسرت برامون نمی مونه. #آدام_سیلورا هردو درنهایت می‌میرند📚 @docharsher

با خنده پرسیدی که از جانم چه می خواهی؟ آن خنده ها آن خنده ها آن خنده هایت را #سید_رضا_هاشمی @docharsher

هر شبم دل ز فراق تو بسوزد صد بار باز گویم که: «از این سوخته‌تر می‌بایست» #اوحدی_مراغه‌ای @docharsher

کسایی رو که دوستشون دارین پیدا کنین و جوری زندگی کنین که انگار هر روز خودش یه زندگی تازه است. #آدام_سیلورا •هردو درنهایت می‌میرند📚 @docharsher

photo content

من بنده‌ی چیزهای آهسته‌ام. مثل غذا که جا می‌افتد، یا سفر وقتی که مقصد مشخصی ندارد. پرسه‌زدن به‌جای پیاده‌روی، موسیقی‌های ملایم. آفتـاب مایلِ عصر. دوست‌داشتـن ‌های بی‌عجله. در کسی رسوب کردن به‌آهـستگی... ‎‌‎‌‌@docharsher

بر من بپیچ ای شرقی‌ترین آغوش من صبح از مشرق بوسه‌های تو آغاز می‌شود... #_نوشین_جمشیدی @docharsher

در نور پاک صبح اندام من ، ز خواب گران می شود تهی در دستهای من گویی توان گمشده یی یافت می شود از قلب من که دشت بزرگیست دشتی برای زیستن باغ های مهر اینک گیاه دوستی جاودانه ای سر می کشد ز نور توان بخش آفتاب آوند این گیاه پر از خون آشتی است من این گیاه را تا بارور شود با نوگیاه دوستی دستهای تو پیوند می زنم. #فرخ_تمیمی @docharsher

خودت رو به یاد بیار، همونی که از هیچ بارها بهترین‌ها رو ساخت. تو از جنس معجزه‌ای. #صبح_جمعه_بخیر ‎‌‎‌‌@docharsher

بچه های کوه آلپ @docharsher

تنم را بسوزان در آغوشِ خویش... #فریدون_مشیری @docharsher

دیگران درحدِّ ممنون و سپاس و مرسی‌اند تو ولی دورت بگردم، من فدایت، جانمی! #حمیدرضا_قبادی_راد‎‌‌‎‌‌‎‌ @docharsher

photo content

«‏من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم، امّا سرانجام فراموش می‌کردم. و آن‌که گمان می‌برد از او بیزارم مبهوت می‌شد. آن‌گاه که می‌دید لبخندزنان به او سلام می‌کنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمی‌انگیخت یا خفت منشم را خوار می‌شمرد. غافل از این‌که علتِ رفتارم ساده‌تر از این حرف‌ها بود: حتی نامش رافراموش کرده بودم.» یکی از ماندگارترین پاراگراف‌های رمان سقوط، نوشتهٔ #آلبر_کامو @docharsher

تا وقتی خودت، خودت رو داری، مهم‌ترین ابزار برنده شدن دستته. ارزش تو به غصه‌ها و شرایط دورت و اهمیت دادن دیگران نیست؛ به اینه که خودت مرکز دنیای خودتی و لیاقتت برای حس خوب داشتن، از هر بهانه‌ای برای غمگین بودن محکم‌تره. ببینم چه میکنی🤌🏼 @docharsher

وقتی مرا بوسید دیگر چشم هاش را نبست تا تأثیر بوسه را در صورتم نگاه کند... #_عباس_معروفی @docharsher

وقتی مرا بوسید دیگر چشم هاش را نبست تا تأثیر بوسه را در صورتم نگاه کند... #_عباس_معروفی @docharsher

عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت او ندانست که در ، ترک تمناست بهشت این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هر کجا وقت خوش افتاد،همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست دل اگر تیره نباشد،همه دنیاست بهشت #صائب_تبریزی @docharsher

دچار شعر - Telegram kanali @docharsher statistikasi va tahlili