دچار شعر
前往频道在 Telegram
و شعر آخرین شفای اندوه آدمی .. اگر از سرت بیرونم کردن...اگر خشک شدم...کندنم ...سپردنم به باد...تو منو بخاطر تفاوتم درک کن...جای اینکه منو واسه شباهتم بخوای.... @Mohammadreza_002
显示更多1 201
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-730 天
帖子存档
1 201
همیشه هر که دم از عاشقی زده تنهاست
نماز آنکه مکبر شود جماعت نیست ...
#سید_سعید_صاحب_علم
@docharsher
1 201
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جــا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را
تنــها تو بدان
تو بیـــــــــا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو ٬ به جای همه گل ها تو بخند...
تو بمان با من ٬ تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من ٬ همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جــام تهی را تو بنوش
#فریدون_مشیری
@docharaher
1 201
حق گفت: بنده ی من، چون بِراهی نشینی همراهت مَنم و چون به منزل شور آیی، میزبانت منم و چون سخنگویی، شنونده ی سخن منم و چون اندیشه کنی، داننده ی اندیشه ات منم و چون به من درگُریزی، دستگیرت منم و چون از من ترسی، ایمن کننده ات منم و چون به من امید داری، وفا کننده ات منم. من با توام تو نیز با من باش که به آبادانی با توام و به ویرانی با توام. پس طریق یقین گیر تا راه بر تو کوتاه گردد.
#ابوالحسن_خرقاني
@docharsher
1 201
و شعر،
تنها دفاع ما در برابر این زندگی
خرد کننده بود...
#محمود_درویش
هیچکس نمیداند که دارم
چه زحمتی میکشم؛
تا اُمیدهایم را زنده نگه دارم...
@docharsher
1 201
سالهاست
قلب من از جنس شیشه شده
اگر دلتنگ من شدی
فقط با لهجه باران در بزن ..
#نسرین_بهجتی
@docharsher
1 201
پروانه… سرانجام
از لای کتاب آزاد خواهد شد،
اما من هنوز
درگیرِ هزار دفتر از شبِ نانوشتهام.
پرنده… سرانجام
از محبسِ منتظر
آزاد خواهد شد،
اما من هنوز
درگیرِ دوشاخهٔ گَز از خطایِ سیمرغم.
آدمی… آدمی
سرانجام از عقوبتِ مُقَدَر
آزاد خواهد شد،
اما من همچنان
درگیرِ آن دقیقهام که باز تو
از پشتِ درگاهِ بسته بگویی:
منم…!
#سیدعلی_صالحی
@docharsher
