ch
Feedback
دچار شعر

دچار شعر

前往频道在 Telegram

و شعر آخرین شفای اندوه آدمی .. اگر از سرت بیرونم کردن...اگر خشک شدم...کندنم ...سپردنم به باد...تو منو بخاطر تفاوتم درک کن...جای اینکه منو واسه شباهتم بخوای.... @Mohammadreza_002

显示更多
1 209
订阅者
-224 小时
+17
+130
帖子存档
photo content

هر کس وَطنی دارد و اَهلیت جایی من اَهل دیارِ دلِ بیتاب تو هستم #حسین_مرادی @docharsher

قهوه بنوشید یک کتاب خوب بخوانید به یک موسیقی فوق العاده گوش دهید و دقایقی به هیچ چیز فکر نکنید شاید معنی زندگی همین باشد... @docharsher

photo content

گفتی که دردِ عشق، علاجش بُود شکیب چون درد، دردِ توست، نمی‌خواهمش علاج #اشراق_آصفی‌ @docharsher

شخصیت هايي در من اند که همدیگر را زخمی می کنند همديگر را می کُشند همدیگر را در خرابه های روحم خاک می کنند من اما با تمام شخصیت هایم دوستت دارم.. #گروس_عبدالملکیان @docharsher

انتظار کشیدن خود جهنم بود اما منتظرت ماندم... #ناظم_حکمت @docharsher

جذابیت حقیقی آدم‌ها آن‌جاست که کمی دل به دریا می‌زنند؛ آن‌جا که دیگر خوب نمی‌دانند کجا هستند. منظورم این نیست که دچار فروپاشی بشوند، برعکس این‌ها آدم‌هایی هستند که دچار فروپاشی نمی‌شوند. ولی اگر ریشه‌ی نازکی یا دانه‌ی کوچکی از جنون را در کسی پیدا نکنی نمی‌توانی دوست‌اش داشته باشی. #ژیل_دلوز @docharsher

پرسید یکی،که عاشقی چیست؟ گفتم که چو ما شوی بدانی.. #مولانا @docharsher

بعد از شراب کسی تابستان را به یاد نخواهد آورد و من بعد از بوسه‌ی تو ، خودم را #پریسا_ناصری @docharsher

بنده عشقـم و از هر دو جهان آزادم #حافظ @docharsher
+1
بنده عشقـم و از هر دو جهان آزادم #حافظ @docharsher

شاره جان نام معشوقه ایست که داستان عشق او و معشوق جنگاورش در صفحات تاریخ گم شده است، در بهبوحه حمله ازبکها و ترکمنها به سرحدات شمال خراسان که گویا معشوق در خط حمله و یا نقطه دیگری در حال جنگیدن بوده که خبردار می شود. دشمن از راه دیگری خودش را به برج زنگلانلو رسانده است جایی که معشوقه اش شاره در آنجا زندگی میکند و چشم به راه معشوقش مانده است. در روزهای دور‌ در صفحات پیشین‌ تاریخ ایران، زمانی که سختی و سردی هجوم‌ اقوام‌ متجاوز به شمال خراسان گرمای حضور ایلیاتی مردمان سرزمینمان را به سردی میکشاند. در روزی که معشوقه ی داستان ما در آنسوی راه‌ از یارش در این سوی راه جدا می افتد، این آتش عشق است که سوز این جدایی را به اوج‌ آسمان سرد تنهایی می کشاند و‌ پرتویی از آن را بر قلب بخشی خراسانی می افکند. پرتویی از قلبش بر زبانش جاری می شود و‌ همچون برق شمشیری رو به سوی متجاوز، راه را خطاب قرار می دهد و‌ شکوه از روزگار می کند که او را از یارش جدا کرده. امروز این فخر موسیقی خراسان است که از حنجره اش همان آتش و همان سوز را روایت می کند و آتش به قلب راه هایی می زند که راه میان عاشق و‌ معشوق را سد میکنند. سهراب محمدی همان راوی عاشقیست که سوز صدایش لرزه بر اندام شنونده می اندازد. @docharsher

شار ِ ی جان... (موسیقی کردی_خراسانی) با صدای: مرحوم سهراب محمدی موسیقی: مجتبی ابوالقاسم پور @docharsher

سپاسگزاری هنر دیدن است سپاسگزاری، هنر دیدن است؛ دیدن نعمت‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم و گمان می‌کنیم همیشه بوده‌اند. هنر دیدن لبخندی که به تو آرامش می‌دهد، نفسی که بی‌هیچ زحمتی می‌کشی، دستی که در روزهای سخت کنارت می‌ماند و فرصتی که خداوند هر صبح برای آغاز دوباره به تو هدیه می‌کند. وقتی سپاسگزاری را تمرین می‌کنی، زندگی تغییر نمی‌کند؛ این نگاه توست که تغییر می‌کند. آن‌گاه می‌فهمی که ثروت واقعی، در داشتن بیشتر نیست، بلکه در دیدن عمیق‌تر است. راز آرامش بسیاری از انسان‌های بزرگ همین است؛ آن‌ها پیش از آنکه به دنبال نعمت‌های جدید باشند، قدر نعمت‌های امروز را دانسته‌اند. سپاسگزاری، هنر دیدن حضور خداوند در جزئیات زندگی است خداوندا ….. @docharsher

نصیحت‌گو مرا گوید که بَرکَن دل ز عشقِ او نمی‌داند که عشقِ او رگی با جانِ من دارد! #انوری @docharsher

با این‌که پیشِ هیچ‌کس اعتراف نمی‌کرد از دلتنگی تقریبا فلج شده بود... #جومپا_لاهیری 📕 | خاک غریب فارسیِ | امیرمهدی_حقیقت @docharsher

‏ پرسید شغل؟ گفتم شاعرم خندید و کف دستم را مُهر زد روی برگه‌ی اعزام به بیمارستان افسر نگهبان شغل‌ام را «آزاد» نوشته بود خندیدم چگونه یک زندانی می تواند شغلش آزاد باشد؟!  محبوبم به تو فکر می‌کنم به تو، که می‌دانی شاعرم و دوست داشتن تو شغل تمام وقت من است. #بکتاش_آبتین @docharsher

رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز می‌برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز #سیمین_بهبهانی @docharsher