🄿ʜᴏᴛɪᴄ⚫️🅉ᴏɴᴇ
Kanalga Telegram’da o‘tish
"R͉̜̎͡͠ẹ̕a̤l̙͖̑̾ͣỉ͔͖̜͌t̲̂̓ͩ̑y҉̃̀̋̑ ỉ͔͖̜͌s̠҉͍͊ͅ ju̡͕̭̇s̠t̲̂̓ͩ̑ a̤ṇ̤͛̒̍ I̍̅̀̎l̙͖̑̾ͣl̙͖̑̾ͣư̡͕̭̇s̠ỉ͔͖̜͌oṇ̤͛̒̍ tḣ̖̻͛̓a̤t̲̂̓ͩ̑ wẹ̕ ͋̒al̙͖̑̾ͣl̙͖̑̾ͣ aĝ̽̓̀͑r̴̨̦͕̝ẹ̕ẹ̕ ͋̒oṇ̤͛̒̍" ⚀⚁⚂⚃⚄⚅
Ko'proq ko'rsatish1 509
Obunachilar
+124 soatlar
+187 kunlar
+3230 kunlar
Postlar arxiv
1 508
🎵 The Worthless – The Worthless - Tired Of Pretending #Darkwave #Synthwave #Emotional_Music #Alternative_Rock #Sad_Song 2025
🖤🌧️ I’m twenty-something with a future that feels بیست و چند سالهام با آیندهای که حس میکنم like it never even started. هیچوقت اصلاً شروع نشده است. Diploma on the shelf, مدرک روی طاقچه، empty wallet in my pocket. کیف پول خالی در جیبم. Another day, another failure, یک روز دیگر، یک شکست دیگر، another night I lie awake یک شب دیگر که بیدار دراز کشیدهام thinking how the hell I ended up و به این فکر میکنم که چطور به طرزی جهنمی کارم به اینجا کشید so far behind the race. که اینقدر از مسابقه عقب ماندهام. Everyone says “keep trying,” همه میگویند «تلاش کن»، but trying feels like hell اما تلاش کردن مثل جهنم است when every door I knock on وقتی هر دری که به آن میکوبم slams shut on me as well. به روی من هم محکم بسته میشود. 🌊 And I’m tired… و خستهام… of pretending that I’m fine. از تظاهر به اینکه حالم خوب است. I’m drowning… دارم غرق میشوم… but I’m still alive. اما هنوز زندهام. 🛑💔 I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! I just don’t want to live this life anymore. من فقط دیگر نمیخواهم این زندگی را ادامه دهم. I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! But I can’t stay trapped in a world I can’t afford. اما نمیتوانم در دنیایی که از عهدهاش برنمیآیم، گرفتار بمانم. I’m stuck between the darkness بین تاریکی گیر افتادهام and the person I could be— و آدمی که میتوانستم باشم— I’m losing every battle, دارم هر جنگی را میبازم، but this pain won’t bury me. اما این درد مرا دفن نخواهد کرد. I DON’T WANT TO DIE… نمیخواهم بمیرم… I JUST WANT TO CHANGE MY LIFE. من فقط میخواهم زندگیام را تغییر دهم. 🏚️🥀 I’ve got a toxic family یک خانوادهی سمی دارم who taught me fear instead of love. که به جای عشق، به من ترس آموختند. I’ve got no one waiting for me, هیچکس منتظرم نیست، no hand to lift me up. هیچ دستی نیست که مرا بالا بکشد. Every plan I make collapses, هر برنامهای که میریزم فرو میپاشد، every dream burns out too fast. هر رؤیایی خیلی زود خاکستر میشود. The future that was promised آیندهای که وعدهاش داده شده بود never made it to my hands. هیچگاه به دستان من نرسید. And I’m tired of pretending و از تظاهر کردن خستهام that I’m strong enough alone. که به تنهایی به اندازه کافی قوی هستم. Some days I wanna disappear— بعضی روزها دلم میخواهد ناپدید شوم— but I’m scared of the unknown. اما از ناشناختهها میترسم. 🕯️ And I’m broken… و شکستهام… but something in me’s still alive. اما چیزی درون من هنوز زنده است. And I’m hopeless… و ناامیدم… but I won’t roll over and die. اما تسلیم نمیشوم و نمیمیرم. ⚡ I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! I just hate the life that’s crushing me inside. من فقط از زندگیای که درونم را خرد میکند متنفرم. I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! But I can’t keep pretending that I’m fine. اما نمیتوانم به تظاهر کردن که حالم خوب است ادامه دهم. I’m stuck between the hatred بین تنفر گیر افتادهام and the person I could be— و آدمی که میتوانستم باشم— I’m screaming for a future دارم برای آیندهای فریاد میزنم that’s still out of reach. که هنوز دور از دسترس است. I DON’T WANT TO DIE… نمیخواهم بمیرم… I JUST WANT TO CHANGE MY LIFE. من فقط میخواهم زندگیام را تغییر دهم. 🔥 I’M NOT OKAY— حالم خوب نیست— BUT I’M NOT DONE HERE! اما کارم اینجا تمام نشده است! I WANT A LIFE زندگیای میخواهم THAT I DON’T FEAR! که از آن نترسم! I DON’T WANT TO FADE, نمیخواهم محو شوم، DON’T WANT TO BREAK— نمیخواهم بشکنم— I WANT A TOMORROW فرداهایی میخواهم THAT I CAN CREATE! که خودم بسازم! 🌅🌱 I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! I just need a world where I can breathe again. من فقط دنیایی میخواهم که بتوانم دوباره در آن نفس بکشم. I DON’T WANT TO DIE! نمیخواهم بمیرم! I just need a chance to start again. من فقط به یک فرصت برای شروع دوباره نیاز دارم. I’m standing in the ashes روی خاکسترهای of the life that used to be— زندگیای که قبلاً بود ایستادهام— and I swear I’ll find the strength و قسم میخورم که قدرت را پیدا خواهم کرد to rebuild what’s left of me. تا بقایای وجودم را از نو بسازم. I DON’T WANT TO DIE… نمیخواهم بمیرم… I JUST WANT A LIFE من فقط زندگیای میخواهم WHERE I CAN SURVIVE. که در آن زنده بمانم و دوام بیاورم.
درک بیشتر: روی صندلی چوبی زهواردررفته نشسته است. بوی عرق کهنه و کاغذهای باطله دور اتاق میچرخد. خیره به اسکناسهای مچاله توی جیب خالی، دندانها را روی هم فشار میدهد تا صدایی بلند نشود. دیوار گچی نمزده ترک برداشته و سکوت خانه با صدای قطرات آب شکسته میشود. هیچ دستی برای نجاتش دراز نشده است. از لبه تخت برمیخیزد، دستها را روی میز سفت فشار میدهد تا از شدت خشم نلرزد. راه نفسش بسته است اما در تاریکی، ناخنها را در کف دست فرو میکند تا دوام بیاورد.⚫️ 🄿ʜᴏᴛɪᴄ 🅉ᴏɴᴇ ⚫️
1 508
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
در جستجوی خوشبختی
فایل صوتی پست دیشب، با عنوان "در جستجوی خوشبختی"، با صدای جناب فرید یوسفی گرامی.
#خوانش_پست
#بازار_آزاد #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
1 508
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
در جستجوی خوشبختی
اول انیمیشنِ پست رو ببینید تا دربارهش صحبت کنیم. بعید نیست قبلاً دیده باشید، پس یک بار دیگه دقیقتر ببینید و به جزئیاتش توجه کنید.
این انیمیشن، با عنوان "خوشبختی"، اثر استیو کاتس، بسیار معروفه. نمونه یک اثر هنری چپ که خیلی بیشتر از هر کتاب نظری در تلقین دیدگاه ضدکاپیتالیستی موفقه.
▪️قضیه چیه؟
این انیمیشن نقد جامعهٔ کاپیتالیستی و مصرفگراییه. انسانها موشهای حقیری ترسیم میشن که سعی میکنند با خرید و مصرف خوشبختی کسب کنند. همه یکشکلند، زندگی یکنواختی و سرنوشت یکسانی دارند، و دنبال چیزی میدوند که بهش نمیرسن: "خوشبختی". و در نهایت "پول" همه رو به تلهٔ میندازه تا مادامالعمر کار کنند، چون مصرف از طریق پول حاصل میشه.
خیلی باید در برابر اندیشههای چپ مصون باشید تا در تلهٔ این دست آثار نیفتید و به جای لبخندی تأییدی، از اینکه کارگردان قصد فریب شما رو داشته منزجر بشید — نفوذ اندیشههای چپ به همین آسونیه؛ و زدودنشون از ذهن، خیلی سخت!
▪️نقد
اما بریم سراغ محتوای انیمیشن:
مگه قرار بوده مصرف خوشبختی بیاره که لازم باشه نشون بدیم "نه! مصرف خوشبختی نمیاره!" هدف از مصرف تامین آسایش و رفاهه، نه خوشبختی. خوشبختی یک احساس درونی و برداشت ذهنیه و هرگز نسخهای عمومی نداره. یکی با کوهنوردی حس خوشبختی داره (در حالی که رنج جسمی و خطر جانی به خودش تحمیل میکنه)، یکی با چیپس خوردن و سریال دیدن، و یکی هم با کار کردن (در مغازهش هفت روز هفته کار میکنه و حس خوشبختی داره).
اینکه خوشبختی چیه، مثل اثر انگشت، برای هیچ دو نفری یکسان نیست.
پس اقتصاد — چه کاپیتالیستی چه سوسیالیستی — اصلاً نمیتونه مدعی بشه خوشبختی میاره. بلکه وظیفه داره اسباب آسایش و رفاه رو به ارمغان بیاره. رفاه و آسایش امور مادی و عینیاند (برخلاف خوشبختی که ماهیتاً غیرمادی و ذهنیه). اقتصادی رفاه و آسایش بیشتری به ارمغان میاره که کالا و خدمات بیشتری، با کیفیت بهتری و با قیمتهای مناسبتری ایجاد کنه. معیار اینه.
انسان برای آسایش تولید میکنه. آسایشی که یک خودروی تولید ۲۰۲۶ فراهم میاره با آسایشی که یک خودروی تولید ۱۹۲۶ قابل مقایسه نیست. آسایشی که اینترنت به عنوان ابزار ارتباطی برای ما فراهم میکنه، با آسایشی که تلفن الکساندر گرهامبل برای ما فراهم میکرد، قابل مقایسه نیست.
اما چه چیزی ما رو از اون آسایش ضعیف به اینجا رسوند: مصرف و مصرف! عناد چپ با "مصرفگرایی" چیزی جز توسعهستیزی نیست. انسان از روزی که انسان شد، شروع کرد به تولید برای مصرف. گناه کاپیتالیسم اینهکه بهترین و پویاترین سیستم تولید و مصرفه، و همین باعث شده راهبان قرونوسطاییِ عصر جدید، در قامت روشنفکران چپ با کاپیتالیسم دشمن باشند، چون با وجه آسایشطلبانه و لذتگرایانه انسان سر ستیز دارن. به همین دلیل تحت عنوان "مصرفگرایی" تا تونستند مصرف رو تخطئه کردند.
کسی ما رو مجبور نمیکنه مصرف کنیم، خودمون تشخیص میدیم با خرید برخی کالاها کیفیت زندگیمون بهتر میشه. هیچ مرجعی — مگر روشنفکر خودخداپندار — نمیتونه بگه "حد مصرف" چقدره. ثروت جامعه و سطح تولید (که معلول مستقیم سیستم اقتصادیه) مقدار مصرف رو مشخص میکنه. اگر قرار باشه مرجعی کمیت و کیفیت مصرف مردم رو مشخص کنه، اول باید یک دیکتاتوری توتالیتر ایجاد بشه تا بتونه مقدار مصرف مجاز رو مشخص و اجرا کنه.
ما موشهایی بیاراده درون تلهموش نیستیم، بلکه هر کدوم دائم در حال محاسبهایم: چه نیازهایی داریم، ترتیب اولویتشون چیه، چطور میتونیم این نیازها رو تأمین کنیم. سیاستمدار و روشنفکر چپ عقل ما رو ناکافی میدونند و میخوان به جای فرد تصمیم بگیرند چی و چقدر مصرف کنه، چهجوری زندگی کنه، چی خوبه، چی بده، چی بپوشه، چی بخوره، چی ببینه، کجا بره؛ یک کلام: چطور فکر کنه. پس اول باید فرد رو به خاطر اینکه دنبال آسایشه با برچسب "مصرفگرا" تحقیر کنند.
در نهایت، مردمی که آسایش و رفاه بیشتری دارند به خوشبختی نزدیکترند. حداقل اگر خوشبخت نیستند، از حداکثر آسایش بهرهمندند و این آسایش جبران کمبود خوشبختیه. اگر کسی این واقعیت مسلم رو زیر سوال برد، بهش بگید پس همهٔ کالاهایی رو که اسباب آسایشت هست بنداز دور و مثل مردم دویست سال پیش زندگی کن!
هر نظمی کالاها و خدماتی بیشتر، بهتر، و باکیفیتتری ایجاد کرد، اون نظم انسانیتره، چون میل به بهبود در سرشت انسان و وجه تمایز انسان از حیوانه. این نظم هم کاپیتالیسم و بازار آزاد و اقتصاد لیبراله — همون چیزی که چپ دو قرنه داره برای نابودیش میجنگه و با اینکه بدیلهاش شکست مفتضحی خوردند و انسان رو برده کردند، باز بر دیدگاهش پافشاری میکنه.
اتفاقاً اون سوسیالیسم بود که هر جا حاکم شد انسان رو به موشی دستآموز در دستگاه حکومت توتالیتر بدل کرد و زیستی رقتانگیز و یکنواخت بر اکثریت جامعه تحمیل کرد.
#کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
1 508
🎵 Oakshrine - Full Album | Old Irish Folk Post-Metal, Dark Folk & Grunge #Oakshrine #Dark_Folk #Post_Metal 2026
TRACKLIST 00:00 1. Where the Mistletoe Hangs 02:32 2. When the Oaks Call 05:53 3. Under the Rowan Sky 09:39 4. The Moor Takes the Name 14:57 5. Over the Heather Fire 19:40 6. Teine Faoi Chloich 24:16 7. Gair o Thir Chein 28:39 8. The Place the Wind Remembers 32:26 9. Guth na Darach Part I 36:27 10. Guth na Darach Part II 41:27 11. The Last Call Beneath the Oaks 46:16 12. Under the Rowan Sky (Unplugged)⚫️ 🄿ʜᴏᴛɪᴄ 🅉ᴏɴᴇ ⚫️
1 508
Repost from Digiunicos | مقیاس های کیهانی
🌍با تفکیک یاد بگیریم🌊🌏
#دریاچه #خلیج #دریا #اقیانوس #مرداب #نهر #رودخانه #تالاب #برکه #آب #دانستنی #علم🌟DIGIUNICOS🌟
1 508
🎵 #Darksynth #Synthwave #Electro_House #French_House #Electropop 2010
📞🚗 I'm giving you a night call to tell you how I feel من به تو یک تماس شبانه میزنم تا حسوحالم را به تو بگویم (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I want to drive you through the night, down the hills میخواهم تو را در طول شب، از سراشیبی تپهها برانم (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I'm gonna tell you something you don't want to hear چیزی به تو خواهم گفت که نمیخواهی بشنوی (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I'm gonna show you where it's dark, but have no fear به تو نشان خواهم داد کجا تاریک است، اما نترس (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) 🖤✨ There's something inside you چیزی در درون تو هست It's hard to explain توضیح دادنش سخت است They're talking about you, boy آنها درباره تو حرف میزنند، پسر But you're still the same اما تو هنوز هم همان هستی There's something inside you چیزی در درون تو هست It's hard to explain توضیح دادنش سخت است They're talking about you, boy آنها درباره تو حرف میزنند، پسر But you're still the same اما تو هنوز هم همان هستی 📞🚗 I'm giving you a night call to tell you how I feel من به تو یک تماس شبانه میزنم تا حسوحالم را به تو بگویم (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I want to drive you through the night, down the hills میخواهم تو را در طول شب، از سراشیبی تپهها برانم (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I'm gonna tell you something you don't want to hear چیزی به تو خواهم گفت که نمیخواهی بشنوی (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) I'm gonna show you where it's dark, but have no fear به تو نشان خواهم داد کجا تاریک است، اما نترس (We'll go all, all, all night long) (ما تمام، تمام، تمام طول شب را خواهیم رفت) 🖤✨ There's something inside you چیزی در درون تو هست It's hard to explain توضیح دادنش سخت است They're talking about you, boy آنها درباره تو حرف میزنند، پسر But you're still the same اما تو هنوز هم همان هستی There's something inside you چیزی در درون تو هست It's hard to explain توضیح دادنش سخت است They're talking about you, boy آنها درباره تو حرف میزنند، پسر But you're still the same اما تو هنوز هم همان هستی 🌌👤 There's something inside you (There's something inside you) چیزی در درون تو هست (چیزی در درون تو هست) It's hard to explain (It's hard to explain) توضیح دادنش سخت است (توضیح دادنش سخت است) They're talking about you, boy (They're talking about you, boy) آنها درباره تو حرف میزنند، پسر (آنها درباره تو حرف میزنند، پسر) But you're still the same اما تو هنوز هم همان هستی
درک بیشتر: در سکوت خیابانهای خیس و نئونی شهر، خودروی اسپرت در دل تاریکی و مه میتازد. راننده با چهرهای سنگی و بیحس، دستی بر فرمان و نگاهی خیره به انتهای جاده جلو میرود؛ گویی رازی هولناک و مرموز در اعماق وجودش خفته که هیچکس قادر به درک یا توصیف آن نیست. در حالی که شهر در خوابی عمیق است و زمزمهها درباره هویت او به گوش میرسد، او بیاعتنا به پیرامون، به سوی مقصدی تاریک و خونین در حرکت است تا انتقامی خاموش بگیرد و پرونده را ببندد.⚫️ 🄿ʜᴏᴛɪᴄ 🅉ᴏɴᴇ ⚫️
1 508
🎵 #Psychedelic_Rock #Classic_Rock #Blues_Rock #Acid_Rock #Baroque_Pop 1967
👤🌧️ People are strange when you're a stranger وقتی غریبه باشی، مردم غریبه به نظر میرسند Faces look ugly when you're alone وقتی تنهایی، چهرهها زشت به نظر میرسند Women seem wicked when you're unwanted وقتی ناخواسته باشی، زنان شرور به نظر میرسند Streets are uneven when you're down وقتی دلتنگی و فرودستی، خیابانها ناهموارند 👁️🗨️🌁 When you're strange وقتی غریبهای Faces come out of the rain چهرهها از میان باران بیرون میآیند When you're strange وقتی غریبهای No one remembers your name هیچکس نامت را به خاطر نمیآورد When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای 👤🌧️ People are strange when you're a stranger وقتی غریبه باشی، مردم غریبه به نظر میرسند Faces look ugly when you're alone وقتی تنهایی، چهرهها زشت به نظر میرسند Women seem wicked when you're unwanted وقتی ناخواسته باشی، زنان شرور به نظر میرسند Streets are uneven when you're down وقتی دلتنگی و فرودستی، خیابانها ناهموارند 👁️🗨️🌁 When you're strange وقتی غریبهای Faces come out of the rain چهرهها از میان باران بیرون میآیند When you're strange وقتی غریبهای No one remembers your name هیچکس نامت را به خاطر نمیآورد When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای Alright, yeah خیلی خب، آره 👁️🗨️🌁 When you're strange وقتی غریبهای Faces come out of the rain چهرهها از میان باران بیرون میآیند When you're strange وقتی غریبهای No one remembers your name هیچکس نامت را به خاطر نمیآورد When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای When you're strange وقتی غریبهای
درک بیشتر: در کوچهپسکوچههای مهآلود، سرد و تاریک شهر، مردی تنها قدم برمیدارد که عمیقاً احساس میکند جهان اطرافش بیگانه، سرد و دشمنخو شده است. سایهها در زیر باران پیوسته شکل عوض میکنند و چهره رهگذران در نظرش کریه، هراسآور و ناشناخته جلوه میکند. در این انزوای مرگبار، او گویی روح سرگردانی است که هیچکس هرگز نامش را به خاطر نمیآورد؛ مسافری گمشده در برهوت بیرحم شهر که در میان قطرات باران، بیش از همیشه طعم تلخ بیهویتی و طردشدگی را میچشد.⚫️ 🄿ʜᴏᴛɪᴄ 🅉ᴏɴᴇ ⚫️
