دچار شعر
رفتن به کانال در Telegram
و شعر آخرین شفای اندوه آدمی .. اگر از سرت بیرونم کردن...اگر خشک شدم...کندنم ...سپردنم به باد...تو منو بخاطر تفاوتم درک کن...جای اینکه منو واسه شباهتم بخوای.... @Mohammadreza_002
نمایش بیشتر1 218
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
1 218
نوبل ادبیات ۲۰۲۶ به خانم آن کارسون رسید
آن پاتریشیا کارسون
زاده : ۲۱ ژوئن ۱۹۵۰ کانادا
شاعر جستار نویس، مترجم و استاد دانشگاه
کانادایی.
تکه ای از نوشته ی آن کارسون به ترجمه ی
دکتر عباس پژمان:
«تو چقدر خاطره در یادت حمل میکنی!»
این را مادرم این اواخر به من گفت.
گفت: «چرا باید این همه بار با خودت حمل کنی؟»
و من گفتم: «خب، کجا میتوانم این بار را زمین بگذارم؟»
@docharsher
1 218
دین ندارم راست میگویی ولی آزاده ام
خم نکردم گردنم را جز سر سجادهام
ظاهر و باطن همینم! درک من پیچیده نیست!
من شبیه شعرهای خویش صاف و سادهام
خستهی راهم ولی سربار مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنار جادهام
چیستم من؟ زلف یارم! در تمام عمر خویش
یا پریشان بوده ام یا پشت گوش افتادهام
مشق عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی؟
ای فلک بس کن که صد بار امتحان پس دادهام
#علیرضانورعلیپور
@docharsher
1 218
پروانه از آن سوخت که با شمع درافتاد
با سوختگان هر که درافتاد برافتاد...
#سیداشرفجهانگیرسمنانی
@docharsher
1 218
با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است
سیلیخور تو نیز که باشم غنیمت است
دست محبّت تو اگر خیرخواه ماست
این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است
وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست
در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است
خون گریه کرد شیشهی می، سر به دوش جام
یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است
هرکس به «کیمیای سعادت» رسید گفت:
با دوست هر دقیقهی عالم غنیمت است
القصّه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطرهاش هم غنیمت است
#فاضل_نظری
@docharsher
1 218
برام فرستاده میگه هر روز موقع پیاده روی میبینه این پیرمرد رو که تمام زندگیش روی چرخش سواره الا خودش.
بنین میگه، آدم به همراهی که اتفاقی که توی مسیر هرروزهاش میبیند و لبخندی بینشان ردوبدل میشود هم دلش گرم میشود،به کودکی که هر صبح از بالکن خانه سلام میکند،به پیرمرد فروشنده که هر روز خداقوتی میگوید.عادت میکند به بودنشان و اگر یک روز نباشند دلنگران میشود.
قراری وجود نداشته،وظیفهای هم.
شاید آن هم مسیر دلش خواسته از راه دیگری برود، کودک دوست داشته دیگر سلام نکند و پیرمرد خستهتر از آن است که بنشیند به تماشای آدمها،اما دلواپسی این چیزها سرش نمیشود.
یاداوریِ روایتی شد که؛ دخترکی بود که هر روز وقت برگشتن از مدرسه، از کنار پیرمردی که در آستانهی خانهاش نشسته بود رد میشد. پیرمرد میگفت پخ! و دخترک میخندید. همین. اما عادت هرروزهشان شده بود.
تا اینکه یک روز دخترک حالش خوب نبود و در جواب پیرمرد نخندید. از فردا دیگر پیرمرد آنجا نبود. همین.
ما در قبال عادتهایی که ناخودآگاه برای بقیه ایجاد کردهایم مسئولیم؟!
گمانم نه. اما کاش قبلش یک کلمه خبر بدهیم که من از فردا دیگر نیستم. بیخبری آدم را بیچاره میکند.
1 218
گذشته به درد ما نمیخوره و آینده هم پر از دلواپسیه. فقط حال واقعیه، همون اینجا و اکنون؛ دم را دریاب!✌️
#سائول_بلو
@docharsher
1 218
فرستاده شدهام تا بجنگم؛
برای هرچیزی که ارزشاش را داشته باشد: حقیقت، زیبایی، محبت، آرامش و عشق.
برای رژه رفتن میان عشق و رنج، با قلبی گشوده و چشمهایی بینا، برای ایستادن درون خرابیها، و باور اینکه قدرت من، نور من، حقیقت من و عشق من، قویتر از تاریکیست.
حالا دیگر اسم خودم را میدانم:
جنگجوی عشق...
📕 #جنگجوی_عشق
#گلنن_دویل_ملتن
@docharsher
1 218
پرتقالی پوست میکندم شهر در آینه پیدا بود
دوستان من کجا هستند روزهاشان پرتقالی باد !
#سهراب_سپهری
@docharsher
1 218
همیشه تو در جایی از من خواهی بود
شاید در یادم
شاید در قلبم
و شاید در هر قدمی که بردارم…
#فروغ_فرخزاد
@docharsher
1 218
چرا دوستت دارم؟
هیچ قایقی به یاد نمیآورد
که آب چطور در آغوشش گرفته
و گرداب چطور برهنهاش کرده
چرا دوستت دارم؟
از گلوله نمیپرسند
از کجا آمده
معذرت هم نمیخواهد
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من میدانم نه تو
#نزار_قبانی
@docharsher
1 218
من
از خیال ِ تــو
جایی نمی روم
هر چقدر هم
شب
پُر شود از شببوهای عاشق
باز هم
دوست داشتن ِ تــــو
فصل ِ تازهای ست
و
احتمال اینکه
من پای این شعـــر
بمیرم
بسیار است..
لطفا با احتیاط بخوانید ...
#سولماز_حاجی
@docharsher
1 218
مهربانیات را با گل ها در میان بگذار
با سنگ ها
با رودی که میرود
مهربانیات را با جنگ در میان بگذار
صدای تو چشمهای خواهد شد
و انسان را با انسان
آشتی خواهد داد
#غلامرضا_بروسان
@docharsher
