uz
Feedback
فقط فرج.فضائل

فقط فرج.فضائل

Kanalga Telegram’da o‘tish

بسم رب المهدی پخش فضائل چهارده نور مقدس و اولاد و اصحاب گرامشان سلام الله علیهم اجمعین ارتباط با ادمین: @smz110110 سید عبدالمحسن ذبیحی: ۰۹۱۵۳۰۴۶۱۸۸

Ko'proq ko'rsatish
2 571
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kunlar
+3530 kunlar
Postlar arxiv
امام علیه السلام فرمود: پس يهودی در اين درد و برص چهل سال باقی ماند تا نشانه‏ای برای بینندگان و  عبرتی برای اهل تفکر باشد و علامت و دلیل و برهانی برای محمد صلی الله عليه و آله در آیندگان باشد و پسر او را هم در سلامت و صحت اعضاء و جوارح مدت هشتاد سال نگه داشت تا عبرت برای عبرت گیرندگان  و تشویق برای کافران که ایمان بیاورند و از کفر و سرکشی دوری کنند. وقتی که این بلاء بر يهودی وارد شد و بلاء از پسر او از بین رفت ، رسول خدا صلی الله عليه وآله فرمود:ای بندگان خدا! از کفران نعمت های خداوند برحذر باشيد، چرا که برای صاحب نعمت نامبارک است. آگاه باشید و با اطاعت کردن به سوی خدا تقرب بجوييد تا ثواب ها برای شما بیشتر شود و عمر خود را در دنيا با مقابله در مقابل دشمنان خدا و جهاد در راه خدا کوتاه کنيد (شهادت نصیبتان شود) تا در نعمت های همیشگی و مداوم آخرت عمر شما طولانی باشد و مال هایتان را در برآورده شدن حق وحقوق لازم ببخشید تا بی ‏نيازی شما در بهشت بلند مدت شود. پس گروهی از مردم بلند شدند و گفتند: ای رسول خدا صلی الله عليه وآله ما بدن هایمان ضعیف و اموالمان کم است و توانایی جهاد با دشمنان را نداريم و اموالمان نيز از هزينه‏ و مخارج اهل و عیالمان بیشتر نمی شود پس چه کارکنيم؟ رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود: صدقه‏های شما ازطرف قلب‏ها و زبان‏هايتان باشد.  گفتند: ای رسول خدا صلی الله عليه وآله! این چگونه است؟ حضرت فرمود: اما با قلب ها دوستی خداوند و دوستی محمد و علی ولی خدا وجانشین رسول خدا== و دوستی برگزیدگان برای قیام به دین خدا و دوستی شیعیان و محبان آنها و دوستی برادران مومن داشته باشید و از اعتقادات عداوت و دشمنی و بغض دوری کنید. اما با زبان‏ها با یاد خدای متعال همانگونه که او اهلش است سخن بگویید و صلوات بر محمد و آل پاکش بفرستید، چراکه خدای متعال با آن شما را به برترین درجات و مراتب بلند می رساند.

پس رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: او را پیش من بياوريد. پس او را نزد حضرت آوردند و رسول خدا صلي الله عليه وآله و يارانش منظره وحشتناک و زشت و ناپسند او نگاه کردند . پس رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:اي اباالحسن! برای سلامتي او دعا کن، چرا که به يقين خداي متعال دعای تو را درحق او مستجاب خواهد کرد. پس برای او دعا کرد و هنگامی که دعايش تمام شد، تمام بيماری ها و دردها وگرفتاری های آن جوان برطرف شد و به حالتي بهتراز حالت قبلش ازنظر چهره زيباو زيبايي و جذابي و نيکو بودن در ديدگان برگشت. رسول خدا صلي الله عليه و آله  به جوان فرمود: اي جوان ايمان بياور به کسی که تو را از بلاء و گرفتاري که داشتی بيرون آورده است. جوان گفت: همانا ايمان آوردم و فرد با ايمان خوبی شد. پس پدرش گفت: ای محمد! به من ظلم کردی و پسرم را از من فراری دادی، ای کاش او پيسی و جذام ‏داشته و همانگونه باقی می ‏ماند و وارد دين تو نمی ‏شد، چرا که اينگونه براي براي من دوست داشتنی تر است. رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:ولی خدای عزوجل او را از اين بيماری ها خلاص کرده و نعمت بهشت را برای او واجب کرد. پدرش گفت: ای محمد اين به خاطر  تو و رفيقت نيست. بلکه زمان خوب شدن او رسيده بود و خوب شد و اگر دعای اين دوست و همراه تو در خير مستجاب است، پس باید در امور شرّ هم مستجاب باشد. پس به او بگو که علیه من دعا کند تا دچار جذام و برص بشوم. چرا که من می ‏دانم که با دعای او علیه من، مبتلا به این مریضی ها نمی شوم و با این کار مشخص شود این ضعیفان که فريب تو را خورده‏اند که از بین رفتن بیماری  پسرم به خاطر دعای او نبوده است. پس رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود: ای يهودی! تقوای خدا را پیشه کن و با این سلامتی ای که خداوند به تو داده لذت ببر و خود را در معرض بلا و آنچه که طاقت آن را نداری قرار نده و جواب نعمت را با شکر پاسخ بده، چرا که هر کس کفران نعمت کند، آن نعمت از او سلب می شود و هر کس شکر کند، نعمت زیاد تر طرفش خواهد آمد. پس يهودی گفت: از موارد شکر نعمت های خداوند تکذيب دشمن خدا و افتراء زننده به اوست. من می ‏خواهم با این کار به فرزندم بفهمانم  که اين سلامتی او به دلیل آن چيزی نيست که تو به او گفته ای  و ادعا می کنی حتی یک ذرّه هم به دلیل دعای او نمی باشد چه کم باشد چه زياد و همانا آن خيری که به او رسيد به خاطر دعای علی ع که دوست وهمراه تو می باشد، نبوده است. پس پيامبر= لبخندی زده و فرمود: ای یهودی! برفرض حرفت درست و قبول که خوب شدن پسرت به خاطر دعای علی علیه السلام  نبوده و دعای او  با وقت خوب شدن او همراه شده باشد، آیا نمی بینی اگر علی علیه السلام علیه تو همین پیشنهاد خودت را دعا کند و تو این مریضی را بگیری، آیا می گویی همانا این چیزی که گرفتار آن شدم  به خاطر دعای او نبوده، بلکه دعای او با وقت آمدن بلای بر من همراه شده؟ پس يهودي گفت: اين را نمی گویم، چرا که این احتجاج از طرف من  بر دشمن خدا در امر دين خداست و این درخواست احتجاج از خداوند از سوی من می باشد و خداوند حکیم تر از آن است که جواب این را بدهد که باعث شود بندگانش در فتنه دچار شوند و آنها را به سوی دروغگویان دعوت کند. پس رسول الله صلی الله عليه و آله فرمود: اين استدلالی که کردی در دعای علی علیه السلام  برای پسرت هم می باشد، دقیقا مانند این دعای علیه تو می باشد، خدای متعال کاری را انجام نمی دهد تا دینش برای بندگانش مُشتبه شود و دروغگو را به وسیله آن تصدیق کند. پس يهودی از اين که شبهه اش باطل شد متحیر شد و گفت: ای محمد! اگر تو راست می گويی علی  این کار را انجام دهد. پس رسول خدا صلی الله عليه و آله به علی عليه السلام فرمود: ای اباالحسن! همانا این کافر از حد خود تجاوز کرده و طغيان نموده و سرپیچی و تمرّد می کند، پس همان چیزی را که پیشنهاد کرده برایش دعا کن و بگو: خدايا او را به بلایی که پسرس قبلا داشت مبتلا بگردان. پس علی علیه السلام این را فرمود و یهودی به همان مصیبت پسر مبتلاء شد و مانند پسر دچار جذام و برص شده و درد و بلا بر او غلبه کرد و شروع به فریاد زدن و درخواست کمک و می گفت: ای محمد! راستگویی تو را فهمیدم مرا ببخش. پس رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود: اگر خداوند بداند تو راست می گویی تو را نجات می ‏دهد و لیکن او می‏داند که تو اگر از حالت خارج شوی کفرت زیاد تر می شود و اگر خداوند بداند که او اگر تو را نجات دهد تو ایمان می آوری و در تو اثر دارد، یقینا خداوند چون بخشنده وکریم است، انجام می دهد.

فَتَحَيَّرَ الْيَهُودِيُّ لَمَّا أَبْطَلَ صلی الله عليه وآله شُبْهَتَهُ، وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ! لِيَفْعَلْ عَلِيٌّ هَذَا بِي إِنْ كُنْتَ صَادِقاً. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله لِعَلِيٍّ صلوات الله علیه: يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ أَبَى الْكَافِرُ إِلَّا عُتُوّاً وَ طُغْيَاناً وَ تَمَرُّداً، فَادْعُ عَلَيْهِ‏  بِمَا اقْتَرَحَ، وَ قُلِ: اللَّهُمَّ ابْتَلِهِ بِبَلَاءِ ابْنِهِ مِنْ قَبْلُ. فَقَالَهَا، فَأَصَابَ الْيَهُودِيَّ دَاءُ ذَلِكَ الْغُلَامِ- مِثْلَ مَا كَانَ فِيهِ‏  الْغُلَامُ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ، وَ اسْتَوْلَى عَلَيْهِ‏ الْأَلَمُ وَ الْبَلَاءُ، وَ جَعَلَ يَصْرُخُ وَ يَسْتَغِيثُ وَ يَقُولُ: يَا مُحَمَّدُ قَدْ عَرَفْتُ صِدْقَكَ فَأَقِلْنِي‏ . فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله: لَوْ عَلِمَ اللَّهُ صِدْقَكَ لَنَجَّاكَ، وَ لَكِنَّهُ عَالِمٌ بِأَنَّكَ لَا تَخْرُجُ عَنْ هَذَا الْحَالِ- إِلَّا ازْدَدْتَ كُفْراً، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُ إِنْ نَجَّاكَ آمَنْتَ بِهِ لَجَادَ عَلَيْكَ بِالنَّجَاةِ فَإِنَّهُ الْجَوَادُ الْكَرِيمُ. قَالَ صلوات الله علیه: فَبَقِيَ الْيَهُودِيُّ فِي ذَلِكَ الدَّاءِ وَ الْبَرَصِ- أَرْبَعِينَ سَنَةً آيَةً لِلنَّاظِرِينَ وَ عِبْرَةً لِلْمُتَفَكِّرِينَ‏  وَ عَلَامَةً وَ حُجَّةً بَيِّنَةً لِمُحَمَّدٍ ص بَاقِيَةً فِي الْغَابِرِينَ‏  وَ بَقِيَ ابْنُهُ كَذَلِكَ مُعَافًى صَحِيحَ الْأَعْضَاءِ وَ الْجَوَارِحِ- ثَمَانِينَ سَنَةً عِبْرَةً لِلْمُعْتَبِرِينَ، وَ تَرْغِيباً لِلْكَافِرِينَ فِي الْإِيمَانِ، وَ تَزْهِيداً لَهُمْ فِي الْكُفْرِ وَ الْعِصْيَانِ. وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله حِينَ حَلَّ ذَلِكَ الْبَلَاءُ بِالْيَهُودِيِّ بَعْدَ زَوَالِ الْبَلَاءِ عَنِ ابْنِهِ:عِبَادَ اللَّهِ إِيَّاكُمْ وَ الْكُفْرَ لِنِعَمِ اللَّهِ: فَإِنَّهُ مَشُومٌ عَلَى صَاحِبِهِ، أَلَا وَ تَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ بِالطَّاعَاتِ يُجْزِلْ لَكُمُ الْمَثُوبَاتِ، وَ قَصِّرُوا أَعْمَارَكُمْ فِي الدُّنْيَا- بِالتَّعَرُّضِ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ فِي الْجِهَادِ لِتَنَالُوا طُولَ أَعْمَارِ الْآخِرَةِ فِي النَّعِيمِ الدَّائِمِ الْخَالِدِ، وَ ابْذُلُوا أَمْوَالَكُمْ فِي الْحُقُوقِ اللَّازِمَةِ- لِيَطُولَ غِنَاكُمْ فِي الْجَنَّةِ. فَقَامَ نَاسٌ فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ ضُعَفَاءُ الْأَبْدَانِ- قَلِيلُو الْأَمْوَالِ لَا نَفِي بِمُجَاهَدَةِ الْأَعْدَاءِ، وَ لَا تَفْضُلُ أَمْوَالُنَا عَنْ نَفَقَاتِ الْعِيَالاتِ، فَمَا ذَا نَصْنَعُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله: أَلَا فَلْتَكُنْ صَدَقَاتُكُمْ مِنْ قُلُوبِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ. قَالُوا: كَيْفَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ صلی الله عليه وآله: أَمَّا الْقُلُوبُ فَتَقْطَعُونَهَا  عَلَى حُبِّ اللَّهِ، وَ حُبِ‏  مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ، وَ حُبِّ عَلِيٍّ وَلِيِّ اللَّهِ- وَ وَصِيِّ رَسُولِ اللَّهِ، وَ حُبِّ الْمُنْتَجَبِينَ لِلْقِيَامِ بِدِينِ اللَّهِ، وَ حُبِّ شِيعَتِهِمْ‏ وَ مُحِبِّيهِمْ، وَ حُبِّ إِخْوَانِكُمُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ الْكَفِّ عَنِ اعْتِقَادَاتِ الْعَدَاوَةِ وَ الشَّحْنَاءِ وَ الْبَغْضَاءِ. وَ أَمَّا الْأَلْسِنَةُ فَتُطْلِقُونَهَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَعَالَى بِمَا هُوَ أَهْلُهُ، وَ الصَّلَاةِ عَلَى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ  وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِذَلِكَ يُبَلِّغُكُمْ أَفْضَلَ الدَّرَجَاتِ، وَ يُنِيلُكُمْ بِهِ الْمَرَاتِبَ الْعَالِيَاتِ‏. 🍐التفسير الإمام الحسن العسكري عليه السلام 444 امام حسن بن علي بن ابي طالب عليهم السلام فرمود: هنگامي که يهود از اين درخواست کردن و آرزو کردن ترسيده و انگشت به دهان مانندند وخداوند عذرها وبهانه هاي آنها را قطع کرد، گروهي از آنها که نزد رسول خدا صلی الله عليه وآله حضور داشتند و ترسيده وعاجزمانده بودند، گفتند:اي محمد! پس تو و مؤمنان مخلص تو دعايتان اجابت مي شود و علي عليه‏السلام برادر وجانشين تو که برترين ایشان وسرور آنهاست؟ رسول خدا صلی الله عليه وآله فرمود. بله. گفتند: ای محمد! پس اگر اينگونه گمان می کنی  باشد، به علي عليه السلام بگو: تا برای پسر اين رئيس ما ،از خداوند بخواهد و دعا کند که خوب شود، چرا که از جوانان زيبا و باهوش خوش چهره و خوش هيکل بود که دچار پيسی و جذام شد و طوری مريض شده است که کسي نزديک او نمي شود و دور شده است که کسي با او رفت و آمد نمي کند و نان را سر نيزه مي کنند و به او مي دهند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5342 قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صلوات الله علیهم لَمَّا كَاعَتِ‏  الْيَهُودُ عَنْ هَذَا التَّمَنِّي، وَ قَطَعَ اللَّهُ مَعَاذِيرَهَا، قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ- وَ هُمْ بِحَضْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله عليه وآله وَ قَدْ كَاعُوا، وَ عَجَزُوا-:يَا مُحَمَّدُ فَأَنْتَ وَ الْمُؤْمِنُونَ الْمُخْلِصُونَ لَكَ مُجَابٌ دُعَاؤُكُمْ، وَ عَلِيٌّ أَخُوكَ وَ وَصِيُّكَ أَفْضَلُهُمْ وَ سَيِّدُهُمْ! قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله: بَلَى. قَالُوا: يَا مُحَمَّدُ فَإِنْ كَانَ هَذَا كَمَا زَعَمْتَ، فَقُلْ لِعَلِيٍّ صلوات الله علیه يَدْعُو اللَّهَ لِابْنِ رَئِيسِنَا هَذَا، فَقَدْ كَانَ مِنَ الشَّبَابِ جَمِيلًا نَبِيلًا وَسِيماً قَسِيماً،  لَحِقَهُ بَرَصٌ وَ جُذَامٌ‏ وَ قَدْ صَارَ حِمًى‏  لَا يُقْرَبُ، وَ مَهْجُوراً لَا يُعَاشَرُ، يَتَنَاوَلُ الْخُبْزَ عَلَى أَسِنَّةِ الرِّمَاحِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله: ائْتُونِي بِهِ. فَأُتِيَ بِهِ، وَ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله وَ أَصْحَابُهُ [مِنْهُ‏] إِلَى مَنْظَرٍ فَظِيعِ، سَمِجٍ، قَبِيحٍ، كَرِيهٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله :يَا أَبَا حَسَنٍ ادْعُ اللَّهَ لَهُ بِالْعَافِيَةِ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُجِيبُكَ فِيهِ. فَدَعَا لَهُ، فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ فَرَاغِهِ مِنْ دُعَائِهِ- إِذِ الْفَتَى قَدْ زَالَ عَنْهُ كُلُّ مَكْرُوهٍ، وَ عَادَ إِلَى أَفْضَلِ مَا كَانَ عَلَيْهِ مِنَ النَّبْلِ وَ الْجَمَالِ- وَ الْوَسَامَةِ وَ الْحُسْنِ فِي الْمَنْظَرِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله لِلْفَتَى: [يَا فَتَى‏] آمِنْ بِالَّذِي أَغَاثَكَ مِنْ بَلَائِكَ. قَالَ الْفَتَى: قَدْ آمَنْتُ- وَ حَسُنَ إِيمَانُهُ- فَقَالَ أَبُوهُ: يَا مُحَمَّدُ ظَلَمْتَنِي وَ ذَهَبْتَ مِنِّي بِابْنِي، لَيْتَهُ كَانَ أَجْذَمَ وَ أَبْرَصَ كَمَا كَانَ- وَ لَمْ يَدْخُلْ فِي دِينِكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ كَانَ أَحَبَّ إِلَيَّ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله:لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ خَلَّصَهُ مِنْ هَذِهِ الْآفَةِ، وَ أَوْجَبَ لَهُ نَعِيْمَ الْجَنَّةِ. قَالَ أَبُوهُ: يَا مُحَمَّدُ مَا كَانَ هَذَا لَكَ وَ لَا لِصَاحِبِكَ، إِنَّمَا جَاءَ وَقْتُ عَافِيَتِهِ فَعُوفِيَ وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُكَ هَذَا- يَعْنِي عَلِيّاً صلوات الله علیه مُجَاباً فِي الْخَيْرِ- فَهُوَ أَيْضاً مُجَابٌ فِي الشَّرِّ فَقُلْ لَهُ يَدْعُو عَلَيَّ بِالْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ، فَإِنِّي أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا يُصِيبُنِي، لِيَتَبَيَّنَ لِهَؤُلَاءِ الضُّعَفَاءِ- الَّذِينَ قَدِ اغْتَرُّوا بِكَ- أَنَّ زَوَالَهُ عَنِ ابْنِي لَمْ يَكُنْ بِدُعَائِهِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص : يَا يَهُودِيُّ اتَّقِ اللَّهَ، وَ تَهَنَّأْ بِعَافِيَةِ اللَّهِ إِيَّاكَ، وَ لَا تَتَعَرَّضْ لِلْبَلَاءِ وَ لِمَا لَا تُطِيقُهُ، وَ قَابِلِ النِّعْمَةَ بِالشُّكْرِ، فَإِنَّ مَنْ كَفَرَهَا سُلِبَهَا، وَ مَنْ شَكَرَهَا امْتَرَى‏  مَزِيدَهَا. فَقَالَ الْيَهُودِيُّ: مِنْ شُكْرِ نِعَمِ اللَّهِ- تَكْذِيبُ عَدُوِّ اللَّهِ الْمُفْتَرِي عَلَيْهِ، وَ إِنَّمَا أُرِيدُ بِهَذَا أَنْ أُعَرِّفَ وَلَدِي أَنَّهُ لَيْسَ مِمَّا قُلْتَ [لَهُ‏] وَ ادَّعَيْتَهُ قَلِيلٌ وَ لَا كَثِيرٌ، وَ أَنَّ الَّذِي أَصَابَهُ مِنْ خَيْرٍ لَمْ يَكُنْ بِدُعَاءِ عَلِيٍّ صَاحِبِكَ. فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله وَ قَالَ: يَا يَهُودِيُّ هَبْكَ قُلْتَ إِنَّ عَافِيَةَ ابْنِكَ لَمْ تَكُنْ بِدُعَاءِ عَلِيٍّ صلوات الله علیه ، وَ إِنَّمَا صَادَفَ دُعَاؤُهُ وَقْتَ مَجِي‏ءِ عَافِيَتِهِ، أَ رَأَيْتَ لَوْ دَعَا عَلَيْكَ عَلِيٌّ صلوات الله علیه بِهَذَا الْبَلَاءِ- الَّذِي اقْتَرَحْتَهُ فَأَصَابَكَ، أَ تَقُولُ إِنَّ مَا أَصَابَنِي لَمْ يَكُنْ بِدُعَائِهِ، وَ لَكِنْ لِأَنَّهُ صَادَفَ دُعَاؤُهُ وَقْتَ [مَجِي‏ءِ] بَلَائِي فَقَالَ: لَا أَقُولُ هَذَا، لِأَنَّ هَذَا احْتِجَاجٌ مِنِّي عَلَى عَدُوِّ اللَّهِ فِي دِينِ اللَّهِ، وَ احْتِجَاجٌ مِنْهُ عَلَيَّ، وَ اللَّهُ أَحْكَمُ مِنْ أَنْ يُجِيبَ إِلَى مِثْلِ هَذَا، فَيَكُونَ قَدْ فَتَنَ عِبَادَهُ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى تَصْدِيقِ الْكَاذِبِينَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله: فَهَذَا فِي دُعَاءِ عَلِيٍّ لِابْنِكَ- كَهُوَ فِي دُعَائِهِ عَلَيْكَ، لَا يَفْعَلُ اللَّهُ تَعَالَى مَا يَلْبِسُ بِهِ عَلَى عِبَادِهِ دِينَهُ، وَ يُصَدِّقُ بِهِ الْكَاذِبَ عَلَيْهِ.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5341 حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ آدَمَ، ثنا إِسْرَائِيلُ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ هُبَيْرَةَ بْنِ يَرِيمَ، قَالَ: خَرَجَ إِلَيْنَا عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَفِي يَدِهِ بُنْدُقَةٌ، فَقَالَ:أَتَدْرُونَ مَا هَذِهِ؟ قُلْنَا: لَا نَدْرِي، قَالَ: لَكِنِّي أَدْرِي أَنَا صَنَعْتُهَا {أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ} 🍐کتاب الجزء الثاني من حديث يحيى بن معين الفوائد رواية أبي بكر المروزي( الناشر: مكتبة الرشد - الرياض) 196/1 هبیره گوید:امیرالمومنین علی صلوات الله علیه در حالی که فندقی در دست داشت نزد ما بیرون آمد و فرمود: آیا میدانید این چیست؟ گفتیم: نمیدانیم. فرمود: اما من میدانم؛ من آن را خلق کردم. (آیا کسی که آفریده است [از حال آفریدگانش] آگاه نیست، در حالی که او لطیف و آگاه است؟)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5340 عُمَرُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْأَوْسِيُّ‌ ، قَالَ‌: رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌) ، أَنَّهُ قَالَ‌: «لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ‌ ، وَقَفَ جَبْرَئِيلُ‌ فِي مَقَامِهِ‌، وَ غِبْتُ عَنْ تَحِيَّةِ كُلِّ مَلَكٍ وَ كَلَامِهِ‌، وَ صِرْتُ بِمَقَامٍ انْقَطَعَتْ عَنِّي فِيهِ الْأَصْوَاتُ‌، وَ تَسَاوَى عِنْدِي الْأَحْيَاءُ وَ الْأَمْوَاتُ‌، اضْطَرَبَ قَلْبِي، وَ تَضَاعَفَ كَرْبِي، فَسَمِعْتُ مُنَادِياً يُنَادِي بِلُغَةِ عَلِيِّ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ‌ صلوات الله علیه: قِفْ - يَا مُحَمَّدُ - فَإِنَّ رَبَّكَ يُصَلِّي. قُلْتُ‌: كَيْفَ يُصَلِّي وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِ الصَّلَاةِ لِأَحَدٍ، وَ كَيْفَ بَلَغَ عَلِيٌّ صلوات الله علیه هَذَا الْمَقَامَ؟ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى: اقْرَأْ - يَا مُحَمَّدُ - هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلاٰئِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَى النُّورِ وَ صَلَاتِي رَحْمَةٌ لَكَ وَ لِأُمَّتِكَ‌. فَأَمَّا سَمَاعُكَ صَوْتَ عَلِيٍّ‌ صلوات الله علیه ، فَإِنَّ أَخَاكَ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ عليه السلام ‌ لَمَّا جَاءَ جَبَلَ الطُّورِ ، وَ عَايَنَ مَا عَايَنَ مِنْ عَظِيمِ الْأُمُورِ أَذْهَلَهُ مَا رَآهُ عَمَّا يُلْقَى إِلَيْهِ‌، فَشَغَلْتُهُ عَنِ الْهَيْبَةِ بِذِكْرِ أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْهِ‌، وَ هِيَ الْعَصَا، إِذْ قُلْتُ لَهُ‌: وَ مٰا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يٰا مُوسىٰ‌ ، وَ لَمَّا كَانَ عَلِيٌّ‌ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيْكَ نَادَيْنَاكَ بِلُغَتِهِ وَ كَلَامِهِ‌، لِيَسْكُنَ مَا بِقَلْبِكَ مِنَ الرُّعْبِ‌، وَ لِتَفْهَمَ مَا يُلْقَى إِلَيْكَ‌. 🍐البرهان في تفسير القرآن /‌4/477 رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: در آن شبى كه به معراج برده شدم، (شب اسراء) جبرئيل در مقام خود ايستاد و من ديگر صداى تحيت و سلام دادن فرشتگان و سخن آنان را نمى‌شنيدم و در جايگاهى قرار گرفتم كه ديگر تمام صداها قطع شده بود و هيچ صدايى نمى‌شنيدم و زندگان و مردگان نزد من برابر شدند. قلبم به تپش افتاد و اندوهم افزايش يافت. پس صداى منادى را شنيدم كه به زبان على بن ابى طالب صلوات الله علیه به من گفت: بايست! - اى محمد! - چرا كه پروردگار تو به تو درود مى‌فرستد. رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مى‌گويد: گفتم: او چگونه درود مى‌فرستد، درحالى‌كه او بى‌نياز است از اينكه به كسى درود فرستد و چگونه على صلوات الله علیه به اين مقام رسيده است‌؟ خداوند متعال فرمود: بخوان - اى محمد!اوست که با فرشتگان خود بر شما درود می فرستد تا شما را از تاریکی ها به سوی نور بیرون آورد، و درود من، رحمتى بر تو و امت تو است. اما اينكه تو صداى على صلوات الله علیه را شنيدى به خاطر اين بود كه چون برادرت موسى بن عمران عليه السلام به كوه طور آمد و آن صحنه‌هاى عظيم را به چشم خود ديد، آنچه كه ديده بود، باعث غفلت او ازآنچه كه به او القا مى‌شد، گشت. پس حواس او را از آن عظمت و هيبت به صحبت در مورد چيزى كه محبوب‌ترين چيز نزد او بود يعنى همان عصا، مشغول داشتيم، آن هنگام كه به او فرمودم:[و اى موسى! در دست راست تو چيست‌؟] و چون على صلوات الله علیه ، محبوب‌ترين مردم نزد تو بود، با تو با زبان و سخن او، سخن گفتم تا قلب تو از آن وحشت آرامش يابد و آنچه را كه به تو القا مى‌شود، درك كنى.

در جمعی از اهل فضل و دانش، بحثی در مورد اینکه کدام یک فاضل‌تر و دانشمندتر است، درگرفت: ابوالفضل العباس (علیه السلام) یا سلمان فارسی، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او فرمود: «سلمان از ما اهل بیت است.» یکی از آنها پاسخ داد: «به نظر می‌رسد که سلمان فارسی داناتر و فاضل‌تر از این دو نفر باشد.» سپس گفت: «این به این دلیل است که وقتی به امام علی (علیه السلام) گفته شد: «سلمان فارسی برای ما حدیث گفت»، ایشان پاسخ دادند: «سلمان به علم آغاز و انجام دست یافته است. او دریایی بی‌کران است و او از ما اهل بیت است.» با این حال، این شخص به سرعت نظر خود را تغییر داد، زیرا تنها مدت کوتاهی پس از آن، حرف خود را پس گرفت. وقتی از او پرسیدند که چرا نظرش را عوض کرده و برگشته است، گفت: «بعد از اینکه نظرم را در مورد برتری و دانش سلمان فارسی گفتم، همان شب در خواب دیدم که در مجلسی بزرگ و مملو از جمعیت و بازدیدکنندگان هستم. نگاه کردم و ابوالفضل العباس (علیه السلام) را در نهایت جلال و شکوه دیدم که در رأس مجلس نشسته است. سلمان فارسی را دیدم که در مقابل او ایستاده و به او خدمت می‌کند و از دستوراتش اطاعت می‌کند. وقتی نگاهم به او افتاد، گفتگویی را که در بیداری در مورد او داشتم و نظری را که در مورد او گفته بودم به یاد آوردم. در حالی که در این فکر بودم، سلمان فارسی به من نزدیک شد و با دست اشاره کرد و گفت: «ای تو!» شما اشتباه فهمیده‌اید. من در مقایسه با همسالان و معاصرانم مانند ابوذر، حذیفه، عمار و ابن مسعود، اقیانوسی تمام‌نشدنی هستم. و اما شیربچه‌ی امام علی، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، قمر بنی هاشم، ابوالفضل العباس (علیه السلام)، افتخار دارم که خادم و شاگرد فروتن او باشم، تا از دانش او بنوشم و از فضیلت و کمال او بیاموزم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5339 أنه دار في مجلس فيه جماعة من أهل الفضل والعلم بحث حول أنه أيهما أكثر فضلاً وعلماً؟ هل هو أبو الفضل العباس (علیه السّلام) أو سلمان الفارسي الذي قال فيه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «سلمان منا أهل البيت»؟ فأجاب أحدهم : الظاهر أنّ أكثرهما علماً وفضلاً، هو سلمان الفارسي، ثمّ قال : وذلك لأنّ الإمام أمير المؤمنين (علیه السّلام) لما قيل له : حدثنا سلمان الفارسي،أجابهم قائلاً: «أدرك سلمان العلم الأوّل والآخر ، وهو بحر لا ينزح، وهو منا أهل البيت». لكن سرعان ما رجع هذا القائل عن رأيه، حيث إنه لم تمض عليه إلا مدة قليلة حتى عدل من كلامه وقوله ذلك . فلمّا سألوه عن سبب عدوله ورجوعه قال : بعد ما أبديت رأيي في أفضلية سلمان الفارسي وأعلميّته، رأيت في منامي في تلك الليلة بأني أحضر مجلساً ضخماً حافلاً بأهله، وغاصاً بروّاده، فنظرت وإذا بي ارى أبا الفضل العباس (علیه السّلام) في غاية الجلال والبهاء، جالساً في صدر المجلس، ورأيت سلمان الفارسي قائماً بين يديه يخدمه، ويأتمر بأوامره ، فلما وقع نظري عليه تذكرت ما جرى من الحديث حوله في اليقظة، وما أبديته من رأيي فيه. وبينا أنا أفكّر في ذلك إذ بدرني سلمان الفارسي وهو يشير بيديه إليّ ويقول : يا هذا ! لقد اشتبه الأمر عليك، إنّي بحر لا ينزح بالنسبة إلى أترابي وأقراني، مثل أبي ذر ، وحذيفة، وعمّار، وابن مسعود، وأما بالنسبة إلى شبل الإمام أمير المؤمنين (علیه السّلام) قمر بني هاشم أبي الفضل العباس (علیه السّلام) فإنّي أفتخر بأن له أكون خادماً له، وتلميذاً صغيراً عنده لكي ارتشف من علمه، وأتزوّد من فضله وكماله. 🍐کتاب الخصائص العبّاسيّة(كلباسي نجفي) 302

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5338 قال الامام الصادق صلوات الله علیه و قد سئل عن ایهما افضل سلمان علیه السلام ام ابی الفضل العباس صلوات الله علیه؟ فقال صلوات الله علیه: ان من نظر الیه عمی العباس صار سلمانا. 🍐کتاب العباس قمرالعشیره(عبدالرسول زین الدین) ۲۲ از امام صادق صلوات الله علیه سوال کردند جناب سلمان علیه السلام،برتر است یا حضرت اباالفضل العباس صلوات الله علیه؟ امام صادق صلوات الله علیه فرمود:عمویم عباس، هرکسی را که نگاه کند سلمان می شود.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5337 وقتی رسول خدا صلی الله علیه به معراج رفتند و به عرش رسیدند آمدند نعلین در بیاورند که از عرشی صدای رسید که ای بهترین عالم آدم،نعلین از پا مکن که برکت نعلین تو به عرش ما رسد و عرش مزیین گردد. 🍐کتاب خطی مدح و مناقب شاه ولایت. صفحه 20

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5336 ابن عباس می گوید در جریان معراج رسول خدا صلی الله علیه وآله گفت:چون در آسمان پنجم پیش رفت براق حضرت رم کرد و شیری اندازه شتر جلوی آنها ایستاده بود. رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسید ای جبرئیل این چه شیری است؟ جبرئیل گفت این شیر هدیه می خواهد. رسول خدا صلی الله علیه وآله انگشتری به آن شیر داد و شیر انگشتر را گرفت و رسول خدا صلی الله علیه وآله به آسمان ششم رفت یک قصری دید که داخل آن زمزمه می کردند و ساعتی صبر کرد و به جبرئیل فرمود ای جبرئیل بگو اینجا کجاست و ایشان چه کسانی هستند؟ جبرئیل عرض کرد ای سید کائنات امروز روز شما است و من خادم شما،پس حضرت فرود آمد بر در آن قصر و فرمود من پیغمبر آخرالزمان هستم. اهالی قصر گفتند ما را پیغامی نیست. یک ساعت دیگر تعمل کرد و فرمود درب را بگشایید تا ببینم شما کیستید. آواز آمد که تو چه کسی هستی که ما در را بگشاییم. فرمود که من رسولم. آواز آمد که ما را رسالت به کسی نیست و بعد دیگر ساکت شدند. چون جبرئیل دید سید کائنات ناکام شد عرض کرد یا رسول الله بگو که من سید القوم و خادم الفقراء هستم. رسول خدا صلی الله علیه وآله ندا داد ای عزیزان در بگشایید. گفتند تو کیستی که ما باید در را بگشاییم؟ حضرت فرمود من سید القوم و خادم الفقراء هستم. پس فلفور درب را گشودند،عرض کردند بیایید. چون حضرت داخل شدند چهل نفر دیدند که حلقه زده و نشسته اند در ذکر و توحید بودند،حضرت ملتفت تعدد تمام نمود،زود باش بیا،پس حضرت با آن چهل نفر اصحاب تشریف بردند مقداری نشسته بودند که هیاهوی بپا شد و همه ایستادند و بعد از آن دید که بر صدر مجلس،جناب شاه مردان علیه السلام نشسته،به یک دیگر اشاره کردند،بعد از توحید گفتند به رسول خدا صلی الله علیه وآله چون که چون خادم الفقراء هستی این مویزها را تقسیم کن‌. رسول خدا صلی الله علیه وآله مویزها را برداشته و از قصر بیرون شدند،جبرئیل حاضر بود و عرض کرد یا رسول الله،این ها روحانیانند و متصل در توحیدند، این مویزها را اصلایه کن و در قدح و آب بریز و به ایشان قسمت کن،سید کائنات آن مویزها را اصلایه کرده و در قدح به آنها قسمت نمود و جرعه ی در ته آنها باقی ماند و آن را خودشان میل فرمودند و چندین هزار علم و حکمت برای ایشان پیدا و هویدا شدو بعد از آن به ذکر در آمدند و توحید نمودند. 🍐کتاب خطی مدح و مناقب شاه ولایت. صفحه ۱۸

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5335 قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِين صلوات الله علیه:نحن في الحقيقة نور اللّه‌ الذي لا يزول و لا يتغيّر. 🍐مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام 257 امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: ما به حقیقت نور خدا هستیم که هرگز زوال نمی‌یابد و تغییر نمی‌کند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5333 صفوان، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام، قال:سئل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقيل له: يا رسول اللّه، ما كنتم قبل خلق السماوات و الأرض؟ فقال: كنّا أنوارا حول العرش نسبّح اللّه تعالى و نقدّسه، حتّى خلق اللّه تعالى الملائكة، فقال لهم: سبّحوا و قدّسوا، فقالوا: يا ربّنا لا علم لنا، فقال لنا: سبّحوا، فسبّحنا فسبّح الملائكة تسبيحنا، إلّا أنّا خلقنا من نور اللّه تعالى، و خلق شيعتنا من‌ شعاع‌ نورنا، فشيعتنا منّا. 🍐غرر الأخبار 204 از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد: ای رسول خدا، شما قبل از خلقت آسمان ها و زمین چه بودید؟ فرمود: ما انواری بودیم که در اطراف عرش، تسبیح و تقدیس خدای تعالی می کردیم، تا اینکه خدای تعالی فرشتگان را آفرید، و به آنها فرمود: تسبیح و تقدیس کنید، گفتند: ای پروردگار ما، ما دانشی نداریم، به ما فرمود: تسبیح کنید، پس تسبیح گفتیم، و فرشتگان با تسبیح ما، ما را تسبیح کردند، جز اینکه ما از نور خدای تعالی آفریده شده ایم، و پیروان ما از پرتو نور ما آفریده شده اند، پس پیروان ما از ما هستند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5333 صفوان، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام، قال:سئل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقيل له: يا رسول اللّه، ما كنتم قبل خلق السماوات و الأرض؟ فقال: كنّا أنوارا حول العرش نسبّح اللّه تعالى و نقدّسه، حتّى خلق اللّه تعالى الملائكة، فقال لهم: سبّحوا و قدّسوا، فقالوا: يا ربّنا لا علم لنا، فقال لنا: سبّحوا، فسبّحنا فسبّح الملائكة تسبيحنا، إلّا أنّا خلقنا من نور اللّه تعالى، و خلق شيعتنا من‌ شعاع‌ نورنا، فشيعتنا منّا. 🍐غرر الأخبار 204 از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد: ای رسول خدا، شما قبل از خلقت آسمان ها و زمین چه بودید؟ فرمود: ما انواری بودیم که در اطراف عرش، تسبیح و تقدیس خدای تعالی می کردیم، تا اینکه خدای تعالی فرشتگان را آفرید، و به آنها فرمود: تسبیح و تقدیس کنید، گفتند: ای پروردگار ما، ما دانشی نداریم، به ما فرمود: تسبیح کنید، پس تسبیح گفتیم، و فرشتگان با تسبیح ما، ما را تسبیح کردند، جز اینکه ما از نور خدای تعالی آفریده شده ایم، و پیروان ما از پرتو نور ما آفریده شده اند، پس پیروان ما از ما هستند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5332 و بآخر، عن أبي موسى الأشعري، أنه قال لعمرو بن العاص- لما أن تفاوض في الحكومة-:و يحك يا عمرو، ما يدعوك الى أن تجعل الخلافة في غير علي بن أبي‌ طالب عليه السّلام؟ أ ما سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول:مثل أهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح‌ من ركب فيها نجا و من تخلف عنها غرق؟ أ ما تذكر يوم كنا بباب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، فخرج إلينا، فقال:إن إبراهيم خليل اللّه، و موسى كليم اللّه، و عيسى روح اللّه، و أنا حبيب اللّه، و علي بن أبي طالب وديعتي عند اللّه؟ أو ما تذكر إذ كنا في سفر مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إذ أقبل يسير على رجليه، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله:و الذي نفسي بيده لئن شئتم لأرينكم أيّ الناس شبها و منطقا بابراهيم خليل الرحمن عليه السّلام. قالوا: و من هو يا رسول اللّه؟ قال: هذا المقبل علي بن أبي طالب، نور اللّه‌ بين عينه. فرفعوا أبصارهم فإذا وجه علي عليه السّلام يضي‌ء مثل الشمس. 🍐شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ‌2/405 ابوموسی اشعری ملعون،به عمرو بن عاص - هنگامی که بر سر خلافت مذاکره می‌کردند - گفت: «وای بر تو ای عمرو! چه چیزی تو را وادار می‌کند که خلافت را در کسی غیر از علی بن ابی طالب علیه السلام قرار دهی؟ آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله نشنیده‌ای که فرمود: «مثال اهل بیت من در میان شما مانند کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شود نجات می‌یابد و هر که از آن بازماند غرق می‌شود»؟ آیا روزی را که ما نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم، به یاد نمی‌آورید که ایشان به سوی ما آمدند و فرمودند: «به راستی که ابراهیم دوست خداست، موسی کسی است که خدا با او سخن گفت، عیسی روح خداست و من حبیب خدا هستم و علی بن ابی طالب امانت من نزد خداست؟» یا به یاد نمی‌آورید هنگامی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفری بودیم و ایشان پیاده آمدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سوگند به آنکه جانم در دست اوست، اگر بخواهید، به شما نشان می‌دهم چه کسی از مردم شبیه‌ترین و سخنورترین مردم به ابراهیم، دوست خدا علیه السلام، است.» گفتند:او کیست، ای رسول خدا؟ فرمود: این علی بن ابی طالب است که نور خدا در میان چشمانش قرار دارد. پس چشمان خود را بالا آوردند و دیدند چهره علی علیه السلام مانند خورشید می‌درخشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5331 يحيى بن مساور، باسناده، عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أنه قال- يوما و عنده جماعة من أصحابه-: نقيّ القلب؛ نقيّ النفس؛ يقول صوابا، و يمشي سدادا، تزول الجبال و لا يزول، هو مني و أنا منه. قالوا: يا رسول اللّه، من هو هذا؟ قال: علي بن أبي طالب صلوات الله علیه ، نور اللّه‌ بين عينيه. 🍐شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ‌2/405 روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که گروهی از یارانش نزد او بودند، فرمود: «دلی پاک و نفسی پاک دارد؛ سخنی راست می‌گوید و عملی نیکو انجام می‌دهد. کوه‌ها فرو می‌ریزند، اما او فرو نمی‌ریزد. او از من است و من از اویم.» پرسیدند: «ای رسول خدا، این کیست؟» فرمود: «علی بن ابی طالب صلوات الله علیه ، که نور خدا در میان چشمانش می‌درخشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5330 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلَ أَبُو حَنِيفَةَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه فَقَالَ لَهُ رَأَيْتُ ابْنَكَ مُوسَى صلوات الله علیه يُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَنْهَاهُمْ وَ فِيهِ مَا فِيهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه ادْعُوا لِي مُوسَى فَدُعِيَ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ إِنَّ أَبَا حَنِيفَةَ يَذْكُرُ أَنَّكَ كُنْتَ تُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَلَمْ تَنْهَهُمْ فَقَالَ نَعَمْ يَا أَبَةِ إِنَّ الَّذِي كُنْتُ أُصَلِّي لَهُ كَانَ أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْهُمْ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ قَالَ فَضَمَّهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه إِلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا مُودَعَ الْأَسْرَارِ. 🍐الكافي 3/297 محمّد بن مسلم گوید: ابو حنیفه خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و به آن حضرت گفت: فرزندت موسی علیه السّلام را دیدم که نماز می گزارد و مردم از برابر او می گذشتند و او آن ها را از این کار بازنمی داشت و این کار از جانب او قصور و کوتاهی است. امام صادق علیه السّلام فرمود: موسی را نزد من فراخوانید. وقتی آمد به او فرمود: ای فرزندم! ابو حنیفه می گوید: تو نماز می گزاردی و مردم از برابرت می گذشتند و تو آن ها را بازنمی داشتی. عرضه داشت: آری، ای پدر! زیرا کسی که من برای او نماز می گزاردم، از مردم به من نزدیکتر بود؛ همچنان که خداوند عزّ و جلّ می فرماید:«و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم». راوی گوید: امام صادق علیه السّلام او را به آغوش کشید سپس فرمود: ای فرزندم! پدر و مادرم به فدای تو باد! ای جایگاه امانت ها و رازهای الهی.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5329 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ صلوات الله علیه قَالَ: نَحْنُ عِنْدَهُ ثَمَانِيَةُ رِجَالٍ فَذَكَرْنَا رَمَضَانَ فَقَالَ لَا تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لَا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لَا جَاءَ رَمَضَانُ فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ لَا يَجِي‌ءُ وَ لَا يَذْهَبُ وَ إِنَّمَا يَجِي‌ءُ وَ يَذْهَبُ الزَّائِلُ وَ لَكِنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضانَ‌ فَالشَّهْرُ الْمُضَافُ إِلَى الِاسْمِ وَ الِاسْمُ اسْمُ اللَّهِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ‌ جَعَلَهُ اللَّهُ مَثَلًا فِي هَذَا الْمَكَانِ فِي الْأَصْلِ لَا يُفْعَلُ الْخُرُوجُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لِزِيَادَةِ الْأَئِمَّةِ صلوات الله علیهم وَ عِيداً أَلَا وَ مَنْ خَرَجَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ بَيْتِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ نَحْنُ سَبِيلُ اللَّهِ الَّذِي مَنْ دَخَلَ عَلَيْهِ‌ يُطَافُ‌ بِالْحِصْنِ‌ وَ الْحِصْنُ هُوَ الْإِمَامُ فَيُكَبِّرُ عِنْدَ رُؤْيَتِهِ كَانَتْ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَخْرَةٌ أَثْقَلُ فِي مِيزَانِهِ مِنَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ قُلْتُ يَا بَا جَعْفَرٍ وَ مَا الْمِيزَانُ فَقَالَ إِنَّكَ قَدِ ازْدَدْتَ قُوَّةً وَ نَظَراً يَا سَعْدُ رَسُولُ اللَّهِ صلی اللّه علیه وآله الصَّخْرَةُ وَ نَحْنُ الْمِيزَانُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ فِي الْإِمَامِ‌ لِيَقُومَ النَّاسُ‌ بِالْقِسْطِ قَالَ وَ مَنْ كَبَّرَ بَيْنَ يَدَيِ الْإِمَامِ وَ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ رِضْوَانَهُ الْأَكْبَرَ وَ مَنْ كَتَبَ اللَّهُ رِضْوَانَهُ الْأَكْبَرَ يَجِبُ أَنْ يَجْمَعَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُحَمَّدٍ ص وَ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْجَلَالِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا دَارُ الْجَلَالِ قَالَ نَحْنُ الدَّارُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ‌ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‌ فَنَحْنُ الْعَاقِبَةُ يَا سَعْدُ وَ أَمَّا مَوَدَّتُنَا لِلْمُتَّقِينَ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‌ تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‌ فَنَحْنُ جَلَالُ اللَّهِ وَ كَرَامَتُهُ الَّتِي أَكْرَمَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْعِبَادَ بِطَاعَتِنَا. 🍐بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ‌1/311 سعد از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که ما هشت نفر در خدمت آن جناب بودیم، صحبت رمضان شد. فرمود: نگویید این رمضان است، و نگویید رمضان رفت، و نگویید رمضان آمد. زیرا رمضان یکی از نامهای خدا است و نمی توان نسبت رفتن و آمدن به ذاتش داد. رفتن و آمدن مربوط به اشیاء زائل است ولی بگویید ماه رمضان. ماه را به رمضان اضافه کنید، نام نام خدا است. ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده، خداوند آن را مَثلی برای اهل بیت و عید مؤمنین قرار داد. بدانید، هر کس در ماه رمضان از خانه خود خارج شود و رهسپار راه خدا گردد - ما همان راه خدا هستیم - هر کس وارد این راه شد، به دور دژی محکم می گردد و دژ محکم امام است و با دیدن امام تکبیر بگوید، در کفه حسنات او سنگی نهاده می شود، سنگین تر از آسمانها و زمین های هفت گانه و آنچه در آنها و بین آنها و زیر آنها است. عرض کردم: آقا میزان چیست؟ فرمود: تو نیرو و نظر بیشتری پیدا کردی. سنگ پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله و ما میزان هستیم. اشاره به همین مطلب است فرموده خدا در این آیه: {تا مردم به انصاف برخیزند.} فرمود: هر کس در مقابل امام تکبیر بگوید و بگوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» وحده لا شریک له، خداوند رضوان اکبرش را برای او لازم می شمارد و هر کس مشمول رضوان اکبر خدا شود، در خدمت ابراهیم و محمّد و پیمبران در دار الجلال خواهد بود. عرض کردم: دار الجلال چیست؟ فرمود:ما دار هستیم و این آیه همان است:{آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است.} عاقبت در این آیه ما هستیم ای سعد، اما مودت و دوستی ما متعلق به متقین است. خداوند می فرماید:{خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت.} ما جلال اللَّه و کرامت او هستیم که بندگانش را به وسیله اطاعت از ما گرامی داشته.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5328 وَ رُوِيَ عَنْهُ صلوات الله علیه أَنَّهُ قَالَ‌ كُنَّا ظِلَالًا تَحْتَ‌ الْعَرْشِ‌ قَبْلَ خَلْقِ الْبَشَرِ وَ قَبْلَ خَلْقِ الطِّينَةِ الَّتِي مِنْهَا الْبَشَرُ أَشْبَاحاً عَالِيَةً لَا أَجْسَاماً نَامِيَةً إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَعْرِفُ كُنْهَهُ إِلَّا ثَلَاثَةٌ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَهُ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَإِذَا انْكَشَفَ لَكُمْ سِرٌّ أَوْ وَضَحَ لَكُمْ أَمْرٌ فَاقْبَلُوا وَ إِلَّا فَاسْكُتُوا تَسْلَمُوا أَوْ رُدُّوا عِلْمَهُ إِلَى اللَّهِ فَإِنَّكُمْ فِي أَوْسَعِ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ. 🍐عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية ‌4/129 امیرالمومنین علی صلوات الله علیه فرمود:پیش از آفرینش انسان‌ها و پیش از آفرینش گلی که انسان از آن خلق شد، ما سایه‌هایی زیر عرش خدا بودیم، و به صورت شبح‌هایی بلندمرتبه و عالی‌رتبه بودیم، نه بدن‌هایی رشدکننده، حقیقتاً امر ما صعب و مشکل است و دسترسی بدان نیز مشکل است. کنه و حقیقت امر ما را نمی‌فهمند مگر سه دسته: فرشته‌ای مقرب درگاه خداوندی یا پیغمبری که از جانب خدا فرستاده شده، و یا بنده‌ای که خداوند دل او را به ایمان امتحان نموده باشد. بنابراین، چون سری از اسرار ما برای شما کشف گردید و یا امری از امور برایتان روشن شد، آن را بپذیرید و قبول کنید، و گرنه ساکت باشید تا جان به سلامت در ببرید و علم آن را به خدا بازگشت دهید، در این صورت شما در فضای وسیعی خواهید بود، که از فاصله میان زمین تا آسمان وسیع‌تر است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‌ وَ العَن أعدائهم أَجْمعين 🍎فضیلت شماره 5327 الْخَطِيبُ فِي تَارِيخِهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْخَلَّالِ قَالَ‌ مَا هَمَّنِي أَمْرٌ فَقَصَدْتُ قَبْرَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ صلوات الله علیه وَ تَوَسَّلْتُ بِهِ إِلَّا سَهَّلَ اللَّهُ تَعَالَى لِي مَا أُحِبُ‌ وَ رُئِيَ فِي بَغْدَادَ امْرَأَةٌ تُهَرْوِلُ فَقِيلَ إِلَى أَيْنَ قَالَتْ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ صلوات الله علیه فَإِنَّهُ‌ حُبِسَ‌ ابْنِي‌ فَقَالَ لَهَا حَنْبَلِيٌّ إِنَّهُ قَدْ مَاتَ فِي الْحَبْسِ فَقَالَتْ بِحَقِّ الْمَقْتُولِ فِي الْحَبْسِ أَنْ تُرِيَنِي الْقُدْرَةَ فَإِذَا بِابْنِهَا قَدْ أُطْلِقَ وَ أُخِذَ ابْنُ الْمُسْتَهْزِئِ بِجِنَايَتِه‌. 🍐مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ‌4/305 در بغداد زنی دیده شد که می‌دوید. به او گفته شد کجا میروی؟! گفت : به سوی موسی بن جعفر (علیهما السلام) چراکه پسرم زندانی گشته است. مردی حنبلی مذهب (به نشانه تمسخر) به او گفت : موسی بن جعفر خودش در زندان درگذشته است! آن زن گفت : خدایا بحق آن کشته شده در زندان قدرتت را نشانم بده. پس فرزند آن زن آزاد شد از زندان و فرزند آن مرد حنبلی مذهب به خاطر جرمی زندانی گشت.